محمدجواد لاریجانی
1- سیاستمداران رژیم صهیونیستی، سخنرانی حافظ اسد در پارلمان سوریه را نقطه عطفی در مذاکرات صلح اعلام کردند و میگویند این صحبت در واقع اعلام بیانیه صلح با اسرائیل است.
بدون شک این مقدار حسن استقبال مربوط به مسائل سیاسی داخلی اسرائیل است تا اصل مطلب. اما آنچه در مذاکرات مهم باید شمرده شود توافق سوریه و اسرائیل است که باید گفت مراحل نهائی خود را میگذراند.
2- صحنۀ «معاملاتی» این مذاکرات خیلی پیچیده نیست: آنچه طرف سوری میخواهد تخلیه اراضی اشغالی در ارتفاعات جولان است و آنچه طرف اسرائیلی میخواهد امتیازات بیشتر و امنیت در مرزهای جنوبی لبنان میباشد. چه امتیازی اسرائیل میخواهد؟ در درجه اول برقراری صلح کامل بین دو کشور و سپس باز شدن بازارهای سوریه به روی مصنوعات اسرائیلی است. طبیعی است که برقراری صلح و روابط سیاسی با امضای سیاستمداران محقق میگردد لیکن جایگاه اسرائیل در جامعه مسلمان سوریه مسئله دیگری است.
شاید مهمترین امتیازی که اسرائیل میخواهد در مرز لبنان است و به نظر من نقطه مشکلدار مذاکرات که تاکنون ادامه یافته دقیقا همین است.
3- اسرائیل در مرز لبنان دنبال چیست؟ در واقع خواستههای اسرائیل از مرز عبور کرده و به اعماق لبنان مربوط است: در مرز، امنیت خواسته اسرائیل است اما در اعماق، از بین رفتن حزبالله. زیرا آثار وجودی حزبالله صرفا در درگیریهای مرزی نیست بلکه تاثیر عمده بر انتفاضه در داخل اراضی اشغالی دارد.
برای دولت سوریه از بین بردن حزبالله نه آسان است و نه به مصلحت! لذا عملا راهحل میانهای ظاهر میشود و آن قبول مسئولیت امنیت در مرزهای لبنان از طرف سوریه است! سوریه چگونه باید این مسئولیت را تحقق بخشد؟ دولت اسرائیل ظاهرا میخواهد سوریه با حضور نظامی مداوم خود راسا و مستقیما مسئول امنیت بشود. این امر نه به صلاح سوریه است و نه به صلاح لبنان. سوریه میتواند با ترکیبی از حضور نظامی و نفوذ سیاسی همه عناصر فعال در صحنه لبنان را تا حد مطلوب کنترل نماید. بنابراین میتوان گفت با این بند از توافق صلح سوریه ـ اسرائیل کامل خواهد شد.
به نظر من در کمتر از 6 ماه آینده دو حادثه مهم در خاورمیانه اتفاق خواهد افتاد که آثار وسیع و منطقهای دارد: اول، خروج عراق از محاصرههای مختلف آمریکا است و دوم، توافق سوریه و اسرائیل است.