فرامرز اصغری
درحالیکه در سالهای اخیر دولتمردان آمریکا از واژه جنگ با تروریسم برای توجیه جنایات و توسعهطلبیهای خود در عرصه بینالملل بهرهبرداری میکردند، کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان این کشور با حذف این واژه چالشی دیگر برای کاخ سفید به ارمغان آورد.
پس از حوادث 11سپتامبر دولتمردان کاخ سفید برای توجیه اقدامات نظامی در خارج از مرزها، واژه تروریسم بین الملل را مطرح نمودند. آنها با بهانه قرار دادن افزایش تروریسم که محور ناامنیهای بینالمللی است اولا رضایت مردم را برای توسعه توان نظامی و حضور در سایر نقاط جهان را کسب کردند ثانیا راه را برای تجاوز به افغانستان و عراق هموار ساختند.
نکته مهم آنکه در طول این سالها آنها هرگز تعریف دقیقی از واژه تروریسم و معیارهای آن ارائه نداده و دکترین حمله پیش دستانه را بر اصل هر که با ما هست دوست و هر که با ما نیست تروریسم است تدوین نمودند. آنچه در ادامه بهرهبرداریهای سیاسی و نظامی آمریکا از واژه تروریسم قابل تامل میباشد، اقدام کمیته نیروهای مسلح نمایندگان ایالات متحده مبنی بر حذف واژه جنگ علیه تروریسم و جایگزینی جنگ در افغانستان و عراق است این اقدام که با خطر مقامات کاخ سفید همراه گردیده در شرایطی مطرح میشود که:
1- پس از گذشت 6 سال از تدوین دکترین مبارزه با تروریسم(حمله پیشدستانه) به رغم تمام شعارها و وعدههای داده شده، آمریکا و متحدانش هیچ موفقیتی در این راه کسب نکردهاند. تشدید تلفات نیروهای اشغالگر در عراق و افغانستان و حملات گسترده در این کشورها، نشانههایی بر شکست این طرح میباشد. با توجه به اینکه شکست در این سیاست، جایگاه جهانی آمریکا را خدشهدار ساخته است، نمایندگان آمریکا امیدوارند تا با حذف واژه جنگ علیه تروریسم امیدوارند تا از تخریب بیشتر چهره شورشیان در عرصه بینالملل جلوگیری نمایند.
2- از سیاستهای دموکراتها ایجاد آرامش امنیتی بر کشورشان است. در سالهای اخیر کاخ سفید به بهانههای امنیتی فضایی از رعب و وحشت را بر ایالات متحده حکمفرما ساختهاند. در این شرایط دموکراتها و کنگره آمریکا که راه تقابل با کاخ سفید را در پیش گرفتهاند با حذف واژه جنگ علیه تروریسم برای اعلام برقراری آرامش بر کشور تلاش میکنند تا شکستی دیگر را بر کاخ سفید تحمیل نمایند.
3- نکته اساسی در عرصه سیاسی ایالات متحده، بهرهبرداری بوش از قانون مبارزه با تروریسم برای اجرای اهدافش میباشد. وی با استفاده از اختیاراتی که از این واژه کسب نموده همواره به وتوی خواستههای کنگره، اجرای سیاستهای توسعهطلبانه در عرصه بینالملل پرداخته است. با عنایت به تقابل کنگره با بوش، تغییر واژه جنگ علیه تروریسم به نوعی محدودکننده اختیارات بوش میباشد که آن را در برابر خواستههای کنگره تضعیف خواهد نمود(بودجه و اعزام نیرو به عراق محور این تقابل است).
4- افشای دروغین بودن شعار مبارزه با تروریسم موجب خودداری مردم آمریکا از حمایت از جنگ عراق و افغانستان گردید. با عنایت به این واقعیت که دموکرات و جمهوریخواه حضور در عراق و افغانستان را امری ضروری میدانند(در روش تفاوت دارند) تلاش آنها جلب حمایت مردمی برای استمرار اشغالگری میباشد. تغییر واژه جنگ علیه تروریسم به جنگ در عراق و افغانستان، این تحرکات را از امری جهانی به امری ملی تبدیل میکند که میتواند تا حدودی در گرایش مردم بر حمایت از جنگ موثر واقع گردد. (البته مردم خواستار پایان اشغالگری میباشند که این امر میتواند شکست طرح را در پی داشته باشد).
5- از مسائل قابل تامل در روند سیاست خارجی آمریکا، گرایش آن به احیای نفوذ در خاورمیانه بویژه در کشورهای عربی میباشد. در سالهای اخیر به کارگیری واژه جنگ علیه تروریسم موجب خدشهدار شدن جایگاه آمریکا در منطقه شده است. با توجه به نیاز واشنگتن به همکاری با کشورهای خاورمیانه بویژه برای گرایش اعراب به تحولات عراق و سرزمینهای اشغالی فلسطین، آمریکا تلاش دارد تا به هر نحو ممکن به بهبود چهره خود در جهان اسلامی بپردازد و آنها امیدوارند تا با تبدیل واژه جنگ علیه تروریسم به جنگ عراق و افغانستان در ظاهر مسلمانان را از جرگه تروریسم خارج نمایند تا در سایه آن اهداف خود را محقق سازند. البته آنها در واژه جنگ در عراق و افغانستان همچنان جهان اسلام را تهدیدی برای خود و امنیت جهان معرفی میکنند اما در ظاهر از شعارهای گذشته فاصله میگیرند.
براساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که تغییر واژه جنگ علیه تروریسم به جنگ در عراق و افغانستان بیانگر شکست ایالات متحده در شعارهای جهانی خود میباشد که سالها به اتکاء آن به توسعهطلبی در جهان پرداخت. این امر که چالشهایی برای زیادهخواهیهای بوش به همراه خواهد داشت میتواند به چالشی دیگر در روابط کنگره و کاخ سفید منجر گردد که تشدید کننده تقابل آنها خواهد بود. البته آنها با اعلام واژههای جدید همچنان اشغالگری را در دستور کار دارند که بیانگر استمرار سیاستهای توسعهطلبانه آنها به رغم شکستهای پیاپی میباشد.