ابوالقاسم قاسمزاده
اگر خوانندگان گرامی «محک» عنوان این نوشتهها از « جنگ روانی» را در دو شماره قبل دیده باشند، در آن دو قسمت با بهرهگیری از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع بزرگ زائران حرم مطهر رضوی مشهد. در روزهای آغازین از سال جدید، مطالبی نوشته گردید که تعریف و سیر تاریخی جنگ روانی، همچنین فراگیری این پدیده در بسیاری از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی ما به صورت مختصر شرح داده شد.
در پایان نوشته قبل قرار شد تا در این بخش اندکی درباره این پرسش که خوراک جنگ روانی از کجا تهیه میشود؟ و چگونه از کنشها و واکنشها، جنگ روانی استمرار پیدا میکند؟ مطالبی تقدیم گردد.
عرصه سیاست، میدان تدبیر برای سودآوری و یا حفظ منافع از کنشها و واکنشها است. عمل و عکس العمل چه از جانب دولتها و حاکمیت بر جوامع و چه از سوی مردم به صورت عمومی و به اصطلاح سیاسی «تودهوار» و یا به شکل سازمان یافته از طریق احزاب، اتحادیهها و سندیکاها در نگاه یک سیاستمدار حرفهای، همواره رصد میگردد و سیاست از طریق ارزیابی چنین نگاهی و تقسیم اولویتها و طراحی برنامهها در میدان کنشها و واکنشها، اعمال میگردد و مدیریت میشود. « جنگ روانی» یک «کنش» است. برای تدابیر سیاسی که با طرحهای اولیه از اهداف روشن یا «اقدام» به صورت عمده خوراک آن از طریق «واکنش» یا «عکس العمل» طرف مقابل (دولت، کشور، مردم) اعم از (دشمن، دوست یا بیطرف) تهیه میگردد. به عبارت دیگر طراحان جنگ روانی، همواره برنامههای خود را با نوع و چگونگی عکس العمل مخاطب خود تنظیم میکنند. در وادی تبلیغات که امروز هم علم و هم یک صنعت شده است، میگویند. امواج تبلیغاتی یا «سیگنال»وقتی فرستاده میشود برای ادامه حیات و موفقیت خود نیازمند ارزیابی بازخوردهاست. تبلیغات و استفاده از روشهای متنوع و گوناگون آن از مهمترین و اصلی ترین ابزارهای جنگ روانی در دنیای امروز است.
تا آنجا که در غرب بسیاری از کسانی که در علم تبلیغات تخصص دارند و بسیاری از جامعه شناسان در کشور ما و در غرب نیز، معتقدند، با تبلیغات میتوان فکر ساخت و باور القاء کرد. آنچنان که مخاطب اعم از (دولت خاص)یا مردم ناحیه مشخص، از طریق تبلیغات و بمباران القاء از دادههای جهتدار، خود به خود به واکنش یا عکسالعملهایی دچار شوند که آن را عین «کنش» یا «اقدام» مستقل و با اراده خود بدانند. در حالیکه در حقیقت و در ماهیت اصلی چنین رفتارها، چیزی نیست، جز واکنشها در چنبره «جنگ روانی» از طریق ابزارهای تبلیغاتی.
خوراک « جنگ روانی»، «واکنشها» یا «عکسالعملها» است که با فرستادن پیامهای ساده «کنش» و سپس دریافت واکنشهای متنوع و ارزیابی آنها و استفاده از آنها بعنوان امتداد اجرای طرحهای جنگ روانی صورت میپذیرد. درست در همین نکته و اینجا است که موضوع «آگاهی» مردم و رسالت اندیشمندان و روشنفکران برای به اصطلاح «واکسینه» کردن افکار عمومی در برابر جنگ روانی که هم واقعیت و هم حقیقت را قلب و یا «بزک» میکند و موجب انحراف فکری و باورهای مردم و یا واکنش در عکسالعملهای غیرمعقول و زیان آور دولت میگردد، اهمیت و ضرورت پیدا میکند. در جنگ روانی، اگرچه اهداف گوناگون دنبال میگردد و میتواند در شرایط زمانی یا در برابر کشور و ملت خاص و یا در مقابله با ایدئولوژی و فرهنگ خاص، اشکال متفاوت پیدا کند. اما هدف پایدار جنگ روانی یک محوریت اصلی دارد و آن روانسازی است. آماده ساختن اندیشه برای جهتدهی به هر سوی که بخواهند و بهرهگیری از اراده فرد یا جمع، اعم از مسئولین یک نظام و دولت و یا توده مردم در راستای اهداف تعیین شده است. روشنفکر و صاحبان اندیشه مستقل و اصحاب فرهنگ باور در هر کشوری خود را در برابر جنگ روانی از درون و بیرون میبینند. آنها در برابر این تهاجم، تنها و تنها از ارائه آگاهی به کشف حقیقت تام میتوانند بهرهگیری کنند تا مردم فریب جنگ روانی را نخورند و «سراب» را «آب» ندانند. باز در این باره با هم سخن خواهیم گفت. انشاءالله