مجتبی حسینی
رابطه ایران و اردن که پس از اتمام داستان سلطنت پهلویها سرد و بیروح شده بود با تماس تلفنی محمود احمدینژاد به عبدالله دوم و پیش از سفر تاریخی به لبنان آغازی دوباره داشت. گفتههای بسیاری در این باب از سوی سیاستمداران و رسانههای 2 کشور منعکس شد و اما ناگفتهها در این میان نیز کم نبود. تماس تلفنی رییسجمهور با پادشاه اردن گویا مقرر کرده بود تاسر آغاز نوینی را در معادلات و معاملات 2 کشور رقم بزند. اینچنین بود که محمود احمدینژاد رفیق شفیق خود را در مقام سفیر ایران نزد شاه اردن فرستاد تا اسفندیار دولت قدم اول را در آب کردن یخهای دیپلماتیک بردارد.
رحیم مشایی که با عنوان فرستاده ویژه رییسجمهور ایران به گپ و گفت با عبدالله دوم نشسته بود، پیام کتبی احمدینژاد را در دستان شاه اردن نهاد. پیامی که اگرچه درباره راههای توسعه روابط دو کشور و اوضاع منطقهیی و بینالمللی به رشته تحریر درآمده بود اما حکایت چیز دیگری بود. بعد از 32 سال نارفیقی میان دولتهای ایران و اردن و برای نخستین بار پس از تمام این سالها دولت ایران از شاه اردن برای بازدید از ایران دعوت رسمی ارسال کرده بود.
عبدالله دوم پادشاه اردن نیز در دیدار با رحیم مشایی بر ضرورت ادامه گفتوگوها در مسیر توسعه و پیشرفت روابط اردن و ایران در دیدار قریبالوقوع وی با رییسجمهور ایران در «امان» یا «تهران» تاکید کرد. شاه اردن در این دیدار بر نکات مهمی تاکید کرد که باید پرونده جدیدی در روابط ایران و اردن باز شود. اما تنها پس از یکماه از سفر مشایی به اردن میگذشت که پایگاه الکترونیکی «ویکیلیکس» سندی را منتشر کرد که براساس آن «زید رفاعی» نخستوزیر اسبق و رییس سابق مجلس سنای این کشور اعلام کرده بود که در صورت دستیابی ایران به سلاح هستهیی، راهکار نظامی تنها گزینه جهت پایان دادن به این مساله است. البته بلافاصله پس از انتشار این سند، دولت اردن رسما اعلام کرد که این اسناد بیانگر موضع رسمی این کشور نیست.
دولت اردن در پاسخ به انتشار این اسناد، بلافاصله با صدور بیانیهیی اعلام کرد که موضع اردن در قبال موضوع هستهیی ایران ثابت است و همانگونه که عبدالله دوم پادشاه این کشور بارها اعلام کرده، اردن هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را رد میکند و نسبت به نتایج منفی این مساله روی امنیت و ثبات منطقه هشدار میدهد. اما این روزها ماجرای دعوت از شاه اردن ودر ساعاتی که سونامی عدالتخواهی اعراب، خشت به خشت کاخهای شاهان خودکامه عرب را به لرزه و لرزش درآورده نقها و نقدهای کثیری را روانه دیپلماسی دولت احمدینژاد کرده است. به نحوی که تعدادی از نمایندگان مجلس از احمدینژاد خواستند تا این درخواست را لغو کند.
اما احمدینژاد نشان داده است که میداند چه میکند. به نحوی که حتی در برابر پرسش خبرنگاری که از وی درباره عقبنشینی دولت درباره دعوت از ملک عبدالله دوم پرسید با جدیت گفت: «من از پادشاه حکومت اردن برای سفر به ایران دعوت کردم و ایشان اظهار تمایل کرد. اما سفر را به عقب انداخت و اینکه گفته میشود دولت عقبنشینی کرده است معنی ندارد.» همین پاسخ رییسجمهور کافی بود تا سرو صداها آغاز شود.
خلاصه تمام علیه گفتنها در همین حد خلاصه شدنی است که «در مقطع فعلی با توجه به وضعیتی که در منطقه وجود دارد این دعوت مناسب نیست.» و از سوی دیگر لهگویان در مقام دفاع از این اقدام رییسجمهور با تاکید بر آگاهسازی پادشاه اردن از توطئه امریکا و رژیم صهیونیستی برای جلوگیری از تجزیه این کشور خواستار آن شدند تا به هر نحوی که شده ملک عبدالله دوم به ایران بیاید تابا انجام این سفر ایران بتواند بازی امریکا را در منطقه را بر هم زند.
با توجه به اظهارات رییسجمهور در کنفرانس خبری روز دوشنبه و مباحثی که پیرامون تلاش امریکا و اسراییل برای تجزیه خاک اردن و تشکیل دولت فلسطین در این سرزمین این گمانه در اذهان جاری و ساری میشود که عبدالله دوم اگرچه کشورش پیمان سازش با اسراییل بسته است اما از ترس تجزیه شدن خاک کشورش، تمام اطلاعات مرتبط با این موضوع را در اختیار دولت ایران قرار داده است. پادشاه اردن که روزگاری ایران را متهم به تلاش برای ایجاد هلال شیعی در خاورمیانه میکرد گویا پی به این نکته برده است که ایران میتواند پناهگاه خوبی برای جلوگیری از عملیاتی شدن این پروژه باشد و از سوی دیگر با سفر به تهران و در شلوغ بازار خاورمیانه و سونامی بیداری اسلامی میتواند کولهباری از مشروعیت را با خود به ارمغان ببرد. شاید با همین رویکرد بود که این شاه میانسال به مناسبت فرارسیدن ایام نوروز پیام تبریکی برای مقام معظم رهبری ارسال کرد و اگرچه این پیام هرگز، پاسخی را از سوی رهبری به همراه نداشت. اما این اقدام عبدالله دوم نشان از آن دارد که اردن امروز ایران را پناهگاهی امن برای جلوگیری از تجزیه شدن خود میپندارد.
اما نگاه جمهورى اسلامى نسبت به گسترش رابطه با اردن چیست وچگونه باید باشد؟ اردن جایگاه ویژهیى در خاورمیانه دارد. اولا در همسایگى فلسطین و عراق است، یعنى دو مرز طولانى با دو کشور مهم عراق و تشکیلات خودگردان فلسطین دارد. این مساله باعث شده است که حضور فلسطینىها و عراقىها در اردن بسیار پررنگ باشد و شکلگیرى چنین جامعهیى در اردن براى ایران مهم شود. ایران بدلیل مواضع اصولی که درباره مقاومت وحمایت از آرمان فلسطین دارد در بین مردم مسلمان اردن از جایگاه معنوى خاصى برخوردار است. ازسوی دیگر حفظ و توسعه روابط سیاسى ایران با اردن، همانگونه که اردنىها نگاه مىکنند متقابلا میتواند نوعى بازدارندگى را در اتخاذ مواضع منفى اردن علیه ایران به دنبال داشته باشد که این مساله ایجاب مىکند جمهورى اسلامى رابطهیى معقول و مفید با اردن را پیگیرى کند. این رابطه منطقی فضاى مثبت و مفیدى را براى مقابله با تنشهایى که گهگاه ایجاد مىشود به وجود مىآورد. در این میان ایران میتواند نیم نگاهى هم به توسعه روابط اقتصادى با اردن و ارایه امکانات و توانمندىها به این کشور داشته باشد که این مساله نیز مىتواند فضاى مثبتى را در توسعه روابط با اردن ایجاد کند. فراتر از روابط دوجانبه، جمهورى اسلامى براى توسعه جایگاه منطقهیى خود نیاز به گسترش روابط با کل اعضاى جامعه منطقهیى خود از جمله اردن دارد. رفع تنش وبازسازی مداوم مناسبات با سایرکشورهای منطقه شرط ضروری توسعه جایگاه وحضور فعال وتاثیرگذار ما درمنطقه است. از این منظر نیز رابطه با اردن براى ایران با اهمیت جلوه مىکند.
به هرحال باید منتظر ماند و دید آیا پادشاه اردن حاضر است با عقبنشینی از برخی سیاستهای غربپسند خود به سمت ایران گام بردارد یا اینکه باید به انتظار نشست و تحقق پیشبینی محمود احمدینژاد درباره تلاش ایالات متحده و اسراییل برای تجزیه اردن را به چشم دید. تعامل تهران – امان پیش شرطهای فراوانی دارد که نه تنها گپ و گفت دیپلماتیک کفایت آن را نمیکند که نیازمند گامهایی عملی و اجرایی است. باید به انتظار نشست و دید آیا محمود احمدینژاد چگونه و با چه شرایطی به گفتوگوی با عبدالله دوم خواهد نشست که تحولات اخیر خاورمیانه بر تمام جذابیتهای اردن برای ایران افزوده است.