م- ملازاده
هیأتهای نمایندگی سازمان آزادیبخش فلسطین و رژیم صهیونیستی در ارتباط با تدابیر امنیتی در شهر الخلیل به توافق رسیدهاند. توافق را از طرف فلسطینیان آقای نبیل شعث و از طرف صهیونیستها آمنون شهاک معاون رئیس ستاد ارتش صهیونیستی امضاء کرده است. طبق توافق حاصله ناظرانی از کشورهای ایتالیا، نروژ و دانمارک در الخلیل مستقر خواهند شد تا مسئولیت حفاظت از جان و مال فلسطینیان ساکن در این شهر را بر عهده بگیرند.
اینکه توافق قاهره تا چه اندازه خواهد توانست از تکرار احتمالی فجایعی نظیر کشتار مسجد الخلیل بوسیله افراطیهای صهیونیست جلوگیری کند چندان روشن نیست ولی هرگاه استراتژی کلی صهیونیستها را که اساساً بر توسعهطلبی و تجاوز استوار است مورد توجه قرار بدهیم آنگاه میتوان تصور کرد که حضور نیروهای بینالمللی پاسدار امنیت در سطح محدود یکصد و شصت نفر که روی آن توافق شده است نمیتواند چندان کارساز باشد بویژه آنکه اسرائیل تاکنون تجربه مثبتی از رعایت حقوق مردم فلسطین در شرایط حضور نیروهای پاسدار صلح بینالمللی از خود نشان نداده است و گاه حتی نیروهای پاسدار صلح بینالمللی نیز مورد حمله نظامی قرار میگرفتهاند. بنابراین تصور اینکه نیروهای نژادگرا و افراطی ساکن در شهرکهای یهودینشین در مناطق اشغالی که از حمایت کامل صهیونیستهای حاکم بر اسرائیل و ارتش آنها برخوردارند تنها بدلیل حضور محدود نیروهای پاسدار بینالمللی دست از تجاوز و کشتار فلسطینیان بردارند خیلی واقعبینانه بنظر نمیرسد. اما سئوال این است که پس چرا سازمان آزادیبخش فلسطینی پای چنین توافقی رفته است. در پاسخ به اینگونه پرسشها باید به مجموعه شرایطی نظر داشت که ساف در آن درگیر شده است.
واقعیت آن است که بنبست موجود در روند مذاکرات صلح خاورمیانه بگونهای پیچیده شده است که برای گشودن آن یک حرکت جدیتر الزامی شده است. توافق قاهره ظاهراً همان حرکت است که انتظار میرود مذاکرات صلح را از بنبست خارج سازد. اینکه چگونه چنین عملی صورت خواهد گرفت بستگی به آن دارد که توافق قاهره در چه مسیری امکان حرکت بیابد. بدین معنا که اگر حضور ناظران بینالمللی به کاهش تنشها در مناطق اشغالی بیانجامد ممکن است که مذاکرات صلح با دشواری کمتری از سرگرفته شود ولی هرگاه در شرایط حضور نیروهای پاسدار بینالمللی هم تجاوز افراطیهای صهیونیستها به فلسطینیان ادامه بیابد آنگاه ساف خود را با موقعیت بمراتب دشوارتری از گذشته خواهد یافت و طبعاً چنین حالتی در از سرگیری مذاکرات صلح مشکلاتی پیشبینی نشدهای بوجود خواهد آورد. با تحقق چنین پیشفرضی گمان میرود که برداشت آن گروه از فلسطینیان که توافق قاهره را باین دلیل رد کردهاند که در عمل به تجزیه الخلیل به دو منطقه یهودینشین و فلسطینینشین منتهی خواهد گشت عینیت بیشتری خواهد یافت و این استدلال تقویت خواهد شد که تنها در صورتی میتوان از تکرار فاجعه در الخلیل جلوگیری کرد که شهرکهای یهودینشین از مناطق اشغالی برچیده شوند و فلسطینیان فرصت بیابند که اقتدار ملی خود را در این مناطق بازسازی نمایند.
پیآمد احتمال دومی که در اثر توافق قاهره میتوان انتظار داشت ایجاد تحرک در طرح غزه ـ اریحا است که بنظر میرسد سازمان آزادیبخش فلسطین و رژیم اسرائیل هر دو به آن احتیاج داشته باشند. سازمان آزادیبخش فلسطین از این جهت نیازمند تحرک در طرح غزه ـ اریحا است که در درون جنبش فلسطینی با انتقادهای رو به تزایدی روبرو شده است و موقعیت شخصی آقای یاسر عرفات رهبر ساف بشدت تحت تأثیر آن رو به ضعف گذاشته است و رژیم صهیونیستی بدلایل دیگری با چنین وضعیتی روبرو است نجات طرح غزه ـ اریحا در سطح محدود و بدون آنکه به اهداف اصلی صهیونیستها لطمهای وارد شود میتواند مذاکرات صلح واشنگتن را نجات دهد و این مطلبی است که دولت آمریکا بشدت پشت سر آن است و درست بهمین دلیل است که آقای بیل کلینتون رئیسجمهور آمریکا در واشنگتن فوری به توافق قاهره بصراحت آنرا برای از سرگیری مذاکرات صلح امری مثبت ارزیابی کرد و اظهار داشت که زمینه برای شروع مذاکرات در واشنگتن مساعد شده است. البته باید در نظر داشت که هنوز موانع جدی در این خصوص وجود دارد و نباید خوشبینی بیش از حدی نشان داد. با این حال تردید کمی وجود دارد که توافق قاهره به از سرگیری مذاکرات صلح منتهی نگردد.
توافق قاهره احتمالاً حاوی جزئیات بیشتری از آن است که انتشار یافته است و دور از انتظار نیست که مسأله خروج ارتش صهیونیستی از محدوده مناطقی که در طرح غزه ـ اریحا قرار است به سازمان آزادیبخش فلسطین واگذار شود مورد بحث و احیاناً توافق قرار گرفته باشد. اهمیت چنین مطلبی در آن است که بهانه لازم را بدست گروه آقای عرفات خواهد داد که بر مبنای آن حضور مجدد خود در مذاکرات صلح را توجیه کند. صهیونیستها هم علیرغم وضع ظاهری که حکایت از موضع قدرت آنها دارد در تقویت خط فکری سازشکارانه در میان فلسطینیان منافع ویژهای دارند و این مطلبی است که با تشویق آمریکا و کشورهای اروپائی حامی اسرائیل نیز روبرو است. بنابرین قابل درک است که چرا هیأتهای نمایندگی سازمان آزادیبخش فلسطین و اسرائیل منتهای کوشش خود را در قاهره بکار گرفتند تا موانع را یکی یکی از سر راه بردارند و موضوعات دشواری را به بحث بگذارند که حصول توافق بر سر آنها واقعاً دشوار بوده است. اما در عین حال باید در نظر داشت که طرف اسرائیلی هرگز خود را پایبند به توافقها نیافته است و هر آنکه منافعش ایجاب کند توافقها را ابتدا به حالت تعلیق در میآورد و در نهایت با شیوههائی کاملاً شناخته شده هر چند ماهرانه آنها را از حیض انتفاع میاندازد و با گذشت زمان بفراموشی سپرده میشوند. آیا توافق قاهره سرنوشت دیگری خواهد یافت؟! گمان نمیرود که چنین باشد. مگر آن که واقعاً آمریکا و اروپا اسرائیل را به صورت جدی تشویق به رعایت برخی از ملاحظات کرده باشند.