تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۰  ، 
کد خبر : ۲۱۶۸۵۶

آمیزه «عقل و مکر»، مشخصه عقلانیت اموی و ماکیاولی


زیاد تعجب نکنید و انگشت حیرت به دهان نگیرید و بی‌تاب و آشفته نگردید وقتی این واقعیت تلخ را از زبان افراد از بند رسته و به خدا پیوسته می‌شنوید که می‌گویند: ما دیده‌ایم کسانی را که "عقلانیت" را "نیرنگ افکنی" و "فریب‌گری می‌دانند و در پرتو این تفکر خود ساخته، هر نوع مکرورزی و دام گستری را توجیه می‌کنند!
این افراد آمیزه‌ای از "عقل" و "مکر" را "عقلانیت و خردورزی" می‌دانند و در حیات اجتماعی و سیاسی و در مواجهه با افراد گوناگون، هر جا که لازم بدانند جلوه‌هایی از فریبکاری و مکرورزی همچون دروغ بافی و تهمت زنی و تخریب گری را به ظهور و عینیت در می‌آورند و چنین می‌پندارند که عقل گرایی یعنی همین روش و باید همواره چنین پنداشت و در چنین بیراهه‌ای گام برداشت!
اینان هیچ اعتراضی را برنمی‌تابندو به گونه‌ای در بافته‌ها و پنداشته‌های خویش اسیرند که نمی‌خواهند سر از چاه ظلمانی نفس برآورند و آسمان و فضای روشن حقیقت را بنگرند.
تعجب و حیرت شما وقتی مضاعف می‌گردد که متوجه می‌شوید برخی از افراد و گروه‌هایی که این گونه می‌اندیشند و رفتار می‌کنند، خود را "مسلمان" هم می‌دانند و به "دیانت" و قوانین رهایی بخش اسلامی معتقد و عامل می‌پندارند!
مگر ندیده‌ایم در تاریخ پر فراز و نشیب اسلام افراد و گروه‌هایی را که در دوره حیات و امامت ائمه معصومین (ع) به سر می‌بردند و با وجود حضور آن پیشوایان الهی که اسلام مجسم بودند و اسوه و الگوی مسلمین در افکار و گفتار و رفتار به شمار می‌رفتند، چشم بر حقیقت وجود آن مطهران فرو خوابانیدند و در بیراهه مکر و نفاق و دام گستری حرکت کردند؟
اگر صاحبان این افکار و پنداشته‌های به هم بافته در انزوای خویش به سر می‌بردندو در عرصه فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی وارد نمی‌شدند، ضرر کمتری به وجود می‌آوردند، لکن درد و حسرت این بوده و هست که اینان با همین اعتقادات باطل و متضاد با اسلام، به صحنه‌ها و میادین آمدند و در مقابل امامان معصوم(ع) به موضعگیری پرداختند و تا آنجا پیش تاختند که نه تنها نصایح و رهنمودهای امامان را نپذیرفتند، که حتی به آن مقربان درگاه الهی نسبت کفر دادند!
تنها در کسوت دیانت بودن و سر به سجده سائیدن این مدعیان عقلانیت با همان تفکر مغشوش، آفت این افراد و موجب گمراهی آنان به شمار نمی‌رود، که تعجب دیگر این است که چنین افرادی علاوه بر ادعای دیانت، ادعای علم و دانش نیز می‌کنند و مغرورانه آنچه را که به صورت درس آموخته‌اند و در نهایت مدرکی به دست آورده‌اند، پشتوانه این بافته‌های نفسانی به نام عقل گرایی و در عین حال فریبکاری قرار می‌دهند تا بهتر بتوانند "عقل و مکر" را که هرگز با هم به سازش نمی‌رسند، در کنار یکدیگر قرار دهند و به منافع اقتصادی و موقعیت اجتماعی و مطامع سیاسی و جناحی دست یابند.
و این جاست که به این دیدگاه ژرف و عمیق اسلامی درباره علم و دانش می‌رسیم که فقط دانشی مورد تأیید دین است که در مسیر اهداف پاک خدمت به جامعه و پیشرفت کشور به کار رود. و نیز به این واقعیت دست می‌یابیم که دیدگاه دین مبین درباره نقش دوگانه علم و دانش، بیانگر علم زیانمند و علم سودمند است. علم زیانمند، در افراد و گروه‌های اقتصادی و سیاسی و جناحی خاص، مصادیقی از "شرالعلم" (بدترین علم) (1) و "سکرالعلم" (مستی علم) (2) و "حجاب الاکبر" (مانع بزرگتر)(3) می‌باشد. علم سودمند که عامل پیشرفت در حیات فردی و جمعی است، "نور" (4) و "حیات" (5) و "خزائی"(6) نام می‌گیرد و در عناصر سالم و گروه‌های صالح متجلی می‌گردد.
آمیزه "عقل و مکر" همیشه دست مایه افراد و گروه‌های مکار می‌باشد و متاسفانه از این افراد و گروه‌ها در محیط‌های تلاش فکری، علمی، مطبوعاتی، اقتصادی و سیاسی بسیار مشاهده شده و می‌شود.
این افراد آنچه را که از عقل و خرد بهره‌دارند در خدمت نفسانیت‌های گوناگون فردی و اجتماعی و سیاسی و جناحی خود قرار می‌دهند تا به این وسیله راه و روش‌های نفوذ و تخریب و از میدان خارج کردن رقیبان را بهتر و زودتر به مرحله عمل در‌آورند.
می‌دانیم که عقل و خرد به دلیل این که نیرویی است که به "ارزیابی" می‌پردازد و به "شناسایی" می‌رساند و "روش یاب" و "مقصدرسان" است، می‌تواند از دو سو و توسط دو گونه از افراد و گروه‌ها به دو نوع بهره‌برداری برسد. یعنی هم می‌توان قدرت عقل را در بیراهه باطل انداخت و هم می‌توان در راه حق به استفاده شایسته در آورد. هم افراد پلید و ناپاک می‌توانند به بهره‌برداری از عقل در رسیدن به روش‌های فریبکاری و مکرورزی بپردازند، هم افراد پاک و سالم و مهذب می‌توانند از نیروی عقل برای یافتن راه وروش‌های رشد و کمال بهره‌برداری صحیح و الهی و انسانی کنند.
هم گروه‌های سیاسی صالح و فعال در مسیر کسب رضای خداوند و خدمت به مردم از عقل و خرد استفاده درست می‌کنند، و هم گروه‌های سیاسی ناصالح و جناح زده در مسیر نیل به مطامع سیاسی و جناحی خود قادرند از عقل بهره‌برداری کنند و انواع مکر و نیرنگ‌ها را به میدان بیاورند و اقسام بد اخلاقی‌ها از جمله دروغ گویی‌ها و تهمت زنی‌ها و جنگ روانی و ترور شخصیت فکری و اجتماعی و سیاسی صالحان و وارستگان را به تجربه گذارند. چنان که در موارد گوناگون و در صحنه فعالیت‌های سیاسی به ویژه در هنگامه‌های انتخابات، از این نوع بهره وری‌های ناشایست از عقل به صورت آمیزه‌ای از "عقل و مکر"، بسیار اتفاق افتاده است.
تردیدی وجود ندارد که این نگرش و گرایش نسبت به عقل و خرد و این عقلانیت فردی و اجتماعی و سیاسی به صورت "آمیزه‌ عقل و مکر" در نگاه فرهنگ و معارف اسلامی محکوم و مطرود می‌باشد.
این کلام بسیار آگاهی بخش از حضرت علی(ع) است:
"غر عقله من اتبعه الخدع"
"عقل خود را فریب داده کسی که به دنبال آن، مکرها و نیرنگ‌های گوناگون را آورده است."(7)
این روایت و سایر روایاتی که در این موضوع آمده است، "آمیزه عقل و مکر" به صورت به کارگیری فریب‌ها ونیرنگ‌ها برای رسیدن به اهداف و مقاصد فردی، اجتماعی و سیاسی و در هر موضوع و عرصه فعالیت را نفی می‌کند و علاوه بر آن این روش‌ها و تاکتیک‌های نفسانی را به شدت با دین در تضاد و تعارض می‌بیند و همه افراد و گروه‌هایی که عقل و خرد را با خدعه و مکر می‌آمیزند و به این وسیله به بهره‌برداری ناسالم از آن می‌پردازند متهم به مواجهه و تعامل فریبکارانه با عقل می‌کند و به راستی این افراد و جریان‌ها و گروه‌ها که به جای استفاده صحیح و مبتنی بر تعالیم اسلامی از عقل و خرد، به بهره‌وری ناسالم از این نعمت می‌پردازند، از خیانتکارترین افراد و گروه‌ها به شمار می‌روند و طبیعی است آنجا که خداوند متعال از انسان می‌پرسید: "لتسئلن یومئذ عن النعیم" (8)، پاسخ آنان به این پرسش درباره نعمت عقل و خرد که چگونه از آن بهره‌برداری کردید، بسیار سخت و تلخ و دردناک خواهد بود.
از واقعیت‌های مهمی که باید درباره آن بیندیشیم این است که "آمیزه‌ عقل و مکر" که عبارت است از سوء استفاده از عقل و بهره‌برداری ناصحیح از آن، از مشخصه‌های مهم و اولیه، عقلانیت اموی" و "عقلانیت ماکیاولی" به شمار می‌رود.
عقلانیت اموی به صورت تلاش‌های ذهنی و فکری آمیخته با نفس برای به خدمت گرفتن نیروی عقل به منظور دست یابی به روش‌های نفوذ در مردم و منحرف کردن آنان از حقیقت و در نهایت استفاده‌های ابزاری از توده‌ها برای دست یابی به مطامع سیاسی به ظهور و بروز در آمد. این تلاش مخرب، سیطره امویان بر اریکه‌های قدرت و حکومت و غصب مقام خلافت ائمه اطهار(ع) را به همراه داشت و آنان توانستند با این روش ، نه تنها مردم را از مواضع حق و اسلام ناب دور بدارند، بلکه در تقابل و تعارض با حضرت امام علی(ع) و حضرت امام حسن(ع) و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) درآورند و دیدیم که ثمره نهایی "آمیزه عقل و مکر" توسط امویان باعث شد که تیغ جفا به روی امامان(ع) کشند و آنان را با حمایت مردم مسلمان! قربانی کنند.
همین شیوه در مقاطع دیگر تاریخ و در سیره و روش عباسیان به تجربه درآمد و پس از آنان، تا امروز در جوامع اسلامی امتداد داشته است.
عقلانیت ماکیاولی که امروز توسط قدرتهای استکباری و مهره‌ها و عوامل و جریان‌های وابسته به آنان در سرزمین‌های اسلامی از جمله ایران تداوم دارد، همان عقلانیت اموی است. اگر دیروز، امویان دین و مذهب و اخلاق را در خدمت اهداف سیاسی خود قرار می‌دادند، امروز همان شیوه توسط طرفداران نقابدار ماکیاولیسم به منصه ظهور می‌رسد و افراد و گروه‌های سیاسی و عناصر قدرتمند و ریاست‌پرست، به سهولت و با توجیه‌های نفسانی، هر تحرک مخرب سیاسی را به نام دین و با عنوان مسلمانی، معقول می‌دانند و این همان عقلانیتی است که با مکر و نیرنگ امتزاج یافته است و هر چه نامش را بگذاریم، واقعیت تلخ آن قابل انکار نمی‌باشد.
واقعیت تلخ دیگری که باید به آن بپردازیم این است که دیروز و امروز در سطح جامعه و کشور، بسیاری از مردم را می‌یابیم که عقل و مکر را به هم می‌آمیزند و به بهره برداری‌های خلاف شرع از آن می‌پردازند و در عین حال این عمل را یک "هوشمندی" و "کیاست" می‌دانند. این واقعیت، به گونه‌ای ملموس است و در میان اقشاری از مردم جامعه دارای سابقه می‌باشد که از دید تیزبین و فکر عمیق و کاوشگر اندیشمندان اسلامی از جمله علامه مرتضی مطهری دور نمانده است، آنجا که صریح و نمایان اعلام می‌کند:
"برخی از حیوانات مانند روباه به مکر و خدعه معروف شده‌اند. بدیهی است که مکر و خدعه آن حیوانات قابل مقایسه با مکرها و خدعه‌ها و ظاهرسازی و تصنع‌های فرزند آدم نیست."(9)
متفکر شهید آیت‌الله مطهری سپس از شیوع این روش مبتنی بر مکر و نیرنگ در بین بسیاری از مردم، چنین می‌نویسد:
"متاسفانه بسیاری از مردم دچار این اشتباه هستند،‌ نفاق و دورویی و مکر و خدعه را یک امتیاز برای خود می‌شمارند و به آن نام "زرنگی" می‌دهند،‌ صداقت و صراحت و یک رویی را از کم شعوری می‌شمارند. گمان می‌ کنند که با مکر و خدعه و نفاق، بهتر می‌توان با عوامل حیات هماهنگی کرد و پیش رفت، غافل از اینکه طبع عالم بر درستی و صداقت است، آن کس که با خدا مکر کند خداوند فوق همه مکر کنندگان (10) است. قرآن کریم همواره از راستی و صداقت و صراحت دم می‌زند و با ندای بلند می‌فرماید که مکر و نیرنگ و نفاق - با همه پیشرفت‌های موقت - محکوم به شکست خوردن است. روزگار بساط نیرنگ و دورویی را درهم می‌پیچد و شیشه نفاق را می‌شکند، اساس عالم بر حقیقت است، نه مجاز و نمی‌توان نظام راستین جهان را به بازی گرفت."(11)
نباید فراموش کنیم که "آمیزه عقل و مکر" که مشخصه عقلانیت اموی و ماکیاولی و دو روی یک سکه می‌باشند، اگرچه به طور عام و در میان اقشار مختلف مردم جامعه، عملی است شنیع و ضداسلام و گناه قطعی به شمار می‌رود، لکن در میان جریان‌های فکری و گروه‌های سیاسی و برخی از صاحبان قدرت و حکومت،‌ بسیار زشت‌تر و خطرناک‌تر و از معاصی بزرگ می‌باشد، زیرا اولا دامنه بهره‌وری اینان از مکرها و فریبکاری‌ها و نفاق‌ورزی‌ها بسیار وسیع است و جایگاه و نقش و سلطه آنان چنین ایجاب می‌کند که این عملکرد تباهشان آفات و آسیب‌های فراوان بیافریند.
واقعیت تلخ دیگر این است که شیوه‌های مکرورزی و فریبکاری جریان‌ها و گروه‌ها و کارگزاران ناصالح، به سرعت در مردم جامعه رخنه می‌کند و آثار مخرب به وجود می‌آورد. در واقع وقتی مردم مشاهده کنند که برخی از جریان‌ها و گروه‌ها و حکمرانان، به عقلانیت اموی و ماکیاولی متمایل و متعامل می‌باشند و از نعمت عقل برای فریبکاری بهره‌ می‌برند و به تعبیر حضرت امام علی‌بن‌ابیطالب(ع) عقل خود را فریب می‌دهند و به دنبال آن مکر و نیرنگ می‌آورند،‌ هیچ وظیفه‌ای برای کناره‌گیری از این مشی و روش احساس نمی‌کنند و بر تداوم این رفتار خطرناک و متضاد با دین و ایمان اصرار می‌ورزند و از همین جا، پرده‌دری‌ها و فحاشی‌ها و تخریب‌ها علیه عناصر صالح و حتی علیه بعضی از مراجع و علما شدت می‌گیرد و هیچ وقفه‌ای در آن به وجود نمی‌آید، و این یعنی انحراف از اسلام و انحطاط در اخلاق و خیانت به امانت عقل و خرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات