نوشته: داریوش صفرنژاد - پژوهشگر مسائل اوراسیا
پس از پایان یافتن دوران قانونی ریاست جمهوری «لئونید کوچما» که از بازماندگان دوران سردمداری کمونیستها در اردوگاه بلوک شرق در جمهوری اوکراین محسوب میگشت، طی انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده در دو سال و اندی قبل در این کشور، برخلاف پیش بینی بسیاری از صاحب نظران عرصه سیاسی و روابط بینالملل و به ویژه مسائل منطقه، «ویکتور یوشچنکو» که مورد حمایت مستقیم و غیرمستقیم غربیها و آمریکا قرار داشته و توسط بنیادها و NGOهای آمریکایی و غربی تغذیه مالی شده و رشد و نمود یافته بود، در انتخابات ریاست جمهوری بر حریف روسگرای خود پیروز شد و پس از سالهای متمادی به نقش کلیدی روسها در اداره امور اوکراین و ریاست و سلطه آنها بر حاکم این جمهوری پایان داده شد.
عدهای این رخداد مهم و قابل توجه را در راستای اقدام مشابه صورت پذیرفته در جمهوری گرجستان (که منجر به روی کار آمدن مهره مشابهی گردید بود) انقلاب نارنجی و یا مخملی (بر علیه سلطه روسها و اقتدارگرایی آنها در اوکراین و گرجستان) نامگذاری نمودند.
در این راستا کتب و مقالات بسیاری به رشته تحریر درآمده و برخی این اقدام را نقطه عطفی در کاهش قدرت عملی روسیه در محدوده و حاشیه امنیتی خود، یعنی در جمهوریهای مستقل جدا شده از اتحاد شوروی سابق (پس از فروپاشی آن) قلمداد نموده و حتی پیش بینی نمودند که این روند تداوم یافته و روز به روز منجر به نفوذ و ریشهدار شدن جریانات، افراد و گروههای وابسته به آمریکا و غرب در دایره و حاشیه امنیتی فدارتیو روسیه خواهد شد.
در جمهوری اوکراین عمدهترین شعارهایی که یوشچنکو و طیف وابسته به جریان فکری وی در افکار عمومی و در نزد مردم در قبل و اوایل روی کار آمدن خود سر میدادند، انجام دگرگونی و اصلاحات در سیستم اقتصادی و معیشتی مردم کشور و ایجاد و برقراری آزادی کامل در عرصههای گوناگون سیاسی و ... بود.
در بررسی عملکرد دو سال و اندی وی میبینیم که نتوانسته است مردم کشور خود را در این عرصه راضی نگهدارد و در مجموع، اوکراین در حدود دو سال اخیر، وضعیت با ثبات سیاسی و حتی اقتصادی نداشته است.
مهمترین شاخص سنجش در این راستا را میتوان پیروزی مخالفین روسگرای یوشچنکو به سرگردگی[سرکردگی] «ویکتور یانوکوویچ» در انتخابات پارلمانی سال 2006 میلادی در اوکراین و رای مردم به حزب وی، عنوان نمود. که پس از این موضوع، یوشچنکو علیرغم میل باطنی خود به ناچار مجبور گردید که یکی از مخالفین خود (یعنی یانوکوویچ) را به سمت نخست وزیری انتخاب نماید.
بروز اختلافات اخیر در اوکراین نیز بین پارلمان و نخست وزیر از یکسو و رئیس جمهوری از سوی دیگر در واقع پدید آمده از عامل فوقالذکر میباشد.
در بررسی وقایع و رخدادهای اوکراین به 6 متغیر بر میخوریم که عبارتند از:
* متغیر اول
اوکراین کشور دو تکه است که یک رودخانه به لحاظ جغرافیایی این دو منطقه را از هم جدا نموده است:
منطقه شرق، که مردمان آن ارتدوکس و روس زبان هستند.
منطقه غرب، که اهالی آن عمدتاً کاتولیک و اوکراین زبان هستند.
البته از نظر ترکیب جمعیتی، اوکراینیها بیشتر از روسها هستند و درصد جمعیتی آنها تقریباً 55 به 45 درصد میباشد، اما به لحاظ اقتصادی، قدرت اصلی و جدی اقتصادی در منطقه شرق این کشور واقع گردیده است.
* متغیر دوم
پس از روی کار آمدن یوشچنکو و کلید خوردن به اصطلاح انقلاب نارنجی و یا مخملی در اوکراین، بازیگران اصلی خارجی (اعم از غربیها و شرق) در عرصه اوکراین فعالتر گردیدهاند و یک رویارویی جدی و پشت پرده در بین این بازیگران در حال انجام و رقم خوردن میباشد.
* متغیر سوم
ثبات و برقراری نظم در اوکراین هم برای روسیه و برای اروپائیها مهم است، لذا آنها سعی دارند تا هر طوری شده، برآیند کشمکشها و برخوردها در این جمهوری، در نهایت به آرامش منجر گردد.
طرفهای زقیب[رقیب] ترجیح میدهند تا رقابتهای خود را در عرصههای مختلف، بدون تنش و برخورد جدی به پیش ببرند. اما چون در حال حاضر هدایت اصلی به صورت کامل در دست یک طرف نیست، بنابراین بروز بحران و تنش طبیعی خواهد بود.
* متغیر چهارم
صحنه سیاسی اوکراین صحنهای لرزان است؛ صحنه جابهجایی بسیار سریع جناحهای قدرت و گروههای حزبی و سیاسی، نظیر ظهور سریع خانم «تیموشنکو» و افول سریعتر وی، یا افول روسگراها و قدرت یافتن دوباره آنها.
چون اوکراین به واسطه ساختار ضعیف سیاسی، ثبات دائمی ندارد، لذا لرزان بودن دولتها گرفتاری دائمی آن است و روسها با اشراف نسبت به این موضوع از آن حداکثر بهرهبرداری را میکنند.
* متغیر پنجم
اوکراین کشوری دارای بحران هویت است و به نظر میرسد که این وضعیت تداوم خواهد یافت، بنابراین برخی معتقدند که شاید تجزیه این کشور نیز مثل چک و اسوواکی بهترین نسخه باشد.
* متغیر ششم
اینکه در اوکراین الگویی متناسب با خواست غرب اجرا شود، برای غربیها بسیار مهم است. بدون شک تحولات اوکراین بر برخی کشورها و جمهوریها در منطقه تاثیرگذار خواهد بود.
در حقیقت در کشمکشهای اخیر، علاوه بر موارد یاد شده، به لحاظ محتوا نیز پارامترهایی قابل بررسی است.
1- به هنگام روی کار آمدن یوشچنکو در اوکراین، فشار عوامل خارجی حرف اول را میزد و در واقع موفقیت وی تحت تاثیر عوامل خارجی شکل گرفت، اما در بحران اخیر، عمده اختلافات و محتوای آن، درگیریها و کشمکشهای داخلی بین ارکان قدرت در این کشور.
2- در مجموع، بحران اخیر یک جنگ قدرت داخلی بین گروههای حاکم در این کشور است. یوشچنکو بعد از انقلاب رنگین و بدستگیری قدرت، نتوانسته است مدیریت صحیح را در کشور اعمال نماید. لذا بخشهایی از این اختلافات، درون خوبی است که چندی پس از پیروزی انقلابیون، در کمپ آنها رخ داده و این عامل بدون شک زمینه را به مرور برای روی کار آمدن طیفی از مخالفین پدید خواهد آورد.
3- عدهای معتقدند که یوشچنکو در تداوم تفکر روس گریزی که پس از شکلگیری انقلاب نارنجی در اوکراین پدید آمده بود، اقتدار لازم را به خرج نداده است و نتوانسته است در مقابل یانوکوویچ و حتی انتخابات سال گذشته پارلمان، اعمال اقتدار کند.
این عده که غربگرا هستند، معتقدند که یانوکوویچ در انتخابات با تقلب پیروزی در صدد است اوکراین را به سمت دوران لئونید کوچما ببرد.
4- اگر انتخابات زود هنگام پارلمانی برگزار شود، یوشچنکو، رئیس جمهوری فعلی، نخواهد توانست اکثریت را بدست آورد. طبق نظرسنجیها «حزب مناطق» متعلق به نخست وزیر و طرفدارانش، اکثریت را در حال حاضر دارا هستند، چرا که یوشچنکو نتوانسته است تغییرات وعده داده شده را انجام دهد. البته تغییرات به ویژه در عرصه اقتصاد اوکراین مستلزم سپری شدن زمان و اعمال قدرت زیادی است تا رفاه ناشی از آن محسوس باشد. در حال حاضر نابسامانی اقتصادی موجود منجر به نابسامانی سیاسی و شورش نیز شده است، درست مثل اقداماتی که در زمان انقلاب نارنجی، طرفداران یوشچنکو انجام دادند و اینک مخالفین علیه وی از آنها استفاده میکنند.
5- احتمال اینکه یوشچنکو با چراغ سبز غرب و آمریکا علیه مخالفان اقداماتی انجام داده شده باشد، متصور است. بدون شک وی نیز برای انتخابات زودرس پارلمانی، برنامهریزی حزبی نموده و بیکار نخواهد نشست. به هر حال این اقدام برای یوشچنکو یک ریسک بزرگ سیاسی به شمار میآید که حالت بینابین ندارد.
خانم تیموشنکو (نخست وزیر سابق) با سفر به آمریکا و دیدار با دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا و رایس، وزیر امور خارجه آمریکا، از آنها جواب مثبت را برای اقدامات دولت فعلی کیف گرفته است، اما تا به امروز آن طور که انتظار میرفت، آمریکائیها وارد قضیه نشدهاند.
6- برخی مقامات روسیه و دومای این کشور نیز نسبت به اقدامات یوشچنکو موضعگیری کرده و آنرا محکوم نمودهاند. «لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه در این خصوص عنوان داشته است: «صرفاً در صورتی که اوکراینیها از ما رسماً درخواست نمایند، ما در این موضوع دخالت خواهیم نمود.»
7- طبق قانون اساسی اوکراین، ارتش را رئیس جمهور و پلیس را نخست وزیر اداره میکند. اکثریت ارتش وفاداری خودشان را به رئیس جمهور اعلام داشتهاند، اما تظاهراتهای انجام شده اخیر، بیانگر این واقعیت است که یانوکوویچ، نخست وزیر، طرفداران بسیاری دارد که روز به روز بر تعداد آنها افزوده میشود.
چندی قبل نیز با انجام اصلاحات در قانون اساسی توسط نمایندگان پارلمان، اختیارات نخست وزیر افزایش و اختیارات رئیس جمهوری کاهش یافت؛ به طوری که طبق آن، پارلمان میتواند رئیس جمهور را استیضاح نماید.
8- در حال حاضر در صحنه سیاسی اوکراین، شاهد وجود سه جناح مهم و عمده میباشیم:
* جناح روسگرا، که پایگاه عمده آنها مناطق شرق اوکراین بوده و قدرت اقتصادی نیز عمدتاً در دست آنها است.
* جناح روس گریز یا غربگرا، که پایگاه عمده آنها مناطق غربی اوکراین بوده و بدنبال طرحهایی از قبیل ورود به اتحادیه اروپا و پیوستن به ناتو هستند.
* جناح احزاب و گروههای میانهرو که حالت بینابینی دارند.
در واقع همین جناح سوم است که حالت تعیین کننده را در صحنه سیاسی اوکراین دارد. به طور نمونه در بحران اخیر جابجایی حزبی، 11 نماینده در پارلمان از حزب نخست وزیر بودند که باعث بر هم ریختن تعادل در پارلمان شده و اوضاع را به هم ریختند.
* نتیجه
1- شعار اصلی در انقلابهای رنگین، در ظاهر بیشتر متمرکز بر فشارهای اقتصادی، توزیع قدرت، توزیع ثروت و مبارزه با فقر بوده و بر مبنای آنها حرکات اعتراضآمیز اولیه صورت پذیرفته است.
حال که یوشچنکو این انتظارات را نتوانسته نزد افکار عمومی پاسخ گوید و حل نماید، لذا دامنه اعتراضات مردمی مجدداً شعلهور گردیده است.
2- بنا به دلایل متعدد، بحران اوکراین راه حل سریعی ندارد و به این زودیها شرایط ثبات بوجود نخواهد آمد، ضمن اینکه ادامه روند بیثباتی، باعث دخالت غربیها و روسها در این صحنه خواهد شد.
3- اگر در صحنه سیاسی اوکراین، به صورت کوتاه مدت اوضاع آرام گردد، این مسئله به معنای حل نهایی موضوع نیست و به مثابه آتش زیر خاکستر عمل میکند.
4- در زمان بروز انقلاب رنگی، یوشچنکو بدنبال کسب نظر و دخالت خارجیها برای پیروزی خود و حل قضیه بود، ولی این دفعه وی بحث را داخلی مطرح میکند و سعی در جلوگیری از اعمال فشار خارج به خودش دارد.
5- روسیه، مناطق و جمهوریهای پیرامون را حیاط خلوت خود میداند؛ لذا بدون شک در این قبیل مسائل و رویارویی در این عرصه با غربیها، کوتاه نخواهد آمد.
بطور نمونه در بحث استقرار سپر موشکی آمریکا، هم روسها و هم نخست وزیر اوکراین (یانو کوویچ)، همزمان موضعگیری منفی و تندی نمودند، که این امر حاکی از ماهیت پشت پرده و خاستگاه اصلی یانو کوویچ به شمار میآید.