ناصر پورحسن
بدون شک دستیابی به انرژی کمیاب، یکی از عمدهترین دلایل رقابتها و جنگها در عرصه بینالمللی بوده است.
یکی از معیارهای تقسیمبندی تمدنهای بشر، تحول در نوع انرژی مورد استفاده بشر است. انسان زمانی تنها از نیروی بازوی خود استفاده میکرد، پس از آن نیروی حیوانات و برخی منابع طبیعی مانند آب را مورد استفاده قرار داد. پیدایش قدرت بخار توسط جیمزوات انگلیسی، باعث آغاز انقلاب صنعتی شد، با نفت تمام معادلات بینالمللی به هم خورد و انگلیسیها که سوخت کشتیهای خود را از زغال سنگ به نفت تغییر دادند، توانستند مدتها قدرت بیرقیب در کره زمین باشند. نیروی اتم نیز بشریت را وارد مرحله دیگری کرد. اگر چه امروزه از انرژیهایی مانند باد و نور خورشید و اتم استفاده میشود، اما در واقع این منابع برای تأمین انرژی بشر دارای هزینهها و معایبی هستند.
به نظر میرسد که گاز با توجه به مزیتهای نسبی که دارد در آینده نه تنها با نفت رقابت خواهد کرد، بلکه از آن نیز سبقت خواهد گرفت.
گاز طبیعی به سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از منابع انرژی جهان است. موضوع تولید و مصرف گاز دیگر مانند گذشته یک مساله بومی و ملی نیست، بلکه از نظر بینالمللی به یک تجارت تبدیل شده است. در حالی که گاز در دهه 1970 تنها 18 درصد از مصرف انرژی جهان را تشکیل میداد، پیشبینی میشود که این رقم در سالهای آینده به حدود 30 درصد افزایش خواهد یافت. بر اساس ارزیابی آژانس بینالمللی انرژی تقاضا برای گاز در فاصله زمانی 2030-2000 دو برابر خواهد شد. در صورتی که تکنولوژیهای جدید انتقال و تبدیل گاز را تسهیل کنند، باید انتظار داشت که گاز باز هم جایگاه مهمتری را در میان سایر منابع انرژی به خود اختصاص دهید.
بر اساس آمارها، روسیه با 8/47 میلیارد متر مکعب، ایران با 7/26 میلیارد متر مکعب و قطر با 7/23 میلیارد متر مکعب، سه کشور نخست دنیا از نظر میزان ذخایر گاز هستند. البته میزان تولید گاز در دنیا متفاوت است. زیرا روسیه 6/21 درصد، الجزایر 2/3 درصد، ایران 1/3 درصد، اندونزی 8/2 درصد و مالزی 2/2 درصد از گاز دنیا را تولید میکنند.
ایران سالهاست تلاش میکند که منابع درآمد خود را متنوع کند. از این رو به دنبال فروش گاز به کشورهای آسیایی نظیر هند، چین و... است. هند و چین که پرجمعیتترین کشورهای جهان هستند، با رشد اقتصادی بالا، به شدت نیازمند گاز هستند.
از سال 1994، مذاکراتی برای انتقال گاز ایران به هند از طریق پاکستان آغاز شده است. اگر چه بارها نمایندگان سه کشور برای احداث این خط لوله-که آن را خطوط صلح نامیدهاند- با یکدیگر مذاکره کردهاند، اما عملاً تاکنون این طرح به نتیجه نرسیده است. دو عامل عمده در مقابل تحقیق ایده صدور گاز به هند وجود دارد. نخست، مخالفت آمریکاست، اگر چه مقامات واشنگتن بارها اعلام کردهاند که ایران دارای منابع عظیم نفت و گاز است و نیازی به انرژی هستهای ندارد، اما با صدور گاز ایران به هند و پاکستان مخالفت کردهاند. واشنگتن برای آنکه ایران نتواند از این گزینه استراتژیک خود استفاده کند، حتی قرارداد هستهای با دهلینو امضا کرد و به تمامی تعهدات پیش خود پشت پا زد. بسیاری از تحلیلگران آمریکایی با این قرارداد مخالفت کرده و معتقدند که هند به راحتی به آرزوی سه دههای خود در مورد عضویت در کلوب هستهای جهانی دست یافت و آمریکا در مقابل دریافت هیچ امتیاز خاصی این قرارداد را امضا کرد. مقامات آمریکا بارها مخالفت خود را با انتقال گاز ایران به هند اعلام کردهاند و به نظر میرسد که هندیها نیز هر روز بهانه جدیدی مطرح میکنند تا این طرح را کنار بگذارند. دومین عامل به اختلافات هند و پاکستان مربوط میشود. شاید اصرار پاکستانیها برای انتقال گاز به هند بیش از طرف ایرانی باشد. مقامات اسلام آباد میکوشند با عبور خط لوله گاز از خاک آنها، گلوگاه ایران و هند را در دست خود بگیرند و از هر بهانهای برای اعمال فشار علیه تهران و دهلینو با قطع گاز استفاده کنند. بدون شک یکی از دلایل تعلل هندیها نیز همان موضوع است.
شاید با توجه به موانع این خط لوله است - که قرار بود تا چین ادامه یابد- که موضوع اوپک گازی مطرح میشود. این موضوع در خلال نشست سران شانگهای توسط محمود احمدی نژاد مطرح شد و بعدها مقام معظم رهبری هنگام سفر ایگور ایوانف دبیر شورای امنیت ملی روسیه به تهران با تأکید بر اینکه گسترش همکاریهای جمهوری اسلامی و روسیه نتایج مفیدی خواهد داشت، افزودند: 2 کشور میتوانند 2 شریک مکمل در زمینههای سیاسی، اقتصادی، منطقهای و بین المللی باشند. ایشان با اشاره به وجود نیمی از ذخایر گاز جهان در ایران و روسیه افزودند: «2 کشور با کمک یکدیگر میتوانند بنای یک سازمان مربوط به همکاریهای گازی را همچون اوپک پایهگذاری کنند.»
مقامات روسیه نیز پیشتر درباره تشکیل اوپک گازی، اظهار نظرهایی کرده بودند. الکساندر مددوف معاون شرکت گازپروم در می 2006 گفته بود که اگر روسیه نتواند در زمینه انرژی به قرارداد مناسبی با اروپاییها دست یابد، ائتلافی از صادر کنندگان گاز را که قدرتمندتر از اوپک خواهد بود، تشکیل خواهد داد. برخی مطبوعات روسیه نیز در آن مقطع تحلیلهای متفاوتی در تأیید از این اظهار نظر نوشتند.
برای نمونه روزنامه نزاویسیما گازته نوشت: بیش از 70 درصد از ذخایر دنیا در سه کشور ایران، روسیه و قطر وجود دارد، در صورتی که یک کارتل میان این سه کشور تشکیل شود، مدیریت آن نسبت به کارتل نفت راحتتر خواهد بود و یک انحصار واقعی در زمینه گاز ایجاد میشود.
ولادیمیر پوتین نیز هنگام سفر به قطر اعلام کرد که تشکیل اوپک گازی، پیشنهاد مناسبی بوده و قابل بررسی است.
در رابطه با تشکیل اوپک گازی، باید به موارد زیر توجه کرد:
- یکی از مشکلات فنی تشکیل اوپک گازی، ماهیت قراردادهای آن است. آنگونه که آسیا تایمز در تحلیلی که در این رابطه تحت عنوان «چه کسی از اوپک گازی سود میبرد؟» مینویسد: قراردادهای گازی حداقل برای یک دوره پنجساله منعقد میشوند و به همین دلیل نمیتوان درباره قیمت آن، میان صادرکنندگان هماهنگی ایجاد کرد. این درحالی است که قراردادهای فروش نفت به صورت روزانه است و از این رو صادرکنندگان دارای قدرت مانور زیادی هستند. البته باید ویژگیهای فنی تجهیزات صادرات گاز را نیز به ماهیت قراردادهای آن اضافه کرد. محدودیت در انتخاب این امکانات صادراتی و ساخت آن طی مدت زمان طولانی و هزینه بالا، امکان مانور را از صادرکنندگان میگیرد.
- تشکیل یک سازمان متشکل از کشورهای تولید و صادرکننده گاز در سالهای گذشته نیز مطرح بوده است. به گونهای که در ماه می 2001 مجمع کشورهای صادر کننده گاز (GECF) ایجاد و در سطح وزرا در تهران تشکیل شد. هدف از این نشست، هماهنگی و همکاری در میان تولیدکنندگان گاز بود. شرکتکنندگان در نشست تهران عبارت بودند از : الجزایر، برونئی، ایران، اندونزی، مالزی، نیجریه، عمان، قطر، روسیه، نروژ و ترکمنستان دومین نشست GECF با حضور 13 کشور در الجزایر برگزار شد.
نشست سوم این نهاد سال 2003 با حضور 14 کشور در قطر برگزار شد. چون این GECF یک تشکل غیر رسمی است، از قدرت چندانی برخوردار نیست. آخرین نشست مجمع مذکور، هفته گذشته در قطر برگزار شد.
یک تشکل دیگر که در زمینه گاز فعالیت میکند، جامعه همکاری اورآسیاست که اکتبر سال 2000 با حضور روسای جمهور بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، روسیه و تاجیکستان تشکیل شد. این تشکل نیز تاکنون چندین نشست برگزار کرده، اما چون همه اعضا دارای ذخایر غنی گاز نیستند، نمیتواند در بازار نفت مؤثر واقع شود.
در واقع پیش از آنکه ایران به دنبال تشکیل اوپک گازی باشد، روسها در این زمینه- البته به صورت اعلام نشده- فعالیت میکنند. با توجه به اهمیت منابع انرژی به ویژه گاز در عرصه سیاست و اقتصاد بینالملل، روسیه به دنبال خنثی کردن «استراتژی چنی» است. دیک چنی در اوایل دهه 1990 طرحی مبنی بر تأمین و کنترل منابع انرژی دنیا توسط آمریکا را مطرح کرد و به نظر برخی، هدف از جنگ عراق و نیز طرح خاورمیانه بزرگ، کنترل آمریکا به منابع انرژی است که در آینده از آن به عنوان ابزاری استراتژیک علیه رقبا استفاده کنند.
روسیه به درستی به اهمیت گاز پی برده است. توماس فریدمن نویسنده معروف نیویورک تایمز در یکی از تحلیلهای خود نوشت: قدرت گاز روسیه از موشکهای بالستیک هستهای آن بیشتر است. زیرا از این موشکها نمیتواند استفاده کند، اما از ابزار گاز میتواند به راحتی استفاده کند. ولادیمیر پوتین در واشنگتن به زیادهروی غرب در اوکراین و گرجستان، صادرات گاز را به اروپا متوقف کرد و به همین دلیل در گزارش محرمانه مشاوران ناتو، به این مساله به عنوان یک تهدید بزرگ برای آینده غرب اشاره شد.
اگر چه دمیتری پسکوف سخنگوی کاخ کرملین در واکنش به گزارش مذکور که توسط روزنامه فایننشال تایمز فاش شد، گفت:«باجگیری روسیه با گاز از اروپاییها نوعی دیوانگی است.» اما سفر ولادیمیرپوتین در مارس 2006 به الجزایر و بخش بدهیهای 7/4 میلیارد دلاری و مذاکرات غول انرژی روسیه (گاز پروم) با لیبی و قطر، برداشتن گامهای عملی برای تشکیل اوپک گازی است.
طرح ایده تشکیل اوپک گازی در آستانه نشست کشورهای صادرکننده گاز در قطر به شدت مورد توجه رسانههای جهان گرفت و تحلیلهای مختلفی در این رابطه منتشر شد. با توجه به اینکه کشورهای شرکت کننده در نشست دوحه بر بیش از 73 درصد ذخایر گاز دنیا کنترل دارند و 42 درصد صادرات این محصول را در دنیا دارا هستند نیز موضعگیریهای اخیر ولادیمیر پوتین علیه غرب، این نشست از حساسیت زیادی برخوردار بود. اظهار نظر مقامات شرکت کننده در این نشست، حاکی از درک حساسیتهای مذکور است. عبدالله العطیه وزیر انرژی قطر که بسیاری کشور او را از حامیان تشکیل اوپک گازی میدانستند، گفت: ما به مذاکره اعتقاد داریم و باید روابط عمیقی با مشتریان خود برقرار کنیم و در اینجا اعلام میکنیم که مجمع صادرکنندگان گاز، علیه مشتریان اقدام نمیکند. ما باید یک پیام بسیار مثبت به مشتریان خود بفرستیم که «ما با شما هستیم نه علیه شما» او به همه اطمینان داد که قطر هیچ طرحی برای امضای توافقنامه یا یادداشت تفاهم همکاری با کشورهای صادر کننده گاز در نشست دوحه ندارد.
ویکتور خریستنکو وزیر انرژی روسیه نیز اعلام کرد که یک بازار جهانی گازی طی 10 تا 15 سال آینده شکل نخواهد گرفت و سازمان گازی مانند اوپک نیز تا آن زمان تشکیل نخواهد شد.
وزیر نفت ایران در این مورد گفت که ما از وزیران شرکت کننده در نشست شنیدهایم که حرکت در این جهت مطلوب است، اما هنوز نمیدانیم که این کار چه مدت طول میکشد. او خطاب به کشورهای اروپایی گفت که آنها نباید همکاری فشرده کشورهای صادرکننده گاز را به مثابه تهدیدی علیه خود تلقی کنند.
حسین کاظمپور اردبیلی مشاور وزیر نفت ایران قبل از شرکت در نشست دوحه اظهار داشت: در حال حاضر هرگونه تبلیغات در زمینه اوپک گازی باعث دامن زدن به واکنشهای بعضی از کشورهای مصرف کننده گاز مبنی بر تشکیل کارتل گازی میشود.
در بیانیهای که پس از نشست دوحه منتشر شد، پیشنهاد شده است که کمیته بلند پایهای با هدایت روسیه- میزبان دور بعدی مجمع کشورهای صادرکننده گاز- ایجاد شود تا ضمن ارزیابی نتایج فعالیتهای مجمع یاد شده در شش سال گذشته، در عرصههای ایجاد نهاد و مدیریت مجمع و برنامه همه جانبهای برای تقویت توانایی نهاد مجمع برای توسعه این سازمان در آینده را تنظیم کند.
سایت اینترنتی عرب نیوز در این رابطه به نقل از وزیر انرژی روسیه نوشت: کشورهای صادرکننده گاز در نظر دارند تا کمیته بلند پایهای را در خصوص قیمت گذاری گاز تشکیل دهند. وی افزود مسکو آماده است در خصوص مشکلات مربوط به قیمت گذاری گاز تحقیقاتی انجام دهد.
با توجه به واکنشهای بینالمللی و نتایج نشست دوحه میتوان گفت که در شرایط کنونی بستر لازم برای تشکیل اوپک گازی فراهم نشده است، اما احتمال تشکیل این نهاد در آینده وجود دارد. مفاد بیانیه پایانی نشست قطر موید این نظر است و برخی اظهارات دو پهلو را باید به حساب شرایط کنونی گذاشت.