حجتالاسلام دکتر نبویان
مسأله انتخابات در میان مردم عزیز ایران اسلامی و حتی براساس نظر سنجیهای مخالفین خارجی و داخلی آقای احمدینژاد چنان روشن بود که از پیروزی قطعی آقای احمدینژاد در انتخابات حکایت میکرده است.
توجهی اندک به نظرسنجیهای مؤسسات داخلی و خارجی از جوّ فکری مردم ایران، مدعای فوق را ثابت میکند. از جمله یک بنیاد آمریکایی اروپایی به نام (TFT) طی روزهای 21 تا 30 اردیبهشتماه 1388 یعنی حدود یکماه قبل از انتخابات، در یک نظرسنجی تلفنی از 30 استان کشور و با شرکت هزار و یک نفر و با حاشیه خطای سه درصدی، اعلام کرد که 34 درصد افراد مورد پرسش به احمدینژاد و 14درصد به موسوی رأی میدهند و دیگر رقبای احمدینژاد نظیر مهدی کروبی و محسن رضایی به ترتیب دو درصد و یک درصد آرا را به خود اختصاص خواهند داد. روزنامه عربی «القدس العربی» پیش از انتخابات در گزارشی، ضمن تشریح انتخابات در ایران پیشبینی کرده بود که محمود احمدینژاد در این انتخابات با کسب 65 تا 75 درصد آرا رییس جمهور ایران خواهد شد. همچنین روزنامه فرانسویزبان «فیگارو» در توصیف فضای انتخاباتی کشورمان نوشته بود: «قشر محروم جامعه ایران طرفدار احمدینژاد هستند و وی را فردی منتخب و لایق برای ابقا در سمت ریاست جمهوری میدانند.» روزنامه فرامنطقهای «الشرقالاوسط» نیز در گزارشی آورده بود که محمود احمدینژاد، رییس جمهور کنونی ایران از شانس بیشتری برای پیروزی در مقابل میرحسین موسوی، رقیب اصلاحطلب خود برخوردار است. همچنین روزنامه آمریکایی «والاستریت ژورنال» در گزارشی، با اشاره به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران نوشته بود: «احمدینژاد به احتمال بسیار برای بار دوم بهعنوان رییس جمهور ایران برگزیده میشود». خبرگزاری آمریکایی «آسوشیتدپرس» نیز در گزارشی از شبهای پرشور انتخابات در ایران اعلام کرده بود که احمدینژاد در شهرستانها و مناطق روستایی ایران طرفداران زیادی دارد. روزنامه آمریکایی «واشنگتنپست» هم دو هفته قبل از انتخابات، از پیروزی احمدینژاد خبر داده بود. این روزنامه سه هفته قبل از انتخابات نیز به این نتیجه رسیده بود که اختلاف آرای احمدینژاد با رقیب اصلی وی، بیش از دو برابر است. همچنین روزنامه صهیونیستی «جروز الم پست» در یک گزارش تأکید کرده بود که احمدینژاد بهعنوان مردی قاطع و سیاستمداری فسادناپذیر به سمت پیروزی بزرگ در انتخابات ریاست جمهوری ایران حرکت میکند. پایگاه اینترنتی هندی «نیوکرالا» نیز در گزارشی با اشاره به انتخابات پیش روی ایران نوشته بود: «احمدینژاد به پیروزی در دور آینده انتخابات ریاست جمهوری در ایران بسیار نزدیک است». پایگاه خبری عربزبان «المحیط» هم در گزارشی آورده بود: «پیش بینی مردم منطقه خاورمیانه از نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران، حکایت از پیروزی محمود احمدینژاد دارد». در این نظرسنجی 58/60 درصد مردم منطقه، احمدینژاد را پیروز این عرصه میدانستند.
نظرسنجیهای معتبر در ایران نیز حکایت از پیروزی احمدینژاد در همان دور اول انتخابات داشت. دو پایگاه معتبر نظرسنجی در ایران یعنی صداوسیما و وزارت اطلاعات، هر دو پیروزی احمدینژاد را با آرای بیش از 60درصد نشان دادند. هیچکدام از نظرسنجیهای داخلی درصد آرای موسوی را بیش از 24 یا 25 درصد اعلام نکرده بودند. حتی روزنامه «اعتماد ملی» ارگان حزب اعتماد ملی که از نامزدی مهدی کروبی، دبیرکل این حزب پشتیبانی میکرد، در تاریخ چهارشنبه دو روز قبل از انتخابات اعلام کرد: «احمدینژاد که اکنون رییس جمهور است و از تمام امکانات موجود در رسانه ملی به سود خود استفاده میکند، در رتبه اول نظرسنجیها قرار دارد. پس از او، مهدی کروبی، سپس میر حسین موسوی و در نهایت محسن رضایی قرار گرفته است». البته تمامی نظرسنجیها حکایت از محبوبیت رو به رشد موسوی در شهر تهران داشت اما همین نظرسنجیها که در شمال تهران پیروزی 70 به 30 موسوی را پیشبینی میکرد، در جنوب تهران پیروزی احمدینژاد را به همان نسبت 70 به 30 اعلام کرده بود.
نظرسنجیهای متعدد از داخل و خارج کشور همگی موید پیروزی احمدینژاد در همان دور اول انتخابات بود. حتی تحلیل رادیوهای خارجی از جمله رادیو فارسی صدای آمریکا و بی.بی.سی این بود که تودههای مردم و قشرهای متوسط جامعه همگی از احمدینژاد حمایت میکنند و انتخابات به دور دوم کشیده نخواهد شد.(1)
حال با عنایت به مطالب یادشده، از آقای کدیور که در همین نامه ادعا کرده است: ««نویسنده نامه... در این نامه با شما بر مبنای همین «قانون اساسی» احتجاج میکند، قانونی که تا اطلاع ثانوی مبنای نظم عمومی در ایران است».(2)
میتوان پرسید که:
1- با توجه به اعمال کاملاً ضد قانونی آقای میر حسین موسوی که در قسمت قبل توضیح داده شده است رفتارهای ایشان به نظر شما چگونه قابل توجیه است؟
2- با عنایت به گزارش و بررسی وضعیت انتخابات و نیز صحت و سقم ادعاهای بیان شده نسبت به درستی انتخابات و روشن شدن بطلان ادعای مدعیان وجود تقلب در انتخابات از آقای کدیور میپرسیم شما که مدعی قانونگرایی هستید چگونه ادعا میکنید عدهای که از روی عمد دست به اغتشاش زدهاند(چنانکه قبلاً بیان شده است اکثریت معترضین از روی اشتباه وارد این جریان شده بودند و با روشن شدن امر از جریان فتنهگر و اغتشاشطلب جدا شدند) به دنبال رأی خود بودهاند؟ آیا این ادعا درست و مطابق با قانون است؟ آیا شما به دقت وضعیت انتخابات را بررسی و سپس بر اساس مدارک و اسناد قانونی چنین ادعایی کردهاید؟
علاوه بر این، با توجه به رأی 24527516 آقای احمدینژاد که 63/62 رأی دهندگان را شامل شده است، فحاشی علیه آقای احمدینژاد و ادعای اینکه او انسانی وقیح و متقلب بوده و رییس جمهور منصوب است،(3) نه رییس جمهور منتخب؛ آیا چنین ادعایی یک ادعای قانونی است؟ آیا این ادعا توهین به مردمی که به ایشان رأی دادهاند، نیست؟
مناسب آن است که همه ما به ارزشهای اخلاقی و قانون اساسی مطابق ادعای خودتان ملتزم باشیم و ادعاهای خود را بر اساس مدارک قانونی و مستند ارایه دهیم.
3- آقای کدیور! به نظر شما دفاع مکرر و سرسختانه دشمنان درجه یک ملت عزیز ایران یعنی رییس جمهور آمریکا آقای اوباما و رییس دولت اسراییل آقای نتانیاهوـ و سایر سران برخی کشورهای اروپایی از آقای موسوی به چه معناست؟ اینکه آقای اوباما و نتانیاهو موسوی را امید آزادی در ایران میخوانند، چه تفسیری میتواند داشته باشد؟ آیا به نظر شما آمریکا و اسراییل دشمنان ایران اسلامی و ملت سربلند و عزیز ایران هستند یا اینکه به نظر شما اسراییل و آمریکا که در اغلب موارد ایران را تهدید به حمله نظامی میکنند و هنوز هم میگویند که گزینه نظامی روی میز است، دشمن ملت ایران نیستند؟ آیا آمریکا در جنگ 8 ساله علیه ایران، حامی عراق نبوده است و غیر از پشتیبانیهای گوناگون در ایام جنگ، در اواخر جنگ به طورمستقیم وارد جنگ با ما نشده و هواپیمای مسافربری ما را سرنگون نکرده است؟ آیا اسراییل حامی صدام نبوده است؟ آیا صدام در زمان جنگ، هواپیمای پیشرفته سوپر اتاندارد را برای بمباران و حمله به مردم عزیز ایران از کشورهای اروپایی تحویل نگرفته است؟ آیا آلمان بمبهای شیمیایی را به عراق نداده است؟ آیا انگلستان انواع کمکها را به صدام نکرده است؟ و آیا این کشورها در همان زمان ایران را تحت تحریمهای گوناگون اقتصادی و نظامی قرار نداده بودند به طوری که تهیه سیمخاردار نیز از کشورهای دیگر ممنوع بوده است؟ و آیا اکنون نیز ایران را تحت شدیدترین تحریمهای اقتصادی قرار ندادهاند به طوری که حتی مانع رسیدن کشتی حامل دارو برای بیماران حاد کلیوی به ایران شدهاند؟
از آقای کدیور میپرسیم به نظر شما چرا دشمنان قسم خورده ملت عزیز ایران که در زمان جنگ و پس از آن خون صدها هزارتن از مردم عزیز ایران اسلامی با دستان پلید آنها روی زمین ریخته شده و دهها هزارتن معلول شدهاند، دهها هزار فرزند این مرز و بوم یتیم شدهاند؛ از آقای موسوی، کروبی و اعمال صورت گرفته دفاع کرده و آن را ندای آزادی خواندهاند؟ چرا رادیو فردا در تاریخ 28/9/1389 به نقل از «مارک کرک» سناتور جمهوریخواه میگوید: «اوباما باید رهبران جنبش سبز را برای گفتوگو به کاخ سفید دعوت کند و اعتبارات برای حمایت از دموکراسی و حقوق بشر را افزایش دهد». به نظر شما چه اشتراکی میان اهداف سران جنبش سبز و اهداف سرسختترین دشمنان اسلام و امام خمینی(ره) و مردم عزیز ایران اسلامی وجود دارد؟ اگر برخوردها و رفتارهای سران جنبش سبز را فتنه ننامیم، پس چه تعبیری از آن میتوان کرد؟
به نظر شما دفاع سلطنتطلبها، اعضای نهضت آزادی، بهاییها و منافقین و سرکرده آن رجوی و همسر او، ریگی و دوستان آنان و تمام کسانی که ضد اسلام، ضد انقلاب و ضد امام خمینی(ره) بوده و هستند از آقای موسوی و اغتشاشگران چه توجیهی میتواند، داشته باشد؟
با اندک تأمل، روشن میشود که تمام کسانی که کینه این مردم را به دل دارند و ضد اسلام، امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی و مردم عزیز ایران اسلامی هستند، طرفدار آقای موسوی، کروبی و جریان فتنه و اغتشاش میباشند.(4) ادامه دارد...