رجب طیب اردوغان، نخستوزیر کنونی ترکیه و عبدالله گل، رئیسجمهور این کشور هر دو عضو حزب رفاه بودند. این همان حزبی است که نجمالدین اربکان، اولین نخستوزیر اسلامگرای ترکیه آن را بنا نهاده بود. ولی اردوغان در اواخر دهه 90میلادی از این حزب جدا شده و حزب عدالت و توسعه را تأسیس کرد تا اینکه به سمت نخستوزیری ترکیه رسید. اربکان هیچگاه نتوانست خیانت اردوغان را هضم کند و حتی در اظهارنظری او را به برده صهیونیستها متهم کرد.
از نگاه تحلیلگران، بعد از مرگ او چشماندازهای تازهای در عرصه سیاسی ترکیه نمایان خواهد شد. بدین معنا که اسلامگراهای ترک میتوانند به نام اربکان و به منظور ادامه بخشیدن به تلاشهای سیاسی او ائتلافی تازه شکل دهند و در جهت تقویت جنبش اسلامگراها در نظام سیاسی ترکیه گام بردارند. اردوغان ایدههای اصلی خود را در زمان شروع فعالیتهای سیاسیاش از اربکان الهام گرفت ولی با گذشت زمان، ضمن فاصله گرفتن از گذشته سیاسی خود اعلام کرد که قصد دارد با تأسیس حزب عدالت و توسعه از ارزشهای یک نوع دمکراسی محافظهکار و پیشرفته دفاع کند.
اربکان که در زمان مرگ، رهبر حزب سعادت ترکیه بود، ژانویه گذشته بهدلیل عارضه عفونتی بستری شد و از مدتها پیش روی صندلی چرخدار مینشست. مرگ اربکان در آستانه سالگرد رویدادی مهم در تاریخ ترکیه مدرن رخ داد. 28فوریه سال 1997 اربکان و دولتش بهدلیل فشارهای بیش از حد نظامیان و ارتش مجبور به استعفا شده بودند. او سال 1996 نخستوزیر دولت ائتلافی ترکیه شد و یک سال بعد از این زمان مجبور شد به خاطر اعتراضهای وارده از سوی ارتش ترکیه که حافظ منافع ارزشهای لائیک در این کشور بود، از مقام خود کنارهگیری کند. ضمن اینکه اربکان بعد از انحلال حزبش در سال 2002 به اتهام جعل اسناد در جریان محاکمهای در رابطه با سرمایههای حزب رفاه، به 2سال و 4ماه زندان محکوم شده بود.
چشمانداز سیاسی انتخابات آتی
با اینکه کارشناسان و تحلیلگران سیاسی ترکیه اعتقاد دارند با مرگ اربکان عملا عمر یک دوره خاص سیاسی و تاریخی در این کشور به پایان رسیده، اما شاید درواقع نقش تأثیرگذار رهبر سابق اسلامگراهای ترک در این مقطع زمانی برجستهتر بهنظر رسد. بهخصوص که اربکان تا آخرین لحظات عمرش در رهبری حزب سعادت ترکیه نقش فعالی داشت و حتی ظاهرا در بستر بیماری هم از تلاش برای اعمال تأثیر دوباره در فضای جامعه سیاسی کشورش دست برنداشته بود. کما اینکه بعد از مرگ او خبرهایی مبنی بر اقدامات اربکان برای تأسیس یک حزب ائتلافی به منظور شرکت در انتخابات آتی مجلس ترکیه منتشر شد و بر همین اساس کارشناسان پیشبینی کردهاند که پیروان او با تشکیل این ائتلاف برای مبارزه با حزب عدالت و توسعه وارد عرصه شوند.
تأثیرات سیاسی اربکان
بهرغم تأثیر قابل توجه اربکان در ظهور اسلامگرایان ترک در فضای سیاسی این کشور، مرگ وی فرصتی برای تفکر در مورد شرایط دمکراسی در ترکیه و تحولات سیاسی در این سرزمین از زمانیکه او در دهه70میلادی پا به عرصه سیاست گذاشت، ایجاد کرد. میراث سیاسی برجای مانده از فعالیتهای اربکان طی چنددهه اخیر، ترکیه را در هر دو این موارد با تغییرات مهمی روبهرو ساخت و در عین حال کاستیها و ضعفهای موجود در اندیشههای او را که منجر به جدایی چهرههایی همچون اردوغان از برنامههای سیاسی وی شد، برجسته ساخت. بهعبارتی دیگر، اگر امروز شرایط سیاسی ترکیه در مسیر پیچیدهای قرارگرفته، این وضعیت نتیجه اقداماتی است که نخستین نخستوزیر اسلامگرای ترکیه شخصا در سیستم سیاسی این کشور ایجاد کرد.
چه بسا که در سالهای آخر فعالیت سیاسی وی در حزب سعادت که هیچ کرسیای در پارلمان ملی ترکیه در اختیار ندارد، عملا مشخص شد که اربکان در بین محافظهکاران مذهبی هم محبوبیت سابق خود را از دست داده است. اربکان از همان ابتدا دیدگاهها و ایدئولوژیهای ملیگرایانه خود را که براساس مخالفت با وابستگی به کشورهای غربی و نزدیکی به ملل مسلمان و ارزشهای مذهبی استوار شده بودند، به صورت تشریحی برای عموم بیان کرد اما آنچه امروز از ترکیه او باقی مانده، سرزمینی است که اربکان در دهه 90میلادی بهعنوان نخستوزیر به آن خدمت کرد و حالا با تفاوتهای عمدهای نسبت به گذشته، احزابی در دل خود پرورش داده که بهعنوان رقبای اصلی اربکان در جامعه سیاسی تبدیل شدهاند.
اربکان مفهوم و معنای یک حزب سیاسی در ترکیه را بهطور کامل تغییر داد. برداشت او از اسلام اجتماعی و نقش تربیتی و آموزشی آن و خدمتگزاری به جامعه، معرف افکار او در مورد قدرت احزاب برای به حرکت درآوردن شهروندان بود. حزب رفاه ترکیه خدمات اجتماعی زیادی به مردم ارائه میکرد و انجمنهایی پدید آورد که رقیبان سیاسی این حزب در ساخت آنها ناکام بودند. اربکان شخصی بود که مفهوم یک جنبش اسلامی در بافت اجتماعی ترکیه را بهخوبی جاانداخت. بخشی از این مفهوم شرکت مستقیم در سیاستهای سکولار و ائتلاف با ایدئولوژیهای رقبا بود.
تمایل اربکان به این امر حاکی از این بود که اسلامگراهای ترک قصد داشتند استراتژیها و رفتارهای سیاسی خود را با گذشت زمان تغییر دهند تا بلکه شانس خود را برای پیروزی در انتخابات بعدی، حتی به بهای تسلیمشدن در ایدئولوژیهای اصلی خود افزایش دهند. اما درحالیکه اربکان نخستین شخصی بود که تلاش کرد این اصل مهم تفکر خویش را به همگان ثابت کند، رقیب جوانتر او در حزب عدالت و توسعه بود که توانست از این تفکر نهایت بهره را ببرد و صاحب قدرت سیاسی در این کشور شود. حالا اربکان ترکیهای را ترک کرده که با موضع میانهروی خود بین اروپا و خاورمیانه، نسبت به زمانی که او هنوز به سمت نخستوزیری ترکیه نرسیده بود، راحتتر به حیات خویش ادامه میدهد.
بهرغم اینکه هشدارهای اربکان در مورد خطر همکاری با رژیمصهیونیستی از سوی دولتهای مختلف ترکیه تقریبا با بیتوجهی روبهرو شدهاند اما نقش این کشور در تحولات منطقه در سالهای گذشته به شکل قابل ملاحظهای افزایش یافته است. نزدیکی ترکیه با همسایگانش در مقطع فعلی، بازتاب همان دیدگاههای ملی آغازین اربکان هستند اگرچه سیاستهای پشتپرده روابط خارجی ترکیه بیشتر واقعبینانه هستند و کمتر حالت ایدئولوژیک میگیرند. در واقع شاید اربکان هرگز نمیتوانست ترکیه امروزی را پدید آورد. او بیش از اندازه ایدئولوژیست بهنظر میرسید و از انعطافپذیری کمتری برای هدایت ترکیه و رویارویی با شرایطی که قرن بیست و یکم پیش روی این کشور گذاشت، برخوردار بود.