گروه سیاسی: پس از مانور ناوهای ایرانی در دریای مدیترانه و بازگشت به بندر بوشهر وزیر دفاع آمریکا راهی منامه شد تا ضمن بازدید از پایگاه نظامی این کشور در خلیجفارس آخرین تحولات بحرین را مورد بررسی قرار دهد. رابرت گیتس در آخرین برنامه سفر خود به بحرین با پادشاه این کشور گفتوگو کرد و در ژست یک سیاستمدار به آلخلیفه این توصیه را داشت که «برای جلوگیری از نفوذ ایران، اصلاحات را هر چه سریعتر آغاز کند». به گزارش ایرنا،رابرت گیتس در جریان گفتوگو با پادشاه بحرین با ابراز امیدواری نسبت به آغاز اصلاحات واقعی در بحرین گفت: رهبران کشورهای عربی باید بدانند زمان آن فرا رسیده که به تقاضای مردمشان درباره دموکراسی و آزادیهای اجتماعی پاسخ مثبت دهند.
وی خاطرنشان کرد: «هیچ مدرکی وجود ندارد که ایران انقلابهای مردمی را در منطقه به راه انداخته باشد اما شواهد واضحی وجود دارد که ایران به دنبال دخالت در جنبشهای مردمی منطقه بویژه در بحرین است، به همین دلیل است که دگرگونیهای جزئی کافی نیست و باید اصلاحات کلی انجام گیرد چرا که تحولات منطقه نشان میدهد بازگشت به وضع قبلی امکانپذیر نیست». گیتس بعد از اینکه نفوذ ایران را به ضرر منافع حکام فعلی بحرین خواند، اظهار کرد: با همه این تحولات بر این باور هستم که رویدادهای جاری در بحرین هیچ تهدید فوری برای منافع آمریکا محسوب نمیشود.
هر چند گیتس معتقد است رویدادهای جاری در بحرین تهدید فوری برای منافع آمریکا محسوب نمیشود اما به گفته کارشناسان ترس از «نزول جایگاه آمریکا» و «افزایش قدرت ایران در خاورمیانه» بشدت سران کاخ سفید را نگران کرده است. این نگرانی زمانی بیشتر میشود که متحد نظامی آمریکا در آنسوی تنگه هرمز، فشار پنجههای انقلابیون شیعه و سنی را بر گلوی خود حس میکند. درست در جریان آغاز ناآرامیها در بحرین هیلاری کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده لب به سخن گشود: بحرین دوست و متحد ما از سالهای بسیار دور است و البته که مسؤولیت هر دولتی هم تامین امنیت شهروندانش است و دقیقا به همین دلیل است که ما از دولت بحرین و معترضان میخواهیم که خویشتنداری به خرج دهند. حمایت صریح آمریکا از حکام بحرین که 80 درصد مخالفانش در خیابانها هستند اما دلیلی دارد. BBC چندی پیش درباره جایگاه استراتژیک بحرین برای ایالات متحده نوشته بود: آمریکا با لنز ایران به بحرین نگاه میکند و طبیعی است که تصویر با اینچنین رویکردی میلرزد و سر جای خود نمیایستد. از 1979 تاکنون تهران و واشنگتن خط بطلان بر همه روابط دیپلماتیک دوجانبه کشیدهاند.
در تمام این سالها ایالات متحده، بحرین کوچک را تبدیل به مستعمرهای پنهانی برای خود کرد. در این مسیر عربستانسعودی با ترسی که از قدرتگیری ایران شیعه در بحرین شیعهنشین داشت، دوشادوش واشنگتن در منامه ایستاد. اکنون معادلهها در بحرین هم به ضرر کاخ سفید جمع بسته شد. بحرین با آن حجم کوچکی که در نقشه حاشیه خلیجفارس به خود اختصاص داده قلب نظامی ایالات متحده در منطقه است. قلبی که شریان فعالیتهای نظامی واشنگتن در منطقه پرالتهاب خاورمیانه به حساب میآید. معادلات در خاورمیانه برای واشنگتن پیچیده و پیچیدهتر میشود. از یک سو پرونده هستهای ایران خواب شب را بر باراک اوبامای آمریکایی حرام کرده و از سوی دیگر واشنگتن میرود تا دوستان خود در میان اهل تسنن منطقه را از دست بدهد. دامنه نفوذ ایران مقابل چشمان آمریکا وسیع و وسیعتر میشود. «افزایش نفود ایران در منطقه» از جمله پیامدهای انقلابهای عربی بهشمار میرود که همگان متفقالقول بر آن تاکید دارند. هر چند در این بین کارشناسان نقش ویژهای برای بحرین در نزول جایگاه آمریکا در منطقه خاورمیانه ترسیم میکنند. به عقیده کارشناسان مرکز استراتفور بحرین کلید تحولات کل منطقه حاشیه خلیجفارس است. اگر بحرین تن به تغییرات گسترده دهد و شیعیان در این منطقه به حقوق خود برسند، آن گاه کل منطقه حاشیه خلیجفارس همانند دومینو دچار تغییر خواهد شد که این در نهایت به نفع ایران خواهد بود.
به گزارش ایران دیپلماسی، مرکز استراتفور تصریح مىکند، در صورتى که بحران در منطقه خلیجفارس افزایش یابد ایالات متحده بخش اعظم نیروهاى نظامى خود را از این منطقه خارج خواهد کرد که این مساله باعث تضعیف جایگاه سنىها که تاکنون روى حمایت ایالات متحده حساب ویژهاى کردهاند، خواهد شد. در بخش دیگری از این گزارش با اشاره به اینکه ایران نقشى مهم در همه تحولات منطقه از آذربایجان گرفته تا کشورهاى حاشیه خلیجفارس تا شمال آفریقا دارد، آمده است: مساله شیعه و سنى در این منطقه یک مساله تاریخى است که مدتهاى طولانى در این منطقه مطرح است. پس از سرنگونى صدام، رئیسجمهورى مخلوع عراق در سال 2003 ایران این فرصت را یافت که خیال خود را از بابت همسایه غربى خود مطمئن کند. کشورى که با آن 8 سال جنگیده بود و بیشترین ضرر را در طول تاریخ معاصرش از آن دیده بود، اکنون مىرفت که قوه ایذایى خود را از دست دهد و حداقل براى یک مدت طولانى در برابر ایران آرام بگیرد.
به ادعاى این مرکز، ایران این فرصت را یافت که با استفاده از این موقعیت ایدئولوژى خود را تا قلب جامعه عربى (بغداد) گسترش دهد. با خروج نیروهاى آمریکایى از عراق که قرار است تا پایان سال 2011 تکمیل شود، فرصت تازهاى در اختیار ایران قرار مىگیرد که از خلأ سیاسى پس از آن نهایت استفاده را برده و حضور موثر خود را در این کشور تقویت کرده و جاى پاى محکمى در همسایه غربى خود ایجاد کند. در منطقه خلیجفارس ایران نقشه گستردهترى دارد. ایران مىخواهد با حمایت از گروههاى سیاسى طرفدار خود به هدفهاى بزرگى در کویت، بحرین و عربستانسعودى برسد. یکى از اهداف بزرگ ایران این است که مناطق شیعهنشین را از حضور نیروهاى آمریکایى خالى کند و در جایى که آمریکایىها حضور ندارند نقش خود را پررنگ کند. نقش ایران در تحولات بحرین بسیار پررنگ است، ایران جایگاه ویژهاى نزد اپوزیسیون و جریانهاى اجتماعى فعال در بحرین دارد.
از سویى کارشناسان روابط آذربایجان و ایران نیز به مرکز استراتفور گفتهاند: اگر بحران داخلى در آذربایجان افزایش یابد، ایران تلاش خواهد کرد حضور خود را در این منطقه نیز افزایش دهد. اما ایرانىها هیچگاه به دنبال درگیرىهاى جدى در این منطقه نبودهاند و هیچگاه نیز قصد مداخله در امور آذربایجان را نداشتهاند. بهرغم اینکه ایران نسبت به بسیارى از مسائل اجتماعى و سیاسى آذربایجان اعتراض دارد ولى در عین حال از حزب اسلامى آذربایجان خواسته است که همکارىهاى بسیار نزدیکى با دولت باکو داشته باشد. بهرغم اینکه ایران موفق شد تا اندازهاى بر بحران جارى در این کشور اثر بگذارد ولى هیچگاه بحران به حاکمیت جریان فعلى اثر نگذاشت و ایران نیز هیچگاه نقشهاى براى تضعیف دولت باکو نداشته است. از سویى ایران این مساله را نیز مدنظر دارد که در صورت افزایش تنش در آذربایجان و خصومتورزى با دولت این کشور، روسیه دخالت کرده و این موضوع مىتواند بر ایران تبعات سلبى بگذارد. بنابر این ایران بیشتر تلاش خود را صرف نفوذ در کشورهاى حاشیه خلیجفارس خواهد کرد و با آذربایجان در چارچوب تحولات فعلى تعامل خواهد داشت.