داریوش قنبری / سخنگوی فراکسیون خط امام(ره) مجلس
قانون نانوشتهای در عالم سیاست حکم میکند که در همه کشورها باید جناحهای مختلف با سلیقههای متفاوت به رقابت بپردازند تا نتیجه رقابت آنها پویایی و به تعالی رسیدن کشور باشد.این را همه میدانند که اگر گروه حاکم برای خود رقیبی نبیند، به طور حتم نمیتواند کارایی خوبی از خود برجای بگذارد. چون در اینصورت میداند که برای جلب دوباره مردم مشکلی ندارد و در هر شرایطی دوباره به عنوان پیروز انتخابات معرفی خواهد شد.پس همه باید با در نظر گرفتن این مساله تلاش کنیم تا شرایط بازگشت دوباره اصلاحطلبی به عرصه سیاست فراهم شود.با این حال همانطور که مشخص است شرایط چند وقت اخیر موجب شده تا اصلاحات و در کل اصلاح طلبی وضعیتی خاص پیدا کند. با این حال برنامههای زیادی در حال نوشته شدن است تا اصلاح طلبان معتقد به نظام و قانون بتواند با بازگشت به بطن سیاسی کشور، هم شانس خود را برای موفقیت امتحان کنند و هم اینکه بتوانند به اندازه تواناییهایشان در راستای اهداف کشور و نظام نقشآفرینی کرده باشند. نمیتوان از کنار این مساله که جامعه به اصلاحات نیازمند است به سادگی گذشت.البته عدهای از اصلاحطلبان معتقد به سکوت در شرایط فعلی هستند چون بر این باورند که نقد و انتقاد آنها در این شرایط تاثیری ندارد و در مقابل عدهای دیگر که البته اصلاحطلبان مجلس نیز از این دستهاند، به این موضوع اعتقاد دارند که برای مشخص شدن هویت خود بین مردم، دیدگاهها و انتقادات را ولو این که مورد توجه هم قرار نگیرد باید مطرح کرد.اینکه رقیب نمیخواهد صدای ما را بشوند،نمیتواند توجیه مناسبی برای سکوت تلقی شود.
البته چهره هایی هم قهر سیاسی را مطرح میکنند و معتقدند اصلاحطلبان باید سکوت کنند و هیچ نقدی را هم مطرح نکنند. اما برخی دیگر معتقدند که در این شرایط سکوت جایز نیست و نقدها باید بیان شود ولو اینکه به این انتقادات توجهی چندانی نشود،این گروه از اصلاحطلبان میگویند باید به وظایف خود در این رابطه عمل کنیم تا هویت ما به عنوان اصلاحطلبان مشخص شود. البته هر دو رویکرد با یک هدف و دریک راستا صورت میگیرد.عدهای دیگری از اصلاحطلبان هم میگویند با توجه به شرایط موجود و اینکه تریبونی برای بیان انتقادات در اختیار این جریان نیست، بهتر است از اندک رسانههای موجود هم خبررسانیهایی صورت گیرد،این عده همچنین به نوع نگاه به مطبوعات معترضند و معتقدند نباید برخی مطبوعات از مصونیت برخوردار باشند و در مقابل، رسانههای اصلاحطلبی که حتی بر اساس قانون رفتار میکنند در محرومیت باشند.با این وجود به نظر میرسد ارتباط با مردم و در میان گذاشتن مسائل و مشکلات از سوی اصلاحطلبان میتواند مفید باشد و حتی ممکن است این انتقادات مورد توجه دولتمردان نیزقرارگیرد،به هر حال وقتی یک صدایی تکرار شود حتما از سوی رقیب شنیده خواهد شد .به همین دلیل باید به این نتیجه رسید که بیان نقد و انتقادات از سوی اصلاحطلبان و بویژه اصلاح طلبان مجلس در شرایط فعلی ضروری و مورد توجه است و ما معتقدیم باید وظایفمان را در این رابطه انجام دهیم؛ چرا که اینگونه است که مردم در جریان مسائل قرار میگیرند و هویت ما به عنوان یک طیف سیاسی در خانه ملت مشخص میشود.
به هر حال اصلاح طلبی هم به سهم خود آرایی در بین مردم دارد و اگر چهرههای این جریان بتوانند فرصت حضوری برابر را در نهمین دوره انتخابات مجلس داشته باشند بی شک میتوانند کرسیهایی از مجلس را از آن خود کنند تا بتوانند از این طریق در قانونگذاری سهمی داشته باشند.واقعا نمیدانم چرا برخی دنبال این هستند تا به جای مردم تصمیم بگیرند آن هم در نظامی که با انقلاب اسلامی 57 به مردمسالاری روی آورده است. بهتر است برخی به جای اینکه برای اصلاحطلبی تصمیمگیری کنند به فکر مشکلات درون تشکلی خود باشند. اینکه اصلاح طلبان باید فرصت حضور داشته باشند یا نه مسالهای است که مردم در مورد آن نظر میدهند و اگر واقعا هدفی جزء خدمت داشته باشند که اینطور نیست، مردم خودشان سره را از ناسره تشخیص میدهند.پس بهتر است برخی بیشتر از این با تخریب جبهه رقیب، خود را در اذهان عمومی زیر سئوال نبرند، چون رقابت شرط اصلی حضور مردم در انتخابات و پای صندوقهاست. اگر اصلاحات بتواند چهرههای شاخص خود را در انتخابات شرکت دهد،بدون تردید آرای بیشتری در صندوقها ریخته میشود و در کنار این مهم، مجلسی برآمده از انتخابات رقابتی به طور حتم استقلال، درایت و در نتیجه تاثیرگذاری زیادی در روند امور خواهد داشت. پس همه باید با توجه نشان دادن به این جمله مهم که «مجلس در راس امور است» شرایطی به وجود آورند که انتخاباتی پرشور و در نتیجه مجلسی مقتدر تشکیل شود.