محمدحسین میبدی
امام بزرگوار و بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران از همان آغاز نهضت، حرکت خود را بر اساس نه شرقی و نه غربی و انقلاب جهانی شروع کرد و رسالت خودش را هدایت همه انسانها دانست. امام خامنهای نیز انقلاب اسلامی را به 5 مرحله (سرنگونی حکومت دیکتاتوری و تحقق انقلاب، تاسیس نظام اسلامی، تشکیل دولت اسلامی، تشکیل کشور اسلامی و شکلگیری جهان اسلام) تقسیم کردند و آخرین ایستگاه آن را تشکیل حکومت جهانی اسلام دانستهاند. روشن است تحقق چنین انقلابی با این هدف بزرگ، لوازم و ساز و کارهای خاصی دارد که بدون آنها هرگز به موفقیت نخواهد رسید. اکنون به 3 مورد از مهمترین آنها اشاره میکنیم:
الف.ایدئولوژی کامل و جامع
روند تحقق انقلاب جهانی بدین گونه است که پس از شکلگیری دولت اسلامی و کشور اسلامی ایران، ابتدا کشورهای اسلامی هویت خود را یافته و اسلامی میشوند و به تدریج خاور میانه اسلامی شکل میگیرد و سپس جهان بشریت با الگو گیری از خاورمیانه اسلامی به سوی اسلام ناب حرکت میکند. برای شکل گیری خاورمیانه اسلامی باید محوری مشخص کرد که مورد قبول و علاقه همه مسلمانان باشد و همه را گرداگرد آن محور جمع کند. بی تردید بهترین محوری که میتواند این نقش را ایفا کند اسلام ناب محمدی است. اسلام است که میتواند همه مسلمانان را فارغ از ملیت و رنگ و نژاد و زبان در کنار هم قراردهد و برای هدف مشترک به مبارزه و قیام دعوت کند. شعارهای ناسیونالیستی عربی و ایرانی و ترکی و...، با پاره پاره کردن مسلمانان، آنها را در برابر هم قرار میدهد و نه تنها تحقق انقلاب را سرعت نمیبخشد که وضع جوامع اسلامی را از آنچه امروز هستند بدتر خواهد کرد.
ب. وحدت میان مسلمانان
یکی از ساز و کارهای لازم و ضروری برای تحقق انقلاب جهانی، وحدت همه گروهها و قبایل و طوایف داخلی و از همه مهم تر شیعه و سنی است تا انقلاب در حرکت پرشتاب خود در داخل دچار چالشهای نفس گیر نشود. موضوع وحدت شیعه و سنی که در همان ابتدای نهضت از سوی امام(ره) اعلام شد، یکی از مهم ترین استراتژیهای ایشان برای پیشبرد نهضت جهانی اسلام بود؛ زیرا بی تردید اکثریت مسلمانان جهان را اهل سنت تشکیل میدهند و تقابل و رویارویی با آنها به محصور شدن انقلاب اسلامی در مرزهای جغرافیایی ایران میانجامید. اگر جهان اسلام در تقابل با ایران اسلامی قرارمیگرفت، هرگز ملتهای مسلمان منطقه درصدد الگوگیری از انقلاب ما بر نمیآمدند. در نقطه مقابل، درست به همین دلیل است که غرب بهویژه امریکاییها همواره استراتژی "اختلاف بینداز و حکومت کن" را در دستور کار خویش قرار داده اند. امروز با بیداری اسلامی در منطقه و الگو گرفتن ملتها از مدل انقلاب اسلامی ایران به وضوح تأثیر استراتژی امام را در ایجاد وحدت میان شیعه و سنی ملاحظه میکنیم. دوستان و دشمنان ما همه به این نکته معترفند که این بیداری بزرگ بر گرفته از انقلاب اسلامی ایران است.
ج. ارائه الگوی موفق
همان گونه که امام خامنهای تصریح فرمودهاند، تحقق حکومت جهانی پس از تشکیل کشور اسلامی صورت خواهد گرفت. تشکیل کشور اسلامی و مدل موفق میتواند کشورهای اسلامی و ملتهای مسلمان، را به سمت این مدل هدایت کند و گرنه مدل ناموفق نمیتواند دیگر ملتها را به خود جذب کند. یکی از دلایل شتاب انقلابها در سال جاری موفقیتهایی است که ایران در سیاست خارجی، هستهای، هوا فضا، سلولهای بنیادین، نانو تکنولوژی و دیگر فناوریهای علمی کسب کرده و همچنان در منطقه از دیگران پیشتاز است. درست به همین دلیل بود که امام(ره) شعار اصلی خود را "ما میتوانیم " قرار داد و از جوانان کشور میخواست تا به جهاد علمی بپردازند. امام خامنهای نیز در 22 سال رهبری خویش، جوانان کشور را به قلههای پیشرفت سوق میدهند.
بی تردید استکبار جهانی از صدور انقلاب اسلامی به جهان به شدت نگران است و نگرانی خود را نیز پنهان نکرده بلکه بارها بر آن تصریح میکند و قطعا برای رویارویی با آن اتاق جنگ تشکیل داده و دایم در صدد مقابله با آن است؛ ساز و کارهایی که دشمن در اتاق فکرش برای مقابله با نظام اسلامی اتخاذ کرده، از این قرار است: ناسیونالیسم به جای اسلام، اختلاف به جای وحدت و ناکار آمدی نظام به جای کار آمدی.
اکنون به روشنی میتوان فهمید چه جریاناتی مصوبات اتاق فکر دشمن را، خواسته یا ناخواسته، به اجرا درمیآورند. به نظرمیرسد چهار جریان به ظاهر متضاد، مجریان واقعی برنامههایی هستند که اتاق فکر آن در بیرون مرزها قرار دارد.
1. جریانی که در 16 سال حاکمیت دولت کارگزاران و مشارکت، در جهت ناکارآمدی و انفعال نظام در سیاست خارجی و استکبار هراسی کوشید و به جای رشد و بالندگی هرچه بیشتر نظام و توسعه همه جانبه آن، در راستای پیشرفت و تعالی حزب و گروه خود تلاش کرد و در برابر فشارهای دشمن انفعال نشان داد جریانی که در سال 88 به بهانه واهی تقلب در انتخابات درصدد براندازی برآمد و هم اکنون نیز به فتنه گری در کشور ادامه میدهد.
2. جریانی که شعار محوری اسلام ناب محمدی را به شعار مکتب ایرانی تبدیل و ناسیونالیسم ایرانی را در مناسبات داخلی و جهانی پر رنگ میکند. طبیعی است وقتی شعار ناسیونالیسم ایرانی پر رنگ شود، شعار پان عربیسم و پان ترکیسم و... نیز در دیگر کشورهای اسلامی پر رنگ تر خواهد شد و به جمهوری اسلامی به دیده رقیب قومیتی نگاه میکنند نه رفیق و یار و همراه و مدل موفق قابل تقلید. سالها بود که استکبار بر تنور این انحراف هیزم میریخت ولی رهبری هوشمند انقلاب اسلامی از طرح آن توسط این گونه جریانات به شدت جلوگیری میکرد. تجربه تاریخی نشان داده است که شعار ناسیونالیستی، قرین موفقیت نیست و نمیتواند ملتها را به اهداف بزرگ خود رهنمون سازد؛ چنان که شعار ناسیونالیستی عربی جمال عبد الناصر در وسط راه ابتر ماند و نتوانست دیگر ملتهای مسلمان غیر عرب را به سوی خود جذب کند. روشن است اگر شعار ناسیونالیستی مکتب ایران هم از سوی ایادی مستقیم آمریکا و مدعیان اصلاحات مطرح میشد، مردم زودتر در برابر آن موضع میگرفتند. ولی طرح این فکر انحرافی از سوی فردی که در لوای اصول گرایی قرار گرفته کمتر حساسیت بر انگیز است. اما شخصیتهای بصیر و هوشمند انقلاب که همواره انحرافات را در زمان انعقاد نطفه آن شناختهاند، این انحراف را نیز در همان اوان پیدایش تشخیص داده خطر آن را گوشزد کردند. درست به همین دلیل بود که آیت ا... مصباح آن را یک شعار خطرناک دانست و طراح آن را غیر خودی معرفی کرد.
3. جریان سوم، جریان وهابیت و تندروهای سلفی است که با شعار تکفیر و اتهام شرک و اهانت به مقدسات و تخریب اماکن مقدسه و قتل و کشتار شیعیان در عراق و افغانستان و عربستان به جنگ مسلمانان بهویژه تشیع آمدهاند و هر روز بر پرونده قطور جنایات خود میافزایند. این گروه در تلاش است تا سیاست استکبار -اختلاف بینداز و حکومت کن- را به هرنحو ممکن در میان ملتهای مسلمان به اجرا درآورد و با جنگهای مذهبی، همان نقش دشمن را به عهده گیرد. فعالیتهای این گروه در سالهای اخیر در شبکه مجازی و ماهواره بسیار گسترش یافته است.
4. شیعیان بی بصیرت
این گروه، جریانی است که در میان شیعیان زندگی میکنند و پایبندی خود را به مکتب تشیع اعلام میدارند و مراسم عزاداری ائمه را بسیار پر رنگ تر از دیگران برگزار میکنند ولی عملا در راستای اهداف دشمن گام برمیدارند. راه اندازی شبکههای ماهوارهای و سایتهای متنوع و توهین آشکار به شخصیتهای مورد احترام اهل سنت از ویژگیهای این جریان است. این گروه عملا برای گروه سوم سوژه مناسب فراهم کرده تا بتوانند با توجیه بیشتر دست به قتل و کشتار و اتهام کفر و شرک بزنند و زمینه را برای اهداف دشمن فراهم کنند. جالب است برخی از این شبکههایی که به اسم شیعه به شخصیتهای مورد احترام اهل سنت اهانت میکنند با بودجه شیطان بزرگ اداره شده و محل آنها نیز در آمریکاست.
اکنون روشن است که اتاق فکر و ستاد عملیاتی این چهار جریان کجاست و از کجا تغذیه میشوند. و چه هوشمند است رهبری معظم انقلاب که همه این جریانات را در همان اوان شکل گیری شناخته و بهموقع برنامههای آنان را خنثی کرده اند.