* با توجه به خیزشهای منطقه و اوضاع نابسامان اسراییل، وضعیت فعلی صهیونیستها در کشورهای اشغالی چگونه است؟ و برای حفظ حیات سیاسی خود در حال حاضر چه استراتژی مدنظر دارند؟
** در واقع آنچه که صهیونیستها از آن نگران هستند سرایت انقلابهای خاورمیانه به درون سرزمینهای اشغالی و کاربرد این انقلابها در رژیم صهیونیستی است. اگر نگاهی به جامعهی اسراییل بیندازیم میبیینیم که نارضایتی از شرایط موجود و هراس از آینده به شدت موج میزند. تبعیضهای گستردهای که میان شهروندان غاصب صهیونیستی از سوی دولت وجود دارد به حد انفجارآمیزی رسیده، اختلافاتی که در خصوص «سُفارادیها» و «اشکنازیها» وجود دارد و اختصاصات زیادی که دولت برای «اشکنازیها» قائل است و محرومیتهای زیادی که علیه سفارادیها که بیشتر اتباع آفریقا هستند، اعمال میکنند نارضایتهای زیادی میان شهروندان و رژیم غاصب صهیونیستی به وجود آورده از طرفی در طی سالهای گذشته اختلافات زیادی بین بخش مذهبی و ساختار حاکمیت به وجود آمده و بخش مذهبی که بیشتر در حزب شاس و اسراییل بیتنا تمرکز دارند ـ اینها رهبران فعلی نتانیاهو و لیبرمن، ـ فاقد صلاحیت برای ادارهی جامعهی اسراییل ارزیابی میکنند متقابلاً سکولارها هم شخصیتهای مذهبی اسراییل را متهم به درک نکردن واقعیات و شناخت مسایل جهانی متهم میکنند.
اختلاف دیگری که وجود دارد میان احزاب رژیم صهیونیستی است. به طور مشخص میان حزب «لیکود» و حزب «کارگر» و همین طور حزب تازه تأسیس «کادیما» اختلافات جدی وجود دارد. شخصیتهایی نظیر خانم «لیونی»، وزیر امور خارجه و آقای «ایهود باراک»، رییس حزب کارگر احزاب لیکود و احزاب کاریما را متهم میکنند به از بین بردن فرصتها برای اسراییل؛ نکتهی دیگری که وجود دارد شکاف عمیق میان جوانان ساکن در سرزمینهای اشغالی و نسل گذشتهی این رژیم است. بر اساس برآوردی که انجام شده نزدیک به 50 درصد از جوانان بین 18 تا 35 سال که اتباع رژیم صهیونیستی به حساب میآیند اعلام کردهاند که برای ما بقا یا فنای اسراییل علی الصویه است و این نشان میدهد که این نسل اعتقاد خودشان را برای فداکاری به منظور بقای اسراییل از دست دادهاند. نکتهی دیگری که دربارهی شهروندان اسراییل وجود دارد این است که شهروندان امیدشان برای آینده را از دست دادهاند.
میزان مهاجرینی که در سه سال گذشته برای مهاجرت به کشورهای اروپایی، آفریقایی و آسیایی یا آمریکایی اسراییل را ترک کردهاند نشان میدهد که طی دو سه سال گذشته نزدیک به 700 هزار نفر از شهروندان غاصب که تابعیت دوگانه داشتهاند، اسراییل را ترک کردهاند، این درحالی است که شمار یهودیانی که طی دو سه سال گذشته داخل اسراییل شدهاند از چند هزار نفر بالاتر نمیرود. مسألهی دیگری که وجود دارد ضریب امنیتی و اخلاقی و سیاسی رژیم صهیونیستی است که طی چند سال گذشته به شدت تنزل کرده است. امروز حکومت اسراییل بنا به اعتراف مقامهای این رژیم از سوی حدود 5 میلیون فلسطینی ساکن سرزمینهای اشغالی و ساکن در نوار غزه و حزب اله لبنان در شمال به شدت آسیبپذیر شده، همچنین ایران به شکل یک تهدید امنیتی برای اسراییل درآمده و موضوعات مصر، اردن و سوریه به ضرر اسراییل رقم خورده و هر آن ممکن است یک جنبش ضدصهیونیستی در یکی از کشورهای هم جوار فلسطین اشغالی به قدرت برسد، بر همین اساس رژیم صهیونیستی معتقد است که موج اعتراضها و مخالفتهای مردمی علیه دولتهای حاکم در خاورمیانه به طور قطع به اسراییل میرسد و این رژیم را با بحرانهای جدی مواجه خواهد ساخت، بحرانهایی که به شکل حتی درگیریهای مسلحانه بروز و ظهور پیدا میکند. در این شرایط اسراییل برای اینکه از آماج چنین حمله و هجومی در امان باشد تلاش میکند که در کانونهای با ثبات ضد صهیونیسیتی در منطقهی خاورمیانه اختلاف ایجاد کند و یا چنین وانمود نماید.
* با توجه به اخبار موجود، آمریکا و اسراییل در صدد هستند تا دامنهی آشوبها و اختلافات داخلی را به سوریه بکشانند، چرا سوریه را انتخاب کردهاند؟
** دولتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی درگیر روندهای بیثبات کننده هستند بر این اساس هم طی این یکی دو ماه گذشته اسراییلیها تلاش زیادی کردهاند که ایران و سوریه را بیثبات جلوه دهند. در واقع اسراییلیها آرزوی دیرینهی خود را که نسخهی نجات خودشان هم ارزیابی میکنند، به صورت تحلیلهای سیاسی از راه رسانهها و مجامع تحت نفوذ خودشان مطرح میکنند در حالی که این واقعیت ندارد. اعتراضهایی که در یکی از شهرهای سوریه به وقوع پیوست از سوی دولت «بشار اسد» محکوم شد بر خلاف تبلیغات سیاسی که واشنگتن و تلاویو مبتکر آن بودند و از سوی برخی از دولتهای عربی خاورمیانه آن را تبیین کردند. دولت بشار اسد دولت محکمی است و در آن هیچ خبری از فساد مالی به گوش نرسیده است و سوریها دولت بشار اسد را پاک دست ارزیابی میکنند و کسی در مسیر خاورمیانه دولت بشار اسد را وابسته به آمریکا یا اسراییل ارزیابی نمیکند و نظام سیاسی سوریه طی سالهای گذشته با توجه به موج سنگین مخالفتی که از سوی اسراییل و آمریکا مدیریت میشد توانست به سلامت عبور کند و به نظر میرسد نظام سیاسی سوریه از استحکام لازم و کافی برخوردار است.
* آنچه در ایران به عنوان دست آویز مطرح است، زنده نگاه داشتن موج سبز است که تاکنون موفق نبوده، آیا در سوریه هم جریان اعتراضی وجود دارد؟
** به طور طبیعی در هر کشوری یک رخدادهایی به وجود میآید که این رخدادها ممکن است عمیق باشند یا ممکن است سطحی باشند اما آمریکا و رژیم صهیونیستی و برخی از کشورهای عربی خاورمیانه از جمله عربستان که روی حوادث و رخدادهای عمیق خودشان سرپوش میگذارند سعی میکنند که اتفاقات سطحی کشوری مثل سوریه را بسیار عمیق و پر دامنه معرفی کنند.
* آیا میتوانند در سوریه آشوب به پا کنند و در این راه موفق خواهند بود؟
** سوریه در فاصلهی سالهای 1384 تا 1386 تجربهی بسیار سنگینی را در این خصوص سپری کرده است. از یک طرف دادگاه بینالمللی ترور «رفیق حریری» انگشت اتهام را به طور مستقیم متوجه بشار اسد و نزدیکان بشار اسد کرد و موج رسانهای راه افتاد و یک فعالیت فشردهی دیپلماتیک را آمریکاییها برای محقق کردن اهدافشان دنبال کردند و حتی توانستند در داخل دولت سوریه اشخاصی مثل «عبدالخلیل حتان» که زمانی معاون رییس جمهور سوریه بود را با خودشان همراه کنند و یک زلزلهی سیاسی در سوریه به راه اندازند که در نهایت جبههی مقاومت و دولت بشار اسد توانستند بر این موج غلبه کنند. به نظر نمیآید که موج از نظر گستردگی از عمق و حجم موجی که در فاصلهی سالهای 84 تا 86 راه افتاد قویتر باشد بلکه این موج ضعیفتر است و مردم در سوریه در مقابل توطئههایی که آمریکا و اسراییل سردمداران آن هستند، بسیار هوشیار میباشند. به نظر من آشوب آفرینی در سوریه بینتیجه است و نمیتواند چیزی را در آن کشور تغییر دهد.
* با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار برهان قرار دادید.