قاسم غفوری
آمریکا که در به انزوا کشاندن ایران ناتوان بوده و دیگر توانایی رویارویی با تهران را در خود نمیبیند، زبان دیپلماسی را جایگزین زبان تهدید کرده است اما در سایه این رویکرد برخی اهداف پنهانی را علیه ایران پیگیری میکند.
دولتمردان کاخ سفید در طول 28 سال گذشته، در چارچوب منافع توسعهطلبانهشان در خاورمیانه و عرصه بینالملل به تقابل با جمهوری اسلامی ایران پرداختهاند. آنها برای صدمه زدن به ایران از کلیه امکانات سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی بهره بردهاند. نکته قابل تامل در مواضع ایالات متحده در برابر ایران، برخی رویکردهای دوگانه آنها مبنی بر برقراری و یا عدم برقراری روابط با تهران میباشد. در این راستا پس از اظهارات رایس مبنی بر چرخش 180 درجه در نحوه برخورد با ایران (از تهدید به دیپلماسی) و درخواست برخی سیاستمداران برای ارتباط با تهران، اظهاراتی منتسب به نانسی پلوسی رئیس کنگره آمریکا و برخی سناتورها مبنی بر تلاششان برای دیدار از ایران منتشر گردیده است. با عنایت به این امر که: جهانیان بر نقش و جایگاه ایران در معادلات خاورمیانه بویژه در برقراری ثبات و امنیت در عراق و افغانستان تاکید دارند و تعامل با آن راهکار آمریکا برای خروج از این بحرانها میدانند، به رغم فعالیتهای غرب نه تنها ایران منزوی نگردیده بلکه به مقامی شایسته در میان ملتهای منطقه و بسیاری از کشورهای آزادیخواه دست یافته است و... دگرگونی در برخی مواضع دولتمردان آمریکا در برابر تهران را میتوان برگرفته از آگاهی آنها از ناتواناییهایشان در عرصه منطقهای و بینالمللی و به نوعی اعتراف به جایگاه ایران در حل بحرانهای جهانی دانست. هر چند که این سناریو پذیرفتنی و غیرقابل انکار است که واشنگتن با علم به شکست 28 ساله سیاستهای خصمانه در برابر ایران وادار به تغییر مواضع گردیده اما برخی تحرکات و اهداف آنها بیانگر استمرار سیاستهای پنهانی و غیرمسئولانه آنها در قبال تهران میباشد که برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی اجرا میگردد.
1-جایگاه ایران در خاورمیانه بویژه در میان ملتهای عربی و نهضتهای آزادیخواه به دلیل مخالفت با سیاستهای آمریکا ارتقاء چشمگیری داشته است. در عرصه جهانی نیز استقامت ایران در برابر زیادهخواهی آمریکا و غرب موجب گرایش بسیاری از کشورهای آزادیخواه به توسعه مناسبات با تهران شده است. این امر سبب شده تا آمریکا پایان منافع خود در خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین را در عملکردهای ایران جستجو نماید، لذا تلاش دارد تا با گرایش به تهران به نحوی از جایگاه منطقهای و بینالمللی آن در میان ملتها و کشورهای دیگر کاسته تا انزوای جهانی آن را فراهم آورد.
برخلاف آنچه غرب تصور میکرد تقابل آمریکا با ایران موجب انزوای تهران نگردیده است، بلکه ملتها با استقبال از مواضع ایران به تحکیم مناسبات با آن پرداختند. با توجه به اینکه جهانیان تمایلی به همکاری با کشورهای متحد واشنگتن ندارند، سناریوی تعدیل سیاستهای خصمانه علیه تهران میتواند سناریویی جدید برای انزوای ایران در میان ملتهای آزادیخواه جهان باشد.
2-از سیاستهای آمریکا پایان دادن به منازعات خاورمیانه به نفع رژیم صهیونیستی است. در این راستا این سناریو وجود دارد که ایالات متحده با گرایش به تهران، تحت نام انزوای اعراب (به جای طرح مساله حل بحران خاورمیانه)، برای تحریک سران عرب جهت پذیرش اهداف کاخ سفید در قبال عراق، لبنان و سرزمینهای اشغالی فلسطین مبادرت ورزد. این سیاست بیشتر برای تبدیل نمودن جنگ اعراب ـ تلآویو به جنگ اعراب و ایران جهت برقراری روابط میان کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی اجرا میگردد. در همین حال آمریکا امیدوار است، گرایش به تهران، دلسردی و تضعیف این نهضتها را به همراه داشته باشد که نتیجه آن گرایش گروههای مقاومت فلسطینی به سازش با رژیم صهیونیستی خواهد بود.
3- از چالشهای دولتمردان آمریکا در کنگره و کاخ سفید تاکید افکار عمومی بر شکست آنها در برقراری ثبات در خاورمیانه است. با توجه به نقش ایران در خاورمیانه جمهوریخواهانی نظیر رایس و برخی نمایندگان کنگره، تلاش دارند تا با اعلام دگرگونی در سیاستهای کاخ سفید در برابر تهران، به نوعی حرکت در چارچوب خواستههای مردمی را به نمایش گذارند. در نقطه مقابل دموکراتها نیز برآنند با نام مخالفت با سیاستهای گذشته کاخ سفید به نحوی رضایت عمومی را از کارکردهایشان بدست آورند.
4-از محورهای تقابل ایران و آمریکا در قبال پرونده هستهای میباشد. آمریکا در حالی که برای افزایش تحریمها و مخالفتها با فعالیتهای هستهای ایران در قالب قطعنامههای شورای امنیت فعالیت میکند، برآن است تا با دادن چراغ سبزهایی برای مذاکره، به نوعی خود را پیرو اصل مذاکره معرفی نماید. آنها چنان وانمود میکنند که اعمال تحریمها و فشارها برای توقف فعالیتهای ایران و بازگشت به روند مذاکره است. هدف نهایی این اقدام تحریک جامعه جهانی به پذیرش سیاستهای خصمانه واشنگتن در قبال فعالیتهای هستهای تهران است.
5-چنانکه مقامات آمریکایی و کارشناسان سیاسی و نظامی اعتراف کردهاند، حمله نظامی به ایران کارایی ندارد. آنها تنها راهکار را تخریب اتحاد ملی و بحرانآفرینی داخلی میدانند. این طرح در دو بعد اجرا میگردد اولا اجرای اقدامات تروریستی که در مناطق مرزی مشاهده میشود ثانیا اعلام آمادگی برای مذاکره برای ایجاد دو دستگی میان مخالفان و موافقان مذاکره با آمریکا.
براساس آنچه ذکر شد میتوان گفت: هر چند که رویکرد اخیر آمریکا به نوعی اعتراف آنها به شکست در برابر تهران است، اما مواضع آنها نشان از توطئهای دیگر علیه ایران بویژه در عرصه منطقهای و بینالمللی دارد که در لوای زبان دیپلماسی اجرا میشود. براین اساس تهران با آگاهی در برابر این تحرکات باید از اجرای توطئههای مذکور جلوگیری نماید هر چند که آمریکا این گرایشات را نشانه واگذاری نقشهای جدید به تهران در منطقه عنوان میکند.