تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۵:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۱۵۹۷

انسان جدید، تربیت جدید

خبرگزاری فارس: هدف‌ها و فرآیند آموزش و پرورش باید با انسان مخاطب خود هماهنگ باشند. منظور از هماهنگی،فراموش کردن یا غفلت از رسالت انسانی تربیت نیست. بلکه توجه به این نکته است که جهان معاصر ویژگی هایی یافته است که فقط انسانی با خصایص ویژه می تواند در آن زندگی موفق داشته باشد.

نویسنده:حمیدرضا کاظم زاده

بدیهی است هدف ها و فرآیند آموزش و پرورش باید با انسان مخاطب خود هماهنگ باشند. منظور از هماهنگی، فراموش کردن یا غفلت از رسالت انسانی تربیت نیست. بلکه توجه به این نکته است که جهان معاصر ویژگیهایی یافته است که فقط انسانی با خصایص ویژه می تواند در آن زندگی موفق داشته باشد.

به گفته یاسپرس فیلسوف آلمانی «انسان معاصر با توجه به ابعاد زمان معاصر به یک مبدا تاریخ جدیدی نیاز دارد.» انسان هرگز نمی تواند از پیشرفت زمان جلوگیری کند یا آن را به وضع سابقش برگرداند و اگر چنین تلاشی کند نشانه نادانی و بدبختی او خواهد بود، ولی او می تواند با بهره برداری درست و معقول از استعدادهای خدادادی و طبیعت ، جریان زمان را به نفع انسانیت گرداند و در این وظیفه سنگین حیاتی ، آموزش و پرورش ، نقشی اساسی دارد.

تقریبا همه رهبران علمی ، فنی ، سیاسی و حتی رهبران دینی واقع بین معتقدند جهان امروز به انسان جدیدی نیاز دارد؛ البته این جدید بودن از نظر بیولوژی یا فیزیولوژی نیست بلکه از لحاظ معرفت و مهارت است. انسانی که بتواند در عصر اتم و فضا زندگی کند بدون این که ارزش انسانی خود را از یاد ببرد یا از خود بیگانه شود. انسانی که بتواند علم و قدرت و محبت را با هم در خویشتن بیامیزد؛ یعنی معرفت نظری خود را گسترش دهد و غنی تر کند، بتواند این معرفت را در عمل مورد استفاده مطلوب قرار دهد و آنچه را برای سعادت بشریت تمام می شود کسب کند و یافته ها یا آموخته هایش را صرفا در راه خیر و مصلحت بشریت به کار ببرد و این در صورتی امکان خواهد داشت که خود و دیگران را واقعا دوست بدارد و محبت متقابل بین افراد بشر را لازمه تکامل بداند. شاید این مضمون سخن انیشتین باشد که می گوید: «اکنون بمب اتمی برای انسان مساله نیست بلکه مساله اساسی دل آدمی است.

ما به یک تفکر کاملا تازه ای نیاز داریم اگر بشریت زنده بماند.» یا به گفته بعضی متفکران ، انسان امروز به انقلاب دل (عاطفی) بیشتر نیاز دارد تا انقلاب سیاسی و اقتصادی ، زیرا در غیر این صورت انقلاب از بهره دهی

لازم و مطلوب باز خواهد ماند.

حال باید دید جهان نو چه خصایصی دارد که انسان جدید می تواند در آن زندگی کند؟ عصر حاضر واقعا جالب و جاذب و تماشایی است.

پیشرفت و گسترش علمی و فناوری با سرعت سرسام آوری انجام می گیرند. دشوارترین و طولانی ترین کارها را می توان با دستگاه های الکترونیک به آسانی و در اندک زمان انجام داد و از صحت و اعتبار آن مطمئن بود. انسان می تواند بسهولت به کرات سفر کند و فاصله های بسیار دور را نزدیک تر گرداند و...
در عصری که زندگی می کنیم تمدنی نوین در حال تکوین است و انسان های بی بصیرت در همه جا سعی دارند آن را سرکوب کنند. این تمدن با خود اشکال جدید خانواده ، کار و عشق ورزیدن و زندگی ، نظام جدید اقتصادی ، تعارضات جدید سیاسی و مهمتر از همه آگاهی دگرگونی یافته ای به همراه خواهد آورد. عناصر این تمدن نوین ، امروزه وجود دارند. میلیون ها افراد هم اکنون زندگی شان را با نوای فردا هماهنگ کرده اند. دیگران وحشت زده از آینده ، نومیدانه و عبث به گذشته پناه برده اند و سعی دارند دنیای رو به گرمی را که به آنها حیات بخشیده است ، از نو زنده کنند. انسان جدید در صورتی خوشبخت خواهد شد که زندگیش معنادار باشد و پوچی و سردرگمی احساس نکند. همچنین نیازمند است درباره شایستگی های کشور و ملت خود گزافه گویی نکند و این واقعیت را در عمل بپذیرد که تمام ملتها و کشورها محاسن و معایبی دارند. انسان نو نیاز دارد از وجود امکان های همکاری در سراسر جهان آگاه شود و یاد بگیرد و عادت کند که به منافع نوع بشر بیندیشد. انسان جدید ناگزیر است ، مهارت و خرد را در خویشتن هماهنگ و همساز کند و در غیر این صورت یعنی افزایش مهارت بدون رشد و تکامل خرد و احتمال نیستی بشر چندین برابر می شود. انسان جدید ناگزیر است به بانکهای اطلاعات ، ماشین های آموزش ، دایره المعارف ها و وسایل ارتباط جمعی پرمحتوا و معنادار پناه آورد. این انسان نیازمند است دوران تحصیل را کمتر کند، در مقابل محتوای برنامه ها و کتابهای درسی را افزایش دهد.

انسان جدید وقتی وارد بازار کار می شود ترجیح خواهد داد استقلال و آزادی شغلی داشته باشد و به جای فرمانبری ، از اتکا به نفس و سرعت عمل برخوردار شود. به بیان دیگر، انسان نو در میدان کار بشدت علاقه مند و کوشا خواهد شد که مسوولیت بیشتر و کارهای زنده تر و پرارزش تر را به عهده بگیرد تا بتواند استعداد و مهارت خود را به کار اندازد. وی در صورتی که ناگزیر از استخدام باشد ترجیح خواهد داد ساعات کارش را شناور کند.

انسان معاصر در آستانه انقلاب صنعتی سوم قرار دارد که هم اکنون در حال جا باز کردن است و او در موضوعات زیر پیشرفت می کند: بیوتکنولوژی ، میکروالکترونیک ، فناوری اطلاعات ، فناوری مواد.

بدیهی است که برخورد مطلوب با این انقلاب ، مستلزم انقلابی در جهت دادن سیستم تربیتی است. آموزش و پرورش یا تربیتی که بپذیرد:

-مفهوم زندگی تغییر یافته و می یابد.

-هر فرد، خود را ارزشمند می داند.

-توقعات از خویشتن ، شهروندان و هیات حاکم افزایش یافته و می یابد.

   -ضرورت باز اندیشی در تمام موارد زندگی احساس می شود.

   -نیازهای تربیتی جدیدی پیدا می شوند.

-   گاهی های همه مردم در حال تغییرند.

یک نظام تربیتی یا آموزشی ناگزیر است به چنین انسانی بیندیشد و در عمل پاسخگوی او باشد و یقین کندکه آن نیز باید همانند دیگر نهادهای اجتماعی بیلان کار و نتیجه فعالیت هایش را به عموم مردم عرضه کند و نه تنها یک نظام و وزارت بلکه هر مدرسه موظف است در قبال هزینه ای که از مالیات یا به اصطلاح بیت المال برایش صرف می شود حساب پس بدهد و دقیقا روشن کند که چه نوع شهروندانی در طول سال یا سالها به جامعه اش تحویل داده است و تا چه حد در این کار خطیر توفیق داشته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات