دکتر عبدالعزیز رضوانی / Rezvani.a@Gmail
رحلت حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خمینی در ۲۵ اسفند، غم انگیزترین رویدادی است که مردم کشورمان با آن اسفندماه سال ۱۳۷۳ را برای رسیدن به بهار پشت سر گذاشتند.
آن عزیز سفر کرده، همانگونه که در آخرین سالهای عمر با برکت حضرت امام(ره)، امین صادق بنیانگذار انقلاب اسلامی بود، پس از عروج ملکوتی پدر بزرگوارشان، صادقانه برای پشتیبانی از میراث اصلی امام(ره) کوشید تا به مملکت اسلامی آسیبی وارد نشود. به خصوص کسانیکه در پی انشقاق میان نظام اسلامی بودند، سعی وافری به کار گرفتند تا از امین امام راحل (ره) شخصیتی در برابر رهبری معظم انقلاب اسلامی بسازند. اما تمامی این تلاشها و جدیتها با حرکت قاطع و دفاع مکرر و روشن او از حضرت آیت الله خامنهای (مدظله العالی) نقش بر آب شد. فتنه گرانی که آن زمان بیشتر از سوی باند اطراف منتظری دست به شایعه پراکنی میآلودند، وقتی از سید احمد شنیدند که خطاب به رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بارها گفت که ما حمایت و پیروی از شما را همچون امام راحل و به دستور امام راحل (ره) بر خود وظیفه و فرض میدانیم دست خود را از دل بستن به رویا رویی فرزند امام (ره) با نظام اسلامی کاملاً تهی دیدند. این تازه زمانی است که نقش برجسته فرزند این امام در ابلاغ چند اشاره تصریحی و تلویحی خمینی کبیر به اعضای مجلس خبرگان مبنی بر برخورداری آیت الله خامنهای از شرایط رهبری پس از امام (ره) نقشی برجسته و مع الاسف معقول مانده است. این در حالی است که همه میدانند تاملات روحی سید احمد پس از امام (ره) بسیار شدید بود و اگر تنها ذرهای از حبّ دنیا در دل او وجود میداشت میتوانست این پیغامهای سر نوشت ساز امام (ره) را به خبرگان ملت منتقل نکرده و راهی دیگر پیماید.
انتشار رنجنامه سید احمد خمینی در همین راستا و با هدف دفاع از ولایت فقیه صورت پذیرفت. فضای تاریخی انتشار، محتوا و مخاطب این رنجنامه، آن را به یکی از مهمترین اسناد تاریخی تاریخ انقلاب اسلامی مبدل ساخت. از این رو بازخوانی اجمالی این رنجنامه در شرایطی که مردم با بصیرت ایران اسلامی فتنه 1388 را پشت سر گذاشتهاند، نکات قابل توجهی را برای اهل بصیرت نمایان می سازد. گو اینکه 15 سال بعد از رحلت سید احمد خمینی، رنجهای او پابرجا بود و این زخمهای ناسور، مجددا سرباز کرده بود. فتنه 1388 جورچینی(پازلی) از همان رنجهای مجتمع سید احمد بود.
مقدمات و قواعد حاکم بر رنجنامه
منشاء ظاهری نگارش و انتشار رنجنامه از آنجا آغاز گردید که گروهک «مهدی هاشمی معدوم- بیت آقای منتظری» عامل اصلی برکناری آقای منتظری از قائم مقامی رهبری را سید احمد خمینی معرفی می کردند. او نیز در نامهای مفصل خطاب به آقای منتظری که به صورت عمومی هم منتشر شد، ضمن رد این اتهام ناجوانمردانه، برخی رفتارهای سوء گروهک مذکور و برخوردهای نامهربانانه آقای منتظری با حضرت امام(ره) را تشریح کرد. مقدمه این رنجنامه برخلاف نامههای عتاب آمیز آقای منتظری به حضرت امام(ره)، با متانت و احترام به آقای منتظری آغاز می شود.
«حضرت آیت الله! نوشته ای که در پیش روی دارید اشاره ای است به علل و عوامل و ریشه های مسائلی که عدم توجه به آنها و نصایح مکرر حضرت امام، موجب واقعه تلخ قائم مقام رهبری گردید. گرچه نگارش این نامه برای کسی که عمری به جنابعالی عشق ورزیده است، بسیار سخت و باورنکردنی است؛ ولی فقط برای ادای دین خود به امام ـ که مظلوم است ـ و همچنین برای خدمت به مردم که مشتاقانه طالب حقیقت اند، به چنین نوشته ای دست زده ام.» سید احمد آقا، در مقدمه همین رنجنامه یادآوری می کند که این نامه را با «شتاب»، بدون«فصل بندی و تنظیم و تبویب» نوشته است و از این رو ممکن است مطالب تکراری هم داشته باشد. سپس از دیگران دعوت می کند، به تحلیل قضایای مورد اشاره در این نامه بپردازند:
«این نوشته مواد خام این قضیه تلخ است و تحلیل در آن کمتر به چشم می خورد. امیدوارم نویسندگان و تحلیلگران در جای خود به آن بپردازند.»
بعد هم با اینکه پیش بینی می کند فضاسازی ناجوانمردانه گروهک مهدی هاشمی معدوم بازهم ادامه یابد، تصریح می کند که:
«ملاک نوشته من رضایت حق است و روشن شدن حقیقت و قدر مسلم این است که پس از این نوشته حرف و حدیثها و تهمت ها از طرف همان طیفی که در این نامه از آن سخن رفته است آسوده ام نگذارند ولی چه باک، هر چه در باره من بگویند پذیرایم ولی ناسزا، مطالب این نامه را تغییر نخواهد داد. از آنجا که در متن وقایع انقلاب، خصوصاً در جزء جزء ماجرای حضرتعالی و برخورد گرم و صمیمانه حضرت امام با شما و تلاش معظم له برای نجاتتان از چنگال توطئه گران و نفوذیها بودم، فکر کردم اگر حقایق را بازگو نکنم به اسلام و انقلاب و امام و مردم خیانت کرده ام. چه بسا نسل معاصر و آیندگان براساس ناآگاهی تصور کنند که جنابعالی را یک شبه و بدون مقدمه کنار گذاشته اند در حالیکه به هیچ وجه این گونه نبوده است. ذکر این نکته در بیان تلخی حادثه کافی است که حضرت امام - روحی فداه - پس از کنار گذاشتن شما ظرف چند ساعت چندین بار گریستند و بارها فرمودند که لحظه ای از آقای منتظری غافل نیستم ولی چه کنم که مصلحت نظام ایجاب می کرد که ایشان کنار بروند.»
پیش بینی سید احمد خمینی در خصوص تداوم فضاسازی جدی گروهک مهدی هاشمی علیه خود، به واقعیت پیوست. آشکارترین نمونه آن انتشار شبنامهای موسوم به «واقعیتها و قضاوتها» بود.
حاشیهای بر محورهای اصلی رنج نامه
در ادامه با اشاره اجمالی به برخی از محورهای اصلی رنجنامه برخی نکات قابل توجه آن را مورد بررسی قرار می دهیم:
1.جریان توطئه گر مهدی هاشمی، منتظری را وادار به اتخاذ مواضعی کرد که خواست دشمنان انقلاب و اسلام بود.
2.در سال 58 سید احمد خمینی پیشنهاد قائم مقامی آقای منتظری را به خیال این که رضای خدای در آن است عنوان نمود.
گرچه سید احمد خمینی، به این نکته اشاره می کند، اما بحث درباره رهبری انقلاب پس از حضرت امام(ره) حتی پیش از انقلاب نیز در میان حلقه نزدیکان امام مطرح بوده است. از جمله در تابستان سال 1357 و اندکی پیش از مفقود شدن امام موسی صدر، در جلسهای که شهید بهشتی و اندک افرادی از فعالان سیاسی به منظور بررسی آینده قیام ملت ایران تشکیل داده بودند، امام موسی صدر از شهید آیت الله بهشتی که اشراف بیشتری نسبت به تحولات داخل کشور داشت می پرسد: «اگر به هر دلیل حضرت امام از دنیا رفتند، برای پس از ایشان چه اقدامی خواهید کرد؟» نگارنده پاسخ شهید بهشتی را از قول یکی از حاضران آن جلسه بیان می کند؛ ایشان تصریح کرد: «آقای منتظری را داریم»
امام موسی صدر، آقای منتظری را فقط «درس خوان خوبی» ارزیابی و یادآوری می کند: «آقای منتظری درایت و شجاعت لازم را برای رهبری ندارد.» امام موسی صدر در این حال، فرد دیگری را به عنوان جایگزین حضرت امام(ره) پیشنهاد می کند. نکته قابل توجه آنکه پس از مفقود شدن امام موسی صدر، به دلیل رایزنیهای گسترده معمر قذافی حاکم لیبی با گروهک مهدی هاشمی، حتی نزدیکان امام موسی صدر نتوانستند به نحو شایستهای موضوع نجات وی را از رژیم قذافی پیگیری کنند.
از همین زاویه نگارنده درصدد است تا یک معادله سه وجهی بین «قذافی-گروهک مهدی هاشمی-مفقود شدن امام موسی صدر» را مطرح کند و امیدوار است تا با سقوط رژیم قذافی و آزادی امام موسی صدر، سه وجه این معادله روشن شود.
ابعاد این معادله زمانی برای ما روشنتر میشود که یادآوری کنیم بر اساس اعترافات مهدی هاشمی معدوم که از جمله در کتاب خاطرات آقای ری شهری هم مندرج شده است، قذافی از گروهک مهدی هاشمی حمایت می کرد و حتی به مهدی هاشمی وعده داده بود در صورت سقوط رهبری حضرت امام(ره)، رژیم جدید و مهدی هاشمی را به رسمیت بشناسد.
در این شرایط، تحلیل سید احمد خمینی(ره) مبنی بر اینکه «توطئه مهدی هاشمی، واداشتن منتظری به تقابل با حضرت امام» و در نتیجه تضعیف حضرت امام(ره) از طریق قائم مقام امام بود، دقیقا درست است.(1)
3.سید احمد خمینی (ره) در رنجنامه با اشاره به مستندات مکتوب یادآوری میکند که حضرت امام(ره) از سال 62 هشدار داده بودند؛ «تبهکاران و جنایت پیشگان و اشخاص منحرف نفوذی، به بیوت مراجع و علما چشم طمع دوختهاند.»
4. امام(ره) حتی پیش از دستگیری مهدی هاشمی تلاش می فرمودند که آقای منتظری را از دام وی نجات دهند ولی آقای منتظری با دفاع از مهدی هاشمی و حتی تهدید حضرت امام(ره) مسیر دیگری را پیمود.
5.گروهک مهدی هاشمی در انتقال مواد منفجره به عربستان و حوادثی که منجر به کشتار حجاج گردید، متهم است. ذکر این نکته شاید قابل توجه باشد که همزمان با این اقدام گروهک مهدی هاشمی، عوامل اجرائی این حوادث، اطرافیان مهدی کروبی بودند. یکی از نمایندگان اسبق و عضو کمیسیون مجلس شورای اسلامی که در همان سال در حج حضور داشت، جزئیات برگزاری جلساتی با محوریت محسن میردامادی، برای ایجاد بلوا و آشوب در مراسم برائت از مشرکین را برای نگارنده تشریح کرد. میردامادی که نزدیک به گروهک بهزاد نبوی(سازمان منافقین انقلاب) و از مریدان موسوی خوئینیها بود و بعدها به دبیر کلی حزب مشارکت دست یافت، در این واقعه موجبات شهادت 400 نفر از حجاج بیت الله الحرام را فراهم ساخت و با بهرهگیری از سادگی مهدی کروبی، با وراونه ساختن الگوی حج ابراهیمی، زمینه بروز ایرانهراسی را میان کشورهای عرب فراهم ساخت. در این ماجرا نیز «طمع ورزی» تبهکاران و گروهکهای همسو به بیوت علما به خوبی مشاهده می شود.
6.سید احمد خمینی وفق سند شماره 11/1 از صفحه 20 اسناد پرونده سید مهدی هاشمی اشاره می کند که «وی در زمان شاه ساواکی بود.»
از این رو، یک سر گروهک سید مهدی هاشمی به ساواک و از طریق آنها به شبکههای جاسوسی فرامرزی از جمله سیا و موساد وابسته بود. چه بسا این پیوند، هنوز هم برقرار باشد و بازماندگان گروهک «سید مهدی هاشمی- بیت منتظری» با چتر مدیریتی شبکههای جاسوسی، خیال واهی ایجاد فرسایش در نظام را در ذهن خود بپرورانند.(2) یادآوری می کنم که پیوندهای گروهک سید مهدی هاشمی با شبکههای جاسوسی فرامرزی، به این دو مورد کفایت نمیکند و در فرصتی آتی - انشاء الله- بیشتر در این خصوص سخن خواهیم گفت.
7.سید احمد خمینی(ره) وفق اسناد متعدد تصریح می کند که گروهک «سید مهدی هاشمی-بیت منتظری»، جنایتهائی چون «قتل»، «اختلاف افکنی بین سپاه و کمیته»، «اختفاء اسلحه، مهمات و مواد منفجره»، «جعل و نشر شب نامه و بیانیه علیه نظام»، «جعل اسناد دولتی و نگهداری اسناد طبقه بندی شده» و... مرتکب شدهاند.
اگر خواص غفلت کنند...
فتنه سال 1388 نشان داد که باقی ماندگان گروهک سید مهدی هاشمی، تبهکاران زنجیرهای شیراز و دیگر گروهکهای همسو، همچنان در مسیر تکرار اقدامات مشابه حرکت می کردند. کشف چندین انبار مهمات، انتشار صدها مورد بیانیه، شب نامه و... ایجاد اختلاف و نفاق بین قوای مختلف کشور و... در فتنه سال گذشته به طور جدی پیگیری می شد.با درود به روان پاک یادگار حضرت امام(قدس)، سید احمد خمینی(ره) و بازخوانی اجمالی رنجنامه آن بزرگوار می بینیم، هنوز صورت مساله ناگواری که پیش چشم وی بود، باقی است. تکاپوی گروهکهای همسو برای تضعیف ولایت فقیه ادامه دارد. هر چند هوشیاری و بصیرت ملت ایران موجب گردید غبار فتنه بنشیند و صفوف دوست از دشمن تا حدود زیادی روشن گردد اما با غفلت خواص، رنجهائی که سید احمد خمینی با آنها مواجه بود، همچنان ممکن است تکرار شود.