قاسم غفوری
در حالی که دولتمردان کاخ سفید برای انزوای سوریه تلاشهای بسیاری داشتهاند اما نقش و جایگاه منطقهای این کشور سبب شد تا نمایندگان آمریکا وادار به شکست این تحریمها و مذاکره مستقیم با آن گردند.
روابط آمریکا و سوریه در طی سالهای اخیر (بویژه از زمان اشغال عراق) با چالشهای بسیاری مواجه بوده است. در حالی که سوریه با تکیه بر همکاری با کشورهای منطقه بویژه ایران بر ثبات و صلح منطقهای تاکید دارد دولتمردان آمریکا با قرار دادن این کشور در جمع محورهای شرارت به تقابل با آن روی آوردند. سیاستهای توسعهطلبانه و مداخله جویانه آمریکا در لبنان، سرزمینهای اشغالی فلسطین، عراق در نهایت تقابل طرفین را در پی داشت. در این میان سران ایالات متحده تلاش نمودند تا با اعمال تحریمهای یک جانبه و بینالمللی، سوق دادن روند فعالیت کمیته تحقیق ترور حریری به سمت دمشق که به تصویب چند قطعنامه در سازمان ملل منجر شد، تکرار ادعاهای واهی مبنی بر دخالت منفی سوریه در تحولات لبنان و عراق و... سوریه را در انزوا و تنگنای سیاسی و اقتصادی قرار دهند تا در سایه آن به اهداف خود دست یابند. با تمام این تفاسیر در طی ماههای اخیر برخی دگرگونیها در مواضع برخی سران ایالات متحده در قبال دمشق ایجاد گردیده است که بیانگر شکست طرحهای گذشته کاخ سفید میباشد. در این چارچوب پس از دیدار برخی نمایندگان و مشاوران آمریکا از دمشق و دیدار نانسی پلوسی رئیس کنگره ایالات متحده با هیاتی از نمایندگان در دمشق با بشار اسد، بسیاری از نمایندگان و سیاستمداران آمریکایی خواستار همکاری با سوریه شدند. این اقدامات که با مخالف کاخ سفید مواجه گردیده در شرایطی اجرا میگردد که: طرحهای آمریکا برای انزوای سوریه با شکست مواجه گردیده و اکنون بسیاری از کشورها از جمله چین و روسیه و حتی متحدان اروپایی آمریکا به برقراری و توسعه روابط با آن پرداختهاند، فعالیتهای مثبت دمشق در منطقه نشان داد که روند صلح خاورمیانه و برقراری امنیت در عراق بدون حضور آن امکانپذیر نمیباشد، به رغم کارشکنیهای آمریکا روابط تهران ـ دمشق نه تنها خدشهدار نگردید بلکه مناسبات طرفین به حد مطلوبی گسترش یافت، واشنگتن نتوانست از طریق کمیته تحقیق ترور حریری به محکومسازی بینالمللی سوریه بپردازد و... این ناکامیها سبب گردید تا در نهایت کنگره آمریکا بار دیگر در تقابل با سران کاخ سفید، وارد مذاکره مستقیم با سوریه گردد که نتیجه آن حضور پلوسی در این کشور بود. (کمیته بیکر ـ هامیلتون به رغم ادعای مقامات کاخ سفید مبنی بر دخالت منفی سوریه در امور عراق، مذاکره با این کشور را از راهکارهای خروج از بنبست عراق عنوان نموده بود که با مخالفت واشنگتن مواجه گردد).
هرچند که این رویکردها را میتوان بیانگر دگرگونی اساسی در سیاست خارجی ایالات متحده در قبال دمشق و به نوعی عقبنشینی از زیادهخواهیهای گذشته ارزیابی نمود اما در حاشیه این دیدارها و گرایشات، آنها برخی اهداف را پیگیری میکنند که میتواند مانع از تحقق استمرار روند کنونی گردد.
1- مقامات آمریکایی در حالی به مذاکره با سوریه روی آوردهاند که از سیاستهای آمریکا تحقق طرح صلح اعراب و رژیم صهیونیستی است. با عنایت به اینکه دمشق در صف اول مخالفان رژیم صهیونیستی و طرحهای سازش قرار دارد، آنها امیدوارند تا با مذاکره با این کشور راه را برای اولا دوری آن از ملت فلسطین ثانیا تسریع روند گرایش اعراب به تلآویو هموار سازد. سفر مقامات آمریکا به سوریه پس از حضورشان در سرزمینهای اشغالی، گواه تلاش آنها برای حضور دمشق در معادلات صلح خاورمیانه دارد.
2- اجرای طرح بیکر ـ همیلتون مبنی بر ضروری بودن مذاکره با سوریه در قبال تحولات عراق از اولویتهای دموکراتها است. کنگره تلاش دارد تا با توسعه مناسبات با دمشق به نوعی از ظرفیتهای آن برای خروج از بنبست عراق استفاده نماید.
3- آمریکا که تاکنون با سیاست انزوا و تحریم نتوانسته است روابط تهران، دمشق را خدشهدار سازد امیدوار است تا با برقراری روابط با سوریه مانع از توسعه روابط فراگیر دو کشور گردد. تاکید اسد بر توسعه هرچه بیشتر مناسبات با ایران این طرح را با شکست مواجه ساخته است.
4- جایگاه آمریکا در میان ملتهای عربی و خاورمیانهای تخریب و رو به زوال میباشد. با توجه به حضور گسترده سایر بازیگران در منطقه، کنگره آمریکا با تغییر رویه در قبال دمشق امیدوار است تا ملت و برخی سران منطقه با نگاه تازهای به فعالیتهای ایالات متحده نگریسته و به توسعه مناسبات با آن مبادرت ورزند.
در نهایت میتوان گفت که گرایشات مقالات ایالات متحده (در کنگره) به دمشق نشانهای بر شکست سیاستهای گذشته آمریکا در قبال سوریه است که آنها را وادار به پذیرش مذاکره بدون پیش شرط با این کشور نموده است. در همین حال این اقدام را میتوان مرحلهای دیگر از تقابل کنگره و کاخ سفید دانست که بیانگر اختلافات شدید میان هیات حاکمه ایالات متحده میباشد که به استمرار چالش میان آنها منجر خواهد شد. البته در این میان مقامات واشنگتن برخی طرحهای جانبی را در این دیدارها پیگیری میکنند که تاکید مقامات دمشق بر توسعه مناسبات با ایران، مخالفت با هرگونه پیش شرط برای مذاکره با صهیونیستها، استمرار حمایت از ملت فلسطین و عدم پذیرش رژیم صهیونیستی، به شکست این طرحها منجر گردیده در حالی که واشنگتن وادار به پذیرش بسیاری از خواستههای سوریه شده است.