مترجم: حسن پویان
طی ماههای گذشته مقامات عالی رتبه وزارت خارجه آمریکا در کنار دانیل اورتگا که با پیروزی در انتخاباتی آزاد به ریاست جمهوری رسیده بود ایستادند و عکس یادگاری گرفتند. چنین کاری در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان غیر قابل تصور بود. خود او به هیچ قیمت تن در نمیداد که در کنار رهبر ساندینیستها، و با او، عکس بگیرد. ریگان در سالهای دهه 1980، میلیونها دلار پولهای خزانه داری آمریکا را خرج کرد تا رهبر جبهه آزادی بخش ملی ساندینیست نیکاراگوئه را سرنگون کند. تلاش او به جائی نرسید ولی اورتگا بعدها به سبب شکست در انتخابات ریاست جمهوری 1990 خود به خود مقامش را از دست داد. اکنون که بیش از یک و نیم دهه از آن زمان گذشته، تامس شانن معاون وزیر خارجه آمریکا با چهره خندان در کنار اورتگائی برای عکس گرفتن میایستد که او مواضع ضد آمریکائی افراطی دوران جوانی خودش و گروهش را ترک گفته است. شانن در همان وقت که با اورتگا عکس میگرفت در حالی که دست او را میفشرد سخن از گفتگوی مهمی به میان آورد که قرار است بین دشمنان سابق. آمریکا و نیکاراگوئه. انجام بگیرد.
احساساتی که در آن روز از سوی معاون وزارت خارجه آمریکا ابراز شد، بنابر شواهد آشکار، دوجانبه بود. اورتگا که حالا 60 سال دارد اظهار داشت که خواهان روابطی آمیخته با احترام متقابل بین دو کشور است. به علاوه اظهار امیدواری کرد که وجود پیوندهای بسیار دوستانه و خودمانی بین او و هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا منشاء آثار زیانبخش بر تعاملات نیکاراگوئه و واشنگتن قرار نگیرد. در سال 2006 اورتگا یکی از پنج رهبر سیاسی چپگراست که در آمریکای لاتین برنده انتخابات ریاست جمهوری شده است در مورد او گفتنی است که رفتار و شعارهایش در مبارزات انتخاباتی اینبار شباهت بسیار نیرومندتری به رفتار و گفتار عناصر ترقی خواه میانهرو از قبیل لوئیز ایناسیو لولا داسیلوای برزیلی و میشل با شلهی شیلیائی داشته تا به شعارهای فیدل کاستروی کوبائی که در گذشته یاور ساندینیستها بوده است.
با این حال، کسانی که به ویژه در واشنگتن (و سپس در جاهائی دیگر) با نگاه تیزبین به اورتگا مینگرند ترجیح میدهند که هنوز منتظر بمانند و در اظهارنظر قطعی درباره او شتاب نورزند. برخی از اینان دور از تصور نمیدانند که اورتگا فعلاً میکوشد وقت را بگذراند و پس از آنکه آئین افتتاح دوره زمامداری را پشت سر نهاد مقاصد نهائی یک رهبر چپگرای افراطی را آشکار کند. در مقابل این دسته از منتظران، گروههای دیگری نیز وجود دارند که انتظارشان خوشبینانهتر است. اینها با یادآوری اظهارات اورتگا در ماههای اخیر عقیده دارند که او در مقایسه با گذشته تفاوتهای مهمی کرده است. به اعتقاد این گروه از اظهار نظر کنندگان، اورتگای کنونی را در صورتی میتوان بهتر شناخت که کارنامه اعمال ساندینیستها در اواخر دهه هفتاد و چند سال از دهه 1980 یادآور میشود. ساندینیستهای تحت رهبری اورتگا در 1979 حکومت آناستازیا سوموزادبایل دیکتاتور نیکاراگوئه را سرنگون ساخته و وقتی به قدرت رسیدند با دولت اتحاد جماهیر شوروی متحد شدند. آنها دارائیهای مخالفان سیاسی خود را مصادره کردند و بیشتر قربانیان آن رفتار را کسانی تشکیل میدادند که از نیکاراگوئه گریخته بودند. او اخیراً وعده داده است که مالکیت خصوصی را رعایت خواهد کرد و حقوق سرمایهگذاران خارجی را که از زمان دولت قبلی و پیش از بازگشت وی به ریاست جمهوری سرمایههائی وارد نیکاراگوئه کردهاند محترم خواهد شمرد. به علاوه، اورتگا در دیدارهائی که اخیراً با نمایندگان صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی داشته پذیرفته است که برای مهار تورم تلاش کند. از تفاوتهای دیگری که در اورتگا پدید آمده، این است که او دیگر یک فرمانده نظامی نیست بلکه در رأس نمایندگان ساندینیست در پارلمان، رهبری گروهی را دارد که از اکثریت برخوردار نیست و باید با فراکسیون حزب لیبرالهای میانهرو و متمایل به راست ائتلاف کند. تنها در این صورت است که ساندینیستها توانائی تشکیل دولت را به دست خواهند آورد. حزب لیبرال میانهرو که گرایش به راست دارد طرفدار پایبندی به قانون اساسی است و این خصلت را در اسمی که برای خود برگزیده (کنستیتو سیونالیست) نیز بازتاب داده است.
برای رسیدن به چنین موضعی اورتگا ناگزیر از طی کردن راهی بس دشوار بوده است. نسل او در دهه 1970، هنگامی به پیروزی سیاسی رسید که آمریکا در پی جنگ ویتنام دوره دشوار فرسایش قدرت را میگذراند. در چنان شرایطی بود که جنبشهای چریکی نظیر ساندینیستهای تحت رهبری اورتگا زمینه مساعدی برای رشد و نمو پیدا کردند و دامنه این جنبش تقریباً در سراسر آمریکای لاتین. از مکزیک تا آرژانتین گسترش پیدا کرد.
حزب ساندینیست در چنان شرایطی بود که به قدرت دولتی دست یافت و آن را تا یازده سال اعمال کرد. هرج و مرج اقتصادی و خطاهای فاحش دیپلماتیک در آن دوره آسیبهای بیشماری بر نیکاراگوئه وارد آورد. دلایل پایان یافتن قدرت دولتی حزب ساندینیست به روشنی قابل درک است. اورتگا در آن وقت رهنمودهای فیدل کاسترو را ندیده گرفت. رهبر کوبا میدانست که اگر ساندینیستها در آن شرایط به برگزاری یک انتخابات آزاد مبادرت کنند. حاصلی جز ناکامی به دست نخواهند آورد. نتیجه انتخاب همانطور که کاسترو پیش بینی میکرد، شکست اورتگا و از دست رفتن قدرت بود. اکثریت رأی دهندگان که احساسات ملت نیکاراگوئه را در انتخابات به نمایش نهادند، رأی به برکناری اورتگا و ساندینیستهای تحت رهبری او دادند.
از نظر سیاسی اورتگا امروزه سیاستمداری است که اشتباهات جنبشهای چپگرا وی را متنبه کرده است. این تغییر بزرگ در طرفداری کنونی تقریباً تمام رهبران گروههای سابقاً چریکی آمریکای لاتین از الزامات نوین اقتصادی به چشم میخورد. به بیان روشنتر، امروز ساندینیستها نیز مانند سایر گروههای چریکی سابق آمریکای لاتین. نظیر دو جنبش مونتونه رو و توپامارو. ازلزوم تشویق صادرات و بهبود قدرت رقابت اقتصادی، آن هم در عصر جهانی شدن اقتصاد طرفداری میکنند.
استفن جانسن سخنگوی بنیاد هریتیج که مقر آن در واشنگتن قرار دارد رهبرانی مانند اورتگا را معرف چپهای استحاله یافته به میانهروی میشناسد و او و نظایرش را رهبرانی میداند که بر لزوم فرمانروائی قواعد بازار و دموکراسی وقوف دارند.
او میگوید اورتگا بلوغ سیاسی و اقتصادی خود را که با توجه به سوابقش غافلگیر کننده ببه نظر میرسد در انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیکاراگوئه به نمایش گذاشت.
از دیدگاه ناظران صاحب صلاحیتی مانند استفن جانسن، رستاخیز سیاسی اورتگا که در انتخابات ماه نوامبر 2006 خودنمائی کرد، ضمناً اعتبار عقاید کسانی را تضعیف میکند که بریاست جرج بوش در آمریکای لاتین خرده میگرفتند. آنها هشدار میدادند که نگاه خوشبینانه بوش به اورتگا در دوره پیش از پیروزی جدیدیش در صحنه سیاسی نیکاراگوئه خطائی فاحش است زیرا اورتگا میتواند یک بار دیگر ساندینیستهای ضد آمریکائی را بر نیکاراگوئه حاکم کند. چیزی که آن منتقدان نادیده میگرفتند وابستگی تجارتی بسیار سنگین نیکاراگوئه به ایالات متحده است. این وابستگی معادل است با اهرم نیرومندی که به جرج بوش و اصولاً به دولت آمریکا اجازه میدهد تا هر نوع گرایشهای افراطی چپ و توأم با آمریکا ستیزی را در نیکاراگوئه مهار کند. به اعتقاد طرفداران نظریه اخیر دولت واشنگتن اکنون میتواند مطمئن باشد که حمایتی که چاوز رئیس جمهوری ضد آمریکائی ونزوئلا در نوامبر گذشته از نامزدی اورتگا برای بازگشت به قدرت حکومتی به عمل آورده سودی نصیب وی نخواهد کرد. گفتنی است که در جریان فعالیتهای انتخاباتی منتهی به پیروزی اورتگا، رئیس جمهور ونزوئلا آشکارترین حمایتها را از گروه ساندینیست اعمال کرد. به عنوان نمونه، چاوز مقدار قابل توجهی سوخت به نیکاراگوئه فرستاد تا مورد مصرف شهرداران ساندینیست در نقاط مختلف آن کشور قرار گیرد.
در برابر حرکات چاوز، نیروی اثر گذار حمایتهای سخاوتمندانهتری را مشاهده میکنیم که مقامات آمریکائی نادیدن ماندن آن از جانب اورتگا را بسیار بعید میدانند.
ایالات متحده علاوه بر 41 میلیون دلار پولی که هر سال در قالب برنامه کمکهای خارجی به نیکاراگوئه میدهد، تهدید کرده است که 175 میلیون دلار دیگر نیز به صورت اعتبار در اختیار این کشور قرار دهد. دریافت این کمکهای قابل ملاحظه، انگیزه ملموسی به اورتگا و دولت ساندینیست خواهد داد تا اشتباهاتی را که در گذشته مرتکب شدهاند تکرار نکنند.
به زحمت میتوان انتظار داشت که اورتگا و یارانش فراموش کنند که آمریکا به دقت مراقب رفتار آنان است بنابراین میفهمند که آمریکا همچنان قادر است مانند رفتاری که در ربع آخر قرن گذشته انجام داد، در صورت لزوم زندگی در نیکاراگوئه را برای اورتگا و دولتش به جهنم تبدیل کند.