تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۵  ، 
کد خبر : ۲۱۶۷۳۲

صهیونیسم در ادبیات جهان (بخش پانزدهم)


دوره دوم : 7
" دومین شانس "

ویرژیل گئورگیو - رومانیایی - ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی - انتشارات امیرکبیر - چاپ اول 1346
از آنجایی که فرماندهان نظامی انگلیسی مستقر در فلسطین بعد از سقوط امپراطوری عثمانی در قالب به وجود آوردن شرایط به سود خود و به سود صهیونیسم مجبور بودند به ظاهر فرمانداری نظامی را به اعراب فلسطینی و یهودیان جمع آوری شده از اروپای شرقی و مرکزی اعمال کنند ، همان را صهیونیست‌ها بهانه قرار داده و در آثار ادبی و هنری‌شان به شدت از آن سوء استفاده می‌کنند. این در حالی بود که اولین اعلامیه صریح تشکیل دولت یهودی در فلسطین را بالفورد انگلیسی ، چرچیل انگلیسی صادر کرده بودند و باز هم انگلیسی‌ها بودند که قبل از صدور رأی سازمان ملل در سال 1348 گروههای پراکنده تروریستی صهیونیستی را به استعداد شصت هزار نفر سازماندهی کرده و مسلح ساخته بودند تا به محض اعلام خروج انگلستان ، آنها بتوانند به ترورها و نسل کشی‌ها ادامه بدهند. در هنر و ادبیات صهیونیستی چند اصل تبلیغاتی وجود دارد که خود صهیونیست ها و متحدین مسیحی شان در تداوم آن اصول می‌کوشند :
" 1- انگلستان باعث به تأخیر افتادن اعلام حکومت اسرائیل شده است.
2- نسل کشی یهودیان در به اصطلاح کوره‌های آدم سوزی به تفضیل و فقط از روی یک الگو پرداخته می‌شود اما ملیت نویسندگان و یا فیلم سازان در رسوب دادن آن به اذهان ملل جهانی مهم است.
3 - اصل دیگر به استناد کتاب‌های تاریخ نویسی صهیونیستی ،‌ دولت‌های مختلف در ادوار مختلف تاریخی چه آنجاهایی که خودشان یهودی کشی کرده‌اند و چه آنجاهایی که غیرمستقیم آنان را به عنوان مباشر ارباب ، پزشک ، مامور مالیات ، فرماندار و بخشدار ، نویسنده و پیله‌ور و .... به دست تودهای کشورهای مختلف به کشتن داده‌اند.
4 - بعد از استقرار حکومت یهودی - کمونیستی در شوروی ، لنین به طور مشکوک از میان برداشته می‌شود. یهودیان صدر هیأت رئیسه انتقام کشی از مسیحیان را بدست یهودی خون آشام ( بریا ) در بر پا کردن گولاک‌ها و به کشتن دادن در اسارت گاه‌های سیبری که حدود بیست میلیون نفر را شامل می‌شد ادامه می‌دهند. در این دوره زنی یهودی به رفیق استالین می‌دهند تا کارها همه به نام او تمام بشود. بعد از بهره‌مندی از مزایای جنگ جهانی دوم و نپذیرفتن اصل مارشال از سوی استالین، صهیونیست‌ها تصمیم به نابودی استالین می‌گیرند و او هم همانند لنین با مرگی مشکوک به تاریخ می‌پیوندد. در این مرحله صهیونیست‌ها برای تبرئه بریا و دیگر آدمخواران یهودی ، قوم خود را مظلوم جلوه داده و مدعی می‌شوند که استالین طرحی داشته تا یهودیان روسیه را نابود کند و بنابراین نیم میلیون یهودی روسی به فرمان استالین کشته شده‌اند. جا انداختن این گونه آمار سازی‌ها و پرونده تشکیل دادن‌ها به نام هیتلر ، استالین و انگلستان و ... از دهه شصت قرن بیستم تا کنون ادامه دارد.
5 - از آنجایی که مهمترین تشکل‌های جهانی ( سازمان ملل ، صندوق جهانی ، یونسکو ، یونیسف ، حقوق بشر و .... ) به وسیله یهودیان راه اندازی شده و گردانده می‌شود ، اهدای جایزه‌های اصلی به نخبگان یهودی مانند مناخیم بگین ، انیشتن ، سال بلو ، الی ویزل ، سینکلر و ... تبلیغ مستقیم برای جنگ افروزان یهودی مانند " هری ترومن " رییس جمهوری یهودی آمریکا که بمباران‌های اتمی ژاپن را مرتکب شد، می‌باشد. هنری کیسنجر یهودی در به راه اندازی جنگ‌های خاور دور ( ویتنام ، کامبوج ، کره و ... ) همچنان ستایش می‌شود و در قالب چهره‌های حقوق بشری ... افرادی مانند نوام چامسکی و ... در صدر تبلیغات رسانه‌ای صهیونیسم جهانی قرار دارد.
درباره " دومین شانس‌ "
اصطلاحی از سوی ناپلئون بنا پارت به کار رفته است که می‌گوید : " شعرا و فاحشه‌ها را همیشه می‌توان خرید . شعرا اگر مناعت طبع در برابر پول و مادیات به خرج دهند در برابر ] عنوان ] نمی‌توانند پایداری کنند " اصطلاح ناپلئون به جز استثنایی اگر باشد، شامل حال نوبل و پولیرز و اسکار گیرندگان و نامزد شده‌های آن عنواین به طور کلی مصداق دارد. چنانچه استالونه ، گونترگراس و ... حتی نجیب محفوظ عرب به درجه‌ای از مقبولیت عام جایزه دهندگان رسیدند. نویسنده " دومین شانس - ویرژیل گئورگیو - رومانیایی از جمله اهتمام ورزان پنج اصل یاد شده ادبیات و هنر صهیونیستی است : " ویرژیل گئورگیو در سال 1916 فرزند کشیشی از اهالی یکی از دهات بسارایی - رومانی متولد شده ، در جنگ جهانی دوم خانواده‌اش به وسیله ارتش سرخ به شوروی تبعید می‌شوند. خود او نیز به متفقین پناهنده شده و مدتی را در زندان‌های آمریکایی‌ها در آلمان می‌گذراند. به فرانسه می‌رود و بعدها به رومانی برگشته کشیش می‌شود. خبرنگار ، روزنامه نگار ، شاعر و نویسنده بوده است و از روی رمان " ساعت بیست و پنج " وی فیلم سینمایی ساخته شده است که نقش شخصیت اصلی را " آنتونی کویین " بازی کرده است. این رمان در سال 1949 در فرانسه چاپ شده و فقط در فرانسه دویست و پنجاه هزار نسخه فروش داشته و به بیش از بیست و چهار زبان ترجمه شده است. رمان " دومین شانس " در سال 1952 نوشته شده و منتقدان آن را شاهکارش می‌دانند. از دیگر آثار او : مردم فنا ناپذیر ، چرا مرا ویرژیل نامیده‌اند. قربانیان دانوب ، ردای پوستی ،‌ زندگی محمد ( محمد ، پیغمبری که باید از نو شناخت ) ، جنگجویان مزدور ، شلاق ، از ساعت بیست و پنج تا ابدیت ، مردی که تنها سفر رفت. جاودانان آگاپیا ، جوانی دکتر لوتر ، خانه پترودا ، گدایان ، جنایات کیرالسا ابراهیم ، آتنا گوراس و جاسوسه. " این سیاهه در شناسنامه کتاب دومین شانس از وی چاپ شده است.
خلاصه داستان و شخصیت‌ها : " پی‌یر پیلات و دوستش بوریس بودنار سال پنجم دبیرستان نظام هستند که صبح اول وقت یکی از روزها نامه اخراج بوریس بودنار را به وی تحویل می‌دهند. پی‌یر‌پیلات در آخرین وداع با دوستش ، بوریس بودنار راز گذشته خود را بر ملا می‌سازد و می‌گوید که سه ساله بوده که یکی از چشمان زیبای برادرش را با میخ ، ترکانده و از آن پس مورد نفرین خانواده قرار گرفته است. بوریس بودنار در نظر دارد که از رودخانه دنی‌یستر گذشته به شوروی پناهنده شود. از بوریس بودنار عکس دختر پانزده ساله ای به نام " ادی تال " در دست پی‌یر‌پیلات می‌ماند. ادی تال هنر پیشه بزرگ تئاتر است که در داخل و خارج رومانی همه او را می‌شناسند. همراه با عمویش " ماکس راینگولد " تئاتر مخصوص خودشان ( تئاتر یهودی ) را اجرا می‌کنند که نمایش " ملکه سبا " بیشتر تکرار می‌شود. پی‌یرپیلات به دلیل( شرمرویی ) نتوانسته بود عکس را به ادی تال بدهد و نامه نوشته بود. بعد هم پی‌یرپیلات در لباس قاضی نظامی به نزد ادی تال می‌رود. و از ماجرای بسته پستی که برای مسلولی در جمهوری اسلاو جنوبی نوشته بوده و ضبط شده است خبر می‌دهد. دوستی بین آنها ادامه می‌یابد. ادی تال بسته ای به موتوک می‌سپارد که آن را فقط به دست " ایو " که موهای نقره‌فام دارد بدهد.
پی‌یرپیلات و ادی تال چند بار درباره آینده تلفنی حرف می‌زنند. موتوک که به کشور اسلاو جنوبی رسیده است در آنجا او ژنرال میلان پاترنیک پسر میلوستیا را می‌بیند که رییس پلیس شده است. پاترنیک و مادرش روبروی هم قرار می‌گیرند. میلان پاترنیک هشت صد هزار یهودی و ارتدوکس کشته است. از مادرش می‌خواهد حقیقت پنهان داشته اش را فاش کند. می‌گوید وقتی موفقیت‌ها را به هیملر گزارش داده است او ضمن تمجید از کارهایش، گفته است همه یهودیان کشته شده اند به غیر از یک نفر که مادر پاترنیک باشد. میلان پاترنیک آمده است صحت این موضوع را بفهمد. مادر توضیح می‌دهد که ما برای استقلال میهن به ناچار از انگلستان کمک خواستیم. آنها گفتند با فاشیست‌ها همکاری کنید. بعدها که فاشیست‌ها قدرت گرفتند آن موقع درباره‌شان حرف می‌زنیم. ما هم " زادوم " را تبلیغ کردیم. زادوم که به قدرت رسید شروع کرد به قتل عام غیر آریایی‌ها. ما فریب انگلستان را خورده بودیم. ما مجبور بودیم . تنها گناه انگلیسی‌هاست که به وعده‌هایشان عمل نکردند. میلدن پاترنیک می‌خواهد خودکشی کند از اینکه او همه یهودیان را قتل عام کرده و نفهمیده است مادرش یهودی است. مادر از او می‌خواهد تا فردا صبر کند و دوباره با هم صحبت کنند. بعد از رفتن میلدن پاترنیک مادرش سم را سر می‌کشد و فردای آن روز ایوو او را مرده می‌یابد. ایوو راهی کشور سویس می‌شود و جریان مرگ میلوستیا را برای دکتر پترویچی شرح می‌دهد. از دکتر می‌خواهد برای کمک به لیدیا حرکت کند. موتو سوار قطار می‌شود. در بین راه ایوو کشته می‌شود تا تنها شاهد مرگ میلوستیا هم از بین رفته باشد. دکتر پترویچی که برگ آزادی لیدیا را در دست دارد به آشوتیس می‌رسد و درمی‌یابد که وی را در اتاق‌های گاز سوزانده‌اند.
موتوک و پی‌یرپیلات موضوع را به ادی تال اطلاع می‌دهند. ادی تال و خانواده‌اش با دو کشتی که یهودیان را به فلسطین می‌برد همراه می‌شوند. دو کشتی آکوزین و آداسا حامل 1500 یهودی‌اند که در زمانی که ادی‌تال، ربکا و استر به هتل بندر می‌روند ماکس راینگولد که در شهر برای انجام کار‌های ضروری مانده بود همراه با دیگر خانواده های یهودیان کشته می‌شوند. ژنرال رشتو که به کشتار افراد " فرشتگان آتش " به سفارت آلمان اعتراض کرده بود، خلع درجه شده و فرمانده جانشین پی‌یرپیلات است. کشتی آکوزین در دریا غرق می‌شود. تنها ادی تال بعد از غرق شدن کشتی‌ها ناچار به شوروی می‌رود. ادی تال در شوروی در کلیسایی که به سالن تئاتر تبدیل شده است، سرنوشت خود را به نمایش می‌گذارد. بوریس بودنار از مسکو در رأس هیأتی که می‌خواهند بیابان‌ها را جنگل بکارند در شهر کشی‌نیف ضمن بازدید از نمایش ادی تال آن را هنر سرمایه‌داری دانسته و دستور به توقف آن می‌دهد. او با تعریف اینکه آوارگان یهودی در سرمایه‌داری بزرگ شده‌اند و باید به بیابان ها منتقل بشوند تا میکروب خود را به دیگران سرایت ندهند سرنوشت یهودیان را مشخص می‌کند. بعد از استقرار آواره‌گان، تعداد مرده‌ها بیشتر می‌شود و دستور می‌دهند گوری با فاصله پنج متر از هم بکنند و بعد از دفن مرده ، درختی نیز در آن گودی بکارند.
کانایان از اهالی بومی به ادی تال پیشنهاد می‌کند در صورت داشتن پنج سکه طلا می‌تواند به اسرائیل برود. ادی تال آن زمان سکه‌ای ندارد. زنی بومی ( ادی ولت ) به بازرسان مرکزی می‌خواهد صحبت‌های بین کانایان و ادی تال را گزارش بدهد که با شلیک گلوله های کانایان کشته می‌شود. بازرسان بوریس بودنارد را به جرم بی‌لیاقتی در کنترل آوارگان دستبند می‌زنند و کانایان جنگل بر روی گورها را به آتش می‌کشد. بعد از حمله آلمان بوریس بودونار با درجه ژنرالی وارد بخارست می‌شود که از آنجا با راه اندازی رادیو و پخش برنامه کمونیست‌های اروپای شرقی را با شوروی ها متحد سازد. در حمله هواپیماهای شوروی خدمتکاری به نام نینکا کشته می‌شود که رادیو بودونار از او سرداری بی‌نظیر می‌سازد و به جهان مخابره می‌کند. در تشییع جنازه نینکا ، بودونار پی‌پرپیلات را می‌بیند که در لباس قاضی نظامی است اما پیلات با دیدن او دور می‌شود . یهودیان بیابان کشی نیف بعد از حمله آلمانی‌ها به اردوگاههای کار اجباری فرستاده می‌شوند. ادی‌تال مسلول شده توسط " ایوان " نامی پرستاری می‌شود. خبر پیروزی بر آلمانی‌ها داده می‌شود. یهودیان کشورهای مختلف خواهان بازگشت به کشورهای خودشان می‌شوند. تنها یهودیان لهستانی مجاز به ترک شوروی می‌شوند که ادی تال با یکی از آنان ( ایساک سالومون ) ازدواج می‌کند و در لهستان در خانه آنها ساکن می‌شوند و ادی تال بچه‌ای به نام " اورلی " به دنیا می‌آورد. پزشکی که اورلی را معاینه می‌کند با تزریق آمپول سمی باعث کشته شدن وی می‌شود. در لهستان دولت یهودی - بلشویکی سر کار می‌آید که به دیگر شهروندان به چشم همدستان فاشیست‌ها نگاه می‌کنند و همین باعث می‌شود که اقوام دیگر به کشتار یهودیان بپردازند. ایساک سالومون و ادی تال راهی غرب می‌شوند .
بوریس بودونار همراه با سرگئی سورین وارد روستایی می‌شوند و با عنوان کردن نام دو نفر از دهقانان مردم را با کینه‌های قدیمی به جان هم می‌اندازند. هدف از این فتنه فراری دادن پی‌یرپیلات و خانواده زنش از آن روستا هست . پی یر و زنش ماری آواره آلمان می‌شوند. در اولین روز سرکار رفتن پی‌یر ، آمریکایی‌ها زنش ماری را به معاینه می‌برند تا سفلیس و سوزاک به سربازان آمریکایی منتقل نکند. آنها به نزد دکتر پترویحی بر می‌گردند که همراهش دویست نفر از سربازان ارتش سرخ هستند که به اسارت آلمانی و آمریکایی‌ها در آمده بوده‌اند و حالا باید به روسیه فرستاده بشوند. آنها با ژنرال اورل پوپسکو سر و کار دارند که فرمانده " فرشتگان آتش " بود و بعدها با آلمانی‌ها و سپس با آمریکایی‌ها کنار آمده بود. ادی تال و سولومون در وین در جایی که به تازگی محله یهودیان تشکیل شده است در بازار سیاه فعال هستند. نمایندگان کانادا ، آرژانتین و استرالیا برای ثبت نام و مهاجرت اروپاییان آمده‌اند. افراد مورد نظر آنها باید زیر چهل سال بوده و سالم و تندرست باشند. سولومون کشته می‌شود و ادی تال با موتو و گروگان گرفتن هواپیمای مخصوص بوریس بودونار راهی فلسطین می‌شوند. بعد از عدم موفقیت بوریس بودونار که برای ترور ژنرال تیتو او در بیمارستانی بستری می‌شود که پی برپییلدت هم در آنجاست .آنجا بیمارستان آمریکایی‌ها در وین است و بوریس در هوای یخبندان از بیم پیلدت شبانه از آنجا فرار می‌کند. این در حالی است که مقامات شوروی از او خواسته اند در بوخارست در دادگاهی شرکت کرده خود را خائن بنامد و تقاضای اعدام بکند. پترویجی به عنوان ساعت ساز راهی آرژانتین می‌شود و پدر زن پیلدت هم به آمریکا می‌رود. از طرفی بوریس بودونار خود را به پاریس می‌رساند. سفارت شوروی او را نمی‌پذیرد و در نتیجه به نزد کمونیست فرانسوی می‌رود. در آنجا در می‌یابد که کمونیست فرانسوی ضد کمونیست شده است.
در آلمان هم پی یرپیلدت و زنش در هتلی هستند که ماری خود را به پایین می‌اندازد و پیلدت هم زیر بازجویی قرار می‌گیرد. پیلدت و ادن کوسکی به عنوان وازدگان از کانادا به رومانی برگردانده می‌شوند. جنگ در کره شروع شده است. از طرفی ژنرال پوپسکو از طرف آمریکایی‌ها به اسرائیل فرستاده می‌شود تا گزارشی را بیاورد. اودلام خلبان روسی در تل آویو چهار درجه نظامی گرفته است. ادی تال در مزرعه اشتراکی کار می‌کنند. بارسوف و دوست کمونیست آمریکایی‌اش به هنگام مراجعه به سفارت شوروی بازداشت می‌شوند. پی یرپیلدت همراه با دختری به اسم ماگدانی کشته می‌شود. عنوان‌های ارتش و خربی بوریس بودونار را گرفته‌اند و در زندان در کنار برادر کور کرده‌اش هستند که مردم آنها را آزاد می‌کنند. این بار نه بدست ارتش سرخ بلکه به خدمت ژنرال سگ‌دار و قانون جهانی در می‌آیند. به این ترتیب دومین شانس برای هر یک از شخصیت‌ها بر عکس اول رقم می‌خورد. " چنانچه در مقدمه گفته شد اتهام به انگلیسی‌ها به عنوان نظام استعماری علیه یهودیان از زبان مادر پاترنیک ( یهودی ) گفته می‌شود.
2 - میلان پاترنیک یهودی زاده از سوی آلمانی‌ها وادار به کشتن هشت صد هزار یهودی و اسلاو در بخارست می‌شود.
3 - کمونیست‌های طرفدار استالین با کج فهمی از هنر باعث برچیدن تئاتر یهودیان می‌شوند . در این میان هم بودونار و هم پی یرپیلدت از دوستی قبلی‌شان با ادی تال یهودی سوء استفاده می‌کنند.
4 - در کشی نیف اکراین به اصطلاح نیم میلیون یهودی در فقر و فلاکت و بیماری همراه با نهال درختی به زیر خاک می‌روند.
5 - نویسنده در صفحه‌های آخر کتاب سعی می‌کند نفرین شدگی قوم یهود را که به اصطلاح قوم برگزیده‌اند در به راه انداختن مجمع ملل متحد بعد از جنگ جهانی اول ، سازمان ملل متحد بعد از جنگ جهانی دوم که همه به وسیله نخبگان یهودی بوده است به زیان آنها تعریف کند.
6 - غرق شدن دو کشتی حامل یهودیان به طرف حیفا مشکوک جلوه داده شده است که بتوانند از همان اتفاق، به عنوان جنگ زرگری ضد انگلیسی بهره برداری کنند.
7 - نمایندگان کانادا ، استرالیا ، آمریکا و ... که آمده اند از اروپا مهاجر ببرند، یهودیان را نادیده می‌گیرند.
8 - یهودیان در شرایط موجود به بازار سیاه رانده می‌شوند که به موقع کشته و ناپدید شوند.
9 - چنانچه در اکثر رمان‌ها و فیلم‌های صهیونیستی می‌بینیم و می‌خوانیم یهودیان چنان از اسرائیل وطن یاد می‌کنند که گویی در آنجا میلیون‌ها یهودی وجود دارد و این موضوع تا اعلامیه شورای امنیت در سال 1948 حکایت از آن دارد که جمعیت 3% یهودیان در دهه اول قرن بیستم به حدود یک میلیون نفر در سال 1948 رسیده است. در حالی که جمعیت عرب فلسطینی به رغم ترورها و خشونت مشترک انگلیسی‌ها و گروه‌های ترور صهیونیستی سه برابر یهودیان است.           ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات