گروه سیاسی: کشورهای غربى در حالى که از انقلابهاى جارى در منطقه شوکه شدهاند همچنان نگران از دست دادن متحدان خود در خاورمیانه هستند. البته این نگرانی زمانی افزایش پیدا کرده و تبدیل به هراس میشود که روی کار آمدن اسلامگرایان ضد استکبار محتملترین گزینه درباره نتیجه انقلابهای عربی عنوان میشود. اهداف مشترک میان انقلابیون کشورهای عرب و جمهوری اسلامی موجب شده تا هم اکنون نیز برخی کارشناسان مسائل سیاسی نقشه خاورمیانه اسلامی را ترسیم کنند که در آن ایران، ترکیه و مصر به عنوان کشورهای پیشرو مردم منطقه را به سمت ضدیت با رژیم صهیونیستی رهنمون کنند. روزنامه النشره لبنان روز گذشته در تحلیلی به بررسی جایگاه جمهوری اسلامی در تحولات اخیر خاورمیانه پرداخت.
نویسنده این یادداشت در ابتدا آورد: به روشنى مىبینند که ایران با کسب پیروزى در لبنان در حال استفاده از وضعیت پیش آمده از انقلابهاى عربى در دیگر کشورهاى منطقه است. به اعتقاد آنها ایالات متحده و غرب در برابر محور ایرانى که در حال گسترش در منطقه است شکست سختى خوردهاند بویژه این که یک به یک متحدان خود را نیز در این منطقه از دست دادهاند. دیپلماتها همچنین مىگویند در این میان اسرائیلىها و رهبران عرب بیش از همه شوکه شدهاند. آنها به خوبى مىبینند که ایران تلاش دارد از انقلابهاى جارى براى رسیدن به مصالح خود نهایت استفاده را ببرد به خصوص این که مىبینند محمود احمدى نژاد، رئیسجمهورى ایران به راحتى و بدون هیچ فرصتسوزىاى اعمال خشونتهاى حکومتها علیه انقلابها را محکوم مىکند و بدین ترتیب بیش از غرب در میان جامعه معترض عربى براى خود جایگاه ایجاد کرده است. به گزارش ایران دیپلماسی، در ادامه این یادداشت آمده است: شواهد مختلفى وجود دارد که نشان مىدهد ایران در حال افزایش نفوذ خود در منطقه و پر کردن خلأ ضعف آمریکا در خاورمیانه عربى است. آمریکا با حوادث تونس در وهله نخست دستپاچه عمل کرد. کاملا روشن بود که آمریکا از انقلاب تونس شوکه شده است. حالا براى آمریکا روشن شده که براى این تحولات پایانى نمىتوان متصور بود و هنوز نمىتوان گفت که چه نتیجهاى از آنها مىتوان گرفت. در عین حال هیچ دلیل قانعکنندهاى که ثابت کند آمریکا پشت انقلابهاى منطقه است و مىخواهد پروژه خاورمیانه جدید را به نتیجه برساند، وجود ندارد.
البته نمىتوان این حقیقت را نادیده گرفت که میان آمریکا با کسانى که دولتهاى موقت پس از انقلابها را تشکیل دادند، ارتباطاتى وجود دارد. این موضوع را هم در تونس و هم در مصر شاهد بودیم و اکنون نیز مىبینیم که در حال تشکیل یک همپیمانى بینالمللى بر سر لیبى است. از این رو نمىتوانیم قاطعانه بگوییم که تغییر در نگرش سیاسى منطقه از بعد بینالمللى به وجود آمده است، حتى اکنون که برخى انقلابها به نتیجه رسیدهاند. در این یادداشت تاکید شده است، ما باید براى تاثیرگذارى انقلابهاى منطقه بر دیگر کشورهاى خاورمیانه تقسیمبندىاى داشته باشیم. مثلا برخى کشورهاى منطقه مجبور خواهند شد که تغییراتى را متناسب با اوضاع داخلى خود انجام دهند. در اردن ملک عبدالله، مجبور است که دست به یک سرى تغییرات شگرف بزند تا مطالبات مردم تامین شود. همه مىدانیم قشر بزرگى از معترضان حکومتى را اسلامگرایان تشکیل مىدهند. ایران مىتواند با حمایت از این جریان جایگاه خود را در اردن تقویت کند. آن گاه معادلات سیاسى در این کشور نیز تغییر خواهد کرد. بویژه اینکه احتمال به وجود آمدن کنفدرالى اردنى - فلسطینى وجود دارد و این باعث مىشود تا برخى مناطق اردن بویژه مناطقى که فلسطینىها بیشتر در آن حضور دارند، تقویت شود. این بدان معنا است که مىتواند تقویت ایران در آن مناطق نیز افزایش یابد. ابعاد تغییرات در کل منطقه گسترده است. عربستان سعودى به زودى تغییرات گستردهاى را در بعد حکومتى و تغییر وزیران و مقامات شاهد خواهد بود. از سویى اینکه سوریه در چنین وضعیتى اعلام آمادگى براى از سرگیرى مذاکرات کرد، چیزی جز این نیست که ایران و سوریه که دو متحد مهم و استراتژیک هم هستند خوب مى دانند که از وضعیت فعلى بهترین استفاده را مىتوانند ببرند.
نویسنده درباره سوریه مىنویسد: اگر چه رابطه ایران و حزب الله لبنان و رابطه مستقیم این دو با سوریه باعث نگرانى اسرائیل شده، ولى روشن است که با مشاهده تحولات اخیر تغییرات گستردهاى در بعد مذاکرات صلح در پیش است. بویژه اینکه بشار اسد، رئیسجمهورى سوریه از تحولات جارى در منطقه کاملا آگاه است و مىداند که ممکن است دامنه تغییرات منطقهاى به کشورش نیز برسد ولى رفتار او کاملا نشان داده که از این تغییرات باکى ندارد و مىتواند کشور را به سلامت از این مرحله عبور دهد. در انتهاى این یادداشت به نگرانى اسرائیل اشاره شده و آمده است: در این میان اسرائیل بشدت نگران است. تا کنون اسرائیل با تکیه به کشورهاى دیکتاتورى منطقه خود را این گونه در برابر غرب نشان داده که تنها رژیمى است که از نظام دموکراتیک در خاورمیانه عربى برخوردار است، به واسطه همین دیدگاه توانسته بود امتیازهاى بیشمارى از غرب بگیرد از جمله تحمیل ظالمانه خواستههاى خود بر پروسه صلح خاورمیانه، اما حال نه تنها مىبیند متحدان منطقهاى عربىاش یک به یک در حال فروپاشىاند بلکه حکومتهاى دموکراتیکى بر سر کار مىآیند که نه تنها در حال تضعیف جایگاه منطقهاى اسرائیلند بلکه مجدانه صلح واقعى به دور از زیادهخواهىهاى اسرائیل را دنبال مىکنند. از این رو پیشبینى مىشود همان طور که کنترل پرونده لبنان از دست آمریکایىها خارج شده کنترل پرونده فلسطین نیز از دست آنها خارج شود.