تهیه و تنظیم: علیرضا دهشیری
اکثر محققان و مورخان رسمی و غیررسمی بیبیسی، بر این عقیدهاند که تأسیس بخش فارسی رادیو بیبیسی در ابتدا برای خنثی کردن فعالیتهای تبلیغاتی بخش فارسی رادیو برلین بود؛ زیرا آلمانها به وسیله این رادیو سعی داشتند افکار عمومی ایرانیها را مانند سایر مناطق جهان برای اهداف جهانگشایی خود آماده کنند. از این رو دولت استعماری انگلیس که اهداف استعماری خود را در منطقه ایران در خطر میدید، با راهاندزی بخش فارسی رادیو بیبیسی سعی در مقابله با تبلیغات آنها بر مخاطبین ایرانی رادیو برلین داشت و همچنین میخواست با تحت فشار قرار دادن رضا شاه پهلوی، او را وادار به پیروی از سیاستهای جنگی متفقین کند و افکار عمومی ایرانیها را برای اشغال نظامی ایران توسط نیروهای نظامی بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی داشته باشد.(1)
از این رو تاسیس بخش فارسی بیبیسی تقریبا از ابتدای جنگ جهانی دوم در دستور کار مقامات لندن بود. نخستین بار پیشنهاد و ضرورت این امر از سوی «بولارد» در گزارشی به تاریخ 29 دسامبر 1939 (درست سه ماه پس از آغاز جنگ) به لندن ارسال شد. این پیشنهاد چهل روز بعد در نهم فوریه 1940 از سوی لندن تأیید و به بولارد ابلاغ شد و اعلام گردید که وزارت خارجه و خزانهداری لندن، بودجه لازم برای تاسیس بخش فارسی را آماده کردهاند.
سفارت بریتانیا در تهران قبل از تاسیس رادیو فارسی بیبیسی، طی گزارشهایی به لندن، تداوم و افزایش نفوذ تبلیغاتی آلمان نازی در میان مقامات و مردم ایران، را اعلام میکردند و بر ضرورت ایجاد نوعی ابتکار عمل در ماشین تبلیغات جنگی لندن از قبیل ترجمه اخبار و تفسیرهای جنگی، تأکید داشتند.
پانزده ماه پس از آغاز جنگ جهانی دوم، در اواخر ماه دسامبر 1940 (دوم دی ماه 1319)، در زمانی که متفقین مشغول برنامهریزی برای حمله نظامی به ایران (هشت ماه قبل از سوم شهریور 1320 و اشغال ایران) بودند، بخش فارسی رادیو بیبیسی آغاز به کار کرد.(2)"ویکتور گلدنینگ" بهعنوان نخستین رئیس بخش فارسی، با توصیه و نظارت مستقیم "راجر استیونسون" رئیس وقت بخش شرقی وزارت خارجه بریتانیا، منصوب شد. قابل توجه است که بعدا "راجر استیونسون" بهعنوان سفیر بریتانیا در تهران برگزیده شد.
بیبیسی از همان ابتدای تأسیس بخش فارسی خود، با توجه به تجربه بخش فارسی رادیو برلین، که از ایرانیانی مانند بهرام شاهرخ و دیگر همکاران ایرانی وی در تأسیس بخش فارسی رادیو برلین استفاده کرده بودند، کار خود را با کمک چند ایرانی آغاز کرد. در میان ایرانیان، دو نفر به نامهای حسن موقر بالیوزی(3)و مجتبی مینوی(4) شاخصتر از بقیه بودند. بالیوزی و مینوی هر دو به نوعی افرادی دارای دیدگاهها و اغراض خاص دینی و سیاسی بودند، به طوری که نوشتهها و محصولات رادیویی آنان ادعای بیبیسی را در بیطرفی رسانهای، دچار شبهه و پیش داوری میکرد.
مینوی که برای تحقیقات به لندن رفته و قرار بود این سفر نه ماهه باشد، به دلایل سیاسی و احتمالا بر اثر سخنچینی و پاپوشهای مرسوم در اواخر دوره سلطنت رضاشاه پهلوی قادر به بازگشت به ایران نشد، و این سفر نه ماهه تحقیقاتی به یک اقامت 15 ساله در لندن انجامید.
بیبیسی مدعی بود نقش بیطرفی را در فعالیتهای خود برخواهد گزید. اما از همان اوایل تاسیس، دخالت وزارت خارجه بریتانیا در تعیین رئیس بخش فارسی بیبیسی نشان داد که این رادیو تا چه اندازه در ادعای خود صادق است. البته برخی از کارکنان این شبکه به این مطلب اذعان داشته و میگویند این دخالت از موارد استثنایی و محصول دوران خاص جنگ جهانی دوم بوده و نمیتوان آن را بهعنوان یک قاعده در تمام اعصار تسری داد؛ ولی تجربه نشان داده که در مسائل تاثیرگذار و سیاستگذاری بخش فارسی و جذب ناراضیان مستاصل سیاسی ایرانی، مداخلههای وزارت خارجه بریتانیا مشهود است.
بدیهی است استفاده از ناراضیان سیاسی در یک رسانه بینالمللی و سمتگیری خاص سیاسی و ایدئولوژیک آنان با ادعای بیطرفی آن رسانه سازگار نیست. برای سرویس جهانی بیبیسی که از برنامهسازان با اغراض خاص و پیش فرضهای شخصی در تولید اخبار و گزارشها استفاده میکند، رعایت بیطرفی در پخش اخبار و گزارشهای مفهومی نخواهد داشت.
اغلب محققان و نویسندگان ایرانی که در بخشی از زندگی خود به دلایل مختلف سیاسی یا اقتصادی، تن به همکاری تمام وقت با بیبیسی دادهاند، علاقهای به ذکر این نکته در کارنامه، خاطرات و بیوگرافی خود نداشته و یا از آن با افتخار و به نیکی یاد نکردهاند.(5)
بیشتر نویسندگان و گویندگان ایرانی که در پارهای از زندگی خود با بخش فارسی بیبیسی همکاری داشتهاند، به دلیل استیصال مالی و سیاسی و بعضا مشکلات مهاجرتی، مجبور به همکاری شدهاند و رادیو بیبیسی برخلاف شعارهای به ظاهر انساندوستانه خود، از تواناییهای آنان استفاده ابزاری کرده است.
حتی گاه افرادی که برخلاف برخی دیگر، به طور کامل جذب بدنه اصلی اداری و اجرایی دایمی بیبیسی نشده بودند، در مواردی زیر ذره بین مقامات سیاسی و امنیتی بریتانیا قرار داشتند.
در مواردی مسؤولان سرویس جهانی بیبیسی و گزارشگران تاریخ بخش فارسی آن، خواسته یا ناخواسته، از همکاری برخی با این سرویس به راحتی گذشته و همکاری آنها را بسیار کمرنگ نشان دادهاند؛ مانند حضور و تاثیر حسن موقر بالیوزی (1980- 1908) و دیگر بهاییان که در یک دوره طولانی در سطوح جدی و سیاستگذاری با این رسانه همکاری داشتهاند.
بالیوزی نخستین کسی بود که در ابتدای تأسیس بیبیسی فارسی از آن رادیو برای مخاطبان سخن گفت.(6) وی از اعضای خاندان افنان و از اقوام نزدیک میرزا علی محمد باب و فرزند محمد علی (محمود) موقرالدوله بالیوزی حاکم پیشین بوشهر و وزیر فواید عامه و تجارت در کابینه کودتای سید ضیاءالدین طباطبایی در اواخر 1299 و اوایل 1300 شمسی بود.(7) وی در شرایطی به استخدام بیبیسی درآمد که چند ماهی قبل از آن به عضویت مجمع ملی بهاییان موسوم به رضوان درآمده بود.
بالیوزی چند سال بعد از تأسیس بخش فارسی، درمقام نزدیکترین مشاوران "شوقی افندی ربانی" آخرین رهبر شناخته شده بهاییان جهان، در سال 1956 بهعنوان به اصطلاح یکی از ایادی امرالله، منصوب شد که به منزله عضویت در بالاترین شورای اداری و دینی بهاییت است. او علاوه بر نگارش حدود ده اثر با موضوع تاریخ و تبلیغ بهاییت، سالها رئیس "محفل ملی معنوی بهاییان" جزایر بریتانیا بود که این سمت به منزله ریاست کل اداری و اجرایی بهاییان بریتانیا محسوب میشد.(8) وی در طول حدود دو دهه کار در بیبیسی فارسی عملا به یکی از افراد کلیدی و به شدت تاثیرگذار این شبکه تبدیل شد.(9)
حضور چشمگیر بهاییان در سطوح مختلف سرویس جهانی بیبیسی از مدیریتهای کلان آن شبکه به پایین، ضمن تاثیرگذاریهای نامحسوس پنهان خود در لایههای زیرین این شبکه، گاه نمودهای آشکاری نیز داشته که از آن میان میتوان به مصاحبه کاملا تبلیغاتی و فرمایشی با "مری مکسول" (ملقب به روحیه خانم) بیوه شوقی افندی رهبر سابق بهاییان، در تاریخ 18 آگوست 1981 اشاره کرد.(10)
تهیه رپرتاژ آگهیهای گزارشگونه که موجب انحراف اعتقادی مخاطبین شود، منحصر به سالهای گذشته در بیبیسی نبوده است، بلکه انتشار اخبار و گزارشهای متعدد در این موضوع نشان دهنده تدوام این سیاست است. پیگیری این سیاست علیه ایران بخصوص با استفاده از کادر بهاییت، مشهود است. در این باره برای نمونه میتوان به مجموعه گزارشهای متعدد جانبدارانه و آگهیگونه خبرنگاران اعزامی بخش فارسی در اسرائیل و درباره مراکز مختلف بهایی در عکا و دیگر سرزمینهای فلسطینی اشاره کرد. در این مطالب، گزارشگران اعزامی بخش فارسی، حکومت پهلوی در ایران را بهاییستیز و یهودیستیز معرفی کردهاند.(11)
به هر حال بیبیسی فارسی از ابتدای تاسیس خود تا پایان تابستان 1320 کارزار تبلیغاتی بیوقفهای را در سه میدان بدبین کردن ایرانیان نسبت به آلمان هیتلری و متحدانش، ایجاد بدبینی درباره رضا شاه بهعنوان همکار آلمان و در نهایت آماده سازی اذهان عمومی برای اشغال ایران و توجیه راهبردی آن انجام میداد. بیبیسی به منظور دست یافتن به این اهداف، یک کارمند سابق شرکت نفت انگلیس و ایران به نام "لورنس پاول الول ساتن" (1984-1912) را بهعنوان مشاور و ناظر ارشد به استخدام رادیوی بیبیسی فارسی درآورد.(12) الول ساتن در سالهای واپسین جنگ و پس از لمبتون وابسته مطبوعاتی و تبلیغاتی سفارت کشورش در تهران شد و سپس همانند لمبتون به کرسی استادی تاریخ و زبان فارسی در دانشگاه ادینبورو اسکاتلند دست یافت.(13) ادامه دارد...