دکتر مجید صفاتاج / کارشناس مسائل خاورمیانه
حوادث و رویدادهایی که طی 2ماه گذشته تاکنون در برخی از کشورهای عربی خاورمیانه و همچنین شمال آفریقا اتفاق افتاده است و میرود تا به عنوان پدیدهای نوظهور سایه خود را بر کشورهای دیگر عربی منطقه همچون عربستانسعودی، الجزایر و... بگستراند، هر چند در ظاهر نوظهور مینماید اما درواقع بدون ارتباط با گذشته تحولات منطقه نمیتواند مورد بررسی قرار بگیرد. بدونشک هنگامی که صحبت از بیداری دینی و جنبش بیداری اسلامی میشود، اذهان به سمت و سوی انقلاب اسلامی ایران معطوف میشود، بویژه افکار و اندیشههای حضرت امام خمینی(ره) که با انقلاب اسلامی ایران توانستند عملا هم نظریههای سیاسی غالب در جهان را خدشهدار کنند و هم با ارائه اصل «نه شرقی، نه غربی» عملا معادله جدیدی را در صحنه سیاسی جهان به منصهظهور برسانند و معادلات قبلی را که عمدتا مبتنی بر 2 قطب رایج آن دوره (یعنی اتحاد جماهیر شوروی و امپریالیسم آمریکا) بود را برهم بزنند و این معادله جدید دارای یکسری پارامترها و مواردی بود که عمدتا برگرفته از انقلاب اسلامی ایران بود؛ مسائلی همچون عدالتخواهی، آزادیخواهی، نفی سلطهطلبی، ظلمستیزی و مواجهه و مبارزه با استکبار جهانی که این ویژگی انقلاب موجب شده بود، عمدتا از نگاه نظریهپردازان و کارشناسان اسلامی و غربی، انقلاب اسلامی ایران یک خاصیت جهانی و بینالمللی داشته باشد و باعث شود انقلاب حالت خاص و استثنایی پیدا کند و تاثیر قابل ملاحظهای بر جهان پیرامون خودش و بویژه جهان اسلامی داشته باشد. از جمله نکاتی که میتوان در حوزه جنبهها و ابعاد بینالمللی انقلاب اسلامی نام برد که بر جهان اسلام تاثیرگذار بودهاند، رهبری و شخصیت فراملی حضرت امام(ره) بوده است.
جهانشمولی انقلاب اسلامی ایران و اصالت جهانی آن و اصول سیاست خارجی انقلاب بوده است که در مجموع موجب شده تا انقلاب ایران برخلاف دیگر انقلابهای گذشته، انقلابی ضداستبدادی، ضداستعماری، ضدطبقاتی (برخی اعتقاد داشتند که انقلاب ایران طبقاتی است) و هم آرمانگرا باشد و عمدتا انقلابی منحصر به فرد با ماهیت اسلامی است که تمام عوامل آزادیخواهانه و ایدئولوژیک را در خود دارد. این عوامل بهگونهای در انقلاب ایران رقم خورد که نظریهپردازان غربی این انقلاب را متعلق به تمدن و جهان بشریت میدانند. برای مثال «روژه گارودی» اعلام کرده بود که انقلاب اسلامی ایران که به رهبری امام خمینی(ره) روی داد، متعلق به جامعه بشری بود و به یک جامعه و ملت خاص اختصاص نداشت. این انقلاب همچون نهضت انبیا مختص تمام انسانها و همه جوامع است. لذا با توجه به این ویژگی انقلاب که هم از زبان رهبر انقلاب و هم از طرف شخصیتهایی همانند شهید مطهری و نظریهپردازانی مانند روژهگاردی بیان شده است، برخی دستگاههای جاسوسی غربی نیز انقلاب اسلامی ایران را منشا تاثیرگذاری و شکلگیری انقلابها در سایر کشورها میدانند و از این انقلاب به عنوان معضلی مهم در ادامه حیات سیاسی آمریکا نام میبرند.
برای مثال کنت الکساندر دومارانژ، یکی از سران کلوپ سری «ویلدربرگ» و رئیس دستگاه جاسوسی فرانسه که مدتها پیش از پیروزی انقلاب در ایران بود و حتی در زمان حضور امام در پاریس هم ترور امام را طراحی کرده بود، با پیروزی انقلاب اسلامی ایران میگوید: انقلاب ایران مهلکترین جنگ تاریخ است که دورنمای عینی پایان تمدن غربی را نشان میدهد و چیزی هولناکتر از گلوله آتشزای خمینی وجود ندارد. ممکن است همه جا طعمه این حریق شود. در نتیجه میتوان اینگونه بیان کرد که انقلاب اسلامی ایران تلنگری بود، بر پیکره وجودی مسلمانان در کشورهای عربی منطقه؛ تونس، مصر، یمن، الجزایر، لیبی و کشورهای حاشیه جنوب خلیجفارس که از یک سو مردم منطقه شاهد شکوفایی اقتصادی و اقتدار روزافزون ایران در حوزههای علمی و سیاسی در جهان بودند و از سوی دیگر با استبداد داخلی و وضع نابهنجار اقتصادی خود و پسرفتی روبهرو بودند که در کشورهای خود مشاهده میکردند. بویژه در کشورهایی مانند مصر، یمن و لیبی این وضع کاملا آشکار بود.
با توجه به این وضع و همچنین عدم موفقیت آمریکا در مقابله با انقلاب اسلامی ایران (بهرغم تمام تهدیدات و طرحهایی که ارائه کرد) مردم مسلمان دریافتند میتوانند با تمسک به انقلاب اسلامی و فطرت الهی و با الهام از دین اسلام معجزه بسازند. این همان نکتهای است که شهید دکتر فتحی شقاقی هم به آن اشاره کرده است. این مساله کاملا در میان مردم مسلمان منطقه جاافتاده است که تنها راه رهایی، الهام از دین اسلام، الگو قرار دادن انقلاب ایران، وحدت و یکپارچگی است. اگر این اتفاق بیفتد، بر سختترین و مستبدترین رژیمهای منطقه هم میتوان غلبه کرد، همچنان که در مصر و تونس نظامهای استبدادی با عمر بیش از 30 سال فروپاشیدند. در مجموع بهنظر میرسد که چشمانداز آینده در پیشروی ملتهای مسلمان در شمال آفریقا و خاورمیانه، بویژه خلیجفارس بسیار روشن است اما به عکس رژیمهای استبدادی آینده تاریکی را خواهند داشت.
این تحولات همچنین بیانگر این است که جهان به سمت و سوی تجربه کردن دنیایی بدون حضور قدرتمندانه نظامهای سلطهگر در حرکت است و ملتها بدون حضور نظامهای وابسته به قدرتهای سلطهگر عملا خود، سرنوشتشان را در دست خواهند گرفت. چارز کوییچان در این رابطه میگوید: انقلاب اسلامی بذر جنگ جهانی چهارم را خواهد پاشید و این یعنی آغاز جهاد شیعه علیه غرب یا جنگ شمال و جنوب. وی در پایان به رژیمهایی مانند صدام حسین پیام میدهد که «هوشیار باش که هیچ چیز خطرناکتر از جنگلی که آتش گرفته باشد، نیست. مواظب باش خمینی مرزهای فکری را درمینوردد». با توجه به این دیدگاه مجموعه تاثیراتی که انقلاب اسلامی ایران بر صحنه سیاسی جهان داشته گسترده بوده و به تعبیر «چارلز کوییچان» در کتاب «پایان عصر آمریکا»؛ انقلاب ایران از چند جنبه یک معضل مهم در حیات سیاسی آمریکا به حساب میآید.
از یک طرف وقوع انقلاب ضدآمریکایی ایران در قلب خاورمیانه و در کانون حساس خلیج فارس متمرکز شده و اقتدار آمریکا را از بین برده و به یک نقطه تهدید برای این کشور تبدیل شده است. از سوی دیگر ایران با احیای جنبه سیاسی اسلام و هدایت معنوی جوامع اسلامی موج عظیمی را در مقابله با مادیگرایی برپا کرده و در این آوردگاه بیش از هر کشوری آمریکا به دلیل داعیه و سابقه استعماریاش در معرض این مقابلهجویی قرار دارد. حتی وزیر خارجه رونالد ریگان، ضمن تبیین مسائل منطقه در اوایل پیروزی انقلاب میگوید: به نظر من خطرناکتر و مهمتر از عواقب و مشکلات بینالمللی این انقلاب، گسترش بنیادگرایی اسلامی است که از ایران پا گرفته و اکنون ثبات عراق و رژیمهای عرب میانهرو را در منطقه تهدید میکند. این پدیده اگر از کنترل خارج شود منافع ابرقدرتها را به خطرناکترین وجه به مخاطره خواهد انداخت. فرانسیس فوکویاما و هنری کیسینجر نیز صحبت از غلبه اسلام سیاسی بر جهان میکنند.