فارن پالیسی ژورنال در تحلیل خود مینویسد: آنچه را که در حال حاضر در لیبی شاهدش هستیم، تولد دوباره سیاستهای استعماری و شکل جدیدی از استعمارگری است. اکنون همانند قرن 18 یا 19 تنها دولتهای اروپایی واحد برای بدست آوردن منابع و اشغال کشورها به مناطق مختلف جهان لشگرکشی نمیکنند بلکه "استعمارگری به شیوه مدرن " در عصر حاضر با مشارکت و همکاری "قدرتهای جهان " انجام میشود.
به گزارش الف به نقل از " فارن پالیسی ژورنال "، در این میان سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نقش مهمی در استعمارگری جدید در جهان ایفا میکند. ناتو ابتدا با هدف دفاع از کشورهای عضو در برابر حملات احتمالی از سوی شوروی سابق بنیانگذاری شد اما امروز ناتو در راستای تقویت هژمونی ایالات متحده آمریکا فعالیت میکند.
واشنگتن در ظاهر اقدامات بشر دوستانه و ادعای به ارمغان آوردن آزادی و دموکراسی برای مخالفان در کشورهای مختلف در راستای مستحکم کردن هژمونی خود در جهان گام برمیدارد. کاخ سفید تلاش میکند به نام ایجاد دموکراسی و حمایت از مخالفان، در کشورهای مختلف نفوذ کند و با سیاستهایش به طور غیرمستقیم مقامات کشورها را فرمانبردار خود کند.
معمر قذافی به دلیل مقاومت در برابر درخواستهای واشنگتن به نوعی از چشم مقامات آمریکایی افتاده بود و کاخ سفید تلاش میکرد در فرصتی مناسب حکومت قذافی را سرنگون کند. پیشتر قذافی از پیوستن به بخش از فرماندهی آمریکا در قاره آفریقا امتناع کرد و این موضوع خشم آمریکا را برانگیخته بود. مطمئنا کشتار وحشیانه غیرنظامیان و انقلابیون توسط رژیم قذافی غیرقابل قبول است اما فرصتطلبی و تلاشهای واشنگتن برای اشغال یک کشور دیگر برگی دیگر از سیاستهای امپریالیستی کاخ سفید را بیش از پیش عیانتر میکند.
نگرش آمریکا حفاظت از امنیت ملی این کشور حتی در قاره آفریقا است. پیشتر 49 کشور در طرح فرماندهی آمریکا در قاره آفریقا شرکت کرده بودند اما لیبی، سودان، اریتره، زیمبابوه و ساحل عاج در این طرح شرکت نکردند این در حالی است که اکنون شاهد دخالت نظامی غرب در این چند کشور به جز زیمبابوه هستیم. از جمله اقدامات سنتی آمریکا تلاش برای نفوذ و کنترل کشورها از طریق آموزش نظامیان و مقامات دولتی بوده است. این اقدامات براساس طرح " آموزش نظامی و غیرنظامی " در آمریکا انجام میشود و نشان میدهد آمریکا آشکارا طرحهای گستردهای برای کنترل و نفوذ دیگر کشورهای جهان داشته است.
از جمله دیگر بهانههای واشنگتن برای دخالت در امور کشورهای آفریقایی، حضور القاعده و شبه نظامیان در یکسری از کشورهای این قاره بوده است. آنچه قابل توجه است این میباشد که کشورهای آفریقایی خود میتوانستند با شبه نظامیان درون خاک خود مقابله کنند اما کاخ سفید با فشار به دولتهای آفریقایی و حتی کمک به فعالیت شبه نظامیان در قاره آفریقا، نمیخواست این قاره مهم و غنی از منابع طبیعی را رها کند تا کشورهایی همچون چین و هند در راستای تحت کنترل در آوردن منابع قاره آفریقا حرکت کنند.
قطعا هیچ کشوری را نمیتوان در جهان یافت که با دخالت نظامی دیگر کشورها در خاک خود موافق باشد. حتی مخالفان حضور نظامی جامعه جهانی در یک کشور بسیار بیشتر از موافقان آن است. پس چرا واشنگتن سالانه بودجه هنگفتی را سالانه برای امور نظامی فرامرزیاش اختصاص می دهد؟ آیا واشنگتن در مسیر تئوری توطئه گام بر می دارد؟ آیا از بیماری پارانویا رنج می برد؟ و یا اینها نشانه فعالیت آمریکا به عنوان یک امپراطوری استعمارگر در دنیای مدرن است؟ به واقع اختصاص میلیون ها دلار برای اقدامات نظامی غیرضروری در زمانیکه بسیاری از مردم آمریکا در دوران بحران اقتصادی خانه و شغل هایشن را از دست داده اند، چه معنایی دارد؟
با اندکی تامل می توان به آسانی به سیاستهای امپریالیستی کاخ سفید در عصر حاضر پی برد. حتی شکست های آمریکا در عراق و افغانستان نتوانسته مقامات واشنگتن را به کنار گذاشتن سیاستهای استعماری کاخ سفید متقاعد کند. واشنگتن همچنان برای سرپوش گذاشتن بر ناکامی ها و سیاستهای جاه طلبانه اش، به تبلیغات دروغین و فعالیت گسترده رسانه های تحت امر خود وابسته است. دیر یا زود آمریکا به این موضوع اعتراف خواهد کرد که حرکت در مسیر سیاستهای امپریالیستی و استعمارگری باعث برشکست شدن اقتصاد و لطمه جدی به بنیان های این کشور شده است. شکی وجود ندارد که آمریکا و هم پیمانانش به دنبال گسترش کنترل خود بر کشورهای خارجی هستند.