در پاسخ به درخواست «جرج دبلیو بوش»، رئیسجمهور آمریکا، دفتر امور آموزشی و فرهنگی وزارت امور خارجه آمریکا با صدور «ویزای ویژه آمریکایی» برای 14 نقاش ایرانی، نمایشگاهی از آثار این نقاشان را با نام «آرزوها و رؤیاها» در مرکز بین المللی مریدین (Meridian) در شمال غربی واشنگتن دیسی برگزار کرد.
این نمایشگاه که رسماً از روز 11 مه برای بازدید عموم افتتاح شد را «دینا پاول» دستیار ویژه «کاندولیزا رایس» در امور آموزشی و فرهنگی سامان داده و «استوارت هالیدی»، نماینده پیشین آمریکا در سازمان ملل متحد و معاون شورای امنیت سازمان ملل در کسوت مدیر عامل مؤسسه Meridian نمایشگاه «آرزوها و رؤیاها» را در قالب طرح «رهبری دیدارهای بینالمللی» پیشنهاد کرده است.
پیش از این «جرج بوش» که گزینههای کاخ سفید و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا را برای مقابله ایدئولوژیک و فرهنگی با ایران ناکارآمد ارزیابی کرده بود، با برگزیدن «استوارت هالیدی» کوشید تا تحت برنامه «تجدید و گسترش مبادلات مردم به مردم» راهکارهایی برای «ارتباطات و تعاملات کمهزینه» با عناصر فرهنگی و هنری ایران بیابد.
بر اساس این راهکار نوین دفتر ویژهای در وزارت امور خارجه آمریکا با عنوان «دفتر فرهنگی مبادلات ایرانی ـ آمریکایی» تحت مسئولیت «دینا پاول» (دستیار ویژه وزیر خارجه) تشکیل شد که اولین ثمره اجرایی آن نمایشگاه «آرزوها و رؤیاها» است. اگر چه ایالات متحده در این نمایشگاه آثار سی تن از نقاشان زیر چهل سال ایرانی را در قالب یک «تور هنری» دو ساله به نمایش گذاشته است، اما تنها چهارده نقاش جوان که چهار نفر از آنان نیز مقیم ایران نیستند، در این نمایشگاه آمریکایی شرکت کردند.
بودجه این «تور هنری» را که وزارت خارجه آمریکا از محل بودجه 75 میلیون دلاری کنگره این کشور با عنوان مجعول «گسترش جامعه مدنی در ایران» تأمین میکند، صرف هزینههای اقامت و سفر آنان به ایالتهای مختلف آمریکا خواهد شد. نخستین دوره «آرزوها و رؤیاها» از 11 مه تا 25 ژوئیه در واشنگتن دیسی و پس از آن تا پایان سال 2008 میلادی در چندین شهر ایالات متحده استمرار خواهد یافت.
نظریهپردازان آمریکایی در آخرین تحلیلهای خود اذعان میکنند که تمامی گزارههای نرم و سخت رویارویی با جمهوری اسلامی ایران همگی محکوم به انسداد و شکست است و تعامل با ایران هم پیشفرضهای جدیدی را میطلبد. آنان بیاعتنایی وزیر خارجه جمهوری اسلامی را در کنفرانس «شرمالشیخ» به «کاندولیزا رایس» نمونهای از این انسدادها و شکستهای پیاپی میدانند، با این حال در طراحی استراتژی جدید خود برای «تعامل فرهنگی» با ایران نیز در راه انسدادی دوباره گام برداشتهاند.
کاندولیزا رایس که پس از شست «شرمالشیخ» تصور میکرد حضور در نمایشگاه نقاشی «آرزوها و رؤیاها» که از ماهها پیش برای اجابت درخواست رئیسجمهوری آمریکا طراحی شده بود، فضای سنگین ناشی از بیاعتنایی ایرانیان به مقامات آمریکایی را تعدیل کند، اما علیرغم تبلیغات وسیع رسانههای وابسته به کنگره آمریکا و جهتدهی کمیسیون ارتباطات و رسانههای جمعی این نهاد که برادر دستیار ویژه رایس، ریاست آن را بر عهده دارد، باز هم کاندولیزا رایس با بیاعتنایی اکثر نقاشان حاضر در مرکز بینالمللی مریدین روبرو شد.
در حالی که «پل ارتباطی ایران و آمریکا» (سایت وابسته به وزارت خارجه آمریکا) سه روز گذشته «دیدار رایس از نمایشگاه هنری ایرانیان» را در زمره اخبار ویژه خود قرار داده، اما رسانههایی چون «رادیو فردا» که با اقتصاد و سیاست کنگره آمریکا آمیختهاند خبر از عدم همراهی نقاشان ایرانی با کاندولیزا رایس، هنگام بازدید او از این نمایشگاه میدهند. وب سایت رسمی این رادیو مینویسد: برخی «در پاسخ به این سؤال که چرا با خانم رایس عکس نگرفتهاند، عنوان کردند که هنر فراتر از سیاست حرکت میکند.»
در ویدئویی که از حضور وزیر خارجه آمریکا در این نمایشگاه در سایت رسمی وزارت خارجه منتشر شده، وی با همراهی دستیار ویژهاش و سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل مشغول بازدید از آثار نقاشان ایرانی است و چهرهای عصبی دارد. خبرگزاری آسوشیتدپرس هم با تأکید بر این حالت رایس در گزارشی تأکید کرد که اگر چه او لبخند به لب داشت، اما نشانههایی از ناخرسندی نیز در این دیدار مشاهده شد.
بر اساس نشانههای حاضر در سیاست دیپلماتیک و فرهنگی ایالات متحده، تئوریسینهای آمریکایی در یک تسلسل باطل و سرگشته پیرامون ایران گرفتار شدهاند. از یک سو کاندولیزا رایس حضور در نمایشگاه آمریکایی «آرزوها و رؤیاها» را برای کنار گذاشتن اختلافات سیاسی ایران و آمریکا توصیف میکند و از دیگر سو، با حضور در سنای آمریکا در دیدار با پنج ضد انقلاب ایرانی و فعالان در اردوگاه اپوزیسیون برانداز، مذاکراتی را پیرامون چگونگی تخصیص کمکهای 75 میلیون دلاری وزارتخانه متبوعش به براندازان نرم انجام میدهد.
با این حال نشانههای جاری، تحلیل زیباشناسی آثار منتخب در این نمایشگاه و دیدگاههای فکری نقاشانی که با ویزای ویژه ایالات متحده راهی واشنگتن دیسی شدهاند، نشان میدهد، آمریکا به فاز جدیدی از رؤیارویی فرهنگی با تمدن ایرانی و اسلامی در قالب پروژه «ناتوی فرهنگی» وارد شده است.
برخی نقاشان ایرانی، منتخب وزارت خارجه آمریکا که در عرصه هنری ایران در طیف حرفهایها طبقهبندی نمیگردند، اغلب از نحلهای فکریی ـ فرهنگی برخاستهاند که پیش از انقلاب اسلامی ایران بنیاد فرح پهلوی سعی در تقویت و گسترش آن داشته است.
بهنام کامرانی که با حمایت معنوی «آیدین آغداشلو» (مشاور هنری بنیاد فرح پهلوی» به شورای سیاستگذاری چهارمین نمایشگاه هنر جدید ایران راه یافته است، در مرداد ماه 1383 در کنار آیدین آغداشلو و جواد مجابی در «همایش زن و هنرهای تجسمی» مدلهای موضوعی زن در نظریههای تجسمی زن را تئوریزه کرد. ارتباط او با عناصر فعال در حزب شه ساخته رستاخیز و همکاری او با «امید روحانی» سبب شد تا با حمایت رسانههای مدعی اصلاحطلبی حتی در قامت نظریهپرداز «هنر معنوی» ظاهر شود و پیرامون اینگونه هنری در خرداد 1384 در بنیاد آفرینشهای هنری نیاوران سخنرانی کند. کامرانی اگر چه از گرفتن عکس یادگاری به سبب ملاحظاتی (!) خودداری کرده، اما در دیدار با او به تشریح اجزای دراماتیک اثرش پرداخت.
در حالی که عکسهای منتشره از بازدید کاندولیزا رایس در نمایشگاهخ «آرزوها و رؤیاها» حاکی از کنارهگیری حاضران از وزیر امور خارجه ایالات متحده است، «افشین پیرهاشمی» یکی دیگر از سی نقاش منتخب آمریکایی به رادیو فردا میگوید: «نمیترسم با رایس عکس بگیرم. او قویترین زن دنیاست و معروف و قدرتمند است. رایس در کارش خیلی موفق (!) است.»
«افشین پیرهاشمی» که با حمایت «علیرضا سمیعآذر» (رئیس وقت موزه هنرهای معاصر) در ششمین دوسالانه نقاشی ایران به عنوان نقاشی خلاق برگزیده شده بود، در کنار رایس به رسانههای خبری گفته که «تأثیر فضای اجتماعی ایران را در نقاشیهای این نمایشگاه میتوان دید و به همین دلیل نقاشی من سیاه است. نقاشی شاد در ایران دروغ است.»
اظهارات این نقاش منتخب آمریکائیان نمادهای فکری پنهان برگزار کنندگان نمایشگاه «آرزوها و رؤیاها» را باز میتاباند و نشان میدهد که پس از ساخت فیلم 300 که با هدف «جعل تاریخ» ایران به روی پرده سینماهای غرب رفته است، آمریکا در پروژه جدید خود میکوشد تا با به خدمت گرفتن «نقاشان سیاه» چهره دلخواه خود را از تمدن اسلام و ایران، با بوم آنان جعل و بر رنگهای ذهن و روان مخاطب نقشبندی کند. بر اساس همین استراتژی است که رایس وقتی به تنهایی در جمع پنج نقاشی که حاضر به حضور در محل سخنرانی او شدهاند، میگوید ما آنها را به اینجا آوردهایم تا مردم آمریکا بتوانند چهره دیگری از ایران را مشاهده کنند و ببینند که هنرمندان ایرانی چه میکنند!
«چهره دیگری» که تئوریسینهای طرح «مبادله مردم به مردم» آن را دنبال میکنند، به محو سمبلیک در بیست نقاشیای که رسانههایی آمریکایی آن را منتشر کردهاند، چهره سیاه بانویی در پس زمینهای سیاه با شعاری که دو سال پیش «علیرضا سمیعآذر» آن را صورتبندی کرد: «هجویه تلخ زندگی، آه و حسرت، نوستالژی روزگار رفته و ترس از روزهای پیشرو!»
اگر چه برخی از نقاشان منتخب وزارت خارجه آمریکا با اردوگاه فکری «هنرمندان سیاه» در ایران (چون گالری سیحون و اعضاء سابق بنیاد فرح پهلوی) پیوندهای نزدیک دارند، اما حضور آنان در «سومین دوسالانه نقاشی جهان اسلام» (چون افشین پیرهاشمی) و عضویت در هیئت انتخاب و دبیری نمایشگاه هنرهای جدید (چون بهنام کامرانی) تأمل برانگیز است.
گروه سه گانهای که در راستای اجرایی شدن دستور رئیسجمهور آمریکا برای طرح تجدید و گسترش مبادلات مردم به مردم (ایران و آمریکا) با دفتر امور آموزشی و فرهنگی رایس پیوند خورده تصویری جدید را باز میتاباند.
از یک سو «استوارت هالیدی» نماینده پیشین آمریکا در سازمان ملل که میزبان نمایشگاه «آرزوها و رؤیاها» است، چهارده ماه پیش در گفتوگویی با شبکه تلویزیونی «فاکس نیوز» از حمله نظامی ایالات متحده به ایران حمایت کرده است. وی عضو کار گروهی امنیتی است که آنالیز نقشه تأسیسات هستهای ایران را بر عهده دارد و «نحوه پاسخ احتمالی ایران به حملات آمریکا» را تحلیل میکند.
اغلب نقاشان منتخب آمریکا که با ویزای ویژه راهی واشنگتن دیسی شدهاند را میتوان در طیف «نقاشان سیاهی» ارزیابی کرد که به واسطه پیوند با اعضاء سابق بنیاد فرح پهلوی به عنوان منتقد و زیباشناس در محافل هنری حضور مییابند. عناصر دراماتیک این «نقاشان سیاه» برگرفته از انگارههای نهیلیستی است که در تحلیل نشانه شناسی آثار آنان نیز هویداست.
در اخبار رسمی منتشر از سوی رسانههای وابسته به کنگره آمریکا اذعان شده است که «دانشگاه تهران» در برپایی این نمایشگاه نقاشی و تور هنری با وزارت خارجه ایالات متحده همکاری داشته است، اما جستجوهای گزارشگر روزنامه «کیهان» حکایت از تکذیب چنین اخباری دارد. یک مقام مسئول در «دانشگاه تهران» به «کیهان» گفت «که هیچ یک از نهادهای وابسته و دانشکدههای این دانشگاه نمایشگاه «آرزوها و رؤیاها» را حمایت نکردهاند و از منظر این دانشگاه در شرایط فعلی، چنین تعاملاتی موضوعیت ندارد.»
بر اساس یافتههای گزارشگران کیهان «علیرضا سمیعآذر» مدیر سابق موزه هنرهای معاصر در عصر اصلاحات از اصلیترین تدارکاتچیهای نمایشگاه آمریکایی «آرزوها و رؤیاها» بوده است و نقاشان برگزیده وزارتخارجه آمریکا با مشورت وی موفق به اخذ ویزای ویژه سفر شدهاند.