گردآوری: محمدعلی همدانی
بسیج یک سازمان مردمی است که در زمانهای حساس و هنگامی که جمهوریت نظام (توسط کوردلان ومنافقان داخلی یا دشمنان خارجی) به خطر میافتد، پا در صحنه جهاد و دفاع از اسلام و خاک ایران اسلامی و مردم مسلمان ایران مینهد. بی انصافی است اگر جان فشانیهای این غیورمردان و زنان را چه قبل از جنگ و چه در جنگ و چه بعد از جنگ به فراموشی بسپاریم.
بسیج همیشه خاری در چشم دشمنان و منافقین بوده، بدخواهان که صلابت این نهاد مردمی را در جنگ و بعد از آن دیدند، سعی کردند با تضعیف و تهمت و اهانت، این لشکر مخلص خدا را به انزوا بکشانند.
اولین قدمهای این حرکت خائنانه، از اواسط دهه هفتاد، به صورت نرم آغاز شد. تا جایی که امروز آقایان در بیانیهها وسخنرانیهای خود عملا این نهاد را میکوبند. آقای موسوی در ادامه تومار اتهامات خود،اینبار بسیج را مورد هجوم قرار میدهد و افراد این نهاد مردمی را متهم به قتل انسانهای بی گناه میکند و میگوید: «سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرتها به وجود آورد..آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمؤمنان(ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاسها واهی است و کسانی که اینگونه قیاس میکنند بسیج را ماشینی سرکوبگر میخواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسانهایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سؤال را میدانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده میشود به راستی چیست؟..بسیجی که امام میخواست، در مقابل ملت قرار نمیگرفت»
او حتی به نیروی انتظامی توصیه میکند که با فتنه گران یعنی همان کسانی که به اموال عمومی وبیت المال رحم نمیکنند و حتی اگر مجال پیدا کنند هر فردی را که ظاهر دینی یا لباس نظامی بر تن داشته باشد مورد هجوم وحشیانه خود قرار میدهند با نرمی برخورد کند: «به عنوان یک علاقمند به نیروی انتظامی توصیه میکنم از برخورد خشن با حرکتهای خودجوش مردم خودداری کند و اجازه ندهد که اعتماد مردم نسبت به این نهاد ارزشمند خدشه دار شود. این مردم برای احقاق حقوق خود و حقوق شما در صحنه حاضر شدهاند و برادران و خواهران شما هستند.»
اما سوال این است که، کجای دنیا به آشوب گران دسته گل تقدیم میکنند؟
او در بیانیههای خود بهطور مستقیم و غیر مستقیم علاوه بر بسیج ونیروی انتظامی، سپاه را هم آماج اتهامها وحملات خود قرار میدهد:
«حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت آمیز مردم»
«اینجانب ضمن محکوم نمودن اقدامات وحشیانه و کشتار مردمی که صرفاً خواستار احقاق حق خود هستند»
اما امام خمینی(ره) نه تنها به نیروهای مسلح دستور میدهدند که با فتنه گران و اغتشاش گران مقابله کنند، بلکه این را یک تکلیف الهی برای همه مردم میدانند ومی فرمایند: «راه افتادن در کوچه و محلهها بدون اینکه از طرف وزارت کشور اجازه داده شده باشد، این انحراف است و محرّم است و قواى انتظامى و نظامى و پاسداران و بسیج و تمام ملت موظفند، شرعاً مکلفند به تکلیف الهى که جلوگیرى از این مفسدهها بکنند.»
«شما ننشینید حالا که براى شما فقط پاسدارها عمل کنند؛ شما همه پاسدار اسلامید. ملت ما همه پاسدار اسلام هستند.»
امام خمینی(ره) هیچ گاه در مقابل قدرت طلبان کوتاه نمیآمدند و به تمام قوا، دستور میدادند که با اغتشاش گران به شدت برخورد کنند:
«ما نمى خواهیم وجاهت در ایران، در...، در خارج کشور پیدا بکنیم. ما مىخواهیم به امرخدا عمل کنیم، و خواهیم کرد..أَشِدَّاءُ عَلَى الکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ. این توطئه گرها در صف کفار واقع هستند.... با آنها باید با شدت رفتار کرد. دولت با شدت رفتار کند، ژاندارمرى با شدت رفتار کند؛ ارتش با شدت رفتار کند. اگر با شدت رفتار نکنند، ما با آنها با شدت رفتار مىکنیم... مسامحه حدودى دارد، جلب وجاهت حدودى دارد. مصالح مسلمین را نمىگذارند به این امور از بین برود».
«باید همه شماها متوجه باشید که این اشخاصى که مفسده مىکنند،...اینها در اصل مفسد فى الارض هستند، و باید با تمام قدرت آنها را سرکوب کرد.و دادگاهها در هر جا باشد اینطور اشخاص را باید محکوم به مرگ کنند. اینها حیاتشان جز زحمت براى جامعه و جز تفرقه اندازى و جز خوردن مال مردم، و ایران را به اغتشاش کشیدن براى اینکه باز ابرقدرتها تسلط به ما پیدا کنند، هیچ کار دیگر ندارند.»
«.... مسْلم باید حکومت عدل اسلامى را بپذیرد. آنهایى که تحریم کردند رأى دادن بر جمهورى اسلامى را، منافق هستند؛ مسْلم نیستند. آنهایى که صندوقها را آتش زدند، آنهایى که مانع شدند از اینکه مردم رأى بدهند، آنها مسْلم نیستند و ما با آنها عمل خواهیم کرد به طورى که با غیرمسلمین عمل مىکنیم، با منافقین عمل مىکنیم و آنها را سرکوب مىکنیم.»
حضرت امام(ره) در جواب قدرت طلبانی که ایرانیان را وحشی میخوانند این گونه پاسخ میدهند:
«اگر مقصود از «وحشى» این است که رام نیستند در مقابل آن چیزهایى که شما مىخواهید، گاو شیرده نیستند، این را شما اسمش را وحشى مىگذارید، بگذارید. و اگر واقعاً «وحشى» به آن معنایى است که شما به خیالتان است که گفتهاند، مىگویید، بى حساب دارید حرف مىزنید. وحشى آن است که نمىگذارد مردم، زورمندها به او تعدى کنند یا وحشى آن است که مىخواهد تعدى کند؟ بى حساب نباید صحبت کرد.»
صبر انقلابی امام(ره) بر هیچ کس پوشیده نیست اما وقتی ایشان حیثیت جمهوری اسلامی را در خطر میدیدند ساکت نمینشستند:
(من تا آنجایى که بتوانم، تا آنجایى که اخلاق اسلامى اقتضا مىکند که همه اینها را به آرامش دعوت کنم... لکن این را باید همه بدانند که آن روزى که من احساس خطر براى جمهورى اسلامى بکنم، آن روزى که من احساس خطر براى اسلام بکنم، آن روز اینطور نیست که باز من بنشینم نصیحت کنم؛ دست همه را قطع خواهم کرد.)
امام خمینی(ره) در مقابل کسانی که سپاه ونیروهای مسلح را تضعیف میکردند، میفرمایند:
(تضعیف لشکر اسلامى، تضعیف اسلام است؛ تضعیف ژاندارمرى تضعیف اسلام است، تضعیف سایر قواى مسلح و انتظامى تضعیف اسلام است)
امام خمینی(ره) قصد دشمنان اسلام( از تضعیف نیروهای مسلح، بالاخص سپاه ) که با تیشه زبان خود، ریشه اسلام و انقلاب را نشانه گرفته است اینگونه بیان میکنند:
باید بعضى از تجربیاتى را که در طول زندگى دارم، به شما بگویم: از وقتى که رضاخان در ایران بر سر کار آمد، من متوجه بودم و اینطور مىفهمیدم که هر چیزى که براى اسلام مفیدتر بود، حمله به آن بیشتر مىشد. آن روز روحانیت مهمترین پایگاه ملت در مقابل اجانب بود، لذا، شدیدترین حملات به آن مىشد.. با عاشورا و تبلیغات اسلامى شدیداً مخالفت کردند؛ چون مىدانستند این پایگاهى است براى رسوایى حکومتها. حال، ضد انقلاب و اجانب علاوه بر روحانیت، به سپاه هم حمله مىکنند. از این حملات انسان مىفهمد که سپاه براى ایران و اسلام مفید است.)
(ضد انقلاب و اجانب اگر دیدند براى از بین بردن اتحاد شما با حمله نظامى نمىشود کار کرد، با نفوذ اقدام مىنمایند، تا شما را از درون بپوسانند. امروز حفظ حیثیت سپاه پاسداران بر همه مخصوصاً خودتان، لازم است..)
امام امت برای سلامت ماندن ایران از شر بدخواهان و منافقان مردم را به پیروی از نیروهای مسلح توصیه میکنند:
(یک مملکتى که ملتش دنبال سر قواى انتظامىاش و قواى مسلحش باشد هیچ آسیبى نمىبیند.) ادامه دارد...