تاریخ انتشار : ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۷:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۱۶۱۳۷

جلوه‌های صدور انقلاب اسلامی


علی‌اکبر عالمیان
بی گمان می‌توان درجریانات اخیر در کشور‌های اسلامی وخیزش بی سابقه مردمی بر ضد دیکتاتورهای حاکم بر کشورهای اسلامی، از شمال آفریقا تا کرانه‌های خلیج فارس،رشحاتی از انوار تابناک انقلاب اسلامی را مشاهده نمود. یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی ایران که برپایه ایدئولوژی دینی به پیروزی رسید، صدور انقلاب بود. روشن است که انقلاب در این شعارنه یک کالا بلکه به مثابه فرهنگ، ایدئولوژی و کالای فکری و معرفتی می‌باشد. انقلابی که بر اسلام و شعار «ا... اکبر» و بر مبنای ایدئولوژی و نمادگرایی شیعه و رهبری روحانیت استوار است و مسلمانان سراسر جهان از برکات آن که همانا اوج گرفتن مفهوم هویت اسلام و بازگشت غرور و اقتدار مسلمانان در جهان تحت سلطة ابر قدرت‌هاست، بهره‌مند گردیده اند.
هنر امام(ره) این بود که انقلاب اسلامی و آموزه‌ها و ارزش‌های آن را در ایران محصور نکرد بلکه با «اندیشه صدور انقلاب اسلامی» نهضت مردمی ایران را به یک نهضت جهانی تبدیل کرد تا در این نهضت جهانی همه ملل به طور عام و ملل اسلامی به طور خاص، از آبشخور زلال معارف آن بهره ببرند.
امام با طرح این اندیشه، به فکر آسیب زدایی از پیکره جهان و رهاسازی ملت‌های مظلوم از یوغ ستمگران دوران بود تا بدین وسیله از آفت «عقب ماندگی» رهانیده گردند. به همین علت معتقد بود که: «ما به تمام جهان تجربه‌هایمان را صادر می‌کنیم و نتیجه مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون کوچک‌ترین چشمداشتی، به مبارزان راه حق انتقال می‌دهیم و مسلماً محصول صدور این تجربه‌ها، جز شکوفه‌های پیروزی و استقلال و پیاده شدن احکام اسلام برای ملت‌های در بند نیست.» ایشان انقلاب اسلامی را فراتر از جغرافیای ایران می‌دانست، به همین علت ترویج ثمرات آن را نیز در گذر از مرزهای ایران جستجو می‌کرد: «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‌کنیم، چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبرین هست، ما هستیم.»
درمورد این استراتژی،چند دیدگاه مطرح گردیده است؛دیدگاه اول به مخالفت با آن می‌پرداخت؛ این دیدگاه معتقد بود که تمام محورهای توسعه و رشد باید صرف منافع ایران شده و ایرانیت محوریت اصلی برای رشد تلقی گردد. و باید از ایجاد حساسیت‌های جهانی پرهیز نمود. مخالفان استراتژی صدور انقلاب، برخورد ارزشی با نظام جهانی را ناپسند شمرده، در شعارهای خود به ایرانی آباد و آزاد و مستقل و ارتباط با تمامی کشورها و پیوستن به جمع موجود جهانی تاکید داشتند، ارزش‌های اسلامی و انقلاب را قابل قبول مرزهای ایران می‌دانستند و صدور انقلاب را عملی خلاف شؤون بین‌المللی برمی‌شمردند.دیدگاه دیگر دیدگاه محافظه کارانه بود، این دیدگاه منافع آرمانی را فاقد وجاهت بین المللی دانسته و تنها منافع ملی را به رسمیت می‌شناخت. این دیدگاه هر گونه فعالیتی را برای صدور انقلاب عملی نادرست و موجب برانگیختن حساسیت منفی جامعه جهانی علیه منافع ملی قلمداد می‌کرد. عده‌ای نیز که از عناصر انقلابی بودند و مرزهای ملی را ساخت دوران استعمار می‌دانستند، به صدور نظامی انقلاب معتقد بودند. تهاجم دائمی و مستمر به ارزش‌ و وضع موجود و تلاش در جهت نابود ساختن رژیم‌های پیرامونی هدف اصلی این دیدگاه بود.
در این دیدگاه هرگونه پذیرش قوانین بین المللی مطرود بود و تمامی مؤسسات و سازمان‌ها و قوانین آن‌ها به کلی ناپذیرفتنی تلقی می‌شد. تحقق ارزش‌های انقلابی و نابودی این سیستم‌ها از طریق اعمال زور مورد توجه بود.اما برخلاف این دیدگاه‌ها، نظر حضرت امام در مورد مقوله فوق چیز دیگری بود. امام(ره) معنا ومفهوم صدور انقلاب را در مفاهیم دیگری جستجو می‌کرد،ازمنظر ایشان صدور انقلاب یعنی آنکه:معنویت در جهان گسترش یابد: «... و ما می‌گوییم اسلام را ما می‌خواهیم صادر کنیم، معنایش این نیست که ما سوار طیاره بشویم و بریزیم به ممالک دیگر. یک همچو چیزی نه ما گفتیم، نه ما می‌توانیم. اما آن‌که می‌توانیم این است که می‌توانیم به وسیله دستگاه‌هایی که داریم، به وسیله همین صدا و سیما، به وسیله مطبوعات، به وسیله گروه‌هایی که در خارج می‌روند... اسلام را آن طوری که هست، آن طوری که خدای تبارک و تعالی فرموده است، آن طوری که در روایات و در قرآن ما هست، آن طور به مردم ارائه بدهید و به دنیا ارائه بدهیم و همین خودش از هزارها توپ و تانک، بیش‌تر می‌تواند مؤثر باشد...»،اسلام به سراسر جهان گسترش یابد: «... بحمدا... امروز قدرت ایرانی و قدرت اسلام در ایران به طوری است که توجه همة ملت‌های ضعیف را به خودش معطوف کرده است و اسلام، صادر شده است در سراسر دنیا... و منظور ما از صدور انقلاب همین بود و تحقق پیدا کرد و ان شاءا... اسلام در همه جا غلبة بر کفر پیدا خواهد کرد...»، بین ملت‌ها و دولت‌ها آشتی ایجاد شود: « ما می‌گوییم انقلابمان را می‌خواهیم صادر کنیم... می‌خواهیم بین ملت‌ها و دولت‌ها آشتی بدهیم...»،ودریک کلام به بیداری ملل جهان به ویژه مسلمانان منتج گردد: «... این‌که می‌گوییم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود، این معنای غلط را از آن برداشت نکنند که ما می‌خواهیم کشورگشایی کنیم... ما می‌خواهیم این چیزی که در ایران واقع شد و این بیداری که در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرت‌ها فاصله گرفتند و دادند و دست آن‌ها را از مخازن خودشان کوتاه کردند، این در همه ملت‌ها و در همة دولت‌ها بشود...»
این مفاهیم از صدور انقلاب که مدنظر بنیان گذار کبیرجمهوری اسلامی بود موجب شد تا تئوری مذکور به راهبرد مهمی در سیاست‌های کلان نظام جمهوری اسلامی تبدیل شود.این تئوری درمرحله عمل نیز به نتیجه شیرینی رسیده است که ازآن می‌توان با عنوان ثمره شیرین بیداری اسلامی یاد کرد.هرچند بسیاری از مورخان،تاریخ بیداری اسلامی را همزمان با فعالیت‌های احیاگرانه افرادی نظیر امیر عبدالقادر، سید جمال الدین اسدآبادى، شیخ محمد عبده، سید احمد خان، شیخ فضل ا... نورى، عبدالرحمان کواکبى، شیخ شامل، رشید رضا، علامه اقبال لاهورى، سید حسن مدرس، حسن البنا، سید قطب، ابوالاعلا مودودى، سید محسن امین جبل عاملی و...می‌دانند، اما کیست که بتواند تاثیرات شگرف انقلاب بر بیداری مسلمین جهان را انکار کند؟ البته در این میان هر چند برخی از نظریه پردازان غربی معتقدند انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی که به دنبال این انقلاب بر ایران حاکم شد، الگو و نمونه مناسبی برای کشورهای مسلمان نبوده و هیچ یک از ملت‌ها و کشورهای مسلمان خواهان ایجاد نمونه‌ای مشابه نظام جمهوری اسلامی ایران در کشور خود نیستند؛ بنابراین این انقلاب، تأثیر مثبتی در جهان اسلام نداشته است و به تعبیری اندیشه صدور انقلاب که توسط حضرت امام مطرح شد، به شکست انجامیده است، اما پر واضح است که برخلاف نظر آنان، ارزش‌ها و فرهنگ تابناک انقلاب اسلامی جهان را درنوردیده و به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی «گسترش موج بیداری اسلامی در دنیای امروز حقیقتی است که فردای نیکی را به امت اسلامی نوید می‌دهد.
از سه دهه پیش که با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی، این خیزش پرقدرت آغاز شد، امت بزرگ ما بی وقفه پیش رفته، موانعی را از سر راه برداشته و سنگرهایی را فتح کرده است. پیچیده تر شدن شیوه‌های دشمنی استکبار و تلاش پر هزینه‌ای که در مقابله با اسلام می‌کند، نیز به دلیل همین پیشرفت‌ها است. تبلیغات وسیع دشمن در جهت اسلام هراسی، تلاش شتابزده‌ای که برای ایجاد اختلاف میان فرقه‌های اسلامی و بر انگیختن تعصب‌های فرقه‌ای می‌کند، دشمن تراشی‌های کاذب از شیعه برای سنی و از سنی برای شیعه، تفرقه افکنی میان دولت‌های مسلمان و کوشش برای تشدید اختلافات و تبدیل آن به دشمنی‌ها و معارضه‌های لاینحل، استفاده از سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی برای تزریق فساد و فحشاء میان جوانان، همه و همه واکنش‌های سرآسیمه گون و آشفته در برابر حرکت متین و گام‌های استوار امت اسلامی به سوی بیداری و عزت و آزادگی است.»
رهبر انقلاب همچنین درسخنان اخیر خویش که در جمع سربازان گمنام حضرت صاحب الزمان«عج» ایراد گردید، ادعای ناکارآمد بودن تئوری صدور انقلاب را به نوعی تغافل دشمنان جهت کم اهمیت جلوه دادن تاثیرات انقلاب ارزیابی کرده وخاطر نشان کردند: «جبهه استکبار و در رأس آن آمریکا به خوبی می‌دانند که الگوی این حرکت‌های مردمی، انقلاب اسلامی ایران است بنابراین تلاش دارند تا این الگو را تجربه‌ای ناموفق و شکست خورده جلوه دهند در حالیکه در مقابل عظمت جمعیت میلیونی مردم در 22 بهمن درمانده اند.» هرچند سعی غربی‌ها بر ناکارآمد نشان دادن انقلاب درسطح جهان استوار شده است اما در این میان، برخی از آنان نیز به عظمت حرکت امام خمینی اعتراف کرده اند، به‌عنوان نمونه باید به ماروین زونیس نویسنده کتاب معروف شکست شاهانه اشاره کرد که صراحتا بر این باور است که امام با در هم آمیختن قلمرو امور سیاسی با امور معنوی موجب آن گشت که مسلمانان، دنیای در حال دگرگونی را پر معنی و بهتر دریابند.
با این همه اما پرسشی که به ذهن می‌رسد آن ا‌ست که اگر قائل به این باشیم که قیام‌های اخیر مردم برضدحکام دست نشانده عرب تاثیر مستقیم ازانقلاب اسلامی ایران پذیرفته است‌، چرا 32سال پس از پیروزی انقلاب این امر محقق شده است؟پاسخ به این پرسش را می‌توان با استفاده ازفرمایشات رهبر معظم انقلاب که درحدود18سال قبل ایراد شده، مورد تاکید قرارداد.معظم له در این مورد خاطر نشان می‌کنند: «ما انقلاب را امروز نمی‌خواهیم صادر کنیم. انقلاب، یک بار صادر می‌شود؛ و شد! این که می‌بینید امروز در سرتاسر دنیا، گرایش و ایمان اسلامی زنده شده است؛ این که می‌بینید ملت‌ها در شمال آفریقا و در خاورمیانه و در شرق و غرب کشورهای اسلامی بیدار شده اند؛ این که می‌بینید جوانان مسلمان در کشورهای گوناگون به زیبایی‌های دین و قرآن رو آورنده‌اند، همه حاکی از این است که انقلاب اسلامی در اوّلِ وقوع خود صادر شده است. ما که نمی‌خواهیم بعد از گذشت چهارده سال، تازه به فکر صدور انقلاب باشیم! یک بار انقلاب صادر می‌شود و آن هم شد. وقتی که انقلاب، پیروز شد و خبر و جذّابیت آن، دنیا را پرکرد، کاری که باید بشود شد. همان کاری که شما از آن ناراضی هستید؛ همان کاری که به خاطر آن زنجیر می‌جوید و همان کاری که به خاطر آن خشمناک می‌شوید، شده و کار از کار گذشته است! شما هم هیچ کاری نمی‌توانید بکنید و هیچ کس دیگری هم نمی‌تواند کاری بکند. کار از کار گذشته است!».
واقعیت آن است که با عملی شدن تئوری صدور انقلاب،یک نوع بیداری در جهان اسلام روی داده است.این بیداری لزوما به معنای حرکت وتغییر جوهری یک حکومت نیست. بیداری یعنی آن‌که با پیروزی انقلاب، سایر ملت‌ها از خواب غفلت بیدار شده اند و با الهام پذیری از این انقلاب درصدد بازگشت به هویت اصیل خود ورهانیده شدن از یوغ حکومت‌های ستمگر می‌باشند. اما بی گمان همان‌گونه که گفته شد این آگاهی، همگام با حرکت نیست چه آن‌که حرکت و انقلاب نیازمند یک فرصت مناسب است همان‌گونه که از بیداری ملت ایران درخرداد42تا وقوع حرکتی عمیق و انقلابی دربهمن57، یک زمان نسبتا طولانی طی گردید. پر واضح است که با توجه به اتفاقات روی داده در کشورهای اسلامی که جرقه آن از تونس آغاز شد،یک حرکت دومینو وار در کشورهای دیگر شکل پذیرفت ومی رود تابساط حاکمان به ظاهر اسلامی ودست نشانده راجمع کرده وپرچم مقدس «لااله الاالله» را به اهتزاز در آورد.آری!همانگونه که رهبر انقلاب فرموده‌اند انقلاب ما صادر شده است و با هیچ سخنی نمی‌توان نقش تعالی بخش انقلاب اسلامی ملت ایران را دربیداری وحرکت ظلم شکن ملل آزاده دنیا انکار کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات