به تازگی در خبرها داشتیم که "نانسی پلوسی"، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا، به رغم مخالفت شدید بوش، به برخی کشورهای خاورمیانه از جمله سوریه مسافرتی داشت و پس از بازگشت از آنجا، برای سفر به ایران نیز اعلام آمادگی کرده است.
صرفنظر از صداقت یا عدم صداقت در این ادعا، که البته توسط یکی از سناتورهای بانفوذ و سرشناس کنگره به نام "تام لانتوس" منتشر شد، در این نوشتار، به فرضیاتی که اینگونه اظهارنظرها و احیانا محق شدن آنها متصور است، خواهیم پرداخت.
1- از آنجا که برخی از تحلیلگران سیاسی و کارشناسان، "بوش"، "ریگان"، "کلینتون" و اسلاف قبلی و اخلاف آتی آنان را صرفا مجری تصمیمات سیاسی و اقتصادی قدرتهای به اصطلاح در سایه میدانند که به تناسب زمان و موقعیت خاص آمریکا، برسر کار میآیند و میروند، لذا ممکن است این سفر نیز در راستای سیاستهای کاخ سفید برنامهریزی شده باشد که این بار به دست دمکراتی به ظاهر مخالف با سیاستهای فعلی بوش، صورت میپذیرد؛ اما به واقع درصدد کمک به بوش برای خروج از بحران عراق و همچنین کمک به زنده کردن طرح به اصطلاح صلح درخاورمیانه و کمک به شریک خود؛ اسرائیل باشد و اگر بوش اظهار مخالفتی نیز داشته باشد، صرفا ظاهری است و این اقدامات را در راستای منافع کاخ سفید میداند. حتی ممکن است وی در واقع سفیر بوش باشد و به اصطلاح معروف، بوش دارد "با دست پس میزند و با پا پیش میکشد"! از سویی با این مسافرتها مخالفت میکند و از سوی دیگر قصد دارد به نحوی از این اقدامات برای خود سود جوید و به آنها راضی است همچنان که خانم پلوسی در سفر به سوریه، به صراحت یکی از اهداف این سفر را کمک به بوش عنوان کرد.
2- با توجه به آن که ظاهرا پلوسی یکی از مخالفان سرسخت سیاستهای جنگی بوش است، ممکن است هیچ زدوبندی در پشت صحنه سیاسی میان دمکراتها و جمهوریخواهان نباشد و قصد دمکراتها از این کار، بستن دست بوش در آتشافروزی احتمالی جدید در منطقه با راهکارهایی که با ورود مستقیم به خاورمیانه برای خود جستجو میکنند، باشد.
3- ممکن است قصد پلوسی، تلفیقی از این دو فرضیه باشد؛ یعنی هم جلوی آتشافروزی بوش گرفته شود و هم برای خروج آبرومندانه بوش از بحران فعلی خاورمیانه به او کمک کند.
4- پلوسی، یکی از مخالفان دستیابی ایران به انرژی هستهای است و در آخرین موضعگیریش در این زمینه، به صراحت اعلام کرد: "بسیار مهم است که ایران به سلاح هستهای دست پیدا نکند" و در جای دیگر به صراحت گفت: "به ایران اجازه نخواهم داد به سلاح هستهای دست یابد!". با این وصف، احتمالا گوشه چشمی نیز به قضیه "چماق و هویج" برای ایران در موضوع هستهای دارد. از آنجا که "تام لانتوس" نیز یکی از مخالفان معروف ایران و مخالف سمج شرکتهای طرف قرارداد نفت و گاز خارجی در ایران است، لذا این احتمال تقویت میشود و نحوه برخورد ایران با این امر، تأثیر مستقیم و مهمی در توفیق طرفین یا یکی از طرفها یعنی غرب یا ایران خواهد داشت.
5- به هرحال، در پشت پرده این تصمیم هر چه باشد، بعید است در راستای سیاستهای جنگطلبانه بوش و برای کمک به وی در راستای برافروختن شعله جنگی دیگر در منطقه باشد. در بدبینانهترین فرضیهها، باید سفرهای اینگونهای را اقدامی برای خروج آبرومندانه آمریکا از مشکلی که در خاورمیانه و عمدتا عراق دچار آن شده است، به شمار آوریم که در این صورت نیز قطعا در گام نخست، در پی گرفتن امتیاز ایران خواهند بود.
6- قطعا امروزه آمریکا یکی از بدترین دوران خود را از نظر مقبولیت در نزد افکار عمومی، چه در آمریکا و چه در دیگر کشورها میگذراند و نزدیکی با ایران ـ که امروزه در خاورمیانه به عنوان یک قدرت معنوی و سیاسی تأثیرگذار مطرح است ـ میتواند به عنوان ترمیم چهره غرب، به نامزد حزب دمکرات در انتخابات آینده کمک کند. هر روز شاهدیم که در آمریکا و دیگر کشورها، به شکلهای مختلف اعتراضات گستردهای، گاه در راهپیماییها، گاه در رأی ندادن به چهرههای مورد حمایت غرب و گاه با اعتراضهای خشن نسبت به سفرهای بوش به کشورها و... ابراز میشود.
7- در سفر اخیر بوش به برخی از کشورهای آمریکای لاتین، شاهد بیسابقهترین اقدامات امنیتی در آن کشورها بودیم که به خاطر موج گسترده مخالفتها با بوش، وی حتی بعضا حاضر به ظاهر شدن در جلوی دوربین و مصاحبه مرسوم با خبرنگاران نشد؛ قطعا رئیس جمهور آینده آمریکا از هر حزبی که باشد، دوست ندارد در ابتدای ریاست جمهوری خود با چنین استقبالهای طاقتفرسا و کشندهای روبهرو شود و رئیسجمهور هیچ کشوری نیز حاضر نیست و یا حداقل نمیخواهد از رئیسجمهوری استقبال کند که مجبور شود برای در امان ماندن از معترضان کشورش به وی، میان او و مردم، دیوار امنیتی کشیده شود و پس از بازگشت این میهمان ناخوانده، موج انتقادهای رسانهای و مردمی در کشور گسترده شود و در انتخابات آینده کشور خودش نیز سرنوشت او به این ملاقات گره بخورد.
8- قصد فریبکاری، هم در سطح جهان و هم در داخل ایران میتواند از اهداف اینگونه اظهارنظرها باشد؛ از طرفی باعث ایجاد اختلاف در لزوم رابطه یا عدم رابطه با آمریکا و تنش در برخورد با اینگونه اظهارات در داخل ایران شود و به اختلاف میان احزاب و جریانات سیاسی دامن زده، مسئولان را از وظائف اصلی خود باز دارد و در بعد بینالمللی نیز، خود را طرفداران ملاقات و مذاکره و گفتو گو معرفی کنند اما در عمل چیز دیگری را دنبال کنند.
9- فرض دیگر آن است که با همان پیامهای اشتباه، درصدد کاستن از آمادگی دفاعی "نیروهای قدرتمند مسلح" ما برآیند که با برگزاری مانورهای مقتدرانه اخیر و قدرتنمایی در منطقه، به اوج آمادگی دست یافتهاند. لذا آمادگی مضاعف نیروهای مسلح و تقویت هر چه بیشتر توان خود، با برگزاری مانورها و به رخ کشیدن آمادگیها در حد اعلی، فرصت هرگونه ابتکار عمل و فریبکاری را در عمل از آنان سلب خواهد کرد.
10- در صورتی که در اینگونه نظرت صادق باشند و وی یا هرکس دیگری از مسئولان آمریکا، قصد سفر به ایران را داشته باشند، مسئولان سیاست خارجی نظام باید هم در نحوه پاسخگویی به اینگونه درخواستها هم پیش از سفر احتمالی و هم حین و پس از آن، نهایت استفاده و بهرهبرداری را در جهت منافع ملی ببرند. یقینا آنان از این اعلام آمادگی برای مسافرتها و سفر احتمالی، قصد کمک به ایران را ندارند و در پی بهرهبرداری حداکثری رسانهای و بینالمللی به نفع خود هستند، لذا میطلبد که بدون شتابزدگی و اظهارنظرهای انفعالی یا نسنجیده و هیجانی، از هماکنون تمام فرضیات و راههای رویارویی با این امر را که یقینا تمام رسانههای جهان با حساسیت به آن مینگرند و مورد توجه همه سیاسیون واقع خواهد شد را بررسی کرد تا پس از اتمام سفر، تازه حرف و حدیثها و اشکالات آغاز نشود.
11- دلیل این امر هر چه باشد، واضح است که رئیس جمهور آینده آمریکا ـ اگر از دمکراتها باشد ـ نمیخواهد در ابتدای نشستن بر کرسی ریاست در کاخ سفید، اولین کارش، باز کردن گرههای کور و پرپیچ و خم بحرانهای فعلی خاورمیانه باشد. آنان قطعا دوست دارند اگر قرار است جنگی آغاز شود، در زمان ریاست جمهوری بوش این کار اتفاق بیفتد و او را قربانی سیاست احتمالی "قدرت در سایه" آمریکا کنند تا پایان جنگ مفروض (اگر پایانش به دست آمریکا باشد) به دست دمکراتها رقم بخورد و برای انتخابات بعدی نیز، امتیاز نزد افکار عمومی داشته باشند و اگر قرار است جنگی روی ندهد نیز با سیاستهای فعال! خاورمیانهای خود، این امر را به خود منتسب کند. در هر صورت، به صرف تلاش برای این امر، صرفنظر از توفیق یا عدم توفیق در جلوگیری از آتش جنگ، این امر را به نفع حزب خود و اسرائیل در منطقه میانگارند!
12- تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، زمان زیادی برای فعالیتهای انتخاباتی باقی نمانده است و دمکراتها به این نکته خوب واقف هستند که یکی از دلایل توفیقشان در انتخابات مجلس، مخالفت با سیاستهای جنگطلبانه آمریکا در خاورمیانه بوده که وجهه آمریکا و اسرائیل را ـ به ویژه بعد از جنگ با حزبالله ـ به شدت در دنیا متزلزل کرد و با استفاده از این سیاست موفق در انتخابات کنگره، میخواهند این سیاست را در انتخابات ریاست جمهوری هم اعمال کنند. قطعا با اعلام اینگونه خبرها و اینگونه مسافرتهاء که اولین آنها، در سفر اخیر پلوسی به سوریه اتفاق افتاد ـ از هماکنون با این اقدامات میخواهند حریف را از نظر روانی هم دچار مشکل نموده و در موقعیتی که فعلا بوش در آن قرار دارد او را در اتخاذ تصمیمهای درست، دچار آشفتگی و تزلزل نمایند.
13- پشت پرده این اظهار یا سفر احتمالی، هر چه که باشد و هر فرضیهای را بر روی کاغذ بیاوریم، یک نکته اساسی برای کشور و برای جهان به خوبی روشن است که امروزه ایران اسلامی، سربلند و با عزت است و خصوصا با دستیابی به فناوری هستهای، که طی دو دهه تلاش طاقتفرسای جوانان این مرز و بوم، اکنون به ثمر نشسته است، سیاستمداران دوراندیش آمریکا نمیخواهند و نمیتوانند در معادلات سیاسی، او را نادیده بگیرند و با چالش با ایران، راه به جایی نمیبرند و اگر بوش قصد درافتادن با نظام را دارد، قطعا این نکته را هم میداند که لقمه آسانی برای او نخواهد بود و این نکته قطعی است که در صورت حماقت جمهوریخواهان، سران فعلی کاخ سفید در وضعیت کنونی از کمترین حمایت فکری، حزبی و مالی ـ حتی در کشور خود ـ برخوردار نیستند و هیچ شانسی برای همراهی سیاسیون و نخبگان خود ندارد و در این امر، مدیریت برنامهریزی شده و منطقی، مسئولان سیاست خارجی ما نیز بسیار با اهمیت است.