تاریخ انتشار : ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۳  ، 
کد خبر : ۲۱۶۱۵۶

ترس کاخ سفید از سقوط آل‌سعود


علیرضا زینالی
ایالات متحده آمریکا به شدت از تحولات شکل گرفته در عربستان سعودی واهمه دارد و نمی تواند این ترس و واهمه را پنهان کند.اوباما متحدان خود در منطقه را از دست داده است و به بقای حداقلی سعودیها در قدرت می اندیشد.
مسلما پذیرش این منشور برای پیروان اندیشه های سلبی ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب دردسرهایی به همراه دارد!هم اکنون در پی وخامت حال همزمان «ملک عبدالله» و”شاهزاده سلطان”،برخی تحلیلگران مسائل عربستان معتقدند پادشاه بعدی عربستان شاهزاده نایف خواهد بود و او بسیار قویتر از آن است که شورای پادشاهی بخواهد او را نادیده بگیرد. شاهزاده نایف حدود 30 سال پست وزارت کشور عربستان را در دست داشته است. این شاهزاده سعودی هماهنگ کننده اصلی حمله به مسجد بزرگ مکه در سال 1979 بوده و بعد از حملات یازدهم سپتامبر 2001 به آمریکا نیز رهبری مبارزه با عناصر القاعده را در دست داشته است.ظاهرا حضور شاهزاده نایف در راس معادلات سیاسی ریاض نقطه آغازی جهت عمودی شدن قدرت در عربستان و گذار از منشور عبدالعزیز خواهد بود اما این بار پادشاه قصه سعودیها ،اعم از نایف یا هر فرد دیگری با اسب سفید وارد دربار نخواهد شد!
اوباما هرگز تصور نمی کرد با وجود اصلاحات ظاهری پادشاه عربستان کار به این منطقه بکشد.این اصلاحات ظاهری به پیشنهاد خود اوباما در راستای بقای آل سعود تهیه و تنظیم شده بود و امیر عبدالله صرفا آنهار ا به نام خود ثبت کرد.این روزها شهروندان عربستانی منشور عبدالعزیز را به هیچ عنوان قبول نداشته و در برابر آن موضع گرفته اند.
ملک عبدالعزیز اولین پادشاه عربستان منشوری دارد که به نام منشور عبدالعزیز مشهور است و در آن نوشته است” تا زمانی که پسران من زنده اند، قدرت به نوه هایم نخواهد رسید”. از این حیث بر خلاف نظامهای سلطنتی دیگر که قدرت از پدر به پسر می رسد، در عربستان قدرت به برادران پادشاه انتقال می یابد و به همین علت است که در این کشور قبیله ای، شاهزاده ها با پادشاهان اختلاف سنی زیادی ندارند.
آل سعود تا زمانی که خطر سقوط و اعتصاب را در یک قدمی خود حس نکنند تغییر موضع نمی دهند.در چنین ساختار بسته ای “رای مردم”و”اراده عمومی”محلی از اعراب ندارد.شهروندان سعودی طی هشت دهه اخیر تابعی از بازی دربار بوده اند.اما دیگر این بازی پایان یافته است !
پادشاه فعلی عربستان سعودی نخستین خلف عبدالعزیز است که خطر سقوط آل سعود را با تمام وجود حس می کند. سعودیها هرگونه تعامل با ایالات متحده را بر پایه ترس از عدم حمایت دو حزب جمهوریخواه و دموکرات انجام می دهند.ملک عبدالله و دیگر سران سعودی نسبت به فاصله شکل گرفته میان مردم و دربار آگاه هستند.آنان به خوبی می دانند که قطع حمایت کاخ سفید از آل سعود یا حتی کمرنگ شدن این حمایت مترادف با قطع لوله اکسیژن متصل به بیمار در حال موت می باشد. اکنون آل سعود بندنافی متصل به بدنه ایالات متحده محسوب می شوند .
دموکراتها و جمهوریخواهان مانند معامله ای که با سایر مهره های وابسته به خود مانند صدام حسین ، پینوشه ، میلسوویچ،کارادزیچ و... نموده اند،در آینده ای نه چندان دور نیز با مهره های سعودی تاریخ مصرف گذشته خود معامله ای جانانه خواهند نمود!معامله ای که از سوی وهابیون غیر قابل تصور خواهد بود.
سعودیها طی سالها نیروهای القاعده و شاگردان مدارس افراطی تحت نظر خود را در اختیار نیروهای آمریکایی گذاشتند،بمب گذاریهایی هدفمند در عراق را علیه شیعیان و مردم بی گناه عراق سازماندهی نمودند،در جریان جنگ 33 روزه و مقاومت 22 روزه غزه هدفی جز از بین بردن مقاومت اسلامی نداشتند و حتی تعامل با دستگاه اطلاعاتی موساد را در دستور کار خود قرار دادند،شورشهای لبنان را علیه جریان 8 مارس رهبری نمودند،کشورهای حوزه خلیج فارس را علیه تهران تحریک کردند و...
پس از سرکارآمدن اوباما،ملک عبدالله باید ساز دموکراتها را کوک می کرد و این بار به جای بوش پسر،اسباب عیش اوبامای تازه وارد را فراهم می آورد.از این رو ملک عبدالله ناگهان اصلاح طلب شد تا مبادا از سوی دموکراتها مورد غضب قرار گیرد!
متعاقب اعلام اصلاحات ملک عبدالله،نخبگان عربستانی راه و روش اصلاحات صحیح را به وی آموخته و خواهان استناد سعودیها به رای مردم و پایان حاکمیت دربار در کشور خود شده اند.فساد رایج در دستگاه قضائی عربستان و عدم امکان نظارت مردمی بر اعمال و رفتار سیاستمداران، مردم و نخبگان عربستان را به ستوه آورده است.در چنین شرایطی سعودیها در آستانه انفجار قرار گرفته اند.انفجاری که در آینده ای نزدیک رخ خواهد داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات