تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۱:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۱۴۲۷
گفت‌و‌گویی صریح با بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه

تحریم ایران بی‌نتیجه است

ترجمه: کاوه شجاعی مقدمه: تندروهای کاخ سفید سوریه را عضو محور کذایی شرارت، دوست ایران و دشمن اسرائیل توصیف می‌کنند اما ماجرا پیچیده‌تر از این حرف‌ها است. بشار اسد رئیس‌جمهوری سوریه در ماه‌های پس از یازدهم سپتامبر 2001 با ایالات متحده در مبارزه با القاعده همکاری کرد و دو ماه پیش گزارش‌هایی تائید نشده از مذاکرات مخفیانه هیات‌های سوری و اسرائیلی منتشر شد. در عین حال دمشق از آرامش در عراق سود می‌برد، زیرا صدها هزار عراقی آواره در خاک سوریه به سر می‌برند و وخامت اوضاع اصلا به سود دولت بشار اسد نیست. رئیس‌جمهوری سوریه در این گفت‌و‌گو با نشریه مادر جونز ـ چاپ آمریکا ـ نسبت به هرگونه حمله احتمالی آمریکا به خاک ایران هشدار می‌دهد و می‌گوید: بی‌ثباتی ایران، بی‌ثباتی سراسر خاورمیانه است.

*‌ به نظر شما احتمال دارد کاخ سفید به فکر سرنگونی دولت سوریه باشد؟

**‌ اینها شایعه است، شایعه. من تنها براساس واقعیات صحبت می‌کنم. مهم‌ترین نکته این است که هر کس به فکر بی‌ثباتی سوریه بیفتد باید بداند که منطقه را بی‌ثبات خواهد کرد. ما دریچه اطمینان منطقه‌ایم.

* دریچه اطمینان؟

** بله. همین‌طور است.

* چگونه؟

** از دید سیاسی می‌گویم. واقعیات، تاریخ سوریه، نقش سوریه در منطقه و ارتباط میان سوریه و همسایگانمان ـ ارتباطات اجتماعی و ایدئولوژیکی ـ این را ثابت می‌کند. تمامی منطقه به هم مرتبط است.

* شما گفته‌اید در گذشته به آمریکا کمک کرده‌اید که درباره گروه‌های تروریستی نظیر القاعده اطلاعات به دست بیاورد. این همکاری چه زمانی پایان یافت؟

**‌ ما این همکاری را آغاز کردیم. بعد از یازدهم سپتامبر 2001 در همکاری اطلاعاتی با ایالات متحده پیش قدم شدیم. ما توانستیم در خنثی کردن 7 توطئه القاعده علیه آمریکا به این کشور کمک کنیم. این همکاری به 2 دلیل در مارس 2005 به پایان رسید. اول به دلیل خطاهایی که آمریکا مرتکب شد و دوم به خاطر موضع سیاسی آنها علیه سوریه.

*‌ آن خطاها چه بودند؟

**‌ خطاهای تکنیکی که باعث شد فرصت‌های زیادی را در جنگ با تروریسم از دست بدهیم.

*‌ به علاوه در آن زمان آمریکا بر لبنان برای خروج سربازان سوری فشار می‌آورد و مساله دادگاه ترور رفیق حریری مطرح شده بود. در کل فضای سیاسی آشفته شده بود.

**‌ دقیقا.

* فکر می‌کنید دولت بوش به بهانه مناقشه اتمی به ایران حمله کند؟

**‌ نمی‌شود جواب اینگونه سوالات را داد. اما اگر می‌خواهید از دید منطقی به بررسی منافع خاورمیانه، آمریکا و بقیه جهان بپردازیم باید بگویم که به ایران حمله نمی‌شود، چون جهان بهای بسیار زیادی را برای آن خواهد پرداخت.

*‌ به نظرتان پیامدهای حمله نظامی به ایران یا تحریم بین‌المللی چه می‌تواند باشد؟

**‌ تجربه عراق و دیگر کشورها نشان داده که تحریم‌ها هیچ کاری نمی‌کنند اما عواقب تلاش برای بی‌ثباتی منطقه به کمک تحریم یا اقدام نظامی ـ به هر صورتی ـ باعث بی‌ثباتی سراسر خاورمیانه می‌شود. پس جواب شما این خواهد بود: تحریم یا حمله به ایران خاورمیانه و سراسر جهان را بی‌ثبات می‌کند.

* به نظر می‌رسد ایران هم در پاسخ کارهای زیادی می‌تواند انجام دهد، از عراق گرفته تا لبنان. منظورتان از بی‌ثباتی در خاورمیانه همین است؟

**‌ باید از ایرانی‌ها بپرسید که چه می‌خواهند انجام دهند اما از دید من پیامدهای حمله به ایران عمیق‌تر از این حرف‌هاست. به عراق نگاه کنید، شما نمی‌توانید از دسته‌ها، احزاب یا گروه‌های درگیر صحبت کنید، بحران خیلی عمیق شده است. این هرج و مرج است؛ یک هرج و مرج کامل.

* فکر می‌کنید آمریکا جنگ عراق را باخته است؟ پیشرفتی در اوضاع نمی‌بینید؟

**‌ باید ببینیم هدف آمریکا از جنگ چه بود. اگر آنها با هدف دموکراسی حمله کردند، پاسخ خیلی روشن است. وضعیت عراق حتی از دوران صدام هم بدتر شده است. اگر درباره استانداردهای زندگی کردن حرف می‌زنیم وضعیت خیلی خیلی بدتر شده است. در مورد توسعه، زیرسازی و بقیه چیزها هم همین‌طور. همه چیز بدتر شده است. اشغال که هدف جنگ نبود. اشغال عراق وسیله بود. اگر از جنبه نظامی هم به عراق نگاه کنیم، اوضاع اصلا خوب نیست. آمریکایی‌ها و عراقی‌ها هر روز به قتل می‌رسند. ده‌ها عراقی هر هفته قربانی می‌شوند. هدف جنگ همین بود؟ من فکر نمی‌کنم. پاسخ سوال شما برای ما خیلی روشن است.

* علاوه بر این آمریکا بر بخش‌هایی از عراق کنترل ندارد. جنوب عراق و منطقه بصره واقعا بی‌ثبات است. در چندین منطقه کنترل اوضاع را به عراقی‌ها واگذار کرده است.

**‌ دقیقا. فراموش نکنید هیچ ابرقدرتی در دنیا، حتی آمریکا، نمی‌تواند یک کشور کوچک را تنها به کمک ارتش کنترل کند. شما تنها زمانی می‌توانید کنترل کشوری را در دست بگیرید که مردم‌اش بخواهند. وقتی مردم علیه تواند ـ این خیلی طبیعی است، کشورشان را اشغال کرده‌ای ـ با مقاومت مواجه می‌شوی و کنترل اوضاع را از دست می‌دهی. این طبیعی است.

*‌ فکر می‌کنید تا دو سه سال دیگر اوضاع عراق به کجا بیانجامد؟

**‌ وقتی می‌خواهیم درباره آینده عراق صحبت کنیم باید از مردم حرف بزنیم و نگاه آنها به قانون اساسی کشورشان. تعداد زیادی از هیات‌های عراقی به سوریه آمده‌اند و آنها از این قانون اساسی ناراضی‌اند. شمار زیادی از گروه‌های عراقی فکر می‌کنند مورد ستم واقع شده‌اند. اگر تمامی گروه‌ها بر سر این قانون اساسی توافق نداشته باشند درگیری و حتی جنگ داخلی پیش خواهد آمد. در عراق دولت جدیدی بر سر کار آمده و انتخابات برگزار شده است. این خیلی خوب است و ما حمایت می‌کنیم. ما از روند سیاسی حمایت می‌کنیم اما این کافی نیست. تنها برای کوتاه‌مدت خوب است، نه برای دوره طولانی.

*‌ منابعی به من گفته‌اند که شما برای مذاکره میان نیروی مقاومت سنی و دولت تلاش کرده‌اید. این درست است؟

**‌ در حقیقت ما برای اتحاد گروه‌های عراقی تلاش می‌کنیم؛ نه فقط مذاکره بین سنی‌ها و دولت که میان همه عراقی‌ها. نقش ما در عراق این است.

* اما در این مورد به خصوص، آیا شما کمک کرده‌اید گفت‌و‌گوهایی میان مقاومت ـ آنها که با‌ آمریکا مخالف‌اند و می‌جنگند ـ و دولت عراق صورت گیرد؟

**‌ ما نمی‌دانیم آن هیات‌هایی که به سوریه می‌آیند و با ما دیدار می‌کنند گروه مقاومت‌اند یا نه؛ آنها عراقی‌اند و هیچ‌کس جز عراقی‌ها نمی‌داند که گروه‌های مقاومت چه کسانی هستند. پس هر کسی گفت که مقاومت عراق را می‌شناسد باور نکن. (می‌خندد). اما قاطعانه می‌گویم اکثر آنها ـ اکثر عراقیانی که با ما دیدار می‌کنند ـ حامی مقاومت‌اند، اگرچه سیاسی.

*‌ و شما تلاش می‌کنید این حامیان سیاسی مقاومت با دولت بغداد مذاکره داشته باشند؟

**‌ بله. ما همیشه می‌گوئیم که برای هر کمکی آماده‌ایم. منظورتان برگزاری یک کنفرانس با حضور این گروه‌هاست؟

* بله. مذاکرات واقعی برای حل اختلاف‌نظرهای سیاسی.

**‌ دقیقا. ما برای هرگونه همکاری در این زمینه آماده‌ایم.

*‌ در مورد فلسطین چطور؟

**‌ آنها برادران ما هستند و مساله نقض حقوق بشر در آنجا بسیار مهم است اما آنها باید درگیری‌های داخلی‌شان را حل و فصل کنند. من فکر می‌کنم فلسطینیان هنوز بهای پیمان اسلوی سال 1993 را می‌پردازند. آنها بهای بن‌بست در روند صلح را می‌پردازند؛ بعد از مذاکرات سال 2000 در کمپ دیوید همه چیز متوقف شده است. آمریکایی‌ها در این مورد بسیار سهل‌انگاری کرده‌اند.

*شماری از کردهای کشور شما شهروند سوریه محسوب نمی‌شوند. عده‌ای از 70 هزار نفر حرف می‌زنند و شماری تعداد آنها را 300 هزار نفر می‌دانند. برخی می‌گویند قانونی که به کردها اجازه تابعیت کامل سوریه را می‌دهد منتظر امضای شماست. این درست است؟

*‌* این مساله داستانی طولانی دارد. در 1962 شماری از مهاجران کرد به خاطر درگیری‌هایی از کشورهای همسایه به سوریه آمدند و در همان سال تبعه سوریه شدند اما در روند تابعیت آنها مشکلاتی اداری پدید آمد و این ابتدا به مشکلی اجتماعی و بعد سیاسی تبدیل شد ولی حالا تصمیم گرفته‌ایم مساله را حل کنیم. بقیه اعضای خانواده کردهایی که تبعه سوریه هستند هم تابعیت دریافت خواهند کرد اما هنوز در آمار و ارقام مشکل داریم ولی این به زودی برطرف می‌شود. از این بعد این مساله‌ای تکنیکی است، نه سیاسی.

*‌ می‌توانید بگویید آنها چند نفراند؟

**‌ خودتان که گفتید بین 70 تا 300 هزار نفر! عده‌ای هم می‌گویند 100 نفر. باید تعداد آنها را دقیق حساب کنیم که بعداد خود این ماجرا به مشکلی سیاسی تبدیل نشود!

* درست است. آمریکا تلاش می‌‌کند از مساله کردها به عنوان ابزار فشاری بر دیگر کشورها استفاده کند. پس ماجرا از همین حالا سیاسی محسوب می‌شود. 

** ‌برای ما؟

*برای شما.

*‌*‌ آمریکا می‌خواهد از آنها سوءاستفاده کند اما برای ما بیشتر مساله‌ای اجتماعی است. ما آن را سیاسی نمی‌بینیم. ما با آنها مشکل سیاسی نداریم. هرکس که سوریه‌ای است، خب سوریه‌ای است! همه مثل هم هستند.

*‌ نیویورک تایمز خیلی وقت پیش در مقاله‌ای نوشته بود که شما برای تغییر قانون اساسی و حکومت چند حزبی آماده می‌شوید. به ادعای این روزنامه این قانون تا اواخر سال 2007 ـ یا بعد از آن ـ آماده می‌شود. این درست است؟

**‌ جوری حرف می‌زنید که انگار ما تا حالا قانون چند حزبی نداشته‌ایم. ما تلاش می‌کنیم یک قانون امروزی‌تر بنویسیم. قانونی که اجازه دهد احزاب در سوریه آزادی سیاسی بیشتری داشته باشند. مهم‌ترین موضوع این است که با گروه‌های سیاسی در این مورد گفت‌و‌گو کنیم. این دیالوگی میان اجزای حکومت نیست. مساله‌ای ملی محسوب می‌شود.

*‌ این دیالوگ ملی چه زمانی آغاز می‌شود؟

**‌ وقتی فشار خارجی بر سوریه متوقف شود، آن وقت ما زمان بیشتری برای اصلاحات خواهیم داشت.

*‌ پس فشار بوش بر سوریه تاثیری منفی بر این روند دارد؟

**‌ قطعا. ما که جدا از دیگران زندگی نمی‌کنیم. تک‌تک مسائل بر ما تاثیر می‌گذارند.

*آیا در آینده نزدیک سفارت سوریه در لبنان بازگشایی نمی‌شود؟

**‌ هیچ‌وقت نمی‌توانی بگویی دوست نداری در کشوری سفارتخانه داشته باشی اما این نیازمند روابط عادی است و ما در حال حاضر چنین ارتباطی با لبنانی‌ها نداریم. برای عادی‌سازی روابط باید ابتدا مشکلات‌مان را حل کنیم.

* حل کدام مشکلات برای عادی‌سازی روابط دو کشور ضروری است؟

**‌ اول دولت آنها نباید علیه کشور من اقدام کند و دوم، سوریه باید حس کند با همسایه‌ای واقعی طرف است، نه کشوری ضعیف و پناهگاه تروریست‌های ضدسوری.

* آخرین سوال. برای بهبود روابط میان آمریکا و سوریه چه اقداماتی باید صورت گیرد؟ چه قدم‌هایی باید برداشته شود؟

**‌ ما اقدامات زیادی کرده‌ایم و حالا نوبت ایالات متحده است. ما کارهای زیادی به نفع آنها انجام داده‌ایم و هیچ نتیجه‌ای نگرفته‌ایم، چون در کاخ سفید اراده‌ای برای عادی‌سازی روابط وجود ندارد. آمریکا ابتدا باید وضعیت خاورمیانه و نقش سوریه در منطقه را درک کند. آنها باید بدانند ما منافع مشترکی داریم. مساله بلندی‌های جولان باید حل شود. آمریکایی‌ها باید در نظر داشته باشند که این مساله‌ای بسیار مهم برای ماست.

* پیامی برای مردم آمریکا ندارید؟

** من فکر می‌کنم بعد از یازدهم سپتامبر که نه فقط برای شما که برای سراسر جهان درسی تلخ بود، آمریکا باید بیاموزد که به آن سوی اقیانوس‌ هم نگاه کند. شما باید هیات‌های بیشتری به این سوی جهان اعزام کنید تا با دیگر فرهنگ‌ها آشنا شوید. این تنها راه جلوگیری از وقایع تلخ است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات