مصیب فتحی: اکنون با سرنگونی رژیمهای دیکتاتوری مصر و تونس، خاورمیانه عربی شاهد تحولات کمنظیری است که چشم جهان را به خود خیره کرده است. شعلهور شدن آتش نارضایتی عمومی و درونی ملتهای عرب منطقه که دامنگیر دولتهایی مانند اردن، یمن، بحرین، لیبی، الجزایر و... شده، برخی از حاکمان خودکامه کشورهای منطقه را به وحشت انداخته است. در این میان با توجه به جایگاه عربستان در میان دولتهای عربی، تحولات این کشور زیر ذرهبین و گمانهزنیهای بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران مسائل سیاسی و اجتماعی قرار گرفته است. برگزاری روز خشم در عربستانسعودی را میتوان نقطهعطفی در تحولات این کشور دانست. سیستم حکومتی عربستان که در سال ۱۹۳۲ پایهگذاری شد، همچنان کشور را بر اساس سنتهای قومی- قبیلهای اداره میکند و از آغاز پیدایش فاقد یک نظام سیاسی کارآمد بوده و برای دهههای متوالی نتوانسته است فرمولی اقناعکننده برای جانشینی در قدرت سیاسی ارائه کند که اگر نه مردم، لااقل شاهزادگان را بدان قانع کرده و هزینههای جنگ قدرت را کمتر کند.
شیوه حکومت در عربستان بسیار متمرکز است. حکومت، پادشاهی مطلقه است. خاندان سلطنتی دارای سلطه کامل سیاسیاند و هیچ حزب سیاسی، پارلمان و انتخابات در این کشور وجود ندارد. پادشاه در راس کشور؛ رئیس دولت، رئیس خزانه کشور و خادم حرمینالشریفین است و انتخاب امیران مناطق چهارگانه کشور و تنفیذ احکام استانداران، شهرداران و فرمانداران از اختیارات اوست. دین قدرتمندترین نهاد جامعه است و قدرت در دست شاه و بالاترین مقام دینی متمرکز است. منشور «عبدالعزیز»، اولین پادشاه سعودی به عنوان سنت سلطنتی مبنی بر تداوم سلطنت بین برادران لازمالاجراست؛ پادشاه از بین مسنترین آنها انتخاب میشود. در بند «ب» از ماده 5 قانون اساسی این کشور که در مارس 1992 صادر شد، صراحتا اعلام شده که حکومت و زمامداری انحصارا در اختیار فرزندان و نوادگان ملک عبدالعزیز است که در سال 1932 دولت عربستان را بنیانگذاری کرد. برخلاف دیگر نظامهای سلطنتی که قدرت از پدر به پسر میرسد، در این کشور قدرت به برادران شاه انتقال مییابد. از این رو بین شاهزادگان و پادشاهان اختلاف سنی زیادی وجود ندارد.
به گزارش شیعهنیوز، بروس ریدل، کارشناس سابق امور خاورمیانه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سخنانی درباره وضع عربستانسعودی در پی تظاهرات علیه رژیم حاکم در این کشور گفت: با وجود این تئوری سنتی که عربستان در معرض بروز ناآرامیها قرار ندارد اما به نظر میرسد که خود دستگاه حاکمه این کشور اکنون در نگرانی بسر میبرد. توبی جونز، استاد تاریخ دانشگاه راتجرز نیز گفت: ابزاری وجود ندارد که بتوان بر اساس آن پیشبینی کرد آیا ناآرامیهای بزرگی در عربستان روی خواهد داد یا نه اما اگر از من سوال کنید که آیا احتمالی هرچند اندک در این زمینه وجود دارد، پاسخ من به این سوال مثبت خواهد بود. وی افزود: وضع ناامیدی در عربستان از سالیان سال وجود دارد که نمیتوان آن را نادیده یا کماهمیت دانست و مردم عربستان از فساد موجود در سایه ریخت و پاشهای خاندان حاکم خشمگین هستند و در نتیجه، علل قوی برای خشم مردمی وجود دارد لذا این علل میتواند موجب بسیج مردم شود. کارشناسان آمریکایی میگویند منطقه نفتخیز شیعهنشین الشرقیه در معرض بروز بیشترین میزان ناآرامی سیاسی قرار دارد. مردم این منطقه از سیاستهای تبعیضآمیز رژیم سعودی و به حاشیه راندن آنها به تنگ آمدهاند و خواهان اصلاحات واقعی، گسترده و ریشهای در کشورشان، آزادی زندانیان سیاسی و رعایت حقوق بشر هستند.
میتوان گفت شاهکلید تحولات عربستان در دستان شیعیان این کشور است. در حال حاضر شیعیان عربستان حدود 15درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدهند. آنها عمدتا در استان شرقی ظهران در شهرهای قطیف و احساء سکونت دارند، هرچند در مناطق دیگر نیز گروههای شیعی به صورت اقلیت زندگی میکنند. گرچه فقط 15 درصد از جمعیت25میلیونی عربستانسعودی پیرو مذهب شیعه هستند اما بر اساس گزارش گروه بینالمللی بحران، شیعیان، غالب جمعیت شهرهای نفتخیز و مهمی چون قطیف، دمام و حساء (محل بزرگترین میادین نفتی و پالایشگاههای عربستان) را تشکیل میدهند. بسیاری از شیعیان عربستان خود را به پیروان این مذهب در عراق، ایران و لبنان نزدیکتر میبینند تا به سعودیها که بیشتر وهابی هستند. وهابیها معمولا شیعیان را رافضی و حتی گاهی مرتد لقب میدهند. زمانی که بسیاری از مقامهای کشورهای عرب، ایران را که بیشترین جمعیت شیعه را در جهان دارد تهدیدی برای امنیت منطقه خواندند، این نظریه در رسانههای عربزبان به وجود آمد که ایران در راستای برنامههایش از شیعیان عربستان حمایت میکند اما شیعیان عربستان این نظر را رد میکنند و معتقدند مورد تبعیض واقع شدهاند.
اتهام تبعیض در قبال شیعیان عربستان از سوی بسیاری از کشورهای غربی به رهبری آمریکا مطرح شده که بارها نگرانی خود را درباره نبودن آزادی مذهب در عربستانسعودی ابراز کردهاند. ملک عبدالعزیز بنسعود، بنیانگذار پادشاهی عربستانسعودی در سال 1913 در قبال به رسمیت شناخت شدن حکومتش از سوی رهبران شیعیان عربستان، وعده داد بود که امنیت و آزادی برای عبادت شیعیان را تامین خواهد کرد اما توفیق السیف، فعال سیاسی در عربستان به BBC گفت به نظرش هیچکدام از این وعدهها عملی نشده است. او گفت: مشکلات زیادی وجود دارد که میتواند موجب ناآرامی شود. بسیاری از رهبران سنی و شیعه در تلاشند به این آشفتگی پایان دهند. اما به اعتقاد آقای سیف فقط با معرفی اصلاحات سیاسی و اجتماعی از سوی دولت دستیابی به ثباتی بلندمدت امکانپذیر است. شیعیان عربستان خواهان برخورداری از امکان حضور مساوی در دولت و ارتش و همچنین داشتن آزادی برای برگزاری مراسم مذهبیشان هستند. آنها میخواهند مساجد خود را داشته باشند و اجازه داشته باشند کتابهای مذهبیشان را چاپ کنند. در سال 1979 با وقوع انقلاب در ایران، رهبران انقلاب اسلامی خواهان تغییر در تمام منطقه شدند که اعتراضهای شیعیان و کشته شدن دهها نفر را در شهر قطیف در پی داشت. رهبران جنبش مخالفان دولت موسوم به «خلاص» میگویند در 15 سال گذشته دولت فرصتهای زیادی برای اصلاح سیاستهایش در قبال شیعیان داشته که از هیچکدام استفاده نکرده است.
وجه مشترک همه کشورهای خلیج فارس وابستگی شدید به غرب، حاکمیت دیکتاتوری، فساد حکومت، ناکارآمدی سیستم و سنتی بودن آن و ضدیت با مذهب و نیروهای مذهبی است. هر کشوری که این مشترکات را دارا باشد در معرض تحولات و جنبشهای اعتراضی مردم قرار خواهد گرفت و هرچه از میزان این مشترکات کاسته شود به همان نسبت ناآرامی در این کشورها کمتر رخ خواهد داد. عربستانسعودی نیز به عنوان کشوری که تحولات اخیر آن را نیز تحتتاثیر قرار داده باید در رفتار خود با شیعیان تغییرات وسیعی ایجاد کند. هرچند با توجه به تیراندازی نیروهای امنیتی در روز خشم خواسته و درخواستهای شیعیان و دیگر تظاهرکنندگان عربستان عوض شده است. مردم عربستان در قیام خود باید مراقب و مواظب اختلافافکنی و تفرقه طایفهای و قبیلهای توسط آلسعود باشند (ایجاد تفرقه در بین شیعه و سنی). گروههای شیعه و مخالف دولت عربستان میتوانند از زنان در اعتراضات خود کمک بگیرند تا زنان هم در این انقلاب نقشی داشته باشند و بتوانند برای رسیدن به آزادیهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تلاش کنند زیرا زنان در عربستان از زمان تولد تا مرگ زیر سایه مردان زندگى میکنند. تربیت طورى است که نه فقط خود را زیردست مردان مىدانند بلکه این باور در ذهن و روح آنها کاشته مىشود که زن عامل گناه و منشأ بدبختى است!
قوانین این کشور درباره حق مالکیت و ازدواج به گونهاى است که آنها پس از مردان در درجه دوم اهمیت قرار دارند و از شرکت در انتخابات و داشتن حق رای محروم بودند. آنها حق داشتن تلفن همراه و رانندگى ندارند و بدون اجازه یکى از اقوام مذکر نزدیک خود، امکان رفتن به مسافرت یا انجام هرگونه فعالیتى را نخواهند داشت. هنوز زنان این کشور مجبورند برای رفت و آمد از تاکسى استفاده کنند یا با خرید خودروی شخصى و استخدام راننده به رفت و آمد بپردازند که در این صورت باید مقدار زیادى از حقوق ماهانه خود را صرف این کار کنند. علاوه بر این مسائل، تعدد زوجات یکى از بدترین مشکلات زنان است. خیلى از مردان سعودى شریک زندگى خود را عوض مىکنند اما زنى که طلاق داده مىشود بدون حامى و بىسرپناه میشود. بسیارى از زنان این کشور حاضرند زن سوم یا چهارم مردى بشوند اما در اجتماع تنها و بىسرپناه نمانند و گرفتار فقر نشوند. نتیجهگیری: انقلاب به عربستان سرایت کرده و خواب از چشمان سران آلسعود ربوده، در این انقلاب 2 مهره شیعیان و زنان نقش کلیدی برعهده دارند.