فرامرز اصغری
به رغم آنکه مشرف برای برقراری امنیت در پاکستان تلاشهای بسیاری را مبذول داشته است اما انفجارها و حملات تروریستی متعدد که به درگیریهای فرقهای مبدل گردیده همچنان این کشور را تهدید میکند در حالی که شواهد از دخالت آمریکا و برخی عوامل دست نشاهنده آن حکایت دارد.
پاکستان به دلیل قرار گرفتن در مسیر تروریسم در سالهای اخیر با چالشهای امنیتی بسیار مواجه گردیده است. هر چند که در سالهای اخیر (پس از حضور نیروهای ائتلاف در افغانستان) تدابیر شدید امنیتی در مرزهای پاکستان بویژه در وزیرستان اعمال و اسلام آباد در ائتلاف ضدتروریسم با نیروهای حاضر در افغانستان همکاری میکند اما درگیریهای فرقهای و قبیلهای (بویژه در مرز پاکستان) همچنان این کشور را تهدید میکند. در این چارچوب طی هفتههای اخیر درگیریهای شدید میان قبایل و گروههای پاکستانی روی داده و این کشور را وارد مرحله بحرانی ساخته است. با توجه به تحولات داخلی پاکستان و بازیگران داخلی و خارجی در این عرصه عوامل تاثیرگذار بر ناآرامیهای این کشور در چند بعد قابل تقسیمبندی میباشد.
1- چنانکه ذکر شد پاکستان در سالهای اخیر به محلی برای آموزش و گسترش طالبان مبدل گردیده است. هر چند که در ابتدا پاکستان از این گروهها برای تحقق اهداف خود در افغانستان بهرهبرداری میکرد اما پس از حوادث 11 سپتامبر و اشغال افغانستان توسط نیروهای ائتلاف این رویکرد با دگرگونیهای متفاوتی مواجه گردید. تشکیل دولت مرکزی در افغانستان، مقابله ائتلاف با نیروهای طالبان بویژه عملیاتهای نظامی در مرز پاکستان، انعقاد پیمانهای ضدتروریسم میان ناتو و اسلام آباد و در نهایت اعتراض جامعه جهانی به فعالیت طالبان و القاعده در پاکستان موجب دوری اسلام آباد از طالبان گردید. این تحولات موجب تقابل مستقیم طالبان با اسلامآباد شد که بحرانهای امنیتی و درگیریهای فرقهای ایجاد شده در این کشور را باید از پیامدهای آن دانست که اکنون تشدید شده است.
2- از بازیگران عرصه پاکستان آمریکا میباشند. هر چند که واشنگتن بر ادامه روابط با پاکستان تاکید دارد اما روند تحولات به برخی تقابلها در روابط طرفین مبدل منجر شده است. گرایش پاکستان به کشورهای اسلامی که با سفر مشرف به خاورمیانه، اندونزی و مالزی تکمیل گردید، رویکرد گسترده به چین، همکاری و تعامل سازنده با ایران که با حمایت از فعالیتهای هستهای تهران و مخالفت با تعلیق آن همراه بود، عدم همکاری در عملیات نظامی واشنگتن، انزجار مردم پاکستان با سیاستها و عملکردهای آمریکا، تاکید برخی سران آمریکا بر لزوم برکناری مشرف و تشکیل دولت جدید و ... به بحران آفرینی در روابط اسلام آباد با کاخ سفید منجر شده است. بر این اساس آمریکا با بهرهگیری از ناآرامیها و بحرانهای امنیتی برای تحریک مشرف و ملت پاکستان برای پذیرش مناسبات با آمریکا تلاش میکنند. آنها بر آنند تا با این اقدام ضمن توسعه پایگاههای نظامی در پاکستان، مشرف را به برخی تغییرات در سیاست خارجی بویژه در قبال ایران، چین و رژیم صهیونیستی متقاعد سازند. البته این نکته قابل ذکر است که بررسی شرایط جمعیتی و دینی مراکزی که مورد حملات تروریستی قرار گرفتهاند بیانگر اجرای سیاست اختلاف افکنی میان شیعه و سنی میباشد که توطئهای کاملا آمریکایی صهیونیستی است که در پاکستان و بسیاری از کشورهای اسلامی اجرا میگردد.
3- نکته مهم در تحولات پاکستان مواضع اتخاذ شده از سوی مشرف است. در شرایطی که بحران امنیتی در این کشور تشدید گردیده بر حجم مخالفان دولت نیز افزوده شده است. سیر تحولات بیانگر چالشهایی برای حفظ قدرت مشرف است. در شرایط کنونی با بحرانی شدن اوضاع داخلی پاکستان این فرصت برای مشرف ایجاد شده تا در لوای برقراری امنیت به بازداشت و سرکوب برخی مخالفان بپردازد هر چند که وی اولویت کاری خود را بر تعامل با سایر گروهها و بهرهگیری از مراجع قانونی برای حفظ قدرت بنا نهاده است.
در نهایت میتوان گفت که بحران امنیتی و عملیاتهای تروریستی و درگیریهای فرقهای صورت گرفته در پاکستان برگرفته از فعالیت گروههای تروریستی از جمله طالبان است که با حمایت مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی اجرا میگردد. شواهد نشان میدهد که آمریکا با بهرهگیری از طالبان و گروههای تروریستی برای ایجاد دگرگونی در مواضع مشرف تلاش میکند در حالی که بسیاری از گروههای پاکستانی با تاکید بر هوشیاری در برابر این توطئه آمریکا بر استمرار وحدت و حتی حمایت از دولت مشرف تاکید نمودهاند تا شکستی دیگر را برای واشنگتن در منطقه رغم زنند.