تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۳  ، 
کد خبر : ۲۱۶۵۲۸

صلح خاورمیانه حرفهای بدون عمل


فشردن تاریخی دستهای رابین و عرفات در ماه سپتامبر سال گذشته در واشنگتن که در سراسر جهان جشن گرفته شد، هنوز هیچ صلحی را به منطقه خاورمیانه نیاورده است و اینک ظاهر شدن پرز وزیر خارجه اسرائیل و عرفات در مقابل دوربین تلویزیون و در افکار عمومی امیدواری به وجود آوردن نیز کمترین مسئله‌ای را حل نکرده است.
فلسطینیهایی که تحت اشغال اسرائیل در نوار غزه، غرب رود اردن و شرق بیت‌المقدس زندگی می‌کنند،‌ برای این برخوردهای دوستانه دلیل کمی می‌یابند. آرزو و واقعیت با یکدیگر تفاوت دارند. توافقات مربوط به 13 آوریل که در قرارداد اسلو به عنوان تاریخ خروج اسرائیلیها از غزه و اریحا و نیز تاریخ آزادی انبوه زندانیان سیاسی فلسطینی از زندانهای اسرائیل ذکر شده است، تا کنون به مرحله اجرا درنیامده است.
از اعزام ناظران سازمان ملل که قرار بود پس از کشتار مسجد حضرت ابراهیم به شهر الخلیل روانه شوند، نیز هیچ خبری نیست. پیامد این تدابیر برای اقتصاد فلسطین فاجعه‌آمیز است. روز پنجشنبه وزیر خارجه آمریکا وارد مصر شد و با وجود اینکه واشنگتن سعی دارد امیدواری زیادی با حرکت جدید کریستفر در خاورمیانه، ایجاد نکند، ولی مع‌الوصف این موضوع در میان اسرائیلیها و ساف با امیدواریهای زیاد همراه بوده است.
هر دو طرف اعلام کرده‌اند که قرارداد غزه - اریحا اواسط هفته دیگر به واقعیت درمی‌آید. پرز وزیر خارجه اسرائیل حتی در رادیو اسرائیل گامی فراتر از این رفته و گفته است که پس از پایان قرارداد با PLO، مذاکرات صلح با سوریه شروع خواهد شد. آیا اینها حرفهای زیبائی بیش نیستند؟
پس از کنفرانس مادرید که توسط بوش و بیکر برپا گردید، در روند صلح خاورمیانه، در مذاکرات سوریه و اسرائیل هیچ نتیجه خاصی حاصل نگردید. سوریه به قوانین بین‌المللی استناد کرده و می‌گوید تا اسرائیل از کلیه زمینهای سوریه خارج نشود، اسد حاضر به مذاکره با اسرائیل نیست. این در حالیست که اسرائیل کاملاً عکس این موضوع را می‌خواهد، یعنی اول ایجاد روابط کامل سیاسی، سپس مذاکره درباره خروج اسرائیلیها از سرزمینهای اشغالی.
اسرائیل دلیل این درخواست خود را مسائل نظامی می‌داند. دلایل سوریه با مسائل سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه مرتبط است. باز شدن مرز سوریه با اسرائیل، در میان مدت، امتیاز خاص اقتصادی برای سوریه نخواهد داشت و حتی باعث خواهد شد که سوریه نقش قاطع خود در خاورمیانه به عنوان قدرت منطقه‌ای را نیز از دست بدهد.
سوریه منزوی شدن مصر پس از قرارداد کمپ دیوید در سال 1978 (با وجود اینکه امروز وضع بهتر شده است) را هنوز فراموش نکرده است. با این وجود تحرکاتی در مذاکرات بین دو جناح به وجود آمده است. در حال حاضر فرستادگان سوریه و اسرائیل در واشنگتن در پشت درهای بسته به مذاکرات خود ادامه می‌دهند.
چند روز پیش نیز رابین نخست‌وزیر اسرائیل، در ارتباط با انتقال احتمالی یهودیان مهاجر در بلندیهای جولان صحبت نموده است. به هر حال این مسائل بدون ارتباط با یکدیگر نیستند.
کلینتون و نمایندگان وی یک خط‌مشی بسیار دوستانه و به نفع اسرائیل را در پیش گرفت. از زمان تأسیس اسرائیل تاکنون هیچ رئیس‌جمهور آمریکا چنین سیاستی را در پیش نگرفته بود. این موضوع را فلسطینیها می‌دانند و تا حدودی بعضی از مسئولین اسرائیل نیز به این موضوع اذعان دارند. گویا کلینتون توانسته است قولهایی که به جناح طرفدار اسرائیل در آمریکا داده را به اجرا درآورد.
این سیاست البته اشتباه و کوته‌نظرانه است، چرا که موفقیت زمانی حاصل می‌شود که میانجی در خاورمیانه منافع طرفین اختلاف را در نظر بگیرد. تاکنون از طرف واشنگتن سیاستهای اشتباهی در پیش گرفته شده است. نشانه‌های واضحی وجود دارد که واشنگتن به زودی شرق بیت‌المقدس را که در سال 1967 به اشغال اسرائیل درآمد را دیگر به عنوان سرزمین اشغالی نشناخته و آنرا به عنوان خاک رسمی اسرائیل، به رسمیت خواهد شناخت.
آمریکا با این کار خود نه فقط به اسرائیل بالاترین خدمت را کرده و کنترل این شهر مقدس به دست آن حکومت داده است بلکه با این کار مغایر با قطعنامه سازمان ملل نیز عمل نموده است. حرکات اسلامی قدرتمند از مغرب تا اندونزی هیچ کدام از اهداف مشترکی برخوردار نیستند. آزادی بیت‌المقدس که پس از مکه و مدینه، سومین شهر مهم برای مسلمانان است، می‌تواند در کوتاه‌مدت میلیونها مسلمان را بسیج کند.
البته هنوز اختلاف خاورمیانه این ابعاد را پیدا نکرده است با این وجود امروز بهترین فرصت است تا در مورد آینده بیت‌المقدس فکر کرد. یک راه‌حل قابل قبول برای همه می‌تواند فقط با کنترل این شهر توسط همه انجام پذیرد. یهودیان، مسلمانان و مسیحیان باید همیشه به اماکن مقدس خود دسترسی داشته باشند. مدلهای قابل قبول و عملی در مورد بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل و فلسطین وجود دارد.
یک راه‌حل دیگر بدون خونریزی زیاد قابل تصور نیست. البته تا آن زمان فاصله زیادی وجود دارد. از هر دو طرف رادیکالها چاقوهای خود را تیز می‌کنند. شارون وزیر دفاع سابق اسرائیل که اینک به عنوان نماینده لیکود در مجلس اسرائیل می‌باشد، ‌مدتهاست که با درج مقاله‌ای در یک روزنامه اسرائیلی از سربازان خواسته بود که در صورت صدور دستور رابین مبنی بر خروج مهاجرین یهودی، از دستورات وی سرباز زنند.
خوشبختانه تعداد طرفداران شارون در اسرائیل زیاد نیستند و نمی‌توانند دست به بسیج عمومی بزنند. یک نماینده سازمان ملل که در زمان حکومت حزب لیکود بر اسرائیل، به سرزمینهای اشغالی رفته بود، از مردم یهودی این سرزمین شنیده بود که دستور خروج مهاجرین یهودی از این سرزمینها نقض کامل قوانین است.
تجدید خاطره مشترک اروپائیها نسبت به مقصر بودن و اظهار گناه کردن در مورد یهودیان در جنگ جهانی دوم، جبهه‌ها را شدیدتر می‌کند. یک آینده صلح‌آمیز زمانی ممکن می‌گردد که یهودیان در یک کشور احتمالی فلسطینی همان حقوقی را داشته باشند که مسلمانان و مسیحیان ساکن اسرائیل از آن برخوردارند.
همزمان باید تحقیر اعراب در اسرائیل نیز متوقف گردد. این امیدواری می‌ماند که در مذاکرات قاهره این حرکت در مسیری قرار گیرد که روند صلح نهایتاً از میز مذاکره به واقعیت روز در این سرزمین مبدل شود. برای عرفات و همچنین رابین وقت در حال سپری شدن است و اعتماد به آنها در ترازوی امتحان قرار دارد.
سیاستمداران اسرائیلی و فلسطینی باید سعی کنند رادیکالها از هر دو طرف را در روند صلح و مسئولیت شرکت دهند. با این کار امتیازات یک صلح آشکار می‌شود. بعد از حرفهای زیبا و دست دادن تاریخی اینک عمل لازم است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات