علیاکبر عبدالرشیدی
پلولفوویتس، مرد شماره دو اسبق وزارت دفاع آمریکا، (پنتاگون)، رئیس بانک جهانی و از نومحافظهکاران مدافع اقدام نظامی آمریکا در چهار گوشه جهان و کسی که خود را سلطان مبارزه با فساد مینامید سرانجام در کوزه افتاد. پل ولفوویتس به رفتار غیراخلاقی و سوء استفاده از موقعیت و قدرت خود در بانک جهانی متهم شده است. ولفوویتس در جریان حمله نظامی آمریکا به عراق که هزاران کشته برجای گذاشت که از طراحان اصلی و از توجیه کنندگان این اقدام نظامی بود. وی در بانک جهانی خواستار قطع بسیاری از کمکهای بینالمللی و کمکهای کشورهای توسعه یافته به ملتهای در حال توسعه است و در همین زمینه بسیاری از وامهای تصویب شده به کشورهای فقیر را معلق کرد و از تخصیص هر کمکی به این کشورها جلوگیری کرد.
ولفوویتس در دائرهالمعارف سیاسی امروز جهان از نومحافظهکاران افراطی است که در راس جناح معروف به بازها قرار دارد. پدر وی که از یهودیان لهستانی بود در سال 1920 به آمریکا مهاجرت کرد و پسرش را در زمره طرفداران اسرائیل تربیت کرد. وی در دوران جنگ سرد هم از نظریهپردازان ضد کمونیستی بود و بعد از فروپاشی اتحاد شوروی علم سیادت آمریکا را در جهان برافراشت. وی امروز به عنوان متهم شماره یک در بر افروختن آتش بحران در عراق شناخته میشود. وی قبل از ورود به جرگه یاران بوش رئیس مدرسه مطالعات بینالمللی دانشگاه جانهاپکینز1 بود، همان دانشگاهی که مرکز تربیت نومحافظهکاران بسیاری در دستگاه بوش بوده است. اولین ماموریت وی در تشکیلات نومحافظهکاران در سال 1992 طراحی سیاتهای دفاعی آمریکا در دوران بعد از فروپاشی اتحاد شوروی بوده است. اصول این طرح مبتنی بر بازداشتن کشورهای از ایفای نقشهای مهم منطقهای، استفاده از اقدامات پیشدستانه علیه کشورهای در حال توسعه و در انحصار گرفتن سلاحهای استراتژیک در دست آمریکا بوده است. این سند همان است که دستمایه تلاشهای گروه بازها در دولت بوش برای طراحی سیاست خارجی جدید آمریکا شد و بر پایه آن طرح «آمریکا در قرن جدید» در سال 2003 به امضای بازهای معروف شامل دیکچنی، دونالد رامسفلد، الیوت آبرامز، پیتر ردمن، و زلمای خلیلزاد رسید. با هر محاسبهای روشن است که ولفوویتس از افراد موثر در طراحی سیاست خارجی دولت بوش بوده است.
اینک پل ولفوویتس به فهرست بلند و بالای یاران بوش که در تله فساد اخلاقی گرفتار شدهاند پیوسته است. وی که همسر خود را با سه فرزند در سال 2001 طلاق داده بود، متهم است که از موقعیت خود به نفع معشوقهاش استفاده نادرست کرده است. نکته این است که ولفوویتس که خود را قهرمان مبارزه با فساد در بانک جهانی معرفی کرده بود اینک زیر فشار است که هرچه زودتر از کار کنارهگیری کرده و بیش از این بانک جهانی را بیآبرو نکند.
معشوقه ولفوویتس که با توصیه او و انتقال به وزارت خارجه آمریکا و دریافت 193 هزار دلار افزایش ناگهانی دریافتی غیر مجاز پرده از رسوائی غیر اخلاقی ولفوویتس برداشت، یک زن انگلیسی است که از کارکنان قدیمی بخش ارتباطات بانک جهانی است. وی نیز معترض است که چرا ولفوویتس با سوء استفاده از روابط عاشقانهای که با او داشته وی را مجبور به تغییر شغلش کرده است. وی خود را قربانی مطامع ولفوویتس میداند.
وی که لیبیائی الاصل است در دانشگاه آکسفورد انگلستان درس خوانده و با هفت سال سابقه کار در بانک جهانی با انتصاب ولفوویتس به ریاست بانک جهانی و با حمایت او و با استفاده از سالها رابطهای که با ولفوویتس داشته به وزارت خارجه آمریکا منتقل شده است. دریافتی وی که در بانک جهانی تنها سالانه 60 هزار دلار بود در منصب جدید به 193 هزار و 590 دلار در سال افزایش یافت که از حقوق کاندولیزارایس، وزیر خارجه آمریکا هم بیشتر است. وی اعلام کرده است که به دلیل دشمنی کارکنان بانک جهانی با ولفوویتس بیآبرو شده است.
اسناد منتشره از سوی بانک جهانی نشان میدهد که ولفوویتس 63 ساله شخصا در مذاکرات مربوطه به این انتقال دخالت داشته و هیچ تردیدی در اعمال نفوذ وی به نفع معشوقهاش باقی نمیگذارد. جالب اینکه این دختر در وزارت خارجه آمریکا مامور خدمت در بخشی شده که ریاست آن با الیزابتچنی، دختر معاون رئیس جمهوری است که خود پرده دیگری از این ماجرا را برملا میکند.
مشکل ولفوویتس این است که این هفته باید در واشنگتن ریاست نشستهای سالانه بانک جهانی را بر عهده گیرد. وی ممکن است با گرفتن فرصتی برای برگزاری این اجلاس بحران خود را مشمول مرور زمان کند و پس از پایان اجلاس در مقام خود باقی بماند. هانک پلسون وزیر خزانهداری آمریکا در حال حاضر میکوشد با حمایت از ولفوویتس وی را زا مخمصه نجات دهد. اما برخی از وزیران دیگر کابینه بوش معتقدند که وی دیگر نمیتواند با اقتدار گذشته به ریاست بر بانک جهانی ادامه دهد. هایدمایر ویزورک زول، وزیر توسعه آلمان نیز در برخوردی محتاطانه از ولفوویتس خواسته است که خود در مورد ادامه کارش در بانک جهانی تصمیم بگیرد.
اما به نظر میرسد که ولفوویتس نمیتواند فشارهای وارده را تحمل کند و احتمالا به زودی استعفا خواهد داد. منابع آمریکائی معتقدند که رئیسی که نتواند از اعتماد کارکنانش در چنین موسسه مهمی برخوردار باشد، نمیتواند به کار خود ادامه دهد.
اگر ولفوویتس مجبور به استعفا شود، برکناری وی قبل از آن که ضربهای به بانک جهانی باشد لطمه سنگینی به حیثیت نومحافظهکاران به خصوص جناح بازها است. برعکس بانک جهانی که ظرف یکی دو سال گذشته عنصر تحمیلی واشنگتن را تحمل کرده بود از این برکناری، اعتباری دوباره به دست خواهد آورد. فراموش نکنیم که بوش با حمایت از انتصاب ولفوویتس در بانک جهانی، کوشیده بود اهرم اقتصادی لازمی را در تکمیل اهرمهای نظامی و سیاسی برای اعمال فشار بر کشورهای در حال توسعه در اختیار بگیرد.
اما اگر ولفوویتس به هر دلیلی از جمله اعمال نفوذ مجدد کاخ سفید در منصب خود در بانک جهانی باقی بماند موقعیتی ضعیف و متزلزل خواهد داشت که قادر به ادامه برنامه قبلی خود نخواهد بود. ولفوویتس چه در وزارت دفاع و چه در بانک جهانی مخالفانی داشت که امروز اجازه نخواهند داد وی دوباره قدرت تضعیف شده خود را بازیابد.