تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۳:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۱۶۵۵۹

آیا آلمان وجهۀ خود را در ایران از دست می‌دهد؟


فرهاد آستانه
سابقه تاریخی مناسبات ایران و آلمان بیانگر آن است که دو کشور همواره با درک صحیح از جایگاه ویژه هر یک در نظام بین‌المللی و موقعیت‌ تاریخی، سیاسی و ژئوپلیتیکشان در مسائل منطقه‌ای و جهانی به تنظیم مناسبات خود پرداخته و در جهت گسترش آن اهتمام ورزیده‌اند.
علی‌رغم مناسبات استعماری مغرب زمین با ایران در سالیان دراز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، هیچگاه چهره‌ای استعماری از آلمان در حافظۀ تاریخی ملت ایران ثبت نشده است که این موضوع خود موقعیتی استثنایی در روابط ایران و آلمان پدید می‌آورد.
طی سالهای اخیر مهمترین حادثه‌ای که به وجهۀ آلمان در نزد افکار عمومی ملت ایران لطمه وارد ساخت کمکهای گسترده‌ این کشور در تجهیز رژیم عراق به مواد شیمیایی در طول جنگ تحمیلی بود که نتیجه آن هزاران معلول در میان مردم ایران و همچنین در میان مردم مظلوم عراق در نتیجۀ حوادث وحشتناکی چون بمباران شیمیایی حلبچه و بمبارانهای گسترده شیمیایی در مناطق عملیاتی توسط عراق از زشت‌ترین برگهای تاریخ معاصر جهان است.
اسناد افشا شده درخصوص کمکهای آلمان در راه دستیابی عراق به تسلیحات شیمیایی به قدری روشن و گویاست که حتی رسانه‌ها و افکار عمومی مردم آلمان را نیز به واکنش واداشت.
ابعاد فجایع ناشی از بمبارانهای شیمیایی عراق که به مدد مواد و تجهیزات آلمانی صورت می‌پذیرفت در همان زمان ملت ایران را به این پرسش واداشت که چرا دولتمردان جمهوری اسلامی ایران در مناسبات خود با آلمان تجدیدنظر نمی‌کنند؟
و آنچه که بیش از هر چیز مردم ایران را عصبانی می‌کرد این بود که کمکهای شیمیایی آلمان به عراق در حالی صورت می‌گرفت که جمهوری اسلامی ایران بیشترین حجم مناسبات اقتصادی را با آلمان داشت و ایران یکی از بزرگترین طرفهای تجاری با این کشور در منطقه بود.
گذشت قریب به هشت سال از جنگ تحمیلی باعث شد، جفاکاری آلمانیها در حق ملت ایران در جنگ با متجاوزان به مرور ایام به بایگانی راکد افکار عمومی فرستاده شود و تلخی کمکهای غیرانسانی آلمان به تجاوزگران کم‌کم به بوته فراموشی سپرده شود.
در هر حال سابقه تاریخی مناسبات ایران و آلمان و نهادینه شدن این مناسبات در بستر یک همکاری متقابل و نجابت مردم ایران زمینه‌هایی را فراهم کرد تا عملکرد غلط و غیرانسانی آلمان در طول دفاع مقدس به «مسأله‌ای که مربوط به گذشته است» تعلق گیرد و در افق روابط دو کشور، مورد اغماض واقع شود.
مردم ایران هنوز از ذهنیت تلخ کمکهای شیمیایی آلمان به عراق فارغ نشده بودند که با برپایی شعبده‌بازی در دادگاه موسوم به «میکونوس»، دومین لطمه به وجهه آلمان در افکار عمومی مردم ایران وارد آمد.
آیا مردم ایران حق ندارند از دولت آلمان بپرسند شما که مدعی مبارزه با تروریسم هستید چگونه است که یک تروریست و هواپیماربا را با سلام و صلوات وارد معرکۀ میکونوس می‌کنید و اظهارات کینه‌توزانه او را بر علیه ایران به عنوان یک شاهد مورد توجه قرار می‌دهید؟
معلوم است که بنی‌صدر به عنوان یک عنصر تحقیر شده و بی‌اعتبار به دنبال تلاشهای بی‌ثمرش در توطئه‌گری علیه انقلاب اسلامی ایران، اینک به هر رطب و یا بسی متوسل می‌شود تا هم چهره جمهوری اسلامی ایران را نزد افکار عمومی جهان مخدوش سازد و هم عقده حقارت خویش را با مطرح شدنش در رسانه‌های خارجی جبران نماید.
آیا دولت آلمان از سرکوب توده‌های مردم در حوادث 14 اسفند سال 59 توسط بنی‌صدر بی‌اطلاع است؟
آیا دولت آلمان از همدستی بنی‌صدر با گروهک تروریستی منافقین در طراحی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و ساختمان نخست‌‌‌وزیری که به شهادت دهها تن از محبوبان ملت ایران انجامید بی‌اطلاع است؟
آیا دولت آلمان، هواپیماربایی بنی‌صدر را که به همراه سرکردۀ گروهک خمر سرخی منافقین صورت گرفت فراموش کرده است؟
آیا بهتر نبود دادگاه آلمان قبل از به شهادت طلبیدن بنی‌صدر، نشریات سازمان موسوم به سازمان آزادیبخش ملی ایران را که وی به همراه رجوی و تعدادی دیگر از تروریستها رهبری آن را به عهده داشتند ورق می‌زد تا از ترورهای گسترده‌ای که به فرمان آنان صورت گرفته ‌است مطلع می‌گردید و از وقاحت و ددمنشی آنان در به عهده گرفتن مسؤولیت این ترورها آگاه می‌شد؟
سخیف‌ترین و زشت‌ترین عملی که دادگاه آلمان می‌توانست انجام دهد دعوت از یک جنایتکار و مطرود ملت ایران برای شهادت دادن علیه جمهوری اسلامی ایران بود.
واضح است که شهادت چنین عنصر بی‌اعتبار و بدسابقه‌ای، ذره‌ای برای مردم ایران اهمیت و ارزش ندارد و تنها خاصیتش رنجش خاطر این ملت بزرگ از دولت آلمان است که تصور می‌شد، ملت، دولت و کشور ایران را محترم می‌شمارد و این لطمه بزرگی برای وجهه آلمان در میان مردم ایران است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات