تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۱۶۹۱۱
شکست نقشه های غرب در منطقه

«این» خاورمیانه و «آن» خاورمیانه


سحاب فاطمی
راهبردهای غرب در خاورمیانه یکی پس از دیگری با شکست مواجه می شود.کمیته چهار جانبه کوارتت متشکل از ایالات متحده آمریکا،روسیه ،اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل متحد عملا در این میدان بازنده گردیده و نماینده این کمیته یعنی تونی بلر نیز دیگر نمی تواند از خاورمیانه جدید مدنظر بوش سخن به میان آورد.در دوران ریاست جمهوری بوش پسر نومحافظه کاران از خاورمیانه بزرگ و جدیدی سخن گفتند که در آن محوریت با ایالات متحده و غرب بوده و منطقه نیز می بایست قاعدتا حول این محور تعریف شود اما امروز نه تنها محوریت با ایالات متحده و غرب نیست بلکه هر روز بر شدت غرب ستیزی در منطقه افزوده می شود.وقوع قیامهای تونس،مصر و لیبی این روند را تشدید کرده است .
رسانه های وابسته به کاخ سفید و اتحادیه اروپا این روزها با وسواس و نگرانی خاصی از خاورمیانه سخن می گویند.استراتژی تازه غرب حضور بیشتر در خاورمیانه و همسان سازی خود با تحولات موجود در منطقه است.غرب دریافته است که با سقوط نظامهای سیاسی غربگرا در شمال آفریقا و خطراتی که در این زمینه برای دیگر متحدان واشنگتن مانند اردن و بحرین به وجود آمده است دیگر نمی توان خاورمیانه را به زمین بازی غرب تشبیه کرد.به عبارت بهتر خاورمیانه دیگر در اختیار غرب نیست و ایالات متحده در این میدان بازنده ای مطلق است.
هزینه هایی که واشنگتن،لندن و تل آویو در راستای حضور نظامی در لیبی یا حمایت از عربستان سعودی انجام می دهند جملگی تلاشهایی در راستای حضور فیزیکی بیشتر در منطقه است .استراتژیستهای غربی بر این باورند که غرب عملا خاورمیانه را از دست داده است .زمانی که بوش پسر عراق را اشغال کرد غربی ها از حضور بلند مدت خود در منطقه سخن می گفتند اما این بار گوی و میدان در دست ملتهایی است که از حکام وابسته به غرب خسته شده اند.
ایالات متحده در صدد است تا به هر نحو ممکن پیام اصلی قیام مصر و تونس و لیبی مبنی بر "گذار از غرب"در جهان منتشر نشود اما در این خصوص ناموفق مانده است . اختیار بازی غرب در خاورمیانه ،با سرعتی مافوق انتظار دارد از دست ایالات متحده و اتحادیه اروپا خارج می شود.کمیته کوارتت به رهبری تونی بلر به کمیته ای بی خاصیت و تشریفاتی تبدیل شده است . برخی رسانه ها طی روزهای اخیر تاکید کرده اند با توجه به آنکه سفر «کاترین اشتون» به شماری از کشورهای خاورمیانه در هفته گذشته پایان یافت، هم اکنون استراتژی دیپلماتیک اتحادیه اروپا در قبال کشورهای منطقه بیش از گذشته آشکار شده است.این استراتژی حضور بیشتر در خاورمیانه است.اما این استراتژی حضور چگونه می خواهد تعریف شود؟
زمانی که زمینه ای برای حضور ایالات متحده در منطقه نیست و قیامهای اخیر نیز با دخالت ملتها صورت پذیرفته است دیگر بهانه ای برای حضور ایالات متحده با قی نمی ماند.از سوی دیگر،ملتهای منطقه تجربه عراق را پیش رو دارند.تجربه ای تلخ که به سبب حضور نیروهای اشغالگر در این کشور تحقق پیدا کرد .تا به امروز آثار و تبعات حضور ایالات متحده در عراق ادامه دارد. به نظر می رسد ایالات متحده به صورت موازی در حال پیگیری استراتژی حضور در خاورمیانه است .باراک اوباما که سعی داشت نبض تحولات مصر و تونس را به دست گیرد هم اکنون چاره ای جز انطباق خود با تحولات جاری در این کشورها ندارد.سقوط بن علی و مبارک نقشه های غرب در خاورمیانه را نقش بر آب کرده است. سفرهای اشتون حاوی پیامی آشکار است و آن این است که اتحادیه اروپا تلاشهای خود را برای تقویت روابط با کشورهای منطقه و گسترش نفوذ در جهان عرب افزایش داده است. اما آیا این تلاشها می تواند با توجه به سوء پیشینه غرب در خاورمیانه به نتیجه برسد؟
نومحافظه کاران افراطی در دوران ریاست جمهوری بوش پسر ، مختصات خاورمیانه جدید را ترسیم کردند.اما این مختصات با آنچه در شمال آفریقا و کشورهای عربی می گذرد به طور کامل مغایرت دارد.
در خاورمیانه جدید مدنظر اتاقهای فکر آمریکا مبارک و بن علی جایگاهی محترمانه و تثبیت شده داشته اند اما در خاورمیانه امروز شاهد احتضار این دو به صورت همزمان هستیم.
بنابر این جای مهره ها در استراتژی ترسیم شده قبلی از سوی ایالات متحده تغییر کرده است و همین مسئله شکست ایالات متحده را به صورتی رسمی اعلام می کند!
دیکتاتورهای تونس و مصر به دنبال قیامهای مردمی از عرش قدرت فرو افتاده و قدرت در دست مردمی افتاده است که نمی توانند خیانتهای غرب در دوران دیکتاتوری حاکمان سقط شده خود را از یاد ببرند.
بنابر این اعتمادی نسبت به غرب در میان ملتهای منطقه وجود ندارد.این قاعده در خصوص لیبی پررنگ تر است.
ملت لیبی شاهد بودند که کشورهای انگلیس و ایتالیا به عنوان دو کشور اروپایی مهم چگونه در روزهای اول کشتار آنها توسط قذافی در قبال این جنایت سکوت کردند.هم اکنون واشنگتن و اتحادیه اروپا در صدد نفوذ به خاورمیانه ای هستند که کوچکترین علاقه ای نسبت به آن ندارند.آنها نه تنها در شمال آفریقا،بلکه در لبنان نیز مغلوب شده اند.
به راستی ایالات متحده آمریکا چگونه می توانست تصور کند که حزب الله با یک بازی پیشدستانه دیگر قبل از اعلام حکم دادگاه تشریفاتی حریری دولت حامی غرب را از بین برده و دولتی مردمی و برخاسته از اراده ملی را جایگزین آن کند؟
مشابه این موضوع در عربستان سعودی،بحرین،اردن و یمن رخ داده است .
بدیهی است که اساسا کنترل بازی سیاسی و استراتژیک در خاورمیانه از دست غرب خارج شده و ایالات متحده و شرکایش ناچارند تابع محض شرایطی باشند که در منطقه به وجود آمده است.
بی دلیل نیست که بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران مسائل آمریکا از این کشور به عنوان بازنده مطلق حوادث و رخدادهای اخیر نام می برند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات