قاسم روانبخش
دستگیری نظامیان متجاوز انگلیسی در آبهای ایران و آزادی آنها در آستانه میلاد باسعادت پیامبر اعظم (ص)، ایران اسلامی را طی سه هفته در صدر اخبار رسانههای جهان قرار داد. این ماجرا که باعزت و اقتدار جمهوری اسلامی و خواری زبونی روباه پیر انگلیس پایان یافت، تحسین جهانیان را نسبت به دیپلماسی فعال و تدبیر سیاسی مسؤولان ایرانی برانگیخت. از این نظر، شایسته است این موضوع را از جهات گوناگون، نقد و بررسی کنیم.
1. دستگیری نظامیان متجاوز انگلیسی توسط مرزداران ایران اسلامی نشان داد که نیروهای سپاه اسلام، تمام تحرکات دشمن را در خلیج همیشه فارس کاملاً زیرنظر دارند و از وجب به وجب مرزهای آبی و خاکی کشورمان دفاع میکنند.
2. دستگیری 15نظامی مسلح انگلیسی توسط یک رزمنده ایرانی که با بالگرد انگلیسی حمایت میشدند، نشان از شجاعت، روحیه بالا و توان نیروهای خودی و ترس و زبونی نیروهای انگلیسی و آمریکایی دارد. در این جریان، رزمنده دلاور ایرانی اسلامی با کوبیدن قایق خود به یکی از شناورهای دشمن و تهدید آنها، همه 15 نفر را دستگیر میکند. دو سال پیش نیز هنگامی که تعدادی از نیروهای زبده انگلیسی در آبهای اروند دستگیر شدند، ترس شدید موجب انفعال کامل آنها شده بود! این در حالی است که چندی پیش هم رزمندگان ما با یک فروند زیردریایی ضد رادار، آرم جمهوری اسلامی را بر بدنه ناو آمریکایی حک کرده بودند.
معلوم نیست آمریکا و انگلیس با این نیروهای زبده! چگونه میخواهند ملت ما را از جنگ و عملیات نظامی بترسانند!
3. نتایجی که تاکنون از دستگیری نظامیان انگلیس به دست آمده، عبارتند از:
الف) جلوگیری از عملیات جاسوسی که شبکه اسکای نیوز آن را فاش کرد
ب) اثبات توان بالای نظامی و اقتدار ایران اسلامی در جهان
ج) نشاندن داغ پشیمانی نیروهای انگلیسی
د) وحشت نیروهای آمریکایی و همپیمانانش از نزدیک شدن به آبهای ایران اسلامی؛ به طوری که فرمانده نیروهای آمریکایی در منطقه به نیروهای خود دستور داده است به آبهای ایران نزدیک نشوند.
4. در دست داشتن ابتکار عمل و تسلیمناپذیری ایران اسلامی؛ انگلیس در ابتدا به جای عذرخواهی به اقدامات ماجراجویانه روی آورد و کوشید تا با اهرم شورای امنیت و اتحادیه اروپا و... مسؤولان ایران را بترساند، تا از این راه به آزادی نیروهایش دست یابد؛ سپس با واسطه قرار دادن دولتهای ترکیه، افغانستان، عربستان، اندونزی، روسیه و... نیز به نتیجه نرسید. سرانجام مجبور شد به خواست جمهوری اسلامی گردن نهد و با فرستادن نامه رسمی عذرخواهی و تعهد به پرهیز از تجاوز دوباره، زمینه آزادی آنها را فراهم کند؛ ولی انگلیسیها باور نمیکردند نیروهایشان به این زودی آزاد شوند.
5. اصل غافلگیری و انتخاب بهترین فرصت؛ در حالی که جهان غرب به ویژه آمریکا و انگلیس با بوقهای تبلیغاتی خود، جنجال و هیاهو علیه ملت ایران به راه انداخته بودند و تلاش میکردند تهران را ماجراجو و جنگطلب معرفی کنند، اقدام غیرقابل پیشبینی رئیس جمهور در آزادی نظامیان انگلیسی، آن هم با کت و شلوار و اهدای هدایای فرهنگی، همه تحلیلها و تبلیغات مسموم غربیها را باطل کرد و به جهان نشان داد که ایران اسلامی به صلح و آرامش میاندیشد.
6. مهندسی آزادی نظامیان به گونهای بود که تحسین همگان را برانگیخت.
الف) در حالی که بیش از 120 خبرنگار از 80 کشور جهان در کنفرانس خبری رئیس جمهور حضور داشتند و آن را لحظه به لحظه به جهان، مخابره و برخی خبرگزاریهای معروف جهان مانند بیبیسی، سیانان، الجزیره، العربیه، العالم و... مصاحبه رئیس جمهور را مستقیم پخش میکردند، رئیس جمهور در وسط برنامه از فرمانده مرزبانان تقدیر به عمل آورد و به ایشان نشان شجاعت اعطا کرد. این اقدام، هم تقویت روحیه رزمندگان را در پی داشت و هم موجب تشویق آنها برای هوشیاری بیشتر شد.
