موج انتفاضههای اسلامی، کشورهای عربی را در مینوردد و هر روز دیکتاتور جدیدی را به خود مشغول میکند. پس از تونس، مصر، بحرین، یمن، عمان و... عربستان هم درگیر این موج شده است و درگیریهای داخلی میان دیکتاتورهای سعودی بالا گرفته است. اردن هم از کشورهایی محسوب میشود که موج انتفاضههای عربی– اسلامی، خیلی زود به آنجا رسید. مردم اردن متأثر از انقلاب تونس به خیابانها ریختند و تغییر رژیم این کشور را خواستار شدند. رژیمی که حدود یک قرن است بر اردن حکم میراند و مردمش جز تمکین به قدرتها غربی و عربی و در نتیجه سرشکستگی بینالمللی چیزی از آن ندیدهاند. از این رو عبدالله دوم، پادشاه اردن پس از مشاهده موج اعتراضات شدید مردمی علیه دولت «الرفاعی» تصمیم گرفت دولت وی را منحل کرده و «معروف البخیت» را مامور تشکیل دولت جدید در اردن کند. وی وعده داد که به انجام اصلاحات گسترده دست زند و وضع مردم را بهبود بخشد.
با این حال مردم اردن که به درستی دریافتهاند به این خاندان نمیتوان اعتماد کرد، دست از اعتراضهای خود نکشیدهاند و کماکان به تظاهرات ضدرژیم خود ادامه میدهند. در چنین شرایطی عبدالله دوم که خود را بیبهره ازاندک جایگاهی در داخل و خارج کشورش میبیند با کمک سازمانهای جاسوسی برخی کشورهای عربی و به رهبری موساد، به اقدامی مضحک دست زده است. یک جریان سازماندهی شده اخیرا کوشیده است با استفاده از محیط وب موجی را در کشورهای اسلامی ایجاد کند و عبدالله دوم را منجی موعود معرفی کند. خاندان پادشاهی اردن خود را به دروغ از تبار بنیهاشم میدانند؛ مسالهای که مورخان برجستهای در آن تشکیک کردهاند. حال پس از ادعای مسالهدار هاشمی بودن، راهاندازی یک جریان با این ادعا که وعدهای که به مسلمین داده شده توسط عبدالله دوم محقق خواهد شد محل تامل است. ادعایی که با حمایت دستگاههای جاسوسی یاد شده در ایران هم مطرح شده و حتی سایتها و وبلاگهایی هم در اینباره به زبانهای مختلف ازجمله پارسی، راهاندازی شدهاند و در این راستا له پادشاه اردن فعالیت میکنند.
هر چند این ادعا، مضحک و خندهدار است اما نوع جملات، نگاهها و ادبیات به کار رفته در این وبلاگها بیانگر این مساله است که این تحرکات در عالم وب برای معرفی کردن «ملک عبدالله دوم» به عنوان منجی موعود کلید خورده است. به واقع به نظر میرسد در پشتپرده این تحرکات، تفکری ضدایرانی و ضدشیعی قرار گرفته است. در یکی از همین وبلاگها آمده است: «از اینترنت خانگی استفاده نکنید و در کافینتها وبلاگ را به روز کنید یا کامنت بگذارید» [یا] «افرادی که مخالفتی با دولت ایران دارند را به وبلاگ مرجع هدایت کنید تا آنها را بیشتر و تخصصیتر با روشهای براندازی آشنا کنیم». فعالیت در وبلاگهای نوپای پارسیزبان و بویژه ایرانی، پنهان نگهداشتن فعالیتهای سایبری، عدم تبلیغ در زمان حاضر و ترویج مخفیانه و هرمی این موضوع، نشان دادن چهرهای ضدیهود و ضدایرانی، وعده اتفاقاتی در ماه جمادیالثانی در مطالب وبلاگها و استفاده از تعابیر رمزآلود از جمله نکاتی است که تحرکات نظاممند و مقاصد شوم این جریان را نشان میدهد. فارغ از اینکه این ادعا به قدری مضحک است که در رد آن حاجت به شاهد و دلیلی نیست اما سیاستهای عبدالله دوم و اسلافش به خوبی نشان داده است که آنان نه تنها از اسلام بویی نبردهاند که نزدیکترین افراد به غرب و رژیم صهیونیستی هستند.
گرایشهای ماسونی
گرایش عبدالله دوم و پدرش به گروههای فراماسونری بر همگان آشکار است. شواهد بسیاری مبنی بر اینکه پدر وی یعنی ملک حسین و جد وی یعنی شریف حسین هر دو عضو گروه ماسونی «Order of the Bath» بودند نیز وجود دارد. شاهد این مدعا نامهای است که یک گروه ماسونی اسرائیلی برای بیل کلینتون، ملک حسین و اسحاق رابین فرستاد و در نوامبر سال 1994 در نشریه اسرائیلی «جروزالم پست» به چاپ رسید و در آن به وضوح از این 3نفر به عنوان ماسونهای صلحطلب نام برده شد. نکته جالب توجه اینکه ماسون بودن پادشاهان این خاندان، تنها به ملک حسین ختم نمیشود بلکه نخستین پادشاه این سلسله یعنی شریف حسین حاکم حجاز نیز ماسون بوده است.
این مساله به وضوح در سایتهای اینترنتی متعددی بیان شده است که از آن جمله میتوان به دیکشنری اینترنتی Wikipedia اشاره کرد. شخص شریف حسین، موسس خاندان سلطنتیهاشمی و جد ملک عبدالله دوم پادشاه اردن، عضو گروه ماسونی«Order of the Bath» بود و در این گروه مقام GCB را در اختیار داشت. گرچه این نکته عجیب به نظر میرسد و باور حضور یک مرد عرب اهل حجاز با لباسهای سنتی عربی در گروههای ماسونی کمی مشکل است اما متاسفانه واقعیتی است که وجود دارد. با توجه به سابقه حضور اکثر اعضای خاندان پادشاهی اردن در گروههای ماسونی و نیز زندگی طولانی ملک عبدالله در کشورهای غربی، هیچ بعید نیست وی نیز عضو این گروهها باشد.
پادشاه صهیونیست
افزون بر گرایش پادشاهان اردن به گروههای فراماسونری، آنها بیشترین گرایش به صهیونیستها را در منطقه داشتهاند و در برقراری مناسبات نزدیک با رژیم صهیونیستی پیشگام بودهاند موضوعی که ادعای مشکوک درباره عبدالله دوم را بیش از پیش مضحک میسازد. علاوه بر یهودی بودن مادر عبدالله دوم از نکات دیگری که ممکن است ارتباط خاندان سلطنتی اردن را با یهودیان نشان دهد، نماد مخصوص این خاندان است که به صورت ستاره 7 پر در زمینه رنگ قرمز است که این مساله در پرچم این کشور نیز هویداست. شاه اردن در جنگ سال 2006 اسرائیل علیه لبنان و جنگ سال 2008 علیه نوار غزه سکوت اختیار کرد و به هیچ وجه این حملات را محکوم نکرد. دستگاههای جاسوسی اردن مناسبات بسیار نزدیکی با موساد دارند تا جایی که سیستمهای اطلاعاتی این کشور در ترور شهید عماد مغنیه، فرمانده نظامی حزبالله با موساد همکاری تنگاتنگی داشتند.
در حال حاضر هم اردن از کشورهایی است که در منطقه بیشترین مناسبات سیاسی واقتصادی را با رژیم صهیونیستی دارد. اردن سالانه 60 میلیون دلار کالا از اسرائیل از طریق 1800 واردکننده به داخل کشور وارد میکند و پس از مصر دومین واردکننده کالاهای اسرائیلی در بین کشورهای عربی است. همچنین بر اساس گزارش مدیریت آمار مرکزی اسرائیل، حجم صادرات کالاهای اسرائیلی به 16 کشور عربی بالغ بر 1/2 میلیارد دلار و حجم واردات اسرائیل از 6 کشور عربی 18/1 میلیارد دلار بوده است که باز هم اردن پس از مصر در مرتبه دوم قرار دارد. همچنین روزنامه السبیل چاپ اردن بهتازگی در گزارشی مفصل آشکار کرد که بازارهای اردنی مملو از محصولات کشاورزی اسرائیلی است و این گزارش موجب خشم مقامات اسرائیلی شد و حمله شدیدی را علیه این روزنامه به راهانداخت و مسؤولان اسرائیلی ضمن تکذیب گزارش این روزنامه، اعلام کردند این گزارش موجب شد بخش کشاورزی آنها خسارت زیادی را متحمل شود.
لازم به یادآوری است اسرائیل بر خلاف قانون محصولات خود را بدون بیان نام محل تولید در بازارهای اردن به فروش میرساند و همین امرموجب اعتراض شدید مردمی در اردن شد. همچنین نشستهای مکرر عبدالله دوم با سران رژیم صهیونیستی به خوبی نشاندهنده عقد اخوت خاندان به اصطلاحهاشمی با مقامات رژیم صهیونیستی است. حتی در اعتراضهای اخیر هم شهروندان اردنی و مخالفان دولت، علاوه بر خواستههای مهمی همچون لزوم اصلاحات سیاسی و اقتصادی، یک خواسته مهم دیگر نیز دارند و آن، لغو پیمان سازش با رژیم صهیونیستی است. اردن در سال 1994 میلادی در منطقه «وادی عربه» (مرز این کشور با رژیم صهیونیستی) پیمان سازشی را با این رژیم به امضا رساند که بعدها به نام همین منطقه یعنی «وادی عربه» شهرت یافت. شهروندان اردنی که حدود 70درصد آنان، فلسطینی الاصلند، از همان ابتدا به این پیمان اعتراض کردند وخواستار لغو آن شدند.