انتشار روزانه اخبار ترور، انفجار بمبها، تخریب اماکن و کشتار مردم در عراق برای رسانههای خبری عادی شده است. عراق در عدم امنیت بسر میبرد، جملهای که همه رسانهها آن را باور دارند و با انتشار گزارشهای خبری مخاطبان خود را به واقعیت عدم امنیت در عراق عادت دادهاند. امّا واقعیت زندگی عادی در کشور عراق نشان میدهد که مردم آن به کمترین حد از احساس امنیت عادت کردهاند و زندگی خود را با شرایط موجود انطباق دادهاند.
از سوی دیگر افرادی نیز که به عراق سفر کردهاند و از نزدیک شاهد زندگی عادی مردم آن بودهاند، میگویند که، اگرچه در عراق عدم امنیت وجود دارد، اما انعکاس حوادث از طریق رسانههای خبری، همواره با «غلو» آمیخته است و گستره عدم امنیت در این کشور را بسیار وسیعتر از آنچه هست، تبلیغ و ترسیم میکنند. گزارش کسانیکه از عراق آمدهاند چنین است که عراق در اشغال نظامی است و در کشوری که در اشغال نظامی باشد همواره موضوع «امنیت» را باید نسبی دید و شکننده.
مرکز عدم امنیت بغداد است که مرکزیت حکومتی و شهر خبرساز برای رسانههای بینالمللی است. از بغداد و ناحیه آن که فاصله بگیرید و بیرون بیاید در منطقه وسیع کردستان عراق در نواحی استانهای کربلا و نجف و یا اطراف بصره امنیت نسبی وجود دارد. عدم امنیت در این بخشها اگر هم بصورت موردی دیده میشود، روال زندگی عمومی و عادی مردم را بهم نزده است، بخصوص که بخش وسیعی از عراق و مناطق آن، هنوز هم تعریف حدود و موقعیت عشیرهیی خود را دارد و هر عشیره، چتر حفاظتی و امنیتی خود را محفوظ نگهداشته است.
با همه این تفاسیر و تفاوت نگاه، دو واقعیت از عراق امروز انکارناپذیر است. اوّل، در مقایسه امنیت امروز با دوران صدام، مردم عراق آن را یک فاجعه بعد از سقوط صدام میدانند و عراق در مقایسه با گذشته، روز به روز در نابسامانی بیشتر و عدم امنیت وسیعتر پیش میرود. دوّم، عراق امروز یک عراق آزاد نیست، کشوری که در اشغال نظامی است و مانور قدرت حاکمیت از پارلمان تا دولت محدود است. هنوز پرونده امنیتی عراق بطور کامل در دست دولت این کشور نیست و اداره امنیتی این کشور را آمریکاییها و اداره تشکیلات اطلاعاتی و اجرایی امنیتی را سفیر آمریکا در بغداد هدایت میکند.
حال با این مقدمه نگاهی داریم به انفجار اخیر، که در مجلس نمایندگان عراق صورت پذیرفته است و تعدادی از نمایندگان عراقی گویا پنج نفر (هنوز آمار دقیق و رسمی کشتهشدگان و مجروحان این حادثه را ندادهاند) کشته شدهاند و بخشی از ساختمان پارلمان آسیب دیده است.
انفجار پل بزرگ در بغداد که بصورت ویژه از آن محافظت میشد. همزمان با انفجار در پارلمان، دو انفجاری است که از جهت مکان آن و اهمیت امنیتی برداشتهای گوناگونی را موجب شده است. میتوان نقدها و تفاسیر از این حادثه را چنین خلاصه کرد.
1- منطقهیی که پارلمان عراق در آن قرار دارد، همان منطقهیی است که دفتر نخست وزیری، ساختمان چندین وزارتخانه و سفارت آمریکا در بغداد، در همین محدوده است و آن را منطقه ویژه با حفاظت خاص که در کنترل کامل ارتش آمریکا است میدانند. بنابر گزارش، جوانی که بمبها را بخود بسته بود به محل پارلمان میرود و با حالت انتحاری خود و پارلمان را به انفجار میکشاند. از پل بزرگ نیز بصورت دائمی محاظفت میشد و دارای یک قرارگاه نظامی دائمی برای امنیت آن بود. انفجار آن بصورتی که عملاً پل نصف شده است و فرو ریخته. پرسشهای بسیاری را در اذهان ایجاد کرده است. این هر دو محل، در حوزه امنیتی ویژه نیروهای آمریکایی بوده، بطوریکه تنها با بازرسیهای مکرّر برای افراد امکان نزدیک شدن به این منطقه و یا ورود به پارلمان وجود دارد. بنابراین:
2- دو احتمال را میتوان در نظر گرفت. الف: این دو انفجار از سوی آمریکاییها انجام گرفته، آنهم در شرایطی که فقط چند روز از تظاهرات میلیونی مردم عراق علیه آمریکا و انگلیس میگذرد. آمریکاییها با هدایت این انفجارها به عراقیها هشدار شدید دادهاند که اگر عراق را ترک کنند، این کشور و دولت آن فرو پاشیده و کشور در هرج و مرج کامل فرو میرود.
ب: ناتوانی شبکه امنیتی ـ نظامی آمریکا و دولت عراق از کنترل منطقه ویژه و امکان شکستن آن توسط تروریستها که تا داخل پارلمان عراق نیز میتوانند نفوذ کنند و عملیاتی انجام دهند. این برداشت نشان میدهد که سربازان آمریکایی چقدر خسته شدهاند و حضور خود را در عراق غیرقابل تحمل میدانند. ناتوانی آنها در حفاظت از مرکزیت امنیتی که در دایره حفاظتی از اولویت اول برخوردار است، زنگ خطر بزرگی است هم برای «جرج بوش» و هم برای دولت عراق.
در این هر دو برداشت که در مطبوعات غربی نیز آمده است، بار دیگر دولت جرج بوش محکوم شده است و سیاست او در عراق را شکست خورده نامیدهاند.
3- طرح امنیتی جدید که مسئولیت آن را «نوری المالکی» بعهده دارد، با این دو انفجار ضربه شدیدی دیده است، آنهم در حالیکه بسیار تبلیغ میشد که این طرح به نسبت گذشته موجب ایجاد فضای قابل قبول از امنیت عمومی شده است و موفق میباشد. اینک پارلمان عراق، محل قانونگذاری و اداره اصلی کشور ناامن شده و نمایندگان امنیت جانی خود را در معرض خطر میبینند، بخصوص که معلوم نیست چه کسی مسئولیت این شکست را میپذیرد!؟
برای «جرج بوش» حادثه انفجار پارلمان به جنجال سیاسی دیگر در فضای انتخاباتی داخل آمریکا مبدل خواهد شد و برای «نوری المالکی» ادامه راه و اجرای روش امنیتی کنونی دو چندان مشکلتر گردیده است. دولت عراق خواهان تحویل دادن کامل پرونده امنیتی کشور از سوی آمریکا است، اما ارتش آمریکا این پیشنهاد را تاکنون نپذیرفته است.
4- این دو انفجار به لحاظ اهمیت طراحی آن و اهمیت مکان و منطقهیی که در آن قرار دارد و حضور مسئولین اصلی عراق در این ناحیه، زنگ خطر بزرگی را برای دولت عراق به صدا درآورده است.
در عراق برای برخی از انفجارهای تروریستی نزدیک به 500 کیلوگرم یعنی نیم تن تی،ان،تی و مواد انفجاری جابهجا میشود. عجب اینکه این حجم از مواد منفجره را ارتش آمریکا و شبکه امنیتی آن یا نمیتواند کشف و کنترل کند و یا بقولی، نادیده میگیرد و یا خود در آن شرکت دارد. بطوریکه اولین شایعه پس از انفجار پارلمان که بطور فراگیر در عراق و کشورهای عربی انتشار پیدا کرده است، خرید دلاری سربازان آمریکایی است. که هر محله هم نرخی دارد و سربازان آمریکایی را میتوان با پرداخت دلار خرید و بدون بازرسی عبور کرد.
در روزهای آینده موضوع انفجار پارلمان اصلیترین بحث و نظردهی سیاسی در محافل سیاسی غرب و در داخل عراق خواهد بود. واقعیت این است که سیاست «جرج بوش» در عراق تنها یک شکست ساده نیست، یک فاجعه است که بقول بسیاری از سیاستمداران باتجربه آمریکا، در تاریخ آمریکا بیسابقه است.