ترجمه: مسعود فروغیزاده
سرانجام اوکراین با انتخاب گزینه ای دشوار رو به رو خواهد شد: انحلال دولت و پارلمان و در نتیجه برگزاری انتخابات جدید و یا واگذاری تدریجی استقلال کشور . در عین حال، رویارویی با ناآرامیهای داخلی و خشونتآمیز نیز وجود دارد. اما با در نظر گرفتن این موضوع که رهبران فاسد اوکراین در برانگیختن خشونتها و بیزاریهای قومی و منطقه ای نقش دارند، بنابراین وقوع هر اتفاقی در این میان تعجب برانگیز نخواهد بود. برخی معتقدند تصمیم اخیر ویکتور یوشچنکو رئیسجمهور اوکراین مبنی بر انحلال دولت ویکتور یانوکویچ، تصمیمی بیجهت و غیرقابل قبول بود. اما باید گفت که این افراد در اشتباهند.اقدامات یوشچنکو بدین جهت که دولت یانو کوویچ به روشنی در نقض قانون و در تلاش برای اعمال کودتایی قانونی بود که این کودتا می توانست رئیس جمهو ر را از قدرت و اختیارات نظارتی بر ارزش و پلیس اوکراین باز دارد، بسیار ضروری بود. پس رئیسجمهور باید اکنون اقدام می کرد، زیرا در غیراین صورت اوکراین دوباره به سمت حکومت استبدادی گروههای جنایتکار که پیش از انقلاب نارنجی در سال 2004در این کشور حاکم بودند، پیش می رفت. من*با تصمیم یوشچنکو برای تعیین یانو کوویچ به عنوان نخست وزیر بعد از انتخابات پارلمانی سال گذشته موافقت نکردم. برای رئیسجمهوری با افکار و ایدههای دموکراتیک، همزیستی با فردی که در تلاش برای خرابکاری در انتخابات ریاست جمهوری گذشته اوکراین بود، به عقیده من منجر به تحریک و ناتوانی در ساختار و بحران سیاسی در کشور خواهد شد، به طوری که چنین امری به وقوع پیوسته است.
اما در نتیجه این کوتاهی، ضعف در فرایند دموکراتیک پایدار شد. دموکراتهای اوکراین که در آن انتخابات پیروز بودند، از اظهار نظر و جایگاه خود در دولت منع شدند. یوشچنکو دستان خود را به سمت دشمنانش دراز کرد تا بتواند زخمهای اوکراین را مداوا کند، اما در مقابل، پیمانی را که وی با یانو کوویچ به امضا رسانید از هر جهت با خیانت رو به رو شد. پس انتخابات جدید خواهد توانست گزینه دموکراتیک را دوباره بهود بخشد و در نتیجه دموکراسی در اوکراین را تقویت کند.
البته نگرانی اروپا و سایر کشورهای جهان در این خصوص به جاست، اما باید گفت که اوکراین از زمان وقوع انقلاب نارنجی تا کنون به طور دموکراتیک تغییر کرده است. حتی آن دسته از کشورهای اروپایی که به اشتباه بر این عقیده اند دموکراسی به آسانی در کشورهای شوروی سابق ریشه نمی دواند، باید بدانند که مردم ما اکنون احساس قدرت می کنند. کشور اخیرا بعد از یک دوره دیکتاتوری ظهور کرده بعید است دو باره با دستان مردی که در تلاش برای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 بود، داوطلبانه وارد چنین عرصه ای شود.
رشد اقتصادی از زمان انقلاب نارنجی در اوکراین، بی میلی به چنین امری را تقویت می بخشد، زیرا یک کشور در حال رشد و متوسط همواره ((پلورالیسم )) را به دیکتاتوری تک بعدی ترجیح می دهد. انتخابات عمومی در تاریخ27 ماه می به حفظ این موضع کمک خواهد کرد. اما خطرات پیش روی اوکراین، بسیار جدی و ریشه در مشکلاتی دارد که در همه دموکراسیهای نوپا و پس از کمونیستی، مشترک است. بسیاری از شهروندان ثروتمند اوکراین که ثروت خود را از طریق کاپیتالیسم – تنها مسیری که یانوکوویچ قادر به اداره آن کشور است- کسب کرده اند، همچنان به عدم صلح و آشتی با دموکراسی اوکراین پایبند هستند. نارضایتی این افراد نسبت به مناطق روسی زبان اوکراین، آنها را به سمت نظامی از دموکراسی هدایت شده در روسیه با هدف حفظ هرج و مرج در کشور می کشاند.
در دهه گذشته، جهان شاهد اتفاقی بود که طی آن از اختلافات قومی برای مقاصد بد سیاسی سوء استفاده شد. در صورتی که در تاکتیکهای یانوکوویچ منجر به ایجاد اختلافات قومی تا حد بالایی شود، باید گفت که الگوی یوگسلاوی در اوکراین نیز احتمالا تکرار می شود.
وحدت اوکراین، وحدت تصنعی نیست، بلکه طبیعی است که این مطلب از سوی اکثریت نیز ثابت شده و حتی در میان اقلیت روس نیز که به حمایت از استقلال کشور ادامه می دهند، وجود دارد. بنابراین اشتباه است که بگوییم مرکزی دموکراتیک را نمی توان در اوکراین حفظ کرد. بهترین و همچنین گویا ترین مطلب در خصوص انقلاب نارنجی اوکراین، قدرت و اختیارات دموکراتیک مردم ماست. در نتیجه بهترین مطلب قابل ذکر در خصوص این کشور عضو سابق شوروی خطاب به افرادی که خواستار حفظ آزادی خود در کشور هستند، احترام شدید به حاکمیت قانون که کنترل نهایی سوء استفاده از قدرت در کشور را بر عهده خواهد داشت، می باشد.
مردم اوکراین می دانند که دولت یانوکوویچ تنها یک((زهر سیاسی)) نیست، بلکه این دولت در تلاش برای تسلط بر کل اقتصاد و در عین حال، کاهش آن است.
از سوی دیگر، همسایگان اوکراین باید اکنون با ارائه حمایتها و ابراز امیدواری به این کشور کمک کنند. اروپا نیز باید پیام روشنی را در این خصوص ارسال کند مبنی بر آن که اوکراین برخلاف چک و اسلواکی، کشوری دور افتاده نیست، بلکه بخشی لازم و مکمل پروژه اروپاست. بنابراین، اتحادیه اروپا در وهله اول جامعه دموکراسیهاست: چنانچه اوکراین بتواند برای عضویت در این اتحادیه تمایل خود را اعلام کند، هر سیاستمدار و یا گروههای مخالف که در تلاش برای براندازی این امر است، با خشم تمام اوکراینیها رو به رو خواهد شد. به علاوه تمام اروپا به یک اوکراین کاملا دموکراتیک نیاز دارد، پس برگزاری انتخابات جدید برای تامین این دموکراسی، تنها مسیر پیش روی ما و همچنین به منظور پیشبرد منافع اروپا خواهد بود تا شاهد آن باشیم که این دموکراسی در کشورهای شوروی سابق نیز ریشه خواهد کرد.
*این مطلب توسط یولیا تیموشنکو نخست وزیر سابق اوکراین و رهبر حزب اپوزیسیون پارلمانی این کشور نوشته شده است.