حامد
پیشنهاد ده مادهای دکتر حسن روحانی در نشست مجمع جهانی اقتصاد در دوحه را میتوان اعلام مجدد سیاست سنتی ایران در تنشزدایی و اعتمادسازی در منطقه حسّاس خلیجفارس دانست؛ سیاستی که چنانچه خوب درک شود و از سوی بازیگران منطقهای صادقانه مورد پذیرش قرار گیرد، میتواند صفحه جدیدی از همکاری، ثبات، امنیت و توسعه را در تاریخ این منطقه بگشاید.
واقعیت آن است که کشورهای منطقه خلیجفارس دارای اشتراکات فرهنگی و تاریخی فراوانی هستند که این امر زمینه مناسبی برای درک متقابل و تفاهم میان آنان فراهم آورده است. این در حالی است که بسیاری از نیازهای اقتصادی مردم منطقه به راحتی توسط کشورهای این حوزه قابل تأمین است و دارا بودن ذخایر فراوان نفت و گاز میتواند مزیتهای نسبی متعددی را در تولید محصولات متنوع مورد نیاز جهان برای آنان ایجاد کند. به همین دلیل، چنانچه زمینههای مناسبی فراهم باشد، میتوان امیدوار بود که یک بلوک اقتصادی قوی در منطقه خلیجفارس شکل بگیرد.
بیتردید در عصر جهانی شدن اقتصاد، بسیاری از کشورها با درک شرایط و موقعیت نوین ایجاد شده، منافع و علائق خود را در قالب بلوکهای منطقهای جستجو میکنند. نفتا، اپک، سارک و آ.سه.آن، نمونههای بارز این رویکرد هستند. جالب آنکه چنین ضرورتی، کشورهایی را دور هم جمع کرده که تنها وجه مشترک آنها پیروی مطلق از راهبرد منافع ملی آنان در قالب بلوک مورد نظر است. با چنین توضیحی، رهبران کشورهای منطقه خلیجفارس که دارای قدرت اقتصادی بوده و اشتراکات فراوانی با یکدیگر دارند، در برابر راهبرد پیگیری منافع ملی در قالب یک بلوک منطقهای مسئولیتی تاریخی دارند. مردم منطقه خلیجفارس تاوان زیادی را در دوری از یکدیگر علیرغم مشترکات زیاد پرداختهاند که کمترین آن، تحمیل سه جنگ بر منطقه و زیانهای فراوانی است که از رهگذر حضور بیگانگان متقبل شدهاند. بنظر میرسد بسیاری از رهبران دلسوز منطقه با درک چنین واقعیاتی، سیاست تنشزدایی را سرلوحه اقدامهای خویش قرار دادهاند. تحرک بسیار جالبی که پادشاه عربستان در ماجرای لبنان و تلاش تفرقهاندازان نشان داد و تعاملات بسیار مناسبی که تهران و ریاض به منظور همکاری در جهت ثبات و امنیت منطقهای دارند، نویدبخش دستیابی حتمی به نوع جدیدی از روابط منطقهای است که برپایه اعتماد و درک متقابل در حال شکلگیری است؛ سیاستی که میبایست به راهبرد قطعی و مستمر تمامی کشورهای منطقه تبدیل شود. وزیر مشاور در امور خارجی قطر نیز در اجلاس مجمع جهانی اقتصاد طی سخنانی، ضمن آنکه برنامه هستهای ایران را صلحآمیز میداند، بر لزوم گشودن صفحه جدیدی از تنشزدایی، اعتمادسازی و همکاری متقابل منطقهای تأکید میکند. همچنین میتوان تحرکات دوستانه مقامهای امارات، عمان، کویت و بحرین را در چارچوب چنین رویکردی ارزیابی کرد، بویژه آنکه اکنون علاوه بر تهران، از بغداد نیز دست دوستی و همکاری عراق به سوی کشورهای منطقه دراز شده است.
کشورهای منطقه با درک ضرورتهای تأمین همگانی امنیت، ثبات و همکاری، اکنون گام در راهی میگذارند که افق آن روشن و سرشار از امید، صلح و رفاه برای منطقه میتواند باشد.
آنچه که به تهران مربوط است، رهبر انقلاب اسلامی در پیام نوروزی خود، سال جاری را سال انسجام اسلامی و اتحاد ملی اعلام کردند که مقوله انسجام اسلامی به عنوان یک راهبرد ملی به ایرانیان، لزوم تلاش در جهت همگرایی منطقهای، دوری از تنش، اعتمادسازی، را تاکید کرده و بر ایجاد دور جدیدی از همکاریهای منطقهای بر پرهیز از فرقهگرایی اصرار دارد. واقعیت آن است که پس از تحمیل سالها آشوب و ناامنی منطقهای از سوی قدرتهای بیگانه، اکنون تلاش آنها متوجه توطئه موذیانهای شده است که مبتنی بر نوع جدیدی از دشمنی مذهبی میان مردم منطقه است؛ مردمی که دارای خدای واحد، دین و پیامبر واحد و مشترکات تاریخی و فرهنگی فراوانی هستند و اعلام تلاش برای انسجام اسلامی، پاسخ به توطئه دشمنانی است که تفرقه میان ملتها را هدف گرفتهاند، هدف شومی که بنظر میرسد مورد نفرت مردم هوشیار و آگاه منطقه قرار گرفته است.
با چنین توضیحاتی، اکنون که ضرورت همگرایی ملتهای منطقه از سوی آنان و رهبران آنها احساس و اعلام شده است، جا دارد که به بیان اظهارات اکتفا نشود و کشورهای منطقه با همکاری یکدیگر به این ضرورت عقلی پاسخ مساعد دهند؛ پاسخ مساعدی که کمترین آن ایجاد یک بلوک قدرتمند اقتصادی، همکاری برای تأمین ثبات و امنیت مشترک، پرهیز از ادای سخنان و انجام اعمال تفرقهانگیز و تأکید بر مشترکات است. بیتردید بروز چنین عزمی از سوی رهبران سیاسی، با استقبال جدی و گسترده مردم منطقه روبرو خواهد شد و درک این ضرورت و عمل به آن در حافظه تاریخی نسلها جاودان خواهد ماند.