تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۸۶ - ۰۹:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۱۳۹۴

سیاست چین درخلیج فارس


*علیرضا نمایشی

از سال 1993 به بعد با تبدیل شدن چین به یک وارد کننده بزرگ نفت و انرژی، روابط این کشور به عنوان یک بازیگر تازه وارد با کشورهای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس به طور چشمگیری گسترش یافته است. به طوری که در حال حاضر شورای همکاری خلیج فارس در جمع هشت شریک عمده تجاری چین به شمار می‌آید. اگر چه چین به دنبال تضمین‌هایی برای دستیابی به انرژی سرشار منطقه است اما در عین حال به دنبال یافتن جای پای محکم در منطقه‌ای است که بعضاً نظر مثبتی نسبت به حضور آمریکا ندارند. چین از اقدامات احتمالی آمریکا به عنوان قدرت برتر منطقه در جهت ممانعت از واردات نفت منطقه به آن کشور و خسارات جبران ناپذیر آن واهمه دارد.

بر اساس برآوردهای به عمل آمده سالانه یک میلیون بشکه به مصرف روزانه نفت چین افزوده می‌شود که تآثیر مهمی در افزایش قیمت نفت خواهد داشت. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی کرده است که در سال 2030 واردات نفت چین با واردات نفت آمریکا برابر خواهد شد لذا چین نیازمند منابع تثبیت شده نفت می‌باشد. آژانس مذکور همچنین پیش‌بینی کرده است که تا سال 2015، 70 درصد از واردات نفت چین از منطقه خاورمیانه صورت خواهد گرفت و این بدین معناست که آینده اقتصاد چین ناخواسته وابسته به خاورمیانه خواهد بود. در حال حاضر 58 درصد از واردات نفت چین از خاورمیانه تأمین می‌گردد که غالباً از کشورهای حوزه خلیج فارس می‌باشد.

از سال 1991 مبادلات تجاری چین با شورای همکاری خلیج فارس از 75 میلیارد دلار به 20 میلیارد دلار در سال 2004 و در سال 2005 با 36 درصد رشد به 8/33 میلیارد دلار رسید. در همین زمان چین با همسایه بزرگ شورای همکاری خلیج فارس یعنی ایران قرار دادی به ارزش 100 میلیارد دلار امضا کرد.

هر چند در ظاهر سیاست چین در منطقه با هدف تضمین دسترسی به منابع نفتی پیگیری می‌گردد اما نفت به تنهایی اهداف دیپلماتیک چین در منطقه را شامل نمی‌گردد. پکن علاوه بر انرژی در پی یافتن جای پا در منطقه‌ای است که تنفر و انزجار از حضور آمریکا در آنجا رو به افزایش است. از همین رو امیدوار است کنترل آمریکا بر منطقه را از طریق گسترش نفوذ خود به چالش بکشد تا به آرزوهای خود در صحنه بین‌المللی جامه عمل بپوشاند. به گفته جان‌ گیتینگز: چین قدرتی است که منطبق با وزن خود به وضع موجود در نظام بین‌المللی مشت می‌کوبد. بزرگ‌ترین بخش تجارت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با جین [چین] را صادرات نفت و واردات منسوجات ارزان قیمت چینی تشکیل می‌دهد. درسال 2004 چین و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس گفتگوهای خود را در خصوص انعقاد موافقتنامه تجارت آزاد آغاز کردند. به طور همزمان اجلاس رهبران چین و کشورهای عربی شکل گرفت که هر دو سال یک بار با حضور رهبران 22 کشور جامعه عرب از جمله کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برگزار می‌گردد. وزارت بازرگانی چین برآورد کرده است که در اثر این ترتیبات، تجارت چین با کشورهای عربی تا سال 2010 به 100 میلیارد دلار خواهد رسید. لازم به ذکر است؛ سرمایه گذاری چین در کشورهای عربی تا پایان سال ۲۰۰۵ در حدود ۵ میلیارد دلار بوده است و سرمایه‌گذاری کشورهای عربی در چین در حدود 700 میلیون دلار بوده است.

مناسبات چین – عربستان

چین از بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با عربستان سعودی (بزرگ‌ترین تولید کننده نفت) نزدیک‌ترین روابط را دارد. در حال حاضر چین چهارمین وارد کننده از عربستان و پنجمین صادر کننده کالا به آن کشور محسوب می‌گردد. عربستان سعودی دهمین وارد کننده از چین و بزرگ‌ترین تأمین کننده نفت آن کشور (17 درصد از کل واردات نفت چین) می‌باشد. طبق آمار وزارت بازرگانی چین، حجم روابط تجاری دو کشور در سال 2005 به 15 میلیارد دلار رسید و از سال 1999 به این طرف از 41 درصد رشد برخوردار بوده است. صادرات نفت عربستان به چین روزانه به 440 هزار بشکه درسال 2004 و پانصد هزار بشکه در سال 2005 رسید.

بر اساس توافق شرکت آرامکوی عربستان و شرکت سینوپک چین، قرار است این میزان در سال 2010 به یک میلیون بشکه در روز برسد.

روابط دو کشور با دیدار عبدالله از چین به عنوان اولین پادشاه عربستان که از چین باز دید نموده است، به اوج خود رسید.

وی پس از تاجگذاری در سال 2005، اولین سفر خارجی خود را از چین آغاز کرد. عبدالله در طی دیدار سه روزه خود به ووبانگوا رئیس کنگره خلق چین گفت: عربستان به چین به عنوان یک دوست واقعی نگاه می‌کند و امیدوار است که روابط دو کشور روز به روز  بهتر و گرم‌تر شود. شرکت سینوپک که بزرگ‌ترین پالایش کننده نفت چین به شمار می‌آید، تقریباً در 120 پروژه نفتی منطقه خاورمیانه وارد شده است. به گفته تونگ‌خای، رئیس سینوپک در دسامبر 2005 چین و اوپک وارد گفتگو در زمنیه انرژی شده‌اند.

چین همچنین به دنبال جلب عربستان و کویت جهت سرمایه‌گذاری در صنایع پایین دستی انرژی مثل احداث پالایشگاه‌های نفت و پتروشیمی به منظور ارتقای ظرفیت‌های داخلی خود است. در همین راستا اخیراً شرکت سینوپک چین موافقتنامه‌ای را با شرکت نفت کویت در زمینه توسعه صنایع پتروشیمی استان گوانگ دونگ در جنوب چین امضا کرده است.

ارزش این معامله 5 میلیارد دلار و بزرگ‌ترین پروژه مشترک چین با یک کشور خارجی در صنعت پتروشیمی می‌باشد.

روابط چین با سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس

 در مقایسه با عربستان، حجم روابط تجاری سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با چین کمتر می‌باشد. این روابط بیشتر بر صادرات نفت خام به چین و تا حدودی پروژه‌های مشترک و خدمات فنی متکی می‌باشند. با این حال اساساً مناسبات اقتصادی دو طرف در حال افزایش است. کالاهای چینی به طور روزافزونی جایگزین کالاهای غربی در سراسر منطقه می‌شوند و این روند با انعقاد موافقتنامه تجارت آزاد فزونی خواهد داشت.

چین با توجه به روند رو به رشد ساخت و ساز صنعتی و رشد سریع قطر، به دنبال سرمایه‌گذاری متقابل با آن کشور است. در حالی که حجم روابط تجاری چین و قطر نسبتاً کم است اما از رشد سریعی برخوردار بوده است. از سال 1999 تا سال 2004 حجم روابط تجاری دو کشور از 90 میلیون دلار به 390 میلیون دلار و در سال 2005 به 896 میلیون دلار رسیده است. کمترین حجم تجارت از میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بین بحرین و چین است که د ر حدود 110 میلیون دلار می‌باشد و این امر ناشی از فقدان منابع نفتی در بحرین است. چین ماهرانه ار مزیت‌های نسبی خود بهره‌برداری کرده است. این کشور فاقد سابقه استعمارگری است و مانند آمریکا درصدد تغییرات سیاسی در منطقه نیست. چین در عین حال بازار بزرگ و جدایی برای سرمایه‌گذاران ثروتمند عرب می‌باشد. حملات 11 سپتامبر و پیامدهای آن مشکلاتی را برای کشورهای عرب ایجاد کرد و موجب نگرانی آنها نسبت به سیاست‌های آمریکا شد. در نتیجه فرصت‌های مناسبی برای چین فراهم گردید.

چین همچنین ظرفیت نظامی خود را در مسیرهای انتقال نفت خاورمیانه و آسیای مرکزی تقویت کرده است. پکن از اقدامات احتمالی آمریکا به عنوان قدرت برتر در منطقه خاورمیانه در جهت ممانعت از واردات نفت از آن منطقه به چین و خساراتی که در اثر آن به آن کشور وارد می‌گردد، نگرانی و واهمه دارد. از همین رو دولت چین تمایل دارد میزان آسیب‌پذیری خود در زمینه تآمین نفت از خاورمیانه را کاهش دهد. لذا در جهت مدرنیزه کردن نیروی دریایی خود گام برمی‌دارد. تاکنون پکن اشتیاقی برای کنترل خلیج‌فارس نشان نداده است، ولی به طور آشکار قصد خود برای حضور در دریای جنوبی چین و اقیانوس هند را به نمایش گذاشته است. ممکن است با توجه به روند رو به رشد قدرت چین، این کشور در آینده به فکر حضور نیروی دریایی خود در خاورمیانه بیافتد.

نتیجه

استراتژی جهانی و خاورمیانه‌ای چین مبتنی بر اجتناب از دشمنی با آمریکاست. چین از طریق پیگیری دیپلماسی نرم، ارتقای سطح روابط تجاری و ایجاد وابستگی متقابل درصدد معرفی خود به عنوان قدرت جایگزین و بی‌خطر می‌باشد. ورود دیر هنگام  چین به خلیج‌فارس، حضور پررنگ آمریکا در منطقه و قدرت نامتوازن این دو قدرت، مانع از ظهور چین به عنوان یک قدرت مطلق در خلیج‌فارس می‌گردد. در عوض، چین توانسته است خود را در ردیف قدرت‌هایی چون بریتانیا و فرانسه قرار دهد. تا زمانی که چین قادر است امنیت منابع انرژی خود را حفظ کند، صادرات خود به منطقه را ارتقا بخشد و خود را به عنوان یک قدرت مسؤولیت‌پذیر نشان دهد، زمان را به نفع خود خریده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات