ایالات متحده و عربستان سعودی دست در دست هم رقصیدند تا شیعیان در بحرین قتل عام شوند و البته شر معمر قذافی مزاحم هم کم شود. شما به بحرین حمله کنید ما شر معمر قذافی را از سر همگان کم میکنیم. این جمله کوتاه اما پرمحتوا همان قرارداد نانوشتهای است که میان عربستان سعودی و ایالات متحده نوشته شد. دو منبع دیپلمات نزدیک به خاندان سعود و واشنگتن نشینها در گفتوگو با آسیا تایمز از این توافق پشت پرده خبر میدهند. گویا خانم هیلاری کلینتون در جامه وزیر امور خارجه کشورش به مقامهای عربستان برای دخالت نظامی در ماجرای بحرین چراغ سبز نشان میدهد.
در این معامله نیروهای عربستان سعودی به بحرین حمله میکنند و در نقطه مقابل هم اتحادیه عرب برای اعمال منطقه ممنوع پرواز بر فراز لیبی رای مثبت خود را به صندوق میاندازد. این رای مثبت همان نقش هموار کننده مسیر برای تصویب قطعنامه 1973 علیه لیبی در شورای امنیت را بازی رد.
دو دیپلماتی که از این معامله پشت پرده میان واشنگتن و ریاض خبر دادهاند از افشای نام خود حذر میکنند. یکی از این دیپلماتها در این خصوص میگوید: دقیقا به همین دلیل است که ما نمیتوانیم از قطعنامه 1973 حمایت کنیم چرا که ما اعتقاد داریم لیبی، بحرین و یمن هر سه مواردی کاملا مشابه هستند. ما به دنبال کمیتهای حقیقت یاب برای قیاس برخورد جامعه بینالمللی با این سه پرونده هستیم. ما همچنان تاکید داریم که نقاط مبهم بسیاری در این قطعنامه وجود دارد.
در بسیاری از موارد اجماع تمامی اعضا در اتحادیه عرب امری بسیار نادر بوده است. در روز رای گیری در خصوص اعمال منطقه ممنوع پرواز بر فراز لیبی هم از میان 22 عضو ثابت تنها 11عضو حضور کامل داشتند. شش عضو حاضر هم از اعضای شورای همکاری خلیج فارس بودند. شورای همکاری که همگان آن را کلوبی آمریکایی و انگلیسی میخوانند که نقش آن حفاظت از منافع ایالات متحده در منطقه است و نه رسیدگی به امور اعراب. در این شورا هم کرسی ریاست در اختیار عربستان سعودی است.
سوریه و الجزایر مخالف این طرح بودند و عربستان سعودی ظاهرا سه رای دیگر را خریداری کرده است. ترجمه این خطوط به زیان ساده این است: تنها 9 عضو از 22 عضو اتحادیه عرب از طرح اعمال منطقه ممنوع پرواز بر فراز لیبی حمایت کردند. این رای گیری در حقیقت نتیجه همکاری میان عربستان و واشنگتن بود و البته عمر موسی رئیس اتحادیه عرب هم گوش به فرمان واشنگتن بود تا بتواند کلید راهیابی به کاخ ریاستجمهوری در مصر در انتخابات آتی را از واشنگتننشینها دریافت کند.
در ملأعام اینگونه گفته شد که حمله به لیبی تنها و تنها برای کمکهای بشردوستانه بوده اما حقیقت این است که توطئهای بود برای کمک کردن به خاندان سعود در عربستان سعودی. خاندان آلسعود به شدت نگران افزایش قدرت ایران در منطقه هستند و واشنگتن با چراغ سبز به ریاض برای دخالت نظامی در بحرین سعی کرد از این دغدغه بکاهد.
اگر مبنا بر کمکهای بشردوستانه است چرا کسی از معترضان در بحرین حمایت نمیکند. اکنون همگان لیبی پس از معمر قذافی را کشوری میدانند که فتح الفتوحات نفتی آمریکاست و البته دست سرویسهای اطلاعاتی آمریکا هم در آن کاملا باز است. هر آنچه که در ملأعام گفته شود نمیتواند رقص بسیار زشت واشنگتن و ریاض در پشت پرده را مخفی نگاه دارد. اکنون بسیاری از خود این پرسش را میکنند که چه کسانی از حمله به لیبی بیشترین منفعت را میبرند؟ پنتاگون؟ ناتو؟ عربستان سعودی؟ عمر موسی؟ اتحادیه عرب؟ قطر؟
شاید بتوان به لیست کاندیداهای بالا هم نام آلخلیفه در بحرین را اضافه کرد. باراک اوباما در حقیقت کودتایی را به راه انداخت که در آن هم کشورهای آفریقای شمالی حضور داشتند و هم کشوری در حاشیه خلیجفارس. واشنگتن باز هم به کشور مسلمان دیگری حمله کرد. در حال حاضر در کاخ سفید تحقیقات گستردهای در حال انجام است درخصوص فردای نظامی لیبی. به نظر میرسد که شرق این کشور که منبع غنی نفتی به حساب میآید در اختیار نیروهای ائتلاف از واشنگتن، لندن و پاریس قرار بگیرد. لیبی میرود تا پایگاهی استراتژیک برای واشنگتن و دوستان اروپاییاش در شمال آفریقا شود.
بازی کثیف رسانهای
شاید زشتترین بخش این معامله را بتوان معاملهای دانست که دولت باراک اوباما با غولهای رسانهای درخاک این کشور داشت. اخبار مربوط به لیبی از پوشش لحظه به لحظه برخوردار بودند و همزمان همگان درخصوص ماجرای بحرین سکوت اختیار کردند. در قطر هم شیخ حامد بن خلیفه آل ثانی حرکت در لیبی را مشروع دانست چرا که معمر قذافی به مردمانش حمله کرده و آنها را قتل عام کرده بود. اکنون سوال اینجاست که آیا همین آقایان در صورت قتل عام فلسطینیها توسط اسرائیل هم به این منطقه لشگرکشی خواهند کرد؟
این نبرد نخستین جنگ آفریقایی ناتو است همانگونه که افغانستان نخستین نبرد این نهاد نظامی اروپایی در آسیای میانه بود. قذافی باید برود تا لیبی تبدیل به مکانی شود برای جنگندههای ناتو.
دیکتاتورها برای آمریکاییها به دو گروه قابل تحمل و غیرقابل تحمل تقسیم میشوند. دیکتاتورهایی که مثلا در بحرین یا یمن نشستهاند میتوانند بدون نگرانی به کارهای خود ادامه دهند اما آنها که واجد شرایط عزل از قدرت از سوی آمریکا شناخته شوند چه با دلیل چه بیدلیل چه با بازی در عیان و چه با انعقاد قرادادهای کثیف و آلوده به خون در نهان از اریکه قدرت پایین کشیده خواهند شد.