تهیه و تنظیم: علیرضا دهشیری
در زمان جنگ جهانی دوم بین وزارت خارجه و مسؤولان ارشد بیبیسی صحنه پیکار خاموش بر پخش اخبار وجود داشت، که در نهایت به توافق رسیدند که انتشار مطالب تبلیغاتی و فرمایشی دیکته شده از سوی وزارت خارجه در برنامههای رادیو بیبیسی قرار گیرد و این گونه وانمود شود که این مطالب بهعنوان مطالب ارسالی از یک خبرنگار ظاهرا مستقل میباشد. در نهایت بی بی سی پذیرفت که دولت انگلستان به لحاظ قانونی میتواند با پذیرش کامل و علنی، پخش هر چیزی را از بیبیسی فارسی بخواهد.
در حالی که برخی از نویسندگان در استقلال و بیطرفی بخش فارسی بیبیسی قلمفرسایی میکردند بعضی از کارکنان آن رسانه از دخالت وزارت خارجه بریتانیا در محتوای برنامهها سخن گفتهاند، عباس دهقان که از نخستین گزارشگران بخش فارسی بیبیسی است، صریحاً در عدم استقلال آن رسانه چنین گفته است: «ما دقیقاً آن چه که به ما داده میشد میخواندیم. ما مجاز به هیچ تغییری نبودیم. دو نفر انگلیسی بودند که به آن چه که ما پخش میکردیم نظارت میکردند. آنها به زبان فارسی صحبت میکردند و به دقت گوش میکردند.»
در سالهای 1320 تا 1328 رادیو بیبیسی فارسی در بین ایرانیان در حال شکلگیری بود. در این دوره مقامات وزارت خارجه بریتانیا قصد داشتند نفوذ خود را بر بیبیسی به ویژه بخش فارسی به شکل غیرمستقیم و نامحسوس اعمال کنند. اما دولت استعماری بریتانیا با آغاز جنبش ملی شدن صنعت نفت در ایران، مصالح ملی خود را در خطر دید، لذا دخالت خود را در برنامههای فارسی رادیو بیبیسی علنی کرده و این سرویس را مجبور کرد به طور آشکارا با سیاستهای تامین کننده مالی خود همراه شده و نخست با تهیه گزارشها و تفسیرهایی تصویری مثبت از کارنامه شرکت نفت انگلیس و ایران ارایه نماید، سپس با هماهنگی کامل با دولت لندن افکار عمومی جامعه ایرانی را در مقابله با ملی شدن صنعت نفت و سرنگونی مصدق در 28 مرداد 1332 آماده کنند. از این رو به دنبال روی کار آمدن دولت مصدق در خرداد 1330 و با بالا گرفتن تدریجی مناقشه بین تهران و لندن و طرح احتمال وارد کردن ناوهای جنگی بریتانیا به آبهای ایران و اشغال مراکز نفتی، مسؤولان وزارت خارجه بریتانیا به بخش فارسی دستور دادند تا 15 دقیقه به برنامههای روزانه خود بیفزاید. این افزایش برنامه بیبیسی فارسی پس از منتفی شدن گزینه نظامی بریتانیا علیه ایران متوقف شد.
دخالت وزارت خارجه بریتانیا در برنامههای سرویس جهانی بیبیسی برای پخش برنامههای تبلیغی علیه ملی شدن نفت در ایران و حکومت مصدق تا آن جا پیش رفت که تهیه کنندگان و کارکنان فارسی زبان این شبکه بهعنوان اعتراض به این سیاست دست از کار کشیدند و دست کم برای مدتی حاضر به این کار نشدند.
اما در نهایت فشارهای دولت بریتانیا بر بیبیسی فارسی در تولید و پخش برنامه علیه ملی شدن نفت در ایران، منجر به کودتای 28 مرداد 1332 و سرنگونی حکومت مصدق شد. بیبیسی در روز 22 آگوست 2005 برنامهای را با نام «سند» تحت عنوان «یک کودتای خیلی بریتانیایی» پخش کرد. در این برنامه «مایک تامپسون» مجری و برنامهساز شناخته شده این شبکه تصریح کرد که گوینده بیبیسی در 28 مرداد 1332در هنگام پخش برنامه با اعلام جمله «اکنون ساعت دقیقا 12 است» به جای جمله همیشگی خود «الان ساعت 12 است» پیامی رمزی را به شاه و همراهانش ارسال کرد و در این پیام آمادگی لندن را برای عملیات کودتا اعلام نمود.
در سالهای 1332 تا 1352 در حالی که شاه به مرور بر قدرت خود میافزود بیبیسی روابط نسبتا مناسبی با ایران داشت. بریتانیا با پذیرش حضور جایگاه اول در صحنه سیاسی ایران برای آمریکا، تلاش داشت تا در مبادلات نظامی و اقتصادی به رتبه نخست و بالاتر از دوست و رقیب خود آمریکا دست یابد.
تا آن زمان روشهای تبلیغی و رسانهای سرویسهای داخلی و خارجی بیبیسی توسط حکومت پهلوی و شخص شاه تایید میشد و حتی بیبیسی در تهران دارای دفتر بود. اما با تغییرات بینالمللی در سال 1973، افزایش چهار تا پنج برابر بهای جهانی نفت و بالا گرفتن اقتدار شاه در سایه حمایت آمریکا، تهران نیز درباره تبلیغات بیبیسی در راستای به دست آوردن جایگاه برتر نسبت به آمریکا، حساسیت نشان میداد. این مساله تا جایی پیش رفت که پس از پخش یک فیلم مستند در برنامه تلویزیونی بیبیسی علیه حکومت ایران، شاه رسما دستور تعطیلی کامل دفتر بیبیسی در تهران و اخراج کارکنان آن را صادر کرد. این اقدام موجب شد تا چند ماه بعد مناسبات تهران لندن تحتالشعاع آن قرار گیرد.
طی این مدت بیبیسی ضمن ارایه سیاستهای رسمی لندن در قبال تهران، گاه بهعنوان اهرم فشار عمل کرده و با انتقاد از عملکرد نظام سعی داشت برای منافع بریتانیا در تهران گروکشی کند. البته گاهی هم مشکل بیبیسی با ایران مرتبط با منافع ملی ایران میشد. این موضوع را در مواضع این پایگاه وابسته به استعمار پیر انگلیس در قبال مساله جزایر سه گانه خلیج فارس و اعاده حاکمیت ایران بر آنها و مواضع ضدایرانی و هواداری از اعراب به وضوح میتوان یافت.
آنتونی پارسونز سفیر بریتانیا در تهران در روز اول آگوست 1975 برابر دهم مرداد 1354 در گزارشی انتقادی و محرمانه به لندن علیه عملکرد بیبیسی فارسی ضمن اشاره به پایین بودن مخاطبان این شبکه نوشت: «من سی سال است که درگیر مسائل خاورمیانهام و میتوانم صادقانه بگویم که نه پیشداوری علیه بیبیسی دارم و نه ضد اطلاع رسانی هستم.... من از موضع فوری مصلحتاندیشی سیاسی به موضوع نگاه نمیکنم.... بگذارید 25 سال به عقب برگردیم و به آینده بنگریم، میتوانیم قسم بخوریم که در یک دوره 25 ساله، سرویس عربی و فارسی بیبیسی کسانی را که در این دوره دولتهای آلترناتیو طرفدار غرب در خاورمیانه تشکیل داده و یا بخشی از آن حاکمیت شدهاند، تحت تأثیر خود قرار داده است... واقعیت این است که در این دوره، رژیمهای پوشالی و چینش کنونی خاورمیانه در دوره پس از جنگ جهانی دوم خودکامهتر و مستبدتر [از رژیمهای قبلی] هستند.»
به هنگام آغاز انقلاب اسلامی در ایران، بیبیسی در ابتدا تلاش در کمرنگ نشان دادن این نهضت را داشت، ولی به مرور و با اوجگیری انقلاب، این رسانه نیز ناگزیر به انعکاس رویدادها و خواستههای انقلابیون شد. هر چند دستاندرکاران بیبیسی بایستی مراقب مناسبات فیمابین ایران و انگلستان و جایگاه آن در ایران باشند. زیرا هر چند دولت انگلیس همان طور که قبلا اشاره شد با وجود آمریکا مایل بود با ایجاد تحرکات و تغییراتی در منطقه مجددا یکهتاز عرصه شود، اما اگر رژیمی مانند رژیم فعلی ایران روی کار میآمد دیگر مجالی نه برای انگلیس بود و نه فرصتی برای سلطه استکبار جهانی؛ آمریکا بود.
با بررسی وضعیت بیبیسی در سالهای پس از انقلاب ذکر چند نکته به صورت گذرا ولی قابل تامل ضروری است:
در سالهای پس از انقلاب، بیبیسی فارسی به دلایل مختلف محیطی امن برای فعالیت افرادی بوده که با نظام جمهوری اسلامی سر ناسازگاری داشته و حتی به طور فعال و سیستماتیک در سازمانهای سیاسی و شبه نظامی ضدانقلاب عضو بوده و یا هوادار آن بودهاند. در حالی که این اقدام در تضاد آشکار با همه منشورهای قدیم و کنونی بیبیسی و ادعای بیطرفی و عدم جانب داری آن شبکه میباشد.
به همراه تحولات رسانهای در دهه 1980 و ظهور شبکههایی چون سی.ان.ان، صدای آمریکا و...، سرویس جهانی بیبیسی و به تبع آن بخش فارسی تا حد زیادی، در رقابت با این شبکههای دست از تربیت نیروهای برجسته برای کادرخود و تولید برنامههای تخصصی برای مخاطبان دست کشید و به تولید برنامههای عامهپسند روی آورد.
با گسترش اینترنت، در دهه 1990 بیبیسی نیز به پخش آنلاین و اینترنتی مجهز شد و سرویس فارسی آن رسانه نیز از راهی جدید به ارتباط گیری با مخاطبان فرامرزی خود پرداخت.
بر اساس پیروی سرویس جهانی بیبیسی از منویات وزارت خارجه انگلستان، این شبکه در سالهای اواخر دهه 1990 و سالهای بعد از آن، در حالی که در اوج مشکلات اداری و مالی بود و مشغول خانهتکانی و کاهش برنامهها و بخشهای مختلف خود بود، ناگهان در اکتبر 2006، با چراغ سبز از سوی وزارت خارجه و پارلمان آن کشور شبکه تلویزیونی فارسی زبان (PTV) در سال 2008 توسط بیبیسی تاسیس شد.
در سالهای اخیر انگلستان یک بازنگری جدی در بحث دیپلماسی عمومی صورت داده است و این برنامه مورد حمایت پارلمان آن کشور نیز قرار گرفته است. برای نمونه در این باره میتوان به فعال شدن مجلس عوام در بحث پابلیک دیپلماسی و لزوم تحول رسانهها، حمایت از چند طرح تحقیقاتی درباره ابعاد مختلف سرویس جهانی و برگزاری یک همایش نسبتا بزرگ دو روزه در دسامبر سال گذشته در دانشگاه لندن اشاره کرد.
مسؤولان وزارت خارجه بریتانیا و سرویس جهانی بیبیسی در راستای دیپلماسی عمومی خود سالها است که به این نتیجه رسیدهاند چرخ تبلیغات راهبردی و دیپلماسی عمومی آن کشور با دروغ پراکنی مستقیم و مداوم نمیچرخد. بلکه برای جلب افکار عمومی باید گزارشها را درست ارایه داد اما مصادیق غلط و ناقصی از آنها ارائه داد. همچنین از طریق برخی مجادلهها و مغالطات، اطلاعاتی خلاف واقع را با رنگ و لعابی زیبا اما فریبنده پخش کند.
هرچند بر اساس برخی شواهد موجود در بخش فارسی این چنین نشان داده میشود که برنامهسازان در انجام کار خود آزادند، ولی آنهایی که هماهنگ با سیستم مرکزی عمل نمیکنند به مرور زمان مورد انتقاد قرار گرفته و منزوی میشوند، آنها به ندرت و یا حداکثر دیر به دیر ارتقای درجه مییابند و نهایتا با شرایطی مواجه میشوند که یا باید بیسر و صدا به کار خود بهعنوان یک کارمند دون پایه و تحت امر افراد کمسابقهتر از خود ادامه داده و یا مانند شماری دیگر عطای بیبیسی را به لقای آن ببخشند.
یکی از این موارد معرفی خود این شبکه میباشد که در برخی نوشتهها و مصاحبههای مربوط به بیبیسی چنین اشاره شده که دخالت وزارت خارجه بریتانیا در بخش فارسی محدود به دورههایی خاص مانند شهریور1320، ملی شدن نفت یا پس از 11 سپتامبر 2001 است و غیر از این دولت انگلستان هیچ دخالتی در نحوه کار تهیه کنندگان این شبکه ندارد.
با توجه به اهداف دیپلماسی عمومی دولت انگلستان و نفوذ آن در سرویس جهانی بیبیسی، این شبکه سعی بر پایین نگهداشتن سطح کیفی و دانش عمومی تصمیم گیرندگان بخش فارسی بیبیسی دارد تا از افرادی از بیرون برای این شبکه بخصوص در بخش تلویزیون استخدام شوند که این افراد ضمن اینکه دارای قابلیتهای فنی فاقد خلاقیت و غیرقابل انعطاف و غیرحرفهای هستند، اما هیچ گونه تأثیری در محتوا و سمت و سوی آن ندارند. این عده در واقع بار اصلی بخشهای سه گانه بیبیسی فارسی (رادیو، سایت اینترنتی آنلاین و تلویزیون) را برعهده دارند.
این عدم دانش کافی مسؤولان بخش فارسی در عمل موجب شده تا این شبکه بیش از پیش نیازمند شبکه مادر و اصلی بیبیسی شود و همانند دوران اولیه بیبیسی، بخش فارسی حتی درباره مسایل مربوط به ایران، اسلام و خاورمیانه بیشتر همانند دارالترجمه و بازتاب نوشتههای گزارشگران انگلیسی زبان عمل کند.
سرویس جهانی بیبیسی با استفاده از منابع فنی و متنوع دارای قدرت بازتولید بسیار زیادی میباشد. او با بهرهگیری از 200 خبرنگار در بیش از 70 دفتر خبری در دنیا سعی دارد جهت پیشبرد اهداف خود نقاط قوت و ضعف جوامع را شناسایی کند. این سرویس استکباری جهانی تلاش بر تعامل و هماهنگی بین خبرنگاران و تهیه کنندگان خود در بخشهای مختلف به ویژه بخشهای فارسی دارد. او در برنامههای روزانه و هفتگی خود به وسیله پرداختن به موضوعات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با پخش برنامههای موسیقی، هنری، فرهنگی، علمی، فنآوری، ورزشی و پخش برنامههای چالشی و تعامل چند رسانهای با ظاهری زیبا و جذاب سعی در جذب افکار عمومی به ویژه قشر جوان دارد.
بیبیسی در برنامههای خود در ظاهر تصویر واقعی از ایران و جهان را ارائه مینماید، نیازهای مخاطبان خود را پاسخگو است، خلاء رسانهای در جامعه ایرانی را پرمیکند، معیارهای نویی در عرصه پخش برنامههای تلویزیونی به زبان فارسی پدید آورده است و این که هدف او تغییر رژیم نیست بلکه تعامل با نظام جمهوری اسلامی است اما در پشت پرده هدف اصلی این شبکه تأثیرگذاری بر افکار عمومی در بلند مدت، تغییر نگرش و رفتار مخاطبان، ظرفیتسازی در ساختار فکری مخاطبان، موجه نشان دادن و ترمیم چهره غرب، ایجاد تریبون برای مخالفان و منتقدان نظام و در نهایت براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی است.
بیبیسی فارسی سعی دارد نقش اطلاعاتی در بحرانها و رویدادهای سیاسی ایران داشته باشد. او تلاش برای جذب مخاطبان تحصیل کرده جامعه ایران و جوانان به برنامههای خود را دارد و خود را در رویدادهای داخلی ایران در حوزههای مختلف بیطرفی نشان میدهد. این سرویس استکباری سعی دارد تلویزیون بیبیسی فارسی را به منبع خبری برای ایرانیان در بحرانهای سیاسی یا اجتماعی تبدیل کند.
روش و سیاست او برای رسیدن به این اهداف این است که وانمود کند میان دولت انگلیس و رسانه بیبیسی فاصله است، هیچ گاه به صورت عریان علیه نظام مانند صدای آمریکا نمیتازد، او سعی میکند انتقادات به سیاستها و راهبردهای اصلی نظام را با چگالی کم و با ظرافت مطرح کند تا از دلزدگی مخاطبان و احساس سیاسی بودن شبکه جلوگیری کند. او مسائل ایران را بهعنوان موضوع مشترک مورد علاقه خود و مخاطبان فارسی زبان مطرح میکند و با بنیادهای فکری مردم ایران به صورت صریح و زننده مخالفت نمیکند و سعی میکند برنامههای خود را با فضای شاد و مفرح ارائه دهد و از صحنههای تیره و تار پرهیز کند.
به طور کلی شبکه خبری بیبی سی فارسی در پی القای ناامیدی، یاس، غم و افسردگی، ایجاد رعب و وحشت، سست کردن اراده، ایجاد تضاد، خستگی، آشفتگی و پریشانی است. او به دنبال مخدوش کردن چهرهها، ملتها، اقوام، مذاهب و حاکمیتها است.