ب) انتخاب جانباز شیمیایی (آقای نوباوه) به عنوان مجری برنامه نیز ابتکار جالبی بود؛ چرا که هم موجب تقویت روحیه جانبازان عزیزمان شد و هم ایشان را به عنوان سند زنده جنایت غربیها در دادن سلاحهای شیمیایی به صدام، به جهان نشان داد.
ج) آزادی داوطلبانه نظامیان متجاوز از سوی ایران در شب میلاد باسعادت پیامبر رحمت (ص) و امام صادق (ع) و در آستانه عید پاک مسیحیان، اقدام جالب دیگری بود که جهان را به سوی اخلاق نیکوی پیغمبر خدا (ص) جذب کرد. با این اقدام، خط بطلانی بر تبلیغات سنگین چندین ساله غربیها مبنی بر خشونتطلب بودن آن... حضرت و کاریکاتورهای موهن آنها در این راستا کشید.
د) سفارش رئیس جمهور به بلر مبنی بر آزار ندادن متجاوزان به دلیل اعتراف به واقعیت تجاوز و عذرخواهی آنها، نکته جذاب دیگری بود که بلر را برای هرگونه خیمهشب بازی در آینده خلع سلاح کرد.
7. اقدام تهران مبنی بر دستگیری متجاوزان و آزادی آنها به صورتی که انجام گرفت، موضوع قطعنامه هستهای شورای امنیت علیه ایران و فعالیت نیروهای استکبار در خارج و داخل را خنثا کرد که میخواستند فضای کشور را بحرانی جلوه دهند. به واقع، هدف اصلی استکبار از صدور قطعنامههای مذکور، ترساندن ملت و القای بحران در داخل کشور بود تا از این راه بتوانند فشارهایی بر دولت ایران وارد کنند که با این اقدام، همه امید آنها ناامید شد.
8. نقش مطبوعات داخلی در این ماجرا قابل تأمل است. یکی از سیاستمداران انگلیسی گفته بود که متأسفانه در ایام عید نوروز مطبوعات ایران تعطیل هستند؛ همه امید ما به فضاسازی است که مطبوعات دوست ما پس از آغاز به کار در سال جدید خواهند داشت! این روزنامهها به مجرد فعال شدن در اقدامی هماهنگ ابتدا کوشیدند در تیتر اخبار خود، از واژه «ملوانان» و «دریانوردان» بهره گیرند، تا القا کنند که این افراد اصلاً نظامی نبودهاند!
بوش هم در همین راستا آنها را «گروگان» خواند! برخی از این مطبوعات در ادامه سعی کردند عملیات دستگیری نظامیان متجاوز را زیر سؤال برده، چنین وانمود کنند که ایران به دشمن بهانه داد! پس از آزادی آنها هم، به شیوه آزادی و نیز بهرهگیری رئیس جمهور از اصل غافلگیری اعتراض کردند و سرانجام روزنامه آیندهنو، دادن هدایا از سوی دولت جمهوری اسلامی را مورد تمسخر و انتقاد قرار داد!
9. خیمهشب بازی انگلیسیها؛ پس از آزادی متجاوزان انگلیسی، همانگونه که انتظار میرفت، آنها را به یک پایگاه نظامی بردند و پس از چند روز قرنطینه، شش نفر از آنها را برای خواندن متن از پیش آماده شده و بدون حضور خبرنگاران، در برابر دوربین تلویزیون آوردند تا آنچه را که در ایران اعتراف کرده بودند، انکار کنند! آنها از روی آن نوشته، خواندند که در آبهای ایران نبودهاند! در حالی که اسناد موجود به دست آمده از خود آنها حضورشان در آبهای ایران را تأیید میکرد و خودشان در برابر دوربینهای تلویزیون، از روی نقشه، موقعیت خودشان را هم نشان داده بودند. این اقدام دولت تونی بلر چنان خندهدار مسخره بود که برخی سیاستمداران غربی و روسی، آن را خیمهشب بازی بلر نامیدند. روزنامه ماسکوفسکی نوشت: تهران با هدیه عید پاک خود، در نبرد تبلیغاتی با انگلیس برنده شد و اما لندن به رغم آزادی ملوانان، باخت.
روزنامه القدس العربی چاپ لندن نیز نوشت: ایران در مسأله نظامیان متجاوز انگلیسی، هم در بُعد دیپلماتیک، پیروز شدو هم در بعد دیپلماتیک، پیروز شد. جان بولتون هم در مصاحبه با رادیو آمریکا گفت: در هر صورت، پیروز میدان در مسأله تفنگداران، ایران و احمدینژاد است.
10. در هر صورت، عملکرد کمتر از دو سال عمر دولت نهم، نشان داد که این دولت در عرصه سیاست خارجی حرف اول را میزند و موضع آن انفعالی نیست؛ بلکه ابتکار عمل همواره در دست دولت و ملت ایران است.