مجتبی حدادی
در غالب کشورهای دموکراتیک و مردمسالار همواره پس از انتخابات و رونمایی از مهمترین رکن دموکراسی همه گروه ها و جریانات سیاسی با تمکین در برابر نتایج انتخابات به قواعد بازی احترام می گذارند و میدان را برای شخصی که توانسته در این ماراتن نفسگیر برنده شود خالی می کنند . اما متاسفانه پس از انتخابات22 خرداد88 در ایران که نمونه کم نظیری از نفوذ و رسوخ فرهنگ سیاسی به زیر پوست لایه های اجتماعی کشور بود گروهی با جرزنی سیاسی ، اصرار بر ادامه بازی در خیابان های تهران داشتند.با این حال بیش از 20 ماه از غائله فتنه سبز در کشور می گذرد. در این اثنا جنبش به اصطلاح سبز با فراز و فرودهای متعددی روبه رو شد. نقطه آغاز این غائله مطرح ساختن شبهه تقلب در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بود که توانست طیفی از طرفداران میرحسین موسوی را در 25 خرداد 88 به خیابان ها بیاورد.
اما پس از آشکار شدن اهداف سران فتنه و عدم مراجعه آنها حتی برای اعلام اعتراض نسبت به نتیجه انتخابات به مراجع ذیصلاح قانونی نشان داد که فتنه سبز اهداف دیگری درسر دارد و همین امر نیز روز به روز ریزش ها را در میان حامیان این جریان افزود تا اینکه جنبش سبز به اصطلاح طرفدار آزادی مردم علنا در برابر خواسته ها و آرمان های آنان قرار گرفت و با توهین به مقدس ترین ارزش ها در میان مردم نشان داد که ریشه های این فتنه در آب و خاک دیگری رشد کرده است . البته این تمام ماجرا نبود و رهبران جنبش سبز که به تدریج از حمایت های گروهگ ریگی و منافقین و سران تل آویو و واشنگتن آگاه شده بودند در 25 بهمن ماه 89 نیز در خیانتی آشکار به آزادیخواهان در مصر سعی کردند تا به نحوی نظام جمهوری اسلامی ایران را نیز از قبیل حکومت های دیکتاتوری منطقه نشان دهند و مرهمی بر قلب زخم خورده سران تل آویو در غم محاصره شدن در میان ملت های بیدار خاورمیانه باشند .
هر چند برخی از حامیان خارج نشین فتنه با ذوق زدگی عکس های چند ده نفری اغتشاشگران در تهران که به جان سطل زباله ها افتاده بودند را نشانه ای از بیداری و سرزندگی جریان فتنه در ایران قلمداد کردند اما به زعم راقم این سطور افتضاح 25 بهمن فتنه سبز آنقدر بزرگ بود که حتی رگ غیرت افرادی که طی 20 ماه گذشته سکوت کرده بودند را هم متورم کرد و آنها هم گفتند که غائله 25 بهمن در تهران خیانت به استقلال ایران و رقص پای فتنه سبز برای اربابان اسرائیلی آنها بوده است. اربابانی که طی سالهای اخیر بارها و بارها خباثت و رذالتشان را در به خاک و خون کشیدن کودکان بی گناه غزه نشان داده اند و بارها و بارها میهن عزیزمان را تهدید به تجاوز کرده اند. در حقیقت غائله 25 بهمن تهران آنقدر رنگ و بوی وطن فروشی داشت که هر ایرانی آزاده ای را مشمئز می کرد و جای هیچ حرف و حدیثی را باقی نمی گذاشت.
اما غائله 25 بهمن تبعات سنگینی را برای جریان فتنه نیز در پی داشت و در حقیقت ضربه مهلکی بود که سران آن به این جریان وارد کردند. فتنه گران در قمار صددرصد باخت آمریکا و اسرائیل در 25 بهمن در تهران اقدام به انتحار کردند و همین امر نیز موجب شد تا در روز 10 اسفند ماه که رسانه های فتنه خبر کذب دستگیری سران فتنه را با آب و تاب بازتاب می دادند هیچ اتفاق خاصی در تهران رخ ندهد و اندک حامیان جریان سبز نیز سران به اصطلاح در بند فتنه!! را تنها بگذارند. بیانیه سران فتنه سبز برای اغتشاش در تهران آخرین نفس های جریان سبز در کشور بود. آنان با این اقدام جنبش سبز را در پیش پای آمریکا و اسرائیل قربانی کردند تا شاید خون این جریان در ایران بتواند اندکی از تب و تاب جنبش های مردمی در خاورمیانه که چشم امیدشان به ملت و دولت ایران است بکاهد.
امروز غالب اتاق های فکر براندازی نرم جمهوری اسلامی ایرانی یکی پس از دیگری بر پایان توهم سبز در ایران اذعان می کنند.شاید مقاله فصلنامه فارین افرز ارگان شورای روابط خارجی آمریکا سندی بر انقضای تاریخ مصرف جریان سبز در ایران باشد.در این مقاله صراحتا آمده است « بسیاری از مقامات آمریکا معتقدند جنبش سبز مدتهاست که مرده و ارزش ندارد که بیشتر از این ایران را با خود دشمن سازند. با این حال، آمریکا خیلی زود جنبش سبز را در سال 2009 کنار گذاشت. تغییرات اساسی نیاز به زمان دارد. امروز شاید تنها راه آمریکا راه اندازی جنش سبز 2 باشد. از این روست که می توان گفت جنبش سبز حتی از نگاه اصلی ترین حامیان آن نیز دوران خود را سپری کرده است و به انتهای راه رسیده است. رادیکالیسم سبز طی 20 ماه گذشته اسب لجاجت خود را در فضای سیاسی کشور تازانده است و هم اکنون این اسب خسته به انتهای راه رسیده است .
رفتار پارادوکسیکال این جریان ، نفی ابتدایی ترین ارزش های فرهنگ سیاسی کشور ، توسل به دروغ و احتجاجات سقیم ، بیگانه پذیری و ماهیتی مبتنی بر گروهای سیاسی که تنها نقطه اشتراک آنها معاندت با نظام اسلامی است منجر به آن شده است که جریان سبز در کشور با بحران مشروعیت روبه رو شود و نه تنها در میان حامیان داخلی بلکه حتی از نگاه هادیان خارج نشین آن به بن بست برسد .با این حال رفتار غربی ها با جنبش سبز در ایران بسیار عبرت آموز است . آمریکا و تل آویو که از تحولات اخیر خاورمیانه به شدت خشمگین بودند نوک پیکان مقابله را به سوی تهران گرفتند تا شاید با متشنج نشان دادن اوضاع ایران عزم راسخ مردم منطقه در اسلام خواهی را سست کنند و از همین رو رسما سایت ها و رسانه های رسمی اسرائیل و آمریکا از جنبش سبز خواستند تا در 25 بهمن 89 به نام مصر و علیه ایران به خیابان ها بریزند و متاسفانه سران فتنه سبز در ایران نیز ناشیانه در دام این بازی غربی ها افتادند. اما باید دانست که انتساب رسمی جنبش سبز به آمریکا و یا اسرائیل در حقیقت ناقوس مرگ این جنبش در ایران بود . اما غربی ها بدون توجه به منافع این جنبش در ایران در راستای اهداف خود دست به چنین اقدامی زدند که وجه مردمی بودن جنبش سبز را به کلی مخدوش کرد و نشان داد این جنبش در راستای اهداف دشمنان قسم خورده ایرانیان حرکت می کند.