قربانعلی سامعی- گرمسار
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولادالحسین و علی اصحاب الحسین.
... غم و اندوهی جانکاه عالم هستی را فرا گرفت است. غم تنهایی حسین، غم پیکرهای خونین افتاده در زیر آفتاب سوزان، غم گلوی پاره شده از تیر ظلم، غم پاهای برهنه کودکان و خارهای مغیلان، غم عاشورای حسین، غم کربلا.
اینک دیگر اشکها را در دیدگان تکیهگاهی نیست، اینک زنجیرها با شدن هرچه تمامتر به پشتها فرود میآیند و طبلها بلندترین نعرههای خویش را فریاد برمیآورند.
اینک آدمیان را آرام و قراری نیست، اینک کربلا غوغاست و آنان که راه کربلا را در برابر خویش میبینند و به بارگاه فرزندان حسین میشتابند و ندای یا حسین سر میدهند. اینک ظهر عاشوراست و استان قدس رضوی مملو از زوار حسین(ع) است آنانی که به عشق حسین(ع) بیرقهای ماتم و عزا را برافراشتهاند. اینک در آستان فرزندان شهید مظلوم گرد آمدهاند. در زیر آفتاب سوزان نماز گزاردهاند و اینک گرداگرد حرم نوحه میخوانند و سینه میزنند.
عقربههای ساعت آرام آرام حرکت میکنند و به پیش میروند. دیگر تا لحظه موعود و بر پا گشتن عاشورایی دیگر فرصتی باقی نماندهاست. نوای «حسین حسین» اوج میگیرد و ناگهان ملائکه آسمان بال میگسترانند و باز هم شهادت، خوبان امت رسول را گلچین میکند. بوی دود باروت با عطر شهادت درهم میآمیزد.
اینک اینجا هزاران نشان از کربلا دارد. ترکشی دست عزاداری را که تا لحظاتی پیش بر سینه میخورد قطع کرده است، گلوی نازنینی که هنوز صدای حسین حسین از آن به گوش میرسد پاره گشته است، سینهای را که از عشق میسوخت اینک خون دربرگرفته و دبدهای که تا لحظاتی پیش چون ابر بهاری در ماتم حسین میگریست اینک بسوی کربلا دوخته شده. آن کودکی که در آغوش پدر لبهای خود را به ضریح مطهر دوخته بود اینک با علی اصغر حسین همراه شده، او هم ترکش سه شعبهای بر گلو دارد و او هم بر روی دستان پدر خویش به آسمانها پرواز کرده است. خدایا، آن پای قطع شده از آن کیست، آن پیکر غرقه در خون از آن کدام زائر حسین(ع) است. خدایا، باز هم دستهای قطع شده میبینم، بازهم گلوی بریده میبینم، بازهم پیکری را میبینم که حتی یک جای سالم ندارد اما این بار نه در کربلا، این بار در استان مقدس علی بنموسی الرضا(ع)
خدایا دیوارهای فرو ریختهاند و ترکشها ضریح مقدس را نشانه رفتهاند. خدایا زائرین حسینی به آستان مقدس رضوی آمدهاند تا در کنار دیگر عزاداران حسین گریه کنند، آمدهاند تا به امام غریب خویش تسلیت بگویند و اینک زائرین حسین در کنار لالههای خونین دیگر آرمیدهاند و رو بسوی مرقد سالار شهیدان نمودهاند و در کنار یاران حسین مأوا گرفتهاند. خدایا پیکر غرقه در خونشان قلب را میشکند و از دیدگان خون جاری میکند. خدایا، کدامین نانجیب باردیگر حرمت اما ما را شکست، کدامین نامسلمان در روز عاشورا حسینیان را به شهادت رساند. خدایا نمیدانم چگونه باید نوحهسرایی کنم و از کدامین مصیبت بنویسم. از کربلای حسین بنویسم یا از کربلائیان مشهد مقدس گوشها آنچه را که شنیده است باور ندارند، دیدگان آنچه را که میبیند خواب میپندارد، براستی اینان چه کردهاند، آری این از خدا بی خبران کوس رسوایی خویش را دگر بار زدند. اینان نشان خویش را ابرهه و حجاج را به تماشا گذارند. اینان نشان دادند که فیلهای ابرهه را مرکب گرفتهاند و سنگهای آتشین حجاج سلاح پیکارشان است. اینبار نانجیبان خاطره سنگ باران کعبه و شخم زدن کربلا را زنده کردند. کلنگی که قبور ائمه هدی در بقیع را تخریب کرد در دستان پلیس اینان دیده میشود و اینانند که گلولههای توپ را بسوی مرقد حسین گرفتند. اینان براستی نیزه داران یزیدند که سالهای قبل در روز عاشورا در سرزمین کربلا حسین و یارانش را به شهادت رساندند. و اینک در ظهر عاشورا در آن لحظاتی که دیگر حسین را یاوری نیست و شیرمردانی چون حر، حبیب، قاسم، اکبر، اصغر و عباس شهید گشتهاند، در لحظاتی که دیگر حسین را رمقی باقی نمانده است، این نابکاران، محبان حسین را در حرم رضوی به شهادت رساندند و نشان دادند که حسین را دشمنند و از دشمنی حسین است که گلولههایشان فرق مطهری را نشانه میرود و بمبهایشان پیکر دستغیب را پارهپاره میکند و دست بهشتی را از پیکر جدا.
از دشمنی حسین است که در روز شهادت حسین و در بارگاه فرزند حسین زائرین حسین را شهید میکنند چرا که میدانند اگر حسین و کربلا و عاشورا نبود تیشه زر و زور و تزویر معاویه درخت اسلام را قطع کرده بود. این حسین بود که یزیدیان را رسوا کرد، این حسین بود که شمشیرها را بر جان و دین جد خویش را یاری کرد. این حسین بود که زینبش کاخ یزید را به لرزه درآورد و هر ساله یاران حسین بر سر و سینه زنان یاد او را که همان یاد اسلام است، پاس میدارند.
اینان از حسین کینه به دل دارند، زوار حسین را شهید میکنند و مسلم آنکه خون زوار حسین نفاق را رسوا خواهد کرد. باید یاد و خاطره زوار حسین را زنده نگه داشت. باید از این سال به بعد دو کربلا را پاس داشت، باید از این به بعد دو عاشورا را عزا گرفت، باید بر مشهد زوار حسین قبر شش گوشی بنا نمود باید بر سنگ مزار این شهیدان گلگون نوشت: «شهیدی از عاشورائیان»
باید در هر مصیبتی نوحه سرداد «سلام بر عاشورائیان» سلام بر عاشورائیان کربلا و مشهد مقدس، سلام بر عاشورائیان سال 61 هجری و سال 1415 هجری سلام بر آن پروانههای خونین بالی که گرداگرد حرم دوست طواف کردند و آتش نفاق بال و پرشان را سوزاند و آنان با سوختن خویش سراجهای منیری شدند که نقاب از چهره نفاق برگرفتند. سلام بر شهیدان عاشورای حسینی