مرتضی تفرشی
واکنش اعضای اتحادیه تازه تاسیس کشورهای آمریکای جنوبی (اوناسور) متشکل از 12 کشور آرژانتین، برزیل، بولیوی، کلمبیا، شیلی، اکوادور، گویان، پاراگوئه، پرو، سورینام، اروگوئه و ونزوئلا در قبال کودتای نافرجام در اکوادور نقش روزافزون این اتحادیه به عنوان تضمین کننده روند قانونگرایی در کشورهای منطقه را به نمایش گذاشت. چنین نقشی در تضاد با توان روبه کاهش و ضعف فزاینده سازمان کشورهای آمریکایی است که گرچه خود را با مقتضیات جدید وفق داده ولی شکی نیست که دلیل اصلی وجودی آن سازمان به زمان جنگ سرد باز می گردد. منطقه آمریکای لاتین درطول سه سال گذشته شاهد سه مورد اقدام به کودتا بوده است : مورد اول درسال 2008 برعلیه اوو مورالس رئیس جمهور بولیوی، مورد دوم درسال 2009 برعلیه مانوئل سلایا رئیس جمهور هندوراس و مورد سوم در سال 2010 برعلیه رافائل کوره آ رئیس جمهور اکوادور روی داده است. لازم به ذکر است که متناسب با نقشی که اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی در قبال هر کدام از موارد فوق ایفا کرد به نتایج متفاوتی نائل شده است.
به عنوان مثال واکنش سریع نهاد مزبور تحت ریاست رئیس جمهور وقت شیلی خانم «میشل باچلت» در قبال تلاش جهت براندازی دولت «اوو مورالس» که با حمایت سرمایه داران بزرگ و فعالین اقتصادی جنوب بولیوی انجام شده بود آن کودتا را به شکست کشاند. و یا سرنوشت مانوئل سلایا رئیس جمهور سابق هندوراس پس از اینکه در ماه ژوئن 2009 مخالفین وی کودتایی را از طریق نهادهای دمکراتیک آن کشور و عمدتا پارلمان علیه وی به راه انداختند به نحو دیگری رقم خورد. دلیل اصلی سقوط نامبرده و موفقیت کودتای مزبور حمایت به عمل آمده توسط آمریکا از کودتاچیان و تلاش این کشور جهت مشروعیت بخشیدن به کودتا از طریق سازمان کشورهای آمریکایی بود. زیرا آمریکا در آن سازمان نقش اصلی را ایفا می کند. اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی در رابطه با این کودتا بنا به ویژگی منطقه ای خود کار زیادی نتوانست انجام دهد. ضمنا اقدام برخی دولت های منطقه نظیر پرو و کلمبیا و کاستاریکا در به رسمیت شناختن سریع رژیم کودتا در هندوراس نقش به سزایی در شکست تلاش های اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی برعلیه کودتای مزبور داشت.
فلذا واکنش این اتحادیه در قبال اقدام به کودتا در اکوادور قاطع و بی سابقه بود به نحوی که تنها چند ساعت پس از این اقدام رؤسای جمهور کشورهای عضو اوناسور جهت رایزنی با یکدیگر گرد آمده و در بیانیه ای مشترک تعهد خود مبنی بر مقابله با هرگونه تلاش جهت سرنگونی حکومت مشروع اکوادور و اقدام به کودتا در آن کشور را اعلام نمودند. در این مورد متفقاً هم کشورهای دست راستی مانند پرو و کلمبیا و هم کشورهای جناح چپ نظیر بولیوی، ونزوئلا و اکوادور اتفاق نظر داشتند.گام بعدی در این زمینه الحاق تبصره ای به اساسنامه اتحادیه مزبور بود که در آن به مخالفت آن اتحادیه با هرگونه اقدام به کودتا در کشورهای منطقه و عدم به رسمیت شناختن رژیم کودتایی به صراحت اشاره شده بود. سیمون بولیوار «آزادی بخش مشهور آمریکای لاتین در یکی از جملات معروفش در سال 1829 چنین گفته است: به نظر می آید که آمریکا بنا بر مشیت الهی و به نام آزادی مقرر است تخم بیچارگی و فلاکت را در کشورهای آمریکای لاتین بیفشاند. نیاز به توضیح ندارد که این خواسته آمریکا تنها با جدایی و تفرقه میان این کشورها عملی خواهد بود.
اکنون با تشکیل اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی (اوناسور) و نقش بارز آن در همگرایی هر چه بیشتر کشورهای مزبور به نظر می آید که رویای آزادیخواهان آمریکای لاتین در همگرایی و همبستگی این کشورها جامه عمل به خود پوشیده و رهبران 12 کشور عضو اتحادیه مزبور متوجه این حقیقت گشته اند که دیگر نمی توان در قرن 21 که ویژگی چند قطبی دارد همچون گذشته جدا از یکدیگر و با تفرقه زیست و اگر می خواهند در بحبوحه یک اقتصاد جهانی شده و بحران های لاینحل به حیات خود ادامه دهند باید دست اتحاد به سوی یکدیگر دراز کنند زیرا در چنین صورتی است که سرمایه داری نئولیبرال و نظام بهره کشی از میان خواهد رفت. اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی در صورت نیل به اهدافش به یک منطقه مملو از صلح و اتحاد و توسعه در راستای پیشرفت مردم خود و به عنوان عاملی جهت همبستگی نهایی کشورهای آمریکای لاتین مبدل خواهد شد.
با ابتکار سران کشورهای اوناسور مبنی بر محکومیت و عدم به رسمیت شناختن هرگونه تلاش جهت انجام کودتاهای نظامی در کشورهای منطقه سفارتخانه های آمریکا و عوامل سازمان سیا امکان انجام یکی از فعالیت های مورد علاقه خود در این منطقه یعنی کودتاهای نظامی و روی کار آوردن رژیم های دیکتاتوری را از دست داده اند. باید در نظر داشت که «اوناسور» نخستین تشکل جهت همگرایی در منطقه آمریکای لاتین نیست زیرا کشورهای آن منطقه از سال 1969 و با امضاء موافقتنامه «کارتاخنا» و ایجاد پیمان «آند» و سپس جامعه کشورهای «آند» تمایل خود را به همگرایی نشان داده بودند. بنابر این در حال حاضر با خروج دو کشور ونزوئلا و شیلی که از اعضای مهم جامعه کشورهای «آند» محسوب می شدند و حضور تنها چهار کشور کلمبیا، اکوادور، پرو و بولیوی این تشکل به شدت تضعیف شده است.از این روی بود که پیمان تشکیل اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی در سال 2008 به امضا رهبران 12 کشور منطقه رسید. اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی حدود 390 میلیون نفر جمعیت را در دوازده کشور منطقه در خود جای داده و شمال و جنوب آمریکای جنوبی رابه یکدیگر متصل کرده است.
«اوناسور» طی مراحل تشکیل از تجارب کلیه کشورهای عضو خود بهره برده و نمونه مشارکتی اتحادیه اروپا را سرمشق قرار داده است. قوانین این اتحادیه تازه تاسیس کشورهای عضو راموظف به رعایت قانون و احترام به حقوق بشر و توسعه همکاری های اقتصادی و انرژی میان اعضا می کند. مبارزه با قاچاق مواد مخدر و جنایات سازمان یافته و همچنین ایجاد یک ساز و کار امنیتی و دفاع منطقه ای همراه با منع مداخله خارجی و کنترل هزینه های نظامی از اهداف اساسی اوناسور است. هرچند مرگ ناگهانی «کرچنر» دبیرکل «اوناسور» ضربه سختی بر تحقق اهداف آتی این اتحادیه محسوب می شود ولی شکی نیست که با تشکیل پارلمان آمریکای جنوبی در آینده نزدیک که فعالتر و مشارکتی تر از پارلمان های «آند» و «آمازون» و «مرکوسور» خواهد بود اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی به کسب اهداف خود نزدیکتر خواهد شد.
به نظر می آید که اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی فارغ از فراز و نشیب های سیاسی و بدور از لفاظی های برخی دولتمردان پاسخ مناسبی به نیازهای همگرایی در آن منطقه باشد هر چند اتحادیه مزبور بنا بر مشکلات سیاسی از بدو ایجاد تاکنون به پیشرفت های قابل ملاحظه ای دست نیافته ولی باید در نظر داشت که شرط موفقیت درهرگونه روند همگرایی و به ویژه در آمریکای لاتین رعایت برابری میان همه کشورهای عضو است که تحقق آن در این اتحادیه بسیار مشکل است زیرا برخی اعضا همچون برزیل و شیلی در سال های اخیر رشد شتابنده ای را تجربه نموده اند در حالی که برخی دیگر مانند بولیوی و اکوادور از ضعف مزمن اقتصادی رنج می برند. معذالک با توجه به عملکرد دولتمردان آمریکای جنوبی، چنین به نظر می رسد که همگی آنها قایل به نقش مهم و بنیادی اتحادیه مزبور هم در زمان حال و هم آینده جهت تحکیم صلح و امنیت و همکاری سیاسی منطقه ای و همگرایی کشورهای آمریکای جنوبی و کارائیب و در مجموع منطقه آمریکای لاتین هستند. آنچه که اکنون از اولویت های اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی است قرار گرفتن فردی صاحب تجربه و با وجهه بین المللی در راس اتحادیه است تا ضمن پیشبرد اهداف مشخص شده، نفوذ ایالات متحده آمریکا را که هنوز هم بر کشورهای منطقه سنگینی می کند از میان بردارد. به نظر می آید در صورت موافقت «لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا» رئیس جمهور سابق برزیل برای تصدی پست دبیرکلی این اتحادیه با توجه به سابقه عملکرد وی- هم در سطح منطقه ای و هم بین المللی- گزینه مناسبی برای این سمت باشد.
آنچه اکنون به نظر می رسد آن است که آمریکای لاتین دوباره متولد شده و قصد تحکیم هویت خاص خود را دارد؛ حقیقتی که شاید در گذشته هرگز از کشورهای این منطقه بدین صورت مشاهده نشده بود. یکی از عواملی که این امر را باعث گردیده، شکست سیاست های نئولیبرالی در این کشورها بوده است. این وضعیت به تدریج از یک دهه پیش باعث به قدرت رسیدن بازیگران سیاسی غیرسنتی در صحنه رهبری کشورهای آمریکای لاتین شده که موفق شده اند با مهارت هر چه تمام تر خواسته ها و نیازهای اجتماعی جوامع خود را که تا آن زمان اغلب نادیده گرفته می شد در برنامه های راهبردی هم در سطح ملی و هم منطقه ای بگنجانند. برنامه های رفاه اجتماعی در ونزوئلا، بولیوی، اکوادور، ... و طرح ها و پروژه های در دست اجرا در اتحادیه همگرایی آمریکای لاتین (آلادی) به خوبی مؤید این نکته است. اگر تغییر و تحولات به وجود آمده در رهبری کشورهای منطقه را در دهه اخیر نوعی عوامل گرایی (populism) بنامیم همان گونه که آمریکایی و متحدانش تمایل دارند، حقیقتا پا را از دایره انصاف بیرون گذاشته ایم زیرا به منزله نادیده گرفتن مجموعه انگیزه های ساختاری است که امروزه چنین تغییراتی را در صحنه کشورهای آمریکای لاتین ایجاد کرده است. آنچه امروز در این کشورها می بینیم چیزی جز تلاش به منظور ایجاد یک ساز و کار منطقه ای بر مبنای سه راهبرد اساسی جهت نیل به توسعه نیست. این سه راهبرد عبارتند از:
1) یافتن راه حل های مناسب جهت حل بحران های منطقه ای و حصول به اجماع در تصمیمات چندجانبه.
2) ادغام سیاست های داخلی در سیاست های خارجی هر کشور یا به عبارت دیگر تحقق جامعه مدنی جهانی شده.
3) طرح مقوله حقوق بشر و همچنین تفسیری از لیبرال دمکراسی به عنوان مظاهر ایدئولوژیک تغییرات کنونی در منطقه.
اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی برخلاف دیگر تشکل های منطقه ای مانند مرکوسور (بازار مشترک جنوب) و اتحادیه کشورهای منطقه «اند» نوع جدیدی از همگرایی را ارائه می دهد که شامل استفاده از دستاوردها و پیشرفت های حاصله توسط دو تشکل فوق الذکر و همچنین تجارب کشورهایی نظیر شیلی، گویان و سورینام است. هدف نهایی این اتحادیه در حقیقت دستیابی به یک توسعه یکنواخت، موزون و همه جانبه در آمریکای جنوبی است، لذا ویژگی تجاری که معمولا وجه مشخصه تشکل های همگرایی سنتی است در رابطه با اوناسور به درجه دوم اهمیت تنزل می یابد. از این رو اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی در پی حصول همگرایی در جنبه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و حتی اقتصادی است و بدین منظور از اصل همکاری به عنوان ساز و کار اصلی در بخش هایی مانند آموزش و پرورش، بهداشت، انرژی، دفاع، زیرساخت ها، امور مالی و سیاسی اجتماعی استفاده می کند. برای آن که نتایج به دست آمده را در تبیین سیاست های منطقه ای بکار بندد.
در اجرای این خواسته اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی زیر مجموعه هایی را شامل چندین شورا جهت فعالیت در هر کدام از بخش های گفته شده ایجاد کرده است. این شوراها عبارتند از: شورای انرژی، شورای دفاعی، شورای بهداشت، شورای توسعه اجتماعی، شورای برنامه ریزی و زیرساخت ها، شورای علمی، آموزشی، فرهنگی، فناوری و نوآوری، و در آخر شورای مبارزه با قاچاق مواد مخدر. شوراهای یاد شده همگی دارای ویژگی سیاسی هستند که البته مرتبط با ماهیت خاص این اتحادیه است زیرا همان طور که گفته شد این اتحادیه با دیگر تشکل های همگرایی منطقه ای که هدف اصلی شان جنبه های تجاری است تفاوت دارد آنچه به فعالیت این شوراها اهمیت می بخشد، تلاش جهت یافتن راه حل هایی برای مشکلاتی است که گریبانگیر همه کشورهای منطقه است؛ لذا کشورهای آمریکای لاتین به خوبی دریافته اند که تنها از طریق همگرایی منطقه ای می توانند بهترین پاسخ را به شرایط کنونی جهان ارائه داده و ضمنا به مبارزه دسته جمعی با مشکلات آن منطقه نظیر فقر، حاشیه نشینی و نابرابری های اجتماعی بپردازند.