ابوالقاسم قاسمزاده
فضای خبری و سیاسی داخل آمریکا معطوف به انتخابات ریاست جمهوری آینده است که اکنون مبارزات انتخاباتی درون حزبی میان دو حزب جمهوریخواه و حزب دمکرات آغاز شده است. «جرج بوش» در پایان دوره ریاست جمهوری هشت سالهاش نه تنها بعنوان یک قهرمان با کاخ سفید خداحافظی نمیکند، بلکه او را مسئول «فاجعه بزرگ» در تاریخ آمریکا میدانند.
فاجعه حمله به عراق و ایجاد بحران فراگیر در خاورمیانه در این شرایط که بطور عادی جرج بوش ریاست حزبش، حزب جمهوریخواه را بعهده دارد، مشکلات او مشکل حزبش نیز شده است که نامزدهای جدید از این حزب، نه میتوانند از سیاستهای رئیس جمهور حزبی خود دفاع کنند و نه قدرت انتقاد جدی دارند. مردم آمریکا، «جرج بوش» را سمبل یک رئیس جمهور دروغگو میدانند.
در چند روز گذشته با انتشار خبر فساد اخلاقی «پل ولفورویتز» رئیس بانک جهانی، دردسر جدیدی برای جرج بوش بوجود آمده که بر موقعیت متزلزل او، و حزباش، ضربه تازهای وارد کرده است. خبرگزاریها این خبر را چنین گزارش کردهاند. «پل وفلوویتز» رئیس بانک جهانی رسماً به علت داشتن رابطه غیراخلاقی با یکی از کارمندان زن بانک جهانی و صدور دستور پرداخت حقوق بیش از اندازه و ارتقای شغلی این زن عذرخواهی کرد. این عذرخواهی پس از آن صورت میگیرد که بعد از افشای جزئیاتی در خصوص رابطه پنهانی ولفوویتز با خانم «شاهاریزا» کارمند تونسی الاصل تبعه انگلیس، این بانک، تعداد زیادی از کارمندان و مدیران این بانک خواستار استعفای ولفوویتز شدند. وی با حضور در برابر بیش از 200 نفر از کارمندان و مدیران این بانک و رؤسای عالی رتبه بانک جهانی در سالن مرکزی تلاش کرد تا با آنها در مورد این رسوایی صحبت کند ولی بعد از اینکه معترضین شروع به هو کردن وی کردند و خواستار استعفای «ولفوویتز» شدند، وی سالن را ترک کرد و در یک کنفرانس خبری گفت: «من اشتباه کردم و به همین علت متاسفم و معذرت خواهی میکنم.»
خبرنگاران از او پرسیدند، آیا استفعاء خواهید داد؟ « ولفوویتز» جواب داد، هیئت مدیره بانک هر تصمیمی درباره من بگیرند، آن را میپذیرم.»
این ماجرا، اکنون مبدل به یک جنجال خبری در آمریکا و اروپا شده است، «ولفوویتز» یکی از چند نفری است که نزدیکترین فرد به «جرج بوش» بوده است و او را یکی از طراحان و مجریان تئوری نومحافظهکاران جدید، از آغاز دوران ریاست جمهوری جرج بوش میشناسد. بارها گفته شده است که او از طراحان اصلی حمله به عراق میباشد و از سیاستمدارانی است که به شدت در حمایت از هژمونی اسرائیل بر خاورمیانه و طرفداری از سرمایهداران صهیونیست شهرت دارد. « ولفوویتز» زمانی شعار بعد از عراق نوبت ایران را میداد و خواهان سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران بود. او ایران را خطر اصلی و جدی برای جهان میخواند و همواره در پیتشدید مواضع منفی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است. سیاستمداری که برخی از روزنامه نگاران چپ در غرب او را «فاشیست جدید» میخواندند. هنگامیکه، « ولفوویتز» در سال 2005 از سوی جرج بوش برای ریاست بانک جهانی معرفی گردید، مخالفتهای بسیاری از سران هر دو حزب و سیاستمداران مشهور آمریکایی با این پیشنهاد شد. « ولفوویتز» از سوی بسیاری از شخصیتهای مشهور آمریکایی بخصوص کسانیکه با سیاستهای نظامیگری کاخ سفید مخالفت دارند، شخصیتی مطرود است. اکنون برخی از کارشناسان معتقدند، اگر « ولفوویتز» از سمت خود کنار گذاشته شود، رسوایی دیگری برای دولت بوش پیش خواهد آمد، زیرا او از طراحان دکترین حمله آمریکا به عراق در سال 2003 میلادی بوده و از حامیان اصلی سیاستهای بوش به حساب میآید. «کاخ سفید» تلاش میکند تا هیات مدیره بانک جهانی را قانع کند که «ولفوویتز» را بعنوان رئیس بانک جهانی، ابقاء نمایند. در حالیکه بسیاری از کارمندان ارشد این بانک خواهان برکناری او هستند و مدیریت او را بر بانک ضعیف و ناکارآمد میدانند.
« ولفوویتز» پیش از انتصاب به عنوان رئیس بانک جهانی در سمتهایی مانند معاون وزیر دفاع آمریکا در دولت جرج بوش، مشاور وزیر خارجه آمریکا، در امور آسیای شرقی و اقیانوسیه، رئیس برنامههای سیاسی وزارت دفاع آمریکا و سفیر آمریکا در اندونزی را بعهده داشت.
دردسر جدید برای «جرج بوش» این است که رقبای او سوژه جدیدی بدست آوردهاند و میخواهند در فضای انتخاباتی آمریکا بیشترین بهرهگیری تبلیغاتی و سیاسی را از آن ببرند، علی الخصوص که مردم آمریکا از شخصیت « ولفوویتز» و نگاه سیاسی او، نفرت دارند.
این سوژه برای دمکراتها بسیار جای مانور دارد و مطبوعات آمریکا و اروپا نیز شکار آن را غنیمت میشمارند.
عکسهای « ولفوویتز» همراه «جرج بوش» و عکسهای خانم «شاهاریزا» زنی که در طرابس لیبی از پدری لیبیایی و مادری سوری- سعودی، متولد شد و در تونس رشد کرد و عاقبت با اقامت در انگلستان، تبعیت این کشور را دریافت کرد، او دوست دختر «دیک چینی» معاون رئیس جمهوری آمریکا است که اکنون در وزارت خارجه از مشاوران نزدیک خانم «رایس» وزیر خارجه است و مسئول همآهنگی جنگ روانی تبلیغاتی در خلیج فارس، علیه جمهوری اسلامی ایران است. این رسوای تبدیل به یک جنگ روانی برای جرج بوش شده است و دردسر جدیدی برای او و اعضاء حزب جمهوریخواهان فراهم آورده است.