فتحالله آملی
اجلاس سالانه مجلس خبرگان رهبری دیروز برگزار شد و از جمله نخستین مصوباتش انتخاب رئیس و اعضای هیأت رئیسه مجلس بود و در روزهای اخیر بحثهای فراوانی پیرامون انتخابات ریاست مجلس در پیش بود و به همین خاطر با توجه به تنشهایی که در فضای سیاسی و مطبوعاتی پیرامون این مساله به وجود آمد کاملاً معلوم بود که این جلسه اهمیت مضاعفی پیدا میکند و وقتی جلسه برگزار شد و آیتاللههاشمی رفسنجانی، ریاست مجلس سخنرانی کرد آنچه را که وقوع آن قابل پیشبینی بود اتفاق افتاد. آقایهاشمی همین که از کاندیداتوری آیتالله مهدوی کنی مطمئن شد، از نامزدی انصراف داد و آیتالله مهدوی با 63 رأی به عنوان ریاست مجلس خبرگان رهبری برگزیده شد.
البته فضای رسانهای در روزهای اخیر به گونهای بود که آیت اللههاشمی با هوش سیاسی خود دریابد بهتر است کاندیدا نشود. آنچه که از محتوای کلام این مرد کهنه کار صحنه سیاسی ایران و یکی از چهرههای برجسته انقلاب برمیآمد چون همیشه نشانه علاقمندی این دولتمرد به اسلام و انقلاب و نظام بود. هاشمی همیشه برای نظام اسلامی یک سرمایه بوده و هست و به گمان نگارنده او یک عاشق نظام به حساب میآید که حاضر نیست با هیچ بها و بهانهای میراث گرانقدر امام بزرگوار آسیب ببیند. ممکن است برخی دهها نقد بر نحوه تفکر و اندیشه ایشان داشته باشند، و نیز ممکن است بتوان دهها انتقاد از روشهای اداره کشور در دوران سازندگی برشمرد و نیز میتوان نقدهایی را نیز متوجه روش و رفتار فرزندان ایشان دانست، اما هیچکدام نافی این حقیقت بزرگ نیست که هاشمی فرزند انقلاب اسلامی و یک ذخیره برای نظام است و حرکتهایی جهت حذف آن از صحنه سیاسی و مدیریتی کشور به سود هیچکس نیست.
فردی که بهترین تائیدها را هم از امام دارد و هم از رهبری انقلاب. فردی که در دلسوزیاش نسبت به انقلاب و کشور نمیتوان تردیدی داشت.در همین سخنرانی اخیر که نسبتاً طولانی هم بود و میتواند مرجع قضاوت نه فقط برای حال بلکه برای آینده هم قرار گیرد این علاقمندی قابل رصد کردن است. ابتدا تشکر از حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن و تاکید بر اثبات وفاداری مردم به نظام و سپس، اشاره به حواشی که در منطقه پیش آمده و بیداری که در جوامع اسلامی شاهد آن هستیم و پس از آن بررسی عوامل شکلگیری نهضت اسلامی و اینکه ایرانیها این حرکت ضد نظام سلطه را از نیم قرن پیش شروع کرده و سرداده است که آنرا به ثمر نشاندهاند و پس از آن بر لزوم توجه به مراجع و توجه به مساجد و پس از آن لزوم توجه به جوانان و دغدغههای آنان و سپس اشاره به وظایف خبرگان.
به این چند فراز توجه کنیم:
حفظ وحدت مردم بسیار مهم است... تفرقه در حال جدی شدن است باید بسیار مراقبت کنیم که مردم را منسجم نگه داریم. وجود اختلاف بد نیست اما نباید به اصول و ارکان برگردد بلکه باید در تاکتیکها باشد... کمترین وظایف ما خبرگان حفظ ولایت و شرایط ولایت است. نگذاریم مسایلی که نباید به پای رهبری نوشته شود به پای ایشان نوشته شود.
البته خود ایشان مراقب هستند و هوشیار، اما شاهدیم که چند روز پس از نصایح ایشان به حرفشان گوش داده نمیشود. مواظب باشید این عمود خیمه آسیب نبیند...
... اخلاق رکن اساسی جامعه است. هماکنون اخلاق در جامعه آسیبدیده و دروغ رایج شده، آمار وعدههای دروغ دادن، تخلف از وعده کردن، شعارهای بیمحتوا دادن، فریب دادن، تهمت زدن و... بالا رفته است. همه اینها خلاف اسلام است. اگر جامعه احساس کند اسلام این است تردید پیش میآید.
... هماکنون خانوادهها آسیبپذیر شدهاند. آمار ازدواج کاهش یافته، پدیده دختران فراری هست و خیابانهای ما آنچه که باید باشد نیست و با زور و ترساندن هم کار پیش نمیرود.
البته در اسلام زور، ترساندن و تعزیرات و مجازات وجود دارد اما مردم را باید معتقد به احکام بار بیاوریم و بدانیم که اگر اسلام باشد احتیاج به نیروهای پلیس، گارد و زندان نخواهد بود. ما باید تلاش کنیم تا اسلام به محتوای واقعی خود باشد و مردم نیز به آن علاقهمند شوند.
... ولایت فقیه رکن اساسی کشور است. این رکن همواره اساس بوده و مردم ما در اصل با ولایت فقیه مشکلی ندارند، مشکلی که ممکن است پیش آید این است که خیلی از افراد و نهادها از رهبری هزینه و خرج میکنند و در همه کاری، ولو اشتباه، از رهبری خرج میکنند. عدهای میخواهند ایشان را در یک جریان کوچک محدود کنند و این یک اشتباه اساسی است چرا که رهبری برای همه است...
در تمامی اینها میتوان هم علاقهمندی دید و هم دلسوزی نسبت به اسلام و انقلاب و نظام و رهبری و هم دغدغه نسبت به آسیبها و آفتهایی که میتواند برای نظام ناخوشایند باشد و البته فراز آخر سخن که میگوید: وقتی حس کردم غوغاها و مسایلی در رابطه با ریاست خبرگان پیش آمد از آقای مهدوی خواهش کردم مسئولیت بپذیرند و وقتی دفترشان اعلام کردند که ایشان آمادگی دارند بنده بنا را به عدم نامزدی خودم و حمایت از ایشان گذاشتم تا تفرقه پیش نیاید و خدای ناکرده از جانب من به این نهاد مقدس که در آن 80 فقیه وجود دارند آسیبی وارد نشود... من تا نفس دارم در خدمت انقلاب میمانم...
اینها همه به قدر کافی گویا هست. به باور من آقای هاشمی همچنان یک سردار مانده است و هنوز هیچکس برای رهبر انقلاب، هاشمی نمیشود.