ژان-برتران آریستید در کمتر از 8 ماه ریاست جمهوری هائیتی، در 29 سپتامبر 1991 با کودتای نظامی مخلوع شد. در این رویداد، صدها تن از طرفدرانش قتلعام شدند و هزاران نفر دیگر به جمهوری دومینیکن گریختند یا از راه دریا فرار کردند. رئیسجمهور ریز نقش هائیتی، که در سالهای گذشته، از چند سوءقصد جدی و آتشسوزی کلیسایش به هنگام وعظ در آنجا، جان سالم به در برده بود، اینبار عمدتاً با مداخله سفیر فرانسه نجات یافت.
فقط واتیکان دولت نظامی جدید را به رسمیت شناخت، گرچه البته نخبگان ثروتمند، از این کودتا پیشیبانی کردند. رئیس جدید پلیس کشور و توطئهگر کلیدی کودتا، "ژوزف میشل فرانسوا " (Joseph Michl Francois) گفت: "آنها به ما خیلی کمک کردند، چون ما نجاتشان دادیم. "
هیچ مدرکی دال بر دسیسه مستقیم ایالات متحده پیدا نشده است، اما همچنان که خواهیم دید، سیا به عناصر مهم رژیم جدید نظامی کمک مالی و آموزش میداد. یک مقام هائیتی که از کودتا حمایت میکرد، گزارش داده است که افسران اطلاعاتی ایالات متحده در هنگام وقوع کودتا در ستاد ارتش حضور داشتند. وی افزود که این امر "عادی " بود، زیرا سیا و "دیا " (آژانس اطلاعات دفاعی) همیشه در آنجا بودند.
در نیکاراگوئه دیدیم که چگونه "موقوفه ملی برای دموکراسی " (1)(NED) - که به منظور انجام آشکار، و بنابراین "محرمانه " برخی از عملیات معمول پنهانی سیا تأسیس شد - در جریان انتخابات 1990 مداخله کرد.
در همان حال، "NED "، با همدستی "آژانس توسعه بینالمللی " (A.I.D) در هائیتی گرم کار بود. NED به چندین گروه مدنی که شامل مرکز دفاع از حقوق و آزادی هائیتی به ریاست "ژان-ژاک اونورا "(Jean-Jacques Honora) نیز میشد، 189 هزار دلار پرداخت. اندک زمانی پس از خلع آریستید، در دولت کودتا، اونورا به نخستوزیری رسید. او در 1993 ضمن مصاحبه با بنگاه سخنپراکنی کانادا اعلام داشت که "عملکرد آریستید در زمینه حقوق بشر توجیهکننده کودتا بود ". از اونورا پرسیدند که خود او در مقام نخستوزیر برای توقف نقض گسترده حقوق بشر چه کاری کرده است، و او پاسخ داد: "پروندههای من اینجا نیست. "
در سالهای پیش از کودتا، NED بیش از 500 هزار دلار هم به مؤسسه تحقیق و توسعه هائیتی داده بود. این تشکیلات در انتخابات 1990 جانبدارانه با "مارک بازین "، از مقامهای سابق بانک جهانی و کاندیدای مورد نظر ایالات متحده، متفق شد و در تشکیل ائتلاف او معاضدت کرد (درست همان طور که NED در تشکیل ائتلاف نیکاراگوئه که قبلاً در همان سال ساندینیستها را شکست داد، سهم تعیینکننده داشت).
رهبر مؤسسه تحقیق و توسعه هائیتی "لئوپولد برلانژه " (Leopold Berlanger) بود، که در سال 1993 از انتخابات قلابی جونتا با هدف تنفیذ نخستوزیری بازین، جانشین اونورا و دارای پیوند سیاسی با برلانژه، حمایت کرد.
یکی دیگر از دریافتکنندگان بذل و بخشش NED، "رادیو سولی " (Radio Soleil) وابسته به کلیسای کاتولیک بود که به نحوی حساب شده اداره میشد تا دیکتاتور وقت را نرنجاند. به گفته عالیجناب "هوگو تریست " (Hugo Triest)، از رؤسای پیشین این ایستگاه، در طی کودتای 1991، این رادیو از پخش پیام آریستید خودداری کرد.
موسسه موقوفه ملی برای دموکراسی(NED) با دادن کمکهای بلاعوض به انجمن فدراسیون سندیکاهای کارگری که در سال 1984 با اجازه دووالیه تأسیس شد تا هائیتی - که قبلاً تلاش برای سازماندهی اتحادیهها را نقش بر آب کرده بود - برای بسته اقتصادی ایالات متحده، موسوم به ابتکار حوزه کارائیب، ذیصلاح شناخته شود، از کیسه خزانهداری آمریکا برداشت کرد.
اما NED، به رغم نام و تبلیغات خود، به سازمانهای ریشهداری که سرانجام سر برداشتند تا ائتلاف آریستید را شکل دهند، یک دلار هم نپرداخت.
در ظرف یک هفته پس از سرنگونی آریستید، حکومت بوش(پدر) فاصلهگیری از او را آغاز کرد. به گزارش نیویورکتایمز، مشکل این بود: "خودداری از اذعان به اینکه بازگشت وی به قدرت شرط لازم برای این امر است که واشنگتن احساس کند دموکراسی در هائیتی اعاده شده است ". دلیل ظاهری این نگرش، مسئلهدار بودن سابقه آریستید در حقوقبشر بود، زیرا برخی از کار به دستان تجاری، قانونگذاران و سایر مخالفان آریستید، او را به استفاده از تودهها به قصد ارعاب ایشان [مخالفان.م] و تشویق صریح خشونت، متهم میکردند. عدهای از محرومان هائیتی علیه ثروتمندان به خشونت و آتشسوزی مبادرت کرده بودند، اما انتساب آن به آریستید زیادهروی است. دیدگاه او هرچه بود، باید توجه داشت که اینان مردمی بودند به خشم آمده و درصدد گرفتن انتقام یک عمر ظلم و سرکوبی خارج از اندازه از کسانی که ستمگر میشمردند، انتقامی که از دیرباز در پی آن بودند.
یک سال بعد، "بوستون گلوب " در سرمقالهای نوشت: "نفرت دولت بوش از دموکراسی هائیتی رسوا کننده است... این دولت با خودداری از اعتراف به کشتاری که در هائیتی صورت میگیرد، کاری انجام نداده غیر از تأیید کودتاچیها ".
دو ماه بعد، "براین لتل " (Brain Latell)، تحلیلگر برجسته امور آمریکای لاتین در سیا، طی شهادت در نزد کنگره، ژنرال "رائول سدراس "، رهبر کودتا را به عنوان "یکی از نویدبخشترین اعضای گروههای رهبران هائیتی که از زمان سرنگونی دیکتاتوری خاندان دووالیه در 1986، ظهور کردهاند "، توصیف کرد.
معهذا در گزارش سالانه وزارت خارجه راجع به حقوق بشر در همان سال چنین آمده بود:
"در تمام مدت سال 1992، مردم هائیتی مکرراً در معرض نقض حقوقبشر بودهاند، از جمله قتلهای فرا قانونی به دست نیروهای امنیتی، ناپدید شدنها، ضربو جرح و بدرفتاریهای دیگر با زندانیان و بازداشتیها، دستگیری و توقیف خودسرانه و دخالت قوه مجریه در امور قضایی. "
گزارش وضعیت نیویورکتایمز، از یک سال بعد از کودتا، صراحتی چشمگیر داشت:
"از کوتاه مدتی بعد از سرنگونی [آریستید.م] - یعنی هنگامی که جیمز بیکر، وزیر خارجه، عبارت مشهور پرزیدنت بوش «این تجاوز بیپاسخ نخواهد ماند» درباره عراق را انعکاس داد - به حمایت از اصول آمریکا در هائیتی، با توسل به نیروی آمریکا چندان توجهی نشده است... اخیراً، یکی از مشاوران [دولت کودتا] شکایت طولانی مدت پدر روحانی، آریستید، را به این صورت تکرار کرد که «فقط یک تلفن» از واشنگتن «کفایت میکند» که فرماندهی ارتش بساطش را جمع کند....حامیان و مخالفان پدر آریستید نیز در این باره هم عقیدهاند، غیر از یک تحریم بیدر و پیکر و غیر مؤثر که فوراً اعمال شد... هرگز تمهیدی جدی اتخاذ نگردید، که خود بازتاب دو پهلو بودن ریشهدار واشنگتن نسبت به یک ناسیونالیست متمایل به چپ است که غالباً ایالات متحده را به منزله دژ اهریمن و ریشه بسیاری از مسائل کشورش ترسیم میکند.... با وجود آغشته بودن دست ارتش به خونهای فراوان، دیپلماتهای آمریکایی این ارتش را پارهسنگی حیاتی در مقابل رجزخوانی مبارزه طبقاتی پدر آریستید، که... مراکز سنتی قدرت را در کشور تهدید یا تبدیل به دشمن میکند، تلقی مینمایند. "
در طول همین دوره، گزارش فرودهای شبانه هواپیماهای نیروی هوایی ایالات متحده در پورتوپرنس در روزنامههای مخفیانه هائیتی منتشر میشد. هرگز نخواهیم دانست که این موضوع با نقض تحریم ارتباط داشته است یا نه. یکی از مقامهای سفارت آمریکا در پاسخ به پرسش راجع به این مطلب، گفت که این پروازها "معمولی " است. ادامه دارد